تحليلي اجتماعي از «اهتمام به امور مسلمانان» با نگاه به آيات و روايات

تحليلي اجتماعي از «اهتمام به امور مسلمانان»
با نگاه به آيات و روايات

مهدي محمّدي صيفار

چكيده

آيات و روايات متعددي به دستگيري توانگران معنوي و مادي از ناتوانان سفارش مي كند. اين مسئله نه تنها در سخن، بلكه در عمل و رفتار پيامبر عظيم الشأن(صلي الله عليه وآله) و ائمّه اطهار(عليهم السلام) تبلور داشت، تا آنجا كه هيچ گاه پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) به درخواست كنندگان «نه» نگفت. بارها حضرت علي(عليه السلام) نياز ديگران را به خود و خانواده اش مقدّم داشت و ائمه ديگر نيز همين طور. اين مقاله با تحليل برخي از كاركردهاي اجتماعي «اهتمام به امور مسلمانان» در پي آن است كه برآوردن نياز ديگران به زمان و مكان و فرد خاصي محدود نيست و در همه زمان ها و مكان ها جاري و اهميت و جايگاه بسيار والايي دارد و البته با پيچيدگي و پيشرفت جوامع، اهميت آن بيشتر شده و با توجه به كاركردهاي مهم اجتماعي آن، نياز است كه نه تنها تك تك افراد، بلكه سازمان ها و مؤسسه هاي خيريه براي رسيدگي به مشكلات معنوي و مادي انسان ها اقدام كنند تا جامعه و مشكلات آن افراد را از رسيدن به كمال باز ندارد.

معنا و مفهوم «اهتمام به امور مسلمانان»

«اهتمام» از ماده «همم» (همّ)، مصدر باب افتعال است و هنگام استعمال در آن باب، به معناي «خواستن، دوست داشتن و آهنگ كردن» به كار مي رود.1 «اهتمام» به معناي تلاش و كوشش، توجه و عنايت نيز آمده است.2 هرگاه كسي براي انجام كاري همّت گمارد و تلاش يا اقدام كند، اهتمام به كار كرده است.

واژه «امر» به معناي «كار، كار و بار، حال، شأن، حادثه و

پيشامد» آمده است.3 جمع «امر» ـ به اين معنا ـ «امور» است.4 بعضي «امور» را به معناي «نيازها و مشكلات و گرفتاري ها» هم گرفته اند. اين معاني از آنجا نشأت مي گيرد كه «امر» به معناي كار باشد; چرا كه كار به معاني حاجت، احتياج و

پيشامد ناگوار نيز آمده است.5

معناي كلمه «مسلمان» نيز روشن است; هر كسي به اسلام گرويده باشد به او «مسلمان» گويند.

در نتيجه، «اهتمام به امور مسلمانان» يعني: تلاش و اقدام براي برآوردن نيازها و حل مشكلات مسلمانان. به عبارت ديگر، «اهتمام به امور مسلمانان» يعني: «خدمت كردن»، و آن عبارت است از: اقدامي از سوي يك فرد يا سازمان در جهت تأمين نيازمندي هاي افراد يا گروه هايي خاص.6

«اهتمام به امور مسلمانان» مفهوم عامي است كه مترادف هاي زيادي از جمله تعاون، خدمات اجتماعي، ديگرياري و رفاه اجتماعي را شامل مي شود و تنها فرق اندكي با آنها دارد. «تعاون» به معناي يكديگر را ياري كردن، همدستي و دستگيري آمده است.7 تعاون معناي ياري رساندن به ديگران و در مقابل، ياري گرفتن از آنها و كمك متقابل را مي رساند. بنابراين، در تعاون، كمك متقابل وجود دارد و معمولا اقدامي جمعي در جهت هدف مشخص و مشاركت در نفع و حاصل به دست آمده است.8

در معناي «اهتمام به امور مسلمانان» كمك متقابل وجود ندارد، بلكه هر كسي يا گروهي مورد خطاب قرار گرفته است تا در حد توان، در تأمين نيازهاي آنان بكوشد، بدون اينكه انتظار كمك متقابل داشته باشد. اين معنا با «ديگرياري» مترادف است و آن كمك كردن به ديگران بدون داشتن انتظار ياري از كمك گيرنده يا بدون تصور سهم و نفعي است.9

«رفاه اجتماعي» جزو «سياست هاي اجتماعي» است كه دولت ها براي آسايش مردم جامعه خود به كار مي گيرند و شاخص هايي براي آن تعريف كرده اند. علاوه بر دولت ها، سازمان هاي غيردولتي نيز تشكيل شده اند تا در جهت رفاه مردم جامعه بكوشند. چنين اقداماتي كه هم از سوي دولت و هم سازمان ها و مؤسسه هاي غيردولتي براي تأمين نيازهاي مسلمانان صورت مي گيرد، از موارد «اهتمام» شمرده مي شود. آنگاه كه «خدمت» را به معناي «كاركردن براي كسي» بگيريم، «خدمات اجتماعي» نيز مترادف با «اهتمام» خواهد بود.

چند نكته

اول. اهتمام به امور مسلمانان، كه در روايات به صورت جمع آمده، بدين معنا نيست كه بايد براي رفع گرفتاري هاي جمعي از مسلمانان كوشيد و نه يك فرد. هم عقلا و هم نقلا ـ چنان كه بعدتر در روايات ديگري ذكر خواهد شد ـ اين عنوان فرد را نيز شامل مي شود; يعني كمك فرد به فرد يا جمع و ياري رساندن جمع (گروه، مؤسسه، سازمان) به فرد يا جمع يا اقدامات دولت براي تأمين نيازهاي فردي و جمعي از موارد اهتمام شمرده مي شود. حداقل سطح كمك به ديگري در رابطه با دو فرد معنا مي يابد و ميان آن دو كنش و واكنش رخ مي دهد.

دوم. سفارش به تأمين نيازهاي مسلمانان به عنوان وظيفه اي الهي به عهده هركسي (اعم از فرد، گروه، جامعه و دولت) گذاشته شده و در آن نبايد هيچ چشمداشت مادي در نظر گرفته شود. با توجه به اينكه افراد جمعي زندگي مي كنند و وظايف و كارها ميان افراد انساني تقسيم شده است و هر كسي كاري بر عهده دارد، انتظار آن است كه براي برقراري عدالت و رفع تبعيض و فقر و فساد و ايجاد همبستگي و الفت ميان خود، به حل مشكلات مادي و معنوي يكديگر اقدام كنند. وقتي پاداش اخروي و جهت الهي داشتن نيز مطرح مي گردد، انسان ها بايد بيشتر به ياري هم، بدون منّت، بشتابند و در انجام كار خير، از همديگر پيشي بگيرند و آنگاه است كه انس و الفت ميان آنان ايجاد مي شود و بنيان هاي جامعه هرچه بيشتر استحكام مي يابد.

سوم. متفاوت بودن استعدادهاي انساني، منزلت هاي اجتماعي و ماهيت زيست اجتماعي (تقسيم كار و اشغال به شغل هاي مختلف) اقتضا مي كند كه افراد جامعه به همديگر نيازمند باشند. رسيدگي به امور ديگران مبتني بر نياز، و نياز لازمه اجتماعي زيستن انسان است. انسان ها نيازهاي متنوّعي دارند كه مي توان آنها را به «نيازهاي دنيايي» (معنوي يا رواني و مادي) و «اخروي» تقسيم كرد. منظور از «نيازهاي دنيايي مادي»، نيازهاي جسماني است; مانند نياز به غذا، مسكن، ازدواج و كار. «نيازهاي دنيايي معنوي يا رواني»، مثل نياز به احقاق حق، ايمني، برقراري صلح و دوستي، روابط عاطفي و شاد كردن است. «نيازهاي اخروي»، احتياج هاي انسان ها در رابطه با آخرت و رسيدن به سعادت و كمال است و شامل نيازهاي فكري، عقيدتي و ديني مي شود. حل مشكلات عقيدتي، انسان ها را در رسيدن به سعادت و كمال ياري مي كند و اين يكي از امور مهمي است كه به طور مستقيم با سعادت انسان ها رابطه دارد. در واقع، از جمله مشكلات انسان امروزي، از جمله برخي مسلمانان، گرفتار آمدن در چنگ نگرش هاي مادي به جهان و به حاشيه راندن دين در زندگي است.

چهارم. در برخي از روايات، سود رساندن به طور اعم (با لفظ «ناس») آمده است كه نشان مي دهد خدمت كردن بايد با در نظرگرفتن اولويت باشد. به عبارت ديگر، مي توان چنين استنباط كرد كه خدمت به مسلمانان در درجه اول و غير مسلمانان در درجه بعدي قرار دارد، يا در ميان مسلمانان، بايد بر اساس شدت و ضعف نياز و تأثير مشكلات آنها بر جامعه و پيشبرد اهداف دولت اقدام كرد.10

پنجم. در طول زمان، امور مسلمانان فرق مي كند و مسائل تازه اي بروز مي نمايد كه لازم است آن مسائل شناخته شود و سپس براي حل آنها اقدام گردد. دامنه اين نيازها و مشكلات گاهي كوچك است كه تأمين آنها از عهده گروه كوچكي برمي آيد، ولي گاهي نيز دامنه مشكلات چنان گسترده است كه تلاش همگاني يا دولتي يا اهتمام مؤسسه هاي خيريه را مي طلبد، به ويژه آنكه اساس پيدايش مؤسسه هاي خيريه به گستردگي و پيچيدگي نيازها در عصر كنوني برمي گردد.

تحوّل خدمات اجتماعي

در جوامع پيشين و سنّتي، كه زندگي اجتماعي پيچيده نبود و روابط اعضا چهره به چهره بود، خانواده و قبيله مفهوم و جايگاه ويژه اي داشت. هرگاه كسي نيازي داشت يا به مشكلي برمي خورد، خانواده، قبيله يا جامعه او آن مشكل و نگراني و اضطراب را برطرف مي كرد. در كنار اينها، نهادهاي مذهبي نيز به صورت هاي گوناگون به ارائه خدمت مي پرداختند. نكته مهم آن است كه به خاطر سادگي روابط و محدود بودن نيازها، ضرورت ايجاد مؤسسه ها و نهادهاي سازمان يافته وجود نداشت و افراد جامعه با پي روي از فطرت انساني خود و سفارش هاي اكيد اديان، به ياري ديگران مي شتافتند. با تشكيل جوامع شهري و اجتماع هاي بزرگ، اين نياز پيدا شد تا خدمات اجتماعي دولتي شود. با ظهور انقلاب صنعتي و پيچيده تر شدن روابط اجتماعي و شيوه هاي زندگي، اين نياز ضروري تر گشت و در پي گسترش انسان هاي درمانده، بيچاره، ناتوان و بي سرپرست، سازمان ها و مؤسسه هاي دولتي و غيردولتي بسياري به وجود آمدند كه به خدمات اجتماعي مي پرداختند. بدين روي، دولت ها مجبور به طرح و اجراي برنامه هاي اجتماعي شدند، به گونه اي كه اكنون اين امر جايگاه اجتناب ناپذيري در جوامع امروزي و حتي قوانين اساسي آنها دارد. اكنون نه تنها سازمان هايي در داخل كشورها تأسيس شده، بلكه برخي از اين سازمان ها در سطح بين المللي به فعاليت مشغولند و اين امر نشان از جايگاه ويژه خدمت رساني دارد.

آنگاه كه خورشيد اسلام طلوع كرد، يكي از سفارش هاي اوليه و اكيد آن به گروندگانش و حتي به دولت اسلامي، پاييدن پيران، بي سرپرستان، يتيمان، گرسنگان و بيماران بود. اين مسئله در آيات و روايات و نيز در سيره معصومان(عليهم السلام)كاملا مشهود است.

جايگاه اهتمام به امور مسلمانان در انديشه اسلام

آيات و روايات متعددي با عنوان هاي گوناگون (از قبيل انفاق، احسان، صدقه، زكات، صله رحم و اصلاح امور ميان مسلمانان) درباره اين موضوع حقوقي ـ اخلاقي آمده است. علاوه بر آن، سيره معصومان(عليهم السلام) در اهتمام به امور مسلمانان و جامعه اسلامي، نشانگر جايگاه والاي اين ارزش اجتماعي در ميان نظام ارزشي و هنجاري اسلام و تأثير آن در ايجاد همبستگي و تحكيم روابط اجتماعي است. براي روشن شدن مطلب و درك اهتمام اسلام به اين موضوع، آيات و رواياتي كه در اين باره آمده است، ذكر مي گردد. البته پيش از آن، بايد گفت: گستردگي موارد اهتمام، عناوين متعدد و ذكر آنها مجالي كافي مي طلبد. بدين روي، براي طولاني نشدن بحث، چند آيه و روايت ـ به عنوان نمونه ـ ذكر مي شود. موارد ديگر نيز مي تواند تحت اين نمونه ها قرار بگيرد يا بيان كاركرد و تحليل آنها به موارد ديگر نيز سرايت داده شود:

الف. آيات

در خصوص اين موارد، آياتي در قرآن كريم آمده است:

1. صله ارحام: صله رحم يكي از واجبات شرعي است كه آيات و روايات متعددي بر وجوب آن دلالت دارد و با عنوان هاي گوناگون، همانند توصيه به رعايت حقوق ارحام، احسان به پدر و مادر و به ويژه مادر، به تشريح مسئله صله رحم پرداخته شده است; از جمله آيه 28 سوره بقره مي فرمايد: «كساني كه عهد خدا را پس از محكم بستن آن مي شكنند و روابطي را كه خدا به پيوند آن امر كرده است مي گسلند و در روي زمين فساد مي كنند آنان زيان كارند.»

از امام صادق(عليه السلام) درباره اين آيه سؤال شد، حضرت فرمود: مراد از «امر خدا» صله رحم است و تأويل ديگر آيه ارتباط شما با ائمّه اطهار(عليهم السلام) است.11

افراد جامعه براي ارضاي نيازهايشان با هم روابط اجتماعي دارند. منظور از «روابط اجتماعي» كمك متقابل انسان ها به يكديگر براي تأمين نياز است.12 نيازهاي عاطفي و نيازهاي مادي از جمله نيازهايي است كه افراد در ارتباط با يكديگر و به ويژه در ارتباط با فرزندان، پدر و مادر و خويشان آن را تأمين مي كنند. از اين رو، صله رحم از موارد مهمي است كه اسلام به انجام آن دستور داده است تا بدين طريق، بخش مهمي از روابط عاطفي و آرامش رواني افراد جبران شود يا بخشي از مشكلات مادي آنها از بين برود.

2. اطعام: «و به خاطر دوستي خدا، به فقير و اسير و يتيم طعام مي دهند.» (انسان: 8)

3. حمايت از مستضعفان مؤمن: «و چرا در راه خدا جهاد نمي كنيد، در صورتي كه جمعي ناتوان از مرد و زن و كودك شما، كه در مكّه اسير ظلم كفّارند، دايم مي گويند: بار خدايا! ما را از اين شهري كه مردمش ستم كارند بيرون آور و از نزد خودت براي ما سرپرست قرار ده و از نزد خودت براي ما يار و ياور قرار ده.» (نساء: 75)

4. اقدامات اصلاحي از سوي مصلحان جامعه: «خدا هيچ قومي و هيچ اهل دياري را در صورتي كه آنها مصلح و نيكوكار باشند به ظلم هلاك نكند.» (هود: 117)

ب. روايات

همان گونه كه آياتي درباره انفاق، زكات، صله رحم، احسان، اصلاح و مانند آن آمده است و از موارد اهتمام به امور مسلمانان به شمار مي روند، رواياتي نيز در قالب هاي متعدد، از جمله عجله در كار خير، نصيحت، سود رساندن و شاد كردن آمده است كه به اين امر، ترغيب و تشويق مي كنند از جمله آنها روايات ذيل است:

1. به زحمت انداختن خود براي ديگران: امام صادق(عليه السلام)فرمود: سزاوار است مؤمن داراي هشت خصلت باشد:... بدنش از او به خاطر بسياري عبادت و قضاي حوايج مردم در رنج و مشقّت باشد.13

2. آسايش مردم از دست مؤمن: در ادامه روايت قبلي، امام(عليه السلام)مي فرمايد: و مردم از سوي او در آسايش باشند.