پژوهشى درباره دلايل مخالفان و موافقانتفسير به رأى

پژوهشى درباره دلايل مخالفان و موافقان
تفسير به رأى

دكتر محمدعلى رضايى اصفهانى

 

1. مقدمه

«تفسير به رأى»، يكى از روش هاى مردود و مذموم در تفسير قرآن به شمار مى رود و دليل مذمّت احاديث اسلامى از اين كار خطراتى است كه براى مفسّر به دنبال دارد، تا آن جا كه حتى ممكن است مفسّر قرآن را گرفتار انحراف در تفسير و آتش دوزخ نمايد. از اين رو، شناخت اين روش تفسيرى براى مفسّران قرآن و احتراز از مصاديق آن از اهميت ويژه اى برخوردار است.

بيان اين نكته بجاست كه اگر روش تفسير قرآن را، اعم از صحيح و غيرصحيح بدانيم، روش تفسير به رأى در شمار روش هاى تفسيرى قرار مى گيرد، اما اگر روش هاى صحيح و معتبر تفسير قرآن مقصود باشد، آن گاه به صورت تسامحى به روش تفسير به رأى، «تفسير قرآن» گفته مى شود; زيرا در حقيقت، اين روش مقصود آيات قرآن را كشف و بيان نمى كند، بلكه رأى و نظر شخصى افراد را بيان مى نمايد. پس در واقع، محصول تفسير به رأى «تفسير قرآن» به شمار نمى آيددر مورد روايات «تفسير به رأى» و مصاديق و موارد آن، ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد. بدين روى، لازم است كه اين روايات به طور مستقل تحليل شوند و ديدگاه ها در مورد آن ها بيان شود تا بتوان پس از نقد و بررسى، به يك تعريف جامع از تفسير به رأى دست يافت. 2

2. واژگان كليدى

در اين جا، لازم است برخى از واژگان، كه مورد بحث مى باشند، تبيين گردند:

الف. تفسير: كشف و پرده بردارى از ابهامات كلمات و جمله هاى قرآن و توضيح مقاصد و اهداف آن هاست; به عبارت ديگر، تبيين مراد استعمالى آيات قرآن و آشكار كردن مراد جدّى آن ها بر اساس قواعد ادبيات عرب و اصول عقلايى محاوره است.1

ب. روش: مقصود از «روش» در اين جا، استفاده از ابزار يا منبعى خاص در تفسير آيات قرآن است كه معانى و مقصود آيه را روشن ساخته، نتايج مشخصى به دست مى دهد.

3. رأى

اصل اين واژه به معناى نظركردن به هر وسيله اى است، اعم از نظر كردن با چشم يا قلب يا به وسيله شهود روحانى يا به وسيله قوّه خيال.2

واژه «رأى» به معناى عقيده اى است كه از غلبه گمان پيدا مى شود.3 برخى از مفسّران برآنند كه واژه «رأى» در كتاب و سنّت، به معناى درك عقلانى به كار نرفته است.4

پس مى توان گفت: واژه «رأى» به معناى عقيده، ديدگاه و سليقه شخصى است كه براساس گمان شكل گرفته است.

باء: واژه باء در «تفسير به رأى» ممكن است به يكى از اين سه معنا باشد:

1. سببيّت; يعنى هر كس قرآن را به وسيله و به سبب رأى خود تفسير كند، جايگاهى از آتش دارد; ممكن است انگيزه و سبب اصلى تفسير آيه، همان رأى و نظر شخصى او باشد، در برابر كسى كه سبب و انگيزه اصلى او از تفسير، رأى او نيست، بلكه او در پى حقايق قرآن است و اگر رأى شخصى او مطابق يا مخالف تفسير باشد، برايش فرقى نمى كند.

2. استعانت; يعنى هركس قرآن را با كمك رأى خود تفسير كند، جايگاهى از آتش دارد، در برابر كسانى كه قرآن را با كمك قراين عقلى و نقلى تفسير مى كنند.

3. زايد; يعنى هر كس به جاى تفسير قرآن، رأى خود را بگويد و رأى شخصى او مصداق تفسير شود، در برابر كسى كه تفسير حقيقى قرآن را مى گويد، نه رأى خود را به جاى تفسير.

البته معناى اول و دوم با روايات