كاربرد روان شناسي در استخدام نيروي انساني

كاربرد روان شناسي در استخدام نيروي انساني

ابوالفضل ساجدي

جامعه اي كه در نظر دارد با حداقل نيرو، حداكثر بهره اقتصادي و صنعتي را با كيفيت عالي بدست آورد در صورتي به موفقيت مطلوب نائل مي‌گردد كه براساس شناسائي دقيق نيروها و استعداد‌هايشان، امور مختلف را به آنها واگذار نمايد، بويژه اجتماعي كه در حال بازسازي است و نخستين گامهاي خود را در جهت خودكفائي بر مي دارد. دقت در اين امر اسلام مورد تأكيد اكيد قرار گرفته است چنانكه از رسول خدا(ص) چنين نقل شده است: «كسي كه فردي از مسلمانان را براي انجام كاري منصوب نمايد در حالي كه مي‌داند براي انجام اين عمل، فردي بهتر و شايسته تر و آگاه تر بدستورات اسلام در بين مسلمانان يافت مي‌شود، شخص منصوب كننده به خداوند و پيغمبر اكرم(ص) و تمام مسلمانان خيانت نموده است» 1 بنابراين، عدم دقت كافي در كيفيت استخدام و كم بها دادن به برخي جوانب آن، خيانتي نابخشنودني به اسلام و مسلمين محسوب مي‌گردد. براي تحقق استخدامي مطلوب: بررسي دقيق ابعاد چهارگانه ذيل در مورد افراد ضرورت دارد:

1- اعتقادات مذهبي و ديدگاههاي سياسي

هدف از بررسي اين امر، ممانعت از ورود افرادي است ك داراي انحرافات شديد مذهبي و سياسي هستند البته در انتخاب سرپرستان و مديران بذل دقت بيشتري در اين زمينه لازم است عدم توجه به اين مطلب چه بسا عواقب ذيل را به دنبال داشته باشد:

الف) ايجاد انحرافات مذهبي و سياسي در افكار همكاران
ب) تضعيف روحيه كار در پرسنل موجود و تشكيل اعتصابات كارگري
ج) تخريب دستگاهها و ماشينهاي صنعتي از طريق بمب گذاري يا دستكاري ها عمدي البته انحرافات جزئي كه موجب خطراتي در محيط نگردد نمي‌تواند مانع پذيرش گردد.

2- عواطف و صفات روحي

انسانهاي مختلف بجهت پشت سرگذاردن محيطهاي خانوادگي و اجتماعي و زمينه هاي ارثي گوناگون، داراي عواطف احساسات و روحيات متفاوت بوده به تيپ هاي شخصي مختلفي قابل تقسيم هستند مانند: افراد خونسرد يا خونگرم، منزوي و گوشه گير يا اجتماعي، دير رنج يا زود رنج، افسرده يا غير افسرده، افرادي كه داراي زمينه ابتلا به بيماري ها رواني بوده و به اندك فشار دچار اضطراب و ناراحتي ها اعصاب و روان مي گردند با افرادي كه داراي چنين زمينه اي نيستند.

هر فرد براساس دارا بودن يكي از تيپ هاي شخصيتي، براي برخي امور شايسته و براي ساير كارها نامناسب است، مثلاً مدير كارخانه يا مسئول گزينش وبه طور كلي كساني كه اقتضاي شغل آنان ارتباط بيشتري با انسانها است، اگر زود رنج باشند چه بسا موجب نارضايتي هاي فراواني شده نيروهاي زيادي را از كار در آن محل منزجر و متنفر نمايند و مشكلات كوچك محل كار را نه تنها حل نكرده بلكه به مسئله اي لاينحل مبدل نمايند.

همچنين كساني كه از نظر صفات نفساني و روحي، زمينه ابتلا به بيماريهاي رواني را دارند با شركت در كار غير مناسب، بزودي از كار افتاده و يا ضعيف مي‌شوند در نتيجه:

الف) موجب ناراحتي افراد خانواده شده محيط زندگي خود را مختل نموده و افرادي فاسد، جاني و مضطرب به جامعه تحويل مي دهند.
ب) موجب پائين آمدن راندمان كار همكاران نزديك خود مي گردند.
ج) بودجه هاي كلان بيت المال، در جهت تأمين نيازهاي زندگي و درماني آنان مصرف مي‌گردد.
د) با تحليل رفتن نيروهايشان استعدادهاي سرشاري به هدر مي رود، در حالي كه اگر بموقع مورد رسيدگي قرار مي گرفتند، توانائي هاي فكري و عملي آنان ضايع نمي گشت.

ذكر اين نكته لازم است كه مراد از ابتلا به بيماري هاي رواني، فقط ديوانگي و جنون نيست بلكه چه بسيار افرادي كه رفتار نسبتاً عادي دارند اما بنحوي با مشكلات طاقت فرساي رواني و اضطراب دروني گريبانگير بوده نيازمند كمك و مساعدت مي باشند. به طور كلي استخدام نيرو بدن توجه به خصوصيات رواني وي نه تنها به رشد اقتصادي كمك نمي كند بلكه بر ضعف هاي و مشكلات آن نيز مي افزايد.

3- توانائي هاي حسي – حركتي

ميزان توانائي لازم براي امور مختلف، متفاوت است. در بعضي كارها قوه بينائي و در برخي شنواني، يا شدت حساسيت لامسه و يا ميزان توانائي ماهيچه اي حائز اهميت است، حتي نسبت نياز كارهاي مختلف به يك اندازه نمي باشد. بعنوان مثال افرادي كه كارشان بررسي نقض و عيب قطعات ريز و كوچك يك دستگاه، يا تعمير و ساختن اين اشياء و يا كار با ماشين هاي ظريف و حساس مي‌باشد، هر كدام به ميزان خاصي از بينائي نياز دارند كه اگر كمتر از آن باشد خسارات غير عمدي فراواني ببار خواهند آورد. كساني كه با ميكروسكوپ سروكار دارند نيست به امور قبلي به سطح بالاتري از بينائي نياز دارند، برعكس، كار با دستگاه هائي نظير چرخ تراش فلزات، ماشين ريخته گري، اره برقي و... به سطح پائين تري از بينائي نياز دارد. بسيار ساده لوحانه و غيرمنطقي است كه گمان كنيم هر كس براي قدم زدن در خيابان نياز به عينك ندارد، براي هر نوع شغلي ولو به هر اداره نياز به بينائي داشته باشد مناسب بوده مي تواند مورد استخدام قرار گيرد. اين در مورد بينايي، در مورد ميزان دقت نيز امر بهمين منوال است:

افراد از نظر ميزان دقت متفاوت مي باشند بعضي داراي دقت متمركزند و برخي فقط داري دقت پراكنده اند. اگر استفاده از دستگاههاي كه نياز به دقت متمركز دارد به عهده كساني كه فاقد اين توانايي هستند واگذار گردد، اين افراد جز تخريب و كاهش راندمان كار اثري برجاي نخواهند گذاشت هر چند از برخي از جهات، ديگر از صلاحيت كافي برخوردار باشند.

4- ميزان هوش

با اندازه گيري ميزان هوش داوطلبين اشتغال، مي توان افراد داراي ميزان خوش بالاي متوسط را جدا نموده آنان را براي حل مشكلات پيچيده فني و معضلات اجتماعي محل كار، و يا براي توسعه اختراعات و اكتشافات مورد استفاده قرار داده بزرگترين گامها را در طريق پيشبرد اقتصادي كشور برداشت. از طرف ديگر با تشخيص ميزان هوش افراد پايين تر از متوسط مي توان از واگذاري وظايف پيچيده به آنان اجتناب نموده از ايجاد كندي و عقب گرد در روند رشد توليد جلوگيري نمود. براي اندازه گيري هر يك از اين ابعاد چهارگانه لازم است از متخصصين مومن، متعهد و غير مغرض استفاده گردد.

توجه لازم به نيازهاي رواني و تأمين آنها در مركز كار

مهمترين عاملي كه در بالا بردن سطح كمي و كيفي كار كاركنان و كارمندان موثر است، مطلوبيت وضعيت رواني آنان است. از آنجا كه انسان تنها در جسم و بدن خلاصه نمي شود وبا ماشينهاي صنعتي تفاوت اساسي دارد. لذا لازم است كيفيت برخورد با هر فرد، مناسب با خصوصيات رواني وي باشد. بعضي بر اين گمانند كه اجبار اشخاص به انجام امور مختلف بدون رضايت قلبي آنان، تأثيري در رشد يا نقص كمي و كيفي كار ندارند.

در حالي كه اين گمان باطل است و جامعه ما بخشي از خسارات را از ناحيه چنين افراد و افكاري متحمل مي‌گردد. بنا به نقل بعض محققين، تجارب تاريخي جوامع روشن ساخته است كه عدم توجه به رضايت شغلي، آثار بي شمار و زيانباري در روند اقتصادي و بازدهي مراكز كار بر جاي مي نهد كه بعضي از آنها عبارتند از:

1- تقليل و كاهش ميزان توليد
2- توليد كالاهاي غير استاندار
3- خستگي زياد
4- انحطاط و كاهش ميزان انضباط
5- تعويض مكرر شغل
6- ازدياد سوانح و حوادث دلخراشي در كارگاهها
7- غيبت از كار و بيماري
8- ضايع شدن مبالغ هنگفت از بيت المال
9- اغتشاشات كارگري
10- دشمني و كينه توزي هاي طولاني توام با عواقب وخيم
11- ازدياد بيماران رواني و فلج شدن خانواده هاي بيشمار و ده ها آثار گرانبار ديگر.

بنابراين، عدم توجه يك مسئول به تأمين نيازهاي رواني در سطح مراكز كار، خسارات جبران ناپذيري را در روند توسعه اقتصادي بر جاي مي نهد. شايسته است در اينجا به بررسي مختصر عواملي كه موجب جلب رضايت شغلي تأمين نيازهاي رواني شاغلان مي‌گردد بپردازيم.

الف) نوع كار

در بعضي افراد كار چنان ايجاد شوق و شعف مي نمايد كه اغلب دستمزد روزانه و حتي ساعات كار را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، در برخي بعكس، چنان كار كشنده و تلخ مي نمايد كه حتي از امرار معاش خود خانواده صرف نظر نموده كار را ترك مي‌گويد. بعضي از شغلها خسته كننده مي باشند مانند آن دسته از شغلها كه از ابتداي شروع كار تا انتهاي آن امكان توقف و استراحت وجود نداشته باشد و اثر يك لحظه توقف بلافاصله در روند كار ظاهر گرديده، موجب برخاستن آهنگ اعتراض بقيه مي‌گردد، مانند كار در خط توليد يا مونتاژ يك فراورده صنعتي پيچيده. در مورد اين نوع مشاغل پيشنهاد ميگردد كه نيروي تعويضي موجود باشد و وقفه هايي بين ساعات كار جهت استراحت قرار داده شود، و نيز مزاياي بيشتري به ازاء كار تعلق گيرد.

عامل ديگري كه در علاقه يا انزجار از نوع كار موثر است، انفرادي يا گروهي بودن كار است، اكثر اشخاص از كارهاي انفرادي، تنفر داشته و مايل اند كار را به اشتراك انجام دهند، بنابه نقل بعض محققين «از يك كارگر نقاش كه در اطاقي مجزا و دور از همكاران خود اشتغال به كار داشت سئوال شد كه چه اندازه به كار خود علاقه داري؟ وي پاسخ داد من بايد با خودم كار كنم و با خودم صحبت كنم، اصلاً اين كار را دوست ندارم». بطور كلي مي توان گفت كساني كه عليرغم ميل باطني خويش مجبورند ساليان متمادي تنها در محل انفرادي مشغول به كاري باشند غالباً افرادي منفي باف و خسته و ناراحت بنظر مي رسند آنانكه بطور دسته جمعي اشتغال به كار دارند، خوشرو و راضي تر بنظر رسيده از كار خود احساس خستگي كمتري دارند.

ب) علاقه شغلي

گاهي فرد به انجام كاري آنچنان علاقه وافر دارد كه به خسته كنندگي، طولاني و انفرادي بودن آن توجه نداشته، چه بسا ساعات خواب شبانه را نيز را فداي آن نموده با روحي تازه و با نشاط به كار خود ادامه مي‌دهد، چنانچه از ثامن الائمه امام هشتم(ع) نقل شده است «كه علاقه، انسان را به كارهاي سخت و پر مشقت كه مورد كراهت طبع است وادار مي سازد»2 مثلاً افرادي كه درصدد اتمام يك طرح اختراعي يا اكتشافي هستند غالباً احساس خستگي نمي كنند.

گاهي بعكس، آنچنان شخص از يك عمل تنفر دارد كه به هيچ وجه حاضر به انجام آن نيتست ولي بنحو اجتماعي و توأم با وقفه هاي استراحت. از اين رو لازم است از تحميل شغل، اجتناب شود و علائق فردي كاملاً مدنظر قرار گيرد. البته در مواردي كه اظهار بي علاقه گي به كار معيني، زياده از حد و غير عادي بنظر رسد بهتر است كه با جستجو و كشف علل آن، در صدد علاج و رفع مشكلات فرد بر آينده تا علاقه لازم در فرد حاصل گردد.

ج) روابط سرپرست با ساير اعضا

روابط سرپرستان، استادكاران و سركارگران با كارگران و كارمندان تأثيري غير قابل انكار در فراهم نمودن موجبات رضايت شغلي ايفا مي نمايد رفتار اين گروه چه بسا اشخاصي را از كار خود متنفر و يا نسبت به آن شيفته و دلبسته نمايد. چه بسيار كارگراني كه فقط بخاطر وجود سرپرست مطلوب، كار پر مشقت و طولاني را تحمل نموده يا برعكس، بهيچوجه حاضر به ادامه كار نبوده اند زيرا روابط تنفرزاي سرپرست، براي آنان غير قابل تحمل بوده است.

اگر ضعف يك فرد و كارگر عادي تنها در محدوده كوچكي آثار منفي بر جاي نهد، ضعف مدير و سرپرست تأثير زيانبار بر تمام اعضاء تحت مديريت وي خواهد داشت و افراد زيادي را به ادامه اشتغال بي علاقه و يا از آن بيزار خواهد نمود. در نهج البلاغه (3) نيز از قول امير مومنان علي(ع) چنين آمده است: «نقش مدير و سرپرست يك كار، همانند رشته اي است كه از وسط مهرهها گذشته آنانرا در يك محور گرد آورده و بيكديگر پيوند مي زند. هر گاه اين رشته قطع گردد مهره ها عامل ارتباط را از دست داده و پراكنده خواهند شد و با گسستن آن رشته، ديگر زمينه اي براي گرد آوري وجود ندار. »

بطور كلي اعضاء سرپرستي براي تحصيل رضايت اعضاء وظايف سنگين و خطيري بر عهده دارند. محقق نمودند پيشنهادات مورد اشاره در اين مقاله، بخشي از آنها محسوب مي‌گردد.

د) بهداشت جسمي در محيط كار

يكي از ويژگيهاي اساسي محيط مطلوب كار، رعايت بهداشت جسمي (يعني بهداشت چشم، گوش، لامسه و ساير حواس ظاهري) است. كارگري كه جسم خويش را در معرض خطر ببيند، قطعاً در روان خود احساس عدم آرامش نموده نسبت به شغل خود اظهار نارضايتي خواهد كرد.

چه بسيار سوانح دلخراش كه در اثر عدم رعايت مراقبتهاي بهداشتي در كاخانجات بوقوع پيوسته است. طبق نقل بعض كتب «تا قبل از جنگ جهاني اول و سوانح در كارخانجات بحدي زياد بود كه افراد، اميد بازگشت به خانه و سالم ماندن خود را نداشتند و هر سال حدود نيم ميليون نفر بهلاكت مي رسيدند. »

جاي بسي تأسف است كه در بعضي كارگاهها خاص و مجهز نمودن به وسايل ايمني جهت جلوگيري از هر نوع حادثه اي، بايد سعي در حفط پاكيزگي محيط كار نمود. اين امر علاوه بر ممانعت از انتشار ميكروبها و بروز بيماريهاي واگيردار، تأثير خاصي در ايجاد روح نشاط دارد. لذا اكثر اشخاص، محيط تميز و پاكيزه كار با حقوق كمتر را بر محيط آلوده و كثيف، با حقوق بيشتر ترجيح مي دهند.

ه) پيشگيريهاي اوليه در بهداشت رواني محيط كار

شايسته توجه است كه تميزي كامل محيط و رعايت بهداشت جسمي بدون تحقق بهداشت رواني، محل كار را براي پرنسل موجود، به زنداني كاملاً پاكيزه و مجهز به وسايل ايمني مبدل خواهد نمود. عدم تحقق بهداشت رواني و ايجاد هر نوع ناراحتي عصبي، بسته به وجود دو عامل است و زايل نمودن هر يك از اين دو، منجر به از بين رفتن فشار رواني خواهد گرديد. اين دو عامل عبارتند از:

1- فشار هاي ناشي از محيط.
2- عدم تحمل فرد.

عامل اول زمينه را براي ابتلاءات رواني آماده مي سازد. هدف از پيشگيري هاي اوليه عبارتست از دفع عامل اول كه همان زمينه هاي ظهور مشكلات رواني است (مشكلاتي كه منجر به غيبت هاي طولاني، كشمكش هاي گروهي، اعتصابات و تقليل ميزان توليد مي‌گردد. )

براي پيشگيري هاي اوليه توجه به امور ذيل در محيط كار لازم است:

الف) ايجاد جو توأم با احساس محبت و امنيت

هر عضو كارگاه لازم است احساس نمايد كه همكاران بويژه مديران و سرپرستان، احساس نمايد كه همكاران بويژه مديران و سرپرستان، وي را مورد احترام قرار داده و به او علاقه مند مي باشند. اين احساس در تشديد حس اعتماد به خود و اتكاء بنفس بسيار موثر است.

كار كردن در محيطي كه دستجات كوچك و بزرگ نسبت به يكديگر اظهار علاقه و محبت مي‌نمايند، لذت بخش است. برعكس، اگر در اين گروها افراد نسبت به فردي خاص احساس تنفر و انزجار نمايند ادامه اشتغال تلخ و خسته كننده مي نمايد. همچنين است اگر كارگري نسبت به سرپرست يا مدير خويش احساس تنفر نمايد. آنچه كه حاكي از وجود رابطه محبت آميز بين افراد بوده و عدم توجه به آن موجب خدشه دار شدن و تضعيف اين رابطه مي كرد دو احساس امنيت را از افراد سلب مي نمايد كه در اسلام نيز مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته امور متعددي است كه فهرست وار به پاره اي از آنها اشاره مي‌گردد:

1- حفظ احترام متقابل
2- سلام نمودن هنگام برخورد
3- تكلم توام با خوشرويي و لبخند
4- مراعات عدالت و حقوق افراد در دادن مزايا
5- ايثارگري و گذشت در موارد لازم و حساس
6- اجتناب و ممانعت از مزاحمهاي ناراحت كننده در محيط كار
7- اجتناب از هر گونه غيبت و تهمت
8- عدم ذكر عيوب كارگران يا سرپرستان بيكديگر در حضور ديگران و اجتناب از ملامت بي‌جهت
9- احتراز از داد و فرياد و ذكر كلمات ركيك حتي هنگام مشاهده كاري ناشايست از ديگران
10- اجتناب از تنبيه و ايجاد ترس و خفقان در محيط كار(4)

جهت رعايت اختصار، از ذكر آيات و روايات مربوط صرف نظر مي‌گردد

ب) ارضاء انگيزه پيشرفت در كارگران و كارمندان

براي اينكه فرد بتواند سلامت خود را در محيط كار حفظ نمايد لازم است كه شخص در كار خود احساس پيشرفت كند، سركوبي مداوم اين احساس، فرد را بسوي ناراحتي هاي رواني و سوق خواهد داد. كارگري كه احساس نمايد با ورود به محل كار و قرار گرفتن در اين چرخ اقتصادي، همه استعدادهاي وي سركوب گرديده و امكان هر گونه پيشرفت و خلاقيت از او سلب مي‌شود به تدريج در دورن خود احساس فشار و اضطراب خواهد كرد.

براي جلوگيري از اين خطر پيشنهاد مي‌گردد كه در محيط كار زمينه ترفيع مهارت هاي شغلي و نيز زمينه بكارگيري استعدادها در ايجاد و گسترش اختراعات و اكتشافات فراهم گردد.

ج) رفع خستگي هاي جسمي و رواني

در اين زمينه امور ذيل پيشنهاد مي‌گردد:

1- ايجاد تنوع در كارها و تغير شغل و يا ترفيع آن پس از گذشت مدتي معين (لازم الذكر است كه اين تغيير بايد بنا به درخواست و تمايل فرد شاغل صورت پذيرد زيرا تغييرات دائمي و توأم با اجبار، خود، عامل خستگي رواني است. )

2- تشويق به تفريحات و جشنهاي سالم و فراهم نمودن وسايل برگزاري آنها براي ايام تعطيلي و فواصل تنفسي. (شايسته توجه است كه بعض تفريحات سالم همچون ورزشهاي طولاني نه تنها باعث رفع خستگي و آمادگي براي شروع كار مجدد نمي گردد بلكه موجب ازدياد خستگي است. )

نظر خواهي عمومي و گسترده از اعضاء مراكز، توأم با دخالت دادن آراء آنان در اداره امور: لازم است در فواصل معيني، پرسشنامه هايي در تمام سطوح اعضاء توزيع گرديده سوالات مناسب جهت پي بردن به نقاط ضعف و قوت اين مراكز، فشارهاي جسمي و رواني نيروهاي كار، و راه حل هاي پيشنهادي در آنها مندرج گردد، به طوري كه پس از جمع آوري پاسخها، با ايجاد تغييرات محسوس در محيط كار، آثار عملي پرسشنامه ها مشاهده گردد. واضح است در صورتي كه پاسخها و پيشنهاد هاي مطرح شده، جامه عمل به خود نپوشد، رغبت كارگران براي پاسخگويي مجدد به پرسشنامه هاي بعدي كاهش خواهد يافت. مديران و سرپرستان مراكز نبايد خود را بي نياز از مشورت بدانند، چنانچه از امام علي(ع) نقل شده است كه:«انسان عاقل از مشورت خود را بي نياز نمي بيند. »5

در روايات ديگري نقل شده است كه امام رضا(ع) در مورد پدر خود امام كاظم(ع) فرمود: «عقل وي با عقول ديگران و مساوي نبود(بلكه بالاتر بود اما در عين حال) چه بسا با يك سياه پوست مشورت مي فرمود (و وقتي) به وي عرض شد كه چرا با چنين فردي مشورت مي نماييد فرمود: چه بسا خداوند به زمان وي (مصلحت كار را) بگشايد و جاري سازد (و از زبان وي طريق صحيح علم بيان گردد)6

و) پيشگيريهاي ثانويه در بهداشت رواني محيط كار

چنانچه قبلاً بيان گرديد، هدف از پيشگيري اوليه، از بين بردن زمينه هاي بوجود آمدن نارضايتي و نگراني و فشارهاي رواني است ولي، هدف از پيشگيري ثانويه، حل معضلات و مشكلات رواني ايجاد شده در محيط كار مي‌باشد، يعني اگر در پيشگيري موفق نبوديم و در نتيجه نارضايتيها غيبتهاي طولاني و امثال آن بوجود آمد، چگونه آنها را برطرف نموده و از گسترش و تخريب روز افزون آن بكاهيم. در اين زمينه پيشنهاد مي‌گردد كه: گروههاي متخصص مشاور رواني و مدد كار اجتماعي در سطح كشور تشكيل گرديده و براي مراكز مختلف اقتصادي اعزام گردد، در صورتي كه تعداد اين گروهها كمتر از تعداد مراكز باشد مي توان گروه ها را به نوبت به مراكز مختلف اعزام نمود البته در اين صورت لازم است كه هر كارگاه اقتصادي نيز براي خود گروههايي ولو محدود و غير متخصص (در حد كارشناس) داشته باشد تا با همكاري گروههاي متخصص اعزامي از مركز، حل مشكلات رواني سريع تر محقق گردد.

مدد كاري اجتماعي حرفه اي است كه بر اساس دانشها و مهارتهاي خاص بنا شده است و هدف آن كمك به افراد، گروهها و يا جامعه است تا بتواند استقلال شخصي، اجتماعي و رضايت خاطر فردي اجتماعي را بدست آورند. بطور اجمال ميتوان نقش گروههاي مشاوره رواني و مددكاري در امور ذيل خلاصه نمود:

1- تقويت انگيزه هاي ضعيف و اصلاح اميال بي تناسب در بين اعضاء مراكز اقتصادي.
2- پي گيري علل رواني تخلفات و غيبت ها و اعمال ناشايست نيروها تا رسيدن به حل مشكلات رواني افراد. در مواردي حل مشكلات رواني يك فرد، نياز به صحبت هاي طولاني با مدير، سرپرست يا اعضاء خانواده وي داشته و چه بسا مستلزم اقدامات ديگري نيز باشد لذا نبايد به صحبتهاي چند دقيقه اي با كارگران و كارمندان اكتفا گردد.

  • پى‌نوشت‌ها

    1. درسات في ولايه الفقيه، صفحه 308، عن رسول الله(ص): «من استعمل عاملاً من المسلمين و هو يعلم ان فيهم اولي بذلك منه و اعلم بكتاب الله و سنته نبيه فقد خان الله و رسوله و جميع المسلمين. » بايد از شايسته ترين و آگاه ترين افراد به كتاب خدا و سنت پيامبر، كارگزاران جامعه اسلامي را انتخاب نمد، وگرنه به خدا و رسول خدا و همه مسلمين خيانت شده است.

    2. محمد تقي، علامه مجلسي، بحار الانوار جلد 78 صفحه 357 «قال (ع)... الحب داعي المكاره... »

    3. نهج البلاغه، خطبه 146 «و مكان القيم بالامر مكان النظام من الخزز يجمعه و يضمه، فادا انقطع تفرق الخزر و ذهب ثم لم يجمع يحذ فيره ابداً».

    4. الحديث جلد 1، صفحه 329 به نقل از غرر الحكم صفحه 449 «شيئان لايعرف فضلهما الا من فقد هما: الشباب و العافيه»

    5. در اين مورد به كتب اصول كافي جلد 3 و وسايل الشيعه جلد 11 و 8 مراجه شود.

    6 و 7. محمد، محمدي ري شهري، ميزان الحكمه 5/211 به نقل از غرر الحكم:« ال يستغني العاقل عن المشاوره» و به نقل مكارم الاخلاق: «كنا عند الرضا(ع) فذكرنا اباه، فقال: كان عقله لاتوازي به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه فقيل له: تشاور مثل هذا؟ ان الله تبارك و تعالي ربما فتح علي لسانه»