پديده فرار مغزها بررسي انتقال معكوس تكنولوژي

پديده فرار مغزها
بررسي انتقال معكوس تكنولوژي

محمود دهقاني

مقدمه

از واقعيت‌هاي جهان كنوني اين است كه صنعت و تكنولوژي، زيربناي اقتصاد جديد مي‌باشد. پايه‌گذاري جامعه پيشرفته، بدون تكنولوژي امكان‌پذير نيست. كشاورزي، بهداشت، مسكن و بالاتر از همه، دفاع ملّي، به طور اساسي به تكنولوژي وابسته است؛ و بدون عنايت كافي به آن، استقلال اقتصادي محال است.

يكي از ابعاد اين مهم، توانايي‌ها و مهارت‌هاي انسان مي‌باشد؛ كه به عنوان عامل كليدي مطرح است. در فرهنگ لغات بين‌المللي، نيروهاي انساني متخصص و ماهر، همان مغزهاي متفكر يك كشور هستند؛ در برگيرنده همه افراد دانشمند، مخترع، مبتكر، و ساير افرادي مي‌باشد كه از سطح دانش بالايي برخوردار هستند. اين نيروها داراي نقش ويژه‌اي هستند؛ لذا معمولا اهميت و ارزش وجود افراد متخصص و فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌هاي يك كشور را با منابع زيرزميني و كشاورزي آن مقايسه مي‌كنند.

مي‌توان اذعان داشت كه از جمله مشكلات بزرگي كه در طي سال‌هاي پس از جنگ جهاني دوم گريبانگير بخش عظيمي از كشورها به خصوص ممالك جهان سوم شد و مانع بزرگي در راه پيشرفت و توسعه اين كشورها گرديد، اين بود كه قدرت‌هاي صنعتي بعد از تسلط بر منابع طبيعي ملل ديگر، غارت سرمايه‌هاي انساني آن‌ها را مدّ نظر قرار دادند. پيشرفت‌هاي عظيم و چشمگير علمي در جهان توسعه‌يافته و موفقيت‌هايي كه آن‌ها در سايه وجود مغزهاي متفكر كسب كرده‌اند از يك سو، و اشتياق نسل جوان به كسب دانش، همراه با كمبود امكانات و وسائل لازم در وطن از سوي ديگر، اين روند را در سال‌هاي بعد شدت بخشيد.

متأسفانه كشورهاي در حال توسعه، در داخل مرزهاي جغرافيايي خود از آن‌چنان توان علمي لازم براي پاسخ‌گويي به نيازها و تربيت كادر دانشمند كه متناسب با پيشرفت علم و تكنولوژي روز باشد، برخوردار نيستند. از سوي ديگر، جوانان مشتاق فراگيري دانش، به كشورهاي خارج هجرت مي‌كنند؛ به اين اميد كه پس از خاتمه تحصيل به كشور بازگشته، و تخصص خود را وقف رشد و تعالي مردم خويش نمايند؛ اما كشورهاي مقصد كه سال‌ها در استفاده از نيروهاي كارآمد تجربياتي به دست آورده‌اند، براي جذب هر چه بيش‌تر اين نيروها، شيوه‌هاي متنوعي را به كار مي‌برند. آن‌ها تا حدي قابل توجه، موفق شده ند كه تقريبا بدون هيچ‌گونه سرمايه‌گذاري، نيروهاي متفكر را از وراي مرزهاي خود، به سوي خويش جلب نمايند.

امروزه به اين نكته توجه شده است كه پيشرفت و افزايش پتانسيل علمي در كشور، همان قدر ارزشمند است كه منابع معدني و كشاورزي؛ لذا اگر ا ين باور وجود دارد كه توسعه اقتصادي علاوه بر، جنبه‌هاي كمّي و مادّي، داراي بعد كيفي نيز مي‌باشد، بايد جريان‌هاي خروجي سرمايه‌هاي فكري و مغزها از داخل و تبديل آن‌ها به جريانات انباشت سرمايه مولِّد در درون را مورد توجه قرار داد.

تعريف تكنولوژي

تبديل منابع طبيعي به منابع توليدشده، در قلب فراگردهاي جديد توسعه اقتصادي نهفته است؛ و تكنولوژي مغز تمام اين‌گونه فعاليت‌هاي تبديلي است. تكنولوژي را مي‌توان مجموعه‌اي از تلفيق دانش‌ها و مهارت‌هاي فني، براي توليد كالا و خدمات مورد نياز جامعه دانست.

يكي از ويژگي‌هاي تكنولوژي اين است كه همواره رو به رشد است. تكنولوژي، بر خلاف ساير پديده‌هاي اجتماعي، بدين‌گونه نيست كه بسته به شرايط زمان، گاهي تنزل و گاهي تعالي داشته باشد؛ بلكه به طور معمول رو به ترقّي مي‌باشد. به خصوص اين‌كه مشاهده مي‌شود تكنولوژي در طي دهه‌هاي اخير همچنان در حال تحول و تكامل بوده است؛ چرا كه چيز مجرّدي نبوده، بلكه در جهت رفاه بشر تكامل پيدا كرده است. همين تكنولوژي به وجود آمده، با تمام سيستم‌هاي اقتصادي، حقوقي، اداري و اجتماعي، برخورد داشته و بر آن‌ها تأثير گذارده است. يك اثر متقابل بين انسان و تكنولوژي مخلوقِ خودش وجود دارد: انسان در اثر قدرت خلّاقه و استفاده از طبيعت و منابع اطرافش، محصولات جديدي را به وجود مي‌آورد؛ ولي اين منابع در اثر كاربرد تكنولوژي، در حال تحليل رفتن است؛ لذا بشر بايد همواره در فكر جايگزيني منابع طبيعت باشد. بنابراين و بر طبق آن‌چه بيان شد، تكنولوژي هميشه از ساده به پيچيده سير مي‌كند.

علاوه بر تعريف و تحليل فوق راجع به تكنولوژي، تعاريف زيادي در اين خصوص مشاهده مي‌شود كه به برخي از آن‌ها ذيلا اشاره مي‌گردد:

1. تكنولوژي اصولا بازتاب تأثيرات متقابل ابداعات و ساير عوامل مولِّد رشد اقتصادي بر يكديگر مي‌باشد.
2. تكنولوژي عبارت است از مجموعه‌اي از فراگردهاي فيزيكي روش‌ها، فنون و ابزار و تجهيزات كه به وسيله آن‌ها محصولي ساخته مي‌شود و يا خدمتي عرضه مي‌گردد.
3. تكنولوژي يعني دانش مربوط به طراحي، طرز كار، طرز ساخت، طرز تعمير و نگهداري و استفاده از وسايل و ابزار و ماشين‌آلات.
4. دانش تكنولوژي در برگيرنده همه انواع شناخت، حتي شناخت مسائل اداري، مالي و تجاري، مهارت در شيوه توليد، كارائي مؤسسات تعليم و تربيت و تجهيز آن‌ها، آگاهي نسبت به ابزار آلات و شيوه به كارگيري آن‌ها مي‌باشد.
5. تكنولوژي تفكر در تكنيك‌ها و بررسي ابزارها، روش‌ها و شيوه‌هايي است كه در شاخه‌هاي گوناگون صنعت به كار مي‌رود. بدين قرار تكنولوژي شامل شرح، تاريخچه، فلسفه تكنيك‌ها و ايجاد مفهوم فكري و صورت مشخص براي فعاليت‌هاي فني و انتقال و تكميل اين فعاليت‌ها است. بنابراين، تكنولوژي شناخت سازمان يافته و صورت مشخص پذيرفته تكنيك‌ها است.

آن‌چه در تعريف فوق مهم مي‌باشد تكيه بر درك لغوي به وجودآورندگان تكنولوژي (تفكر در تكنيك‌ها) از يك سو و از سوي ديگر، تكيه بر ايجاد شرايط فكري بريا فعاليت‌هاي فني و بالاخره تكيه بر سازمان دادن شناخت است. با وجود اين كه تعريف فوق تقريبا كامل‌ترين تعريفي است كه تاكنون ارائه گرديده، ولي بايستي تعريفي ارائه شود كه در روابط مشخص با ايجاد شرايط توليد تكنولوژي در داخل كشور باشد.

اجزاء تكنولوژي

از آن‌جايي كه مي‌توان تكنولوژي را تركيبي از سخت‌افزار و نرم‌افزار لازم براي توليد دانست، لذا قابل تقسيم به چهار جزء جداگانه مي‌باشد:

1. ماشين‌آلات و ابزار توليد، يعني وسيله يا وسائلي كه تكنولوژي در آن‌ها جاي گرفته است و شامل تمام امكانات فيزييك لازم براي انجام عمليات توليد مي‌شود؛ مانند: ابزار آلات، تجهيزات، ساختمان‌ها و غيره.
2. مهارت‌ها و تجربيات توليدي، يعني تكنولوژي نهفته در انسان‌ها كه شامل تمام توانايي‌هاي لازم براي انجام عمليات توليد مي‌گردد؛ مانند: تخصص، مهارت، چالاكي، نوآوري و ابتكار و غيره.
3. اطلاعات و دانش فني توليد، يعني تكنولوژي نهفته در اسناد كه شامل تماماطلاعات و ارقام مورد نياز براي انجام فعاليت‌هاي توليدي مي‌شود؛ مانند: طرح‌ها، نقشه‌ها، مشخصات، مشاهدات، روابط، معادلات رياضي، نمودارها، و نظريه‌هاي علمي.
4. سازماندهي و مديريت توليد، يعني تكنولوژي نهفته در سازمان، كه شامل تمام چارچوب‌هاي مورد نياز براي فعاليت‌هاي توليدي مي‌باشد؛ مانند: سيستماتيك كردن، سازماندهي، شبكه‌سازي، مديريت و بازاريابي و غيره.

مي‌توان گفت كه در بررسي از اجزاء مختلف تكنولوژي، مهارت و توانايي‌هاي انساني منبع نهايي است. در آينده‌اي نه چندان دور، اطلاعات و دانش فني به نوع جديدي از سرمايه به نام سرمايه اطلاعاتي مبدل خواهد شد؛ در اين صورت، كشورها يا سازمان‌هايي كه سطح بالايي از مهارت انساني را در اختيار دارند و به اطلاعات و دانش فني دقيق‌تر دسترسي داشته و آن را كنترل مي‌كنند، قدرت اصلي آينده را در دست خواهند داشت. اين «توانايي‌ها، نقش كليدي در انجام عمليات صنعتي دارد. اين توانايي است كه تجهيزات را سودبخش مي‌نمايد. با اين وجود، ميزان آنچه كه مي‌توان انجام داد را اطلاعات موجود، سازماندهي و مديريتي كه در آن فعاليت‌ها انجام مي‌شود، هدايت مي‌كند. مهارت‌ها به پيدايش اطلاعات بيش‌تري نيز منتهي گشته و به اين طريق به بهبود بهره‌برداري از ماشين‌آلات و تجهيزات منجر مي‌گرد. »

تكنولوژي و رشد اقتصادي

الف. عامل مؤثر بر رشد

مهم‌ترين عاملي كه فهرست عناصر مؤثر در رشد اقتصاد را تكميل خواهد كرد، پيشرفت‌هاي تكنولوژيكي مي‌باشد. تكنولوژي، بدون شك يكي از مهم‌ترين وجوه تمايز دنياي نوين كنوني از اعصار گذشته است. امروز اگر ادعا شود كه اين مطلب، در زندگي ما انقلابي به پا كرده، سخني به گزاف نگفته‌ايم.

ويژگي ديگر تكنولوژي كه اهميتش كم‌تر از نكته فوق نيست، اين است كه پيشرفت‌هاي تكنولوژيكي سيل دائمي از محصولات جديد را (كه حتي تصور دست‌يابي به آن‌ها با امكانات گذشته وجود نداشت)، به سوي ما سرازير كرده است.

به علاوه، پيشرفت‌هاي تكنولوژيكي در مفهوم مدرن آن، به علوم عملي و نهايتا به علوم نظري محض، بستگي مستقيم داشته است. بينش‌هاي انتزاعي از ماهيت جهان، به آرامي ولي خيلي دير با انگيزش ساده خواست مردم بر شناخت و درك مسائل ملموس روز، به پاره‌اي از وسائل مورد استفاده در كار كه عملاً ساعات كار را صرفه‌جويي مي‌نمود، راه يافت و از آن پس، بررسي‌هاي علمي جاي خود را در جوامع مختلف باز نمودند. رشد علمي به نوبه خود با منابعي كه مي‌توان در اختيار تلاش‌هاي علمي قرار داد، بستگي مستقيم دارد؛ لذا مي‌توان گفت كه آموزش و پرورش هسته مركزي فعاليت‌هاي علمي را تشكيل مي‌دهد.

در كنار آموزش و پرورش، شرط لازم براي رشد سريع تكنولوژي، وجود رهبران كارآزموده تجاري يا كارفرماياني مي‌باشد كه توان معرفي تكنولوژي به جامعه را داشته باشند. اگر اين مطلب را با ديد فني‌تر مورد مطالعه قرار دهيم، در مي‌يابيم كه توسعه تكنولوژي نه تنها محتاج اختراعات، بلكه نيازمند ابداعات چيزي كه بتواند روش‌ها و شيوه‌هاي جديد را به مرحله عمل درآورد. مي‌باشد.

خلاصه كلام و بر اساس آنچه سازمان برنامه و بودجه معتقد است اين‌كه تكنولوژي، هسته مركزي تمام فعاليت‌هاي تبديلي تبديل منابع طبيعي به كالاهاي توليد شده را تشكيل مي‌دهد. تكنولوژي به طريق‌هاي مختلف، رشد اقتصادي را موجب مي‌گردد؛ مثلا، از طريق افزايش بازدهي در توليد و بالابردن ميزان محصول به صورت انبوه و با حداقل هزينه‌اي كه لازم است. در اين قسمت، لازم به ذكر است كه گرچه از تكنولوژي به عنوان مغز كليه تحرّكات اقتصادي سخن به ميان آمد، امّا در بين اجزاء مختلف تكنولوژي (كه قبلاً در مورد آن بحث شد)، مهارت و تخصص انساني، محور اصلي و تعيين‌كننده مي‌باشد؛ چنانچه گفته مي‌شود كه تعدادي از اقتصاددانان به اين امر معتقد دند كه پيدايش، تحوّل در كيفيت نيروي كار، يكي از اصلي‌ترين عواملي است كه اقتصاد كشورها را در طريق رشد مي‌برد و تأثير اين عامل از تأثير سرمايه يا كميّت نيروي كار نيز بيش‌تر است.

ب. موانع رشد تكنولوژيكي

1. علل ساختاري: در مورد عوامل توسعه‌نيافتگي فني در كشورهاي در حال رشد، بحث‌هاي زيادي انجام شده است. نظريات بسياري بيان گشته و مقالات فراواني انتشار يافته كه در آن‌ها علل عدم توسعه كافي تكنولوژيك به تفصيل بحث شده است. چارچوب اصولي كه تاكنون شرح داده شد، راه ساده‌اي براي بررسي موضوع توسعه‌نيافتگي فني را ارائه مي‌نمايد. مسائل مروبطه را مي‌توان از ديدگاه‌هاي گوناگون مورد بررسي قرار داد؛ شرايط فيزيكي تجهيزات از آن جمله است. در بسياري از كشورها، كاخانجات توليدي كه عمتدا مشغول توليد مواد اوليه صنعتي و كالاهاي مصرفي اساسي هستند، قديمي بوده و از كارايي كافي برخوردار نمي‌باشند. ابزار و استانداردهاي لازم براي كنترل كيفيت فرآورده‌ها وجود ندارد. و بالاخره نگهداري نامناسب و عدم توجه كافي به مدرنيزه نودن تجهيزات و لابراتوارهاي موجود، از ديگر مشكلات مي‌باشد. آنچه گفته شد تنها يك بُعد از ابعاد گوناگون عدم رشد برخي كشورهاست. بُعد ديگر مسأله به مهارت‌هاي انساني مربوط مي‌شود. در كشورهاي فوق‌الذكر معضلات زيادي در اين خصوص قابل مشاهده است. از جمله: عدم تناسب پيچيدگي ماشين‌آلات و توانايي‌هاي انساني، نارسايي و عدم كفايت برنامه‌هاي توسعه منابع انساني، ضعف شناسايي و پاداش پرسنل ماهر و حرفه‌اي، رابطه ضعيف بين عرضه‌كنندگان آن (بخش توليدي). سومين نكته در رابطه با عدم رشد، مشكل كمبود اطلاعات و دانش فني است. متأسفانه درك كافي از ارزش و نقش اطلاعات، وجود ندارد.

سيستم‌هاي اطلاعاتي در اين كشورها غالبا نارسا بوده و به همين دليل گرايش به اختراع مجدد هر پديده را مي‌توان مشاهده كرد. و بالاخره با توجه كردن به عدم كارايي سازماندهي و مديريت، مشكل ديگري پديدار مي‌گردد. در كشورهاي در حال رشد، شناخت و عنايت كافي به نياز براي ايجاد رابطه بين سازمان‌هاي علمي و مؤسسات تحقيق و توسعه با بخش توليدي، وجود ندارد؛ و اصولا اين كشورها فاقد يك سيستم پيرشفته كنترل داخلي در مديريت سازمان‌ها مي‌باشند. علت اين امر را بايد در تقسيم كار گسترده و بي‌ضابطه، بوروكراسي اداري و ديگر عوامل جست‌جو كرد.

2. مهاجرت متخصصين: قبلاً چهار چزء تكنولوژي و اثر هر كدام، كه عبارت بودند از: ماشين‌آلات، مهارت‌هاي انساني، اطلاعات و دانش فني و سازماندهي و مديريت مورد بحث واقع گرديد. در بيان اجزاء فوق، توانايي‌هاي انساني مهم‌ترين عامل است؛ زيرا خود به تنهايي به نوعي بر بازدهي بهتر ساير عوامل تأثير دارد. حال اگر عامل انساني به مكان ديگر انتقال يابد و دانش و علم خود را در مكان ديگري عرضه كند، در واقع انتقال معكوس تكنولوژي به وجود آمده است؛ و خلأ اين عامل محسوس خواهد بود. حتي نقش سه عامل ديگر را كمرنگ خواهد كرد. بدين ترتيب، نقش تكنولوژي در بهبود فرآيند توليد صنعتي كاهش يافته و ستاره‌اي كم‌تري را مي‌توان توليد كرد؛ و در نتيجه بر رشد اقتصادي تأثير منفي خواهد گذاشت. حال بايد هزينه فراواني صرف آموزش نيروي انساني موجود كرد تا به سطح قبلي رسيد. در واقع عواملي در فضاي ملي و جهاني باعث اين معضل شده است.

نيروي انساني كه از فضاي ملي خارج شده به كجا رفته است؟ طبيعي است كه جذب فضاي بين‌المللي شده است؛ و در فرايند توليدي آن فضاها شركت خواهد جست و توانايي‌ها و دانش مهارت‌ها را در اختيار آن‌ها خواهد گذاشت و به توليدات آنان كمك مؤثر خواهد كرد. بنابراين، مي‌توان نتيجه گرفت كه ستاده‌هاي آن فضا را افزايش خواهد داد و تأثير مثبت بر رشد اقتصادي كشورهاي مقصد خواهد گذاشت. برعكس، در فضاي ملي به علت كاهش جريان توليد، كمبود كالا مشهود بوده، به ناچار بايد براي رفع نياز به ديگر كشورها رجوع كرد؛ و واردات كشور بدين‌سان افزايش يافته و بر تراز پرداخت‌ها تأثير سوء خواهد گذاشت. بنابراين، گفته مي‌شود كه: «... فرار مغزها كه خود از جهتي معلول عدم توسعه اقتصادي و فقدان وسائل تحقيق و مطالعه در يك جامعه است، از جهت ديگر موجب كندي پيشرفت امور اجتماعي در همان جامعه مي‌شود و بدين عرتيب علت و معلول اثر متقابل در يكديگر كرده و به اصطلاح دايره معيوبي به وجود مي‌آورند كه متوقف ساختن آن اشكالات بسياري در بر دارد».

اثرات منفي انتقال معكوس تكنولوژي

تمركز نيروي علم و تحقيق در نقاط معيني از جهان، شكاف بين كشورهاي توسعه‌يافته و توسعه نيافته را روز به روز عميق‌تر مي‌كند و موجب مي‌شود كه جريان توسعه اقتصادي در كشورهاي عقب‌انده همچنان در حال ركود باقي بماند زيرا ترديدي نيست كه شرط داشتن اقتصادي سالم و مترقي، داشتن نيروي فكري باروري است كه بتواند علوم جديد را در راه بهره‌برداري درست از منابع كشور به كار برد.

قدرت‌هاي غربي به ويژه امريكا، همراه با غارت منابع طبيعي و زيرزميني كشورهاي در حال توسعه، دست به غارت نيروي انساني متخصص مي‌زنند؛ و در اين راه از شيوه‌هاي مختلف و روش‌هاي رياكارانه و ترفندهاي گوناگون سياسي، اقتصادي، اجتماعي، رواني و تبليغاتي بهره مي‌گيرند كه حاصل آن، از يك طرف، ترغيب و تشويق دانشجويان و انديشمندان به اقامت در آن كشورها و از سوي ديگر، جذب و جلب متخصصين سرآمد جهان سوم است. به عنوان مثال «از سال 1960 تا 1975 بيش از 420000 نفر از متفكرين و شخصيت‌هاي علمي كشورهاي در حال توسعه از زادگاه اصلي خود بريده و به كشورهاي بيگانه پيوسته‌اند كه بيش‌ترشان در امريكا سكونت دارند»

طي سال‌هاي 197.1969 بيش از 36هزار دانشجوي ايراني در امريكا مشغول تحصيل بوده‌اند كه متأسفانه معلوم نيست چه تعدادي از آن‌ها به كشور بازگشته‌اند و يا در حال حاضر بيش از نيمي از چهل هزار دانشجوي مشغول به تحصيل در خارج از كشور در امريكا و كانادا هستند كه معلوم نيست چه نسبتي از آن‌ها به كشور باز مي‌گردند. به گفته يكي از مسؤولين در حال حاضر 240هزار متخصص ايراني در امريكا مشغول به كارند. كه اين گوياي مسأله مهم مهاجرت نخبگان و انديشمندان به خارج است.

1. تأثير بر زينه‌ها

يكي از عواملي كه تأثير نامطلوب در هزينه‌هاي توليدي داشته و آن‌ها را افزايش مي‌دهد، همانا تغييرات منفي در كميت و كيفيت نيروي كار به عنوان يكي از منابع توليد است. فرار مغزها كه باعث خروج نيروهاي متخصص و متفكر مي‌شود، كشور را دچار كمبود شديد نيروي جوان كه در سنين بازدهي مي‌باشد مي‌كند كه اين خود ساخت سني جمعيت را بر هم مي‌زند و باعث مي‌شود كه هرم سني جمعيت مخصوصا در كشور ما كه رشد جمعيت بالاست در بالا و پايين متورم شود. و وسط هرم كه نمايان‌گر نيروي كار و توليد و تغذيه‌كننده دو قسمت ديگر است دچار كمبود و ضعف شود.

2. تأثير بر توليد

«انتقال معكوس تكنولوژي در كشورهاي مهاجر فرست از يك سو، از كارآيي واحد توليدي مي‌كاهد و مصرف كل در جامعه تنزل مي‌كند كه در نتيجه توليد ملي كاهش مي‌يابد؛ و از سوي ديگر، در كشورهاي مهاجرپذير به علت دارا بودن شرايط و امكانات توليد و تكنولوژي پيشرفته و با به خدمت گرفتن اين افراد ماهر در بخش‌هاي مختلف اقتصادي بهره‌وري توليد را افزايش مي‌دهد. از آن‌جايي كه اين افراد مهاجر هستند، تلاش و فعاليت گسترده‌تري نسبت به افراد بومي جهت تثبيت موقعيت خود ارائه مي‌دهند كه منجر به افزايش قدرت توليدي در آن جامعه مي‌گردد». پس مي‌بينيم كه فرار مغزها بر روي توليد داخلي تأثير منفي دارد و به خصوص چون كه براي كشور مقصد اثر مثبت توليدي دارد، آن‌ها در جهت جذب اين افراد همواره تلاش مي‌كنند كه اين خود توليد داخلي ما را به صورت مضاعفي تحت فشار قرار مي‌دهد.

نكته ديگر اين‌كه انتقال معكوس تكنولوژي هر چه افراد متخصص‌تري را در برگيرد از كيفيت و كارايي واحد توليدي در كشور مهاجر فرست بيش‌تر مي‌كاهد و مصرف كل را در جامعه بيش‌تر خوهد كاست؛ و توليد ملي كاهش بيش‌تري خواهد يافت. مهاجرت افراد فوق‌الذكر در برخي از موارد موجب تعطيلي يا تأخير در بعضي از طرح‌ها مي‌گردد. بازدهي ناقص هزينه‌هاي آموزشي در كشور از ديگر اثرات اين پديده شوم است.

ادامه دارد.


  • پى‌نوشت‌ها

1. ريچاد دتي، گيل، توسعه اقتصادي، ترجمه، محمول نبي‌زاده، (تهران: نشر گستره، 1366)، ص 74.

2. وزارت ارشاد اسلامي، تكنولوژي فردا و فرداي تكنولوژي، (تهران: 1365)، ص 25.

3. رحيم‌زاده اسكوئي، كندوكاوي مقدماتي در زمينه تكنولوژي، (تهران: وزارت امور اقتصادي و دارايي)، ص4، وزارت امور اقتصادي و دارايي: برنامه‌ريزي تكنولوژي در كشورهاي در حال توسعه، 1360، ص 1.

4. همان منبع، ص8، فرهنگ، منوچهر، انتقا تكنولوژي و توسعه اقتصادي، شماره 4، 1362، ص 6.

5. سازمان برنامه و بودجه، اطلس تكنولوژي، انتشارات بي‌تا، ص 270.

6 و 7. ر. ك. به: سازمان برنامه و بودجه، اطلس تكنولوژي، ص 14و 7.

8. چارلز برگر، توسعه اقتصادي، ترجمه، رضا صدوقي، دانشگاه امام صادق عليه السلام، ص 186و ص7.

9. حسن شهيدزاده، اطلاعات سياسي اقتصادي، (تهران: انتشارات مؤسسه اطلاعات، خرداد 1370)، ص 40.

10. مجله اقتصادي، (تهران: وزارت اور اقتصادي و دارايي)، 65/1/1513، ص 22.

11. ر. ك. به: همان، ص 13و ص 15.

12. ر. ك. به: رونامه كيهان، 23/2/1368.

13. ميترانافي، پديده فرار مغزها، (تهران: بانك مركزي ايران، بي‌تا)، ص 28.