مبانى نظرى و اصول اخذ ماليات در اسلامو جايگاه آن در تشكيل نظام مالياتى نوين

ضميمهاندازه
2_OP.PDF603.64 کيلو بايت

ماهنامه علمى ـ ترويجى در زمينه علوم انسانى بهمن 1394

حسين بحرينى يزدى / دانشجوى دكترى اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه                        hsnbahraini@chmail.ir

محمود عيسوى / استاديار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايى                      esavim@yahoo.com

دريافت: 24/2/94               پذيرش: 29/10/94

 

چكيده

امروزه نقش ماليات ها در تأمين دولت و اجتماع بسيار پررنگ است. اين مقاله به روش تحليلى ـ توصيفى به اين موضوع مى پردازد كه آيا اسلام براى تشكيل و اجراى نظام ماليات ستانى در قالب ماليات هاى شرعى و حكومتى، داراى مبانى نظرى و اصول مالياتى است؟ اگر در نظريات، قانون ها، سياست هاى مالياتى و نتايج آنها، اين مبانى و اصول در شرايط عادى مورد توجه واقع نشوند، يا بين آنها تزاحم پيش آيد، اقتصاد اسلامى چه نظرى دارد؟ براساس يافته هاى تحقيق، از راه مراجعه به متون، عمده ترين مبناى نظرى، كه در عمل داراى آثار بسيارى است، شركت فقرا و محرومان جامعه در اموال مسلمانان است. برخى از مهم ترين اين اصول عبارتند از: عدالت، قصد قربت، موافقت با تقوا، و تركيب بهينه درآمد مالياتى با ساير درآمدهاى دولت اسلامى با گرايش به ماليات كمينه. در صورت ناديده گرفتن آنها در هريك از مراتب چهارگانه «نظر»، «قانون»، «سياست» و «نتيجه»، مشروعيت، مقبوليت يا آثار مطلوب منظور اسلام و اقتصاد اسلامى از بين مى رود. اين اصول مهم در صورت تعارض با ساير امور خارج از اين اصول و مبانى، از جمله كارايى، لازم الرعايه هستند.

 

كليدواژه ها: ماليات هاى شرعى، ماليات هاى حكومتى، مبانى و اصول، عدالت مالياتى.