مبانى فلسفه سياسى استاد مرتضى مطهرى

سال بيست و پنجم ـ شماره 226 (ويژه علوم سياسى)

داود تقى لو / كارشناس ارشد علوم سياسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره           dtaqilo@yahoo.com

مهدى اميدى / استاديار گروه علوم سياسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره                        omidimah@gmail.com

دريافت: 12/4/94               پذيرش: 25/10/94

چكيده

فلسفه سياسى از بدو ورود به جهان اسلام، همواره مورد توجه انديشمندان اين رشته بوده است. با اين حال،  فلسفه سياسى اسلامى با بى مهرى ها و شبهاتى، حتى در حدّ ادعاى امتناع آن، مواجه شده است. از بهترين  راه هاى پاسخ به اين شبهات، تدوين فلسفه هاى سياسى فيلسوفانى است كه انديشه آنها داراى اين ظرفيت  است. براساس اينكه ارتباط بين حكمت نظرى و حكمت عملى از مسائل مهم در فلسفه سياسى است و يك  رابطه توليدى و مبنايى ميان آنها برقرار است، بحث ماهيت و مبانى نقطه آغاز اين مهم به شمار مى آيد.

     پرسش اساسى تحقيق حاضر اين است كه ماهيت و مبانى فلسفه سياسى استاد مطهرى چيست؟ و  اقتضائات مبانى در اين فلسفه سياسى به چه نحوى است؟ فلسفه سياسى استاد مطهرى، مجموعه اى از  تأملات فلسفى و برخى ديدگاه هاى هنجارى است كه در آن به صورتى نظام مند ماهيت، مبانى و مسائل  محورى سياست و نظام سياسى مطلوب بررسى مى شود. مبانى هستى شناختى در مشروعيت حكومت؛  مبانى انسان شناختى در مسائلى همچون آزادى، عدالت و مشاركت سياسى؛ و همچنين نقش عقل و وحى در  كل فلسفه سياسى استاد مطهرى قابل پيگيرى است. روش تحقيق در اين نوشتار، توصيفى ـ تحليلى است.

 

كليدواژه ها: فلسفه سياسى، مبانى، هستى شناختى، انسان شناختى، معرفت شناختى.