سخن آغازين


سخن آغازين

سرمايه‏هاي اجتماعي، نيازمند توجه و مراقبت

امروزه سرمايه اجتماعي در كنار ساير سرمايه‏هاي انساني و اقتصادي از موضوعات مهم و درخور تأمّل مي‏باشد. سرمايه اجتماعي، توجه به ابعاد معنوي يك جامعه، ميراث تاريخي و فرهنگي يك كشور و ملت است كه از پس نسل‏ها به ما به ارث رسيده است. اين سرمايه عظيم اجتماعي و فرهنگي، سرمايه‏اي در كنار سرمايه‏هاي اقتصادي و انساني، بخشي از ثروت و سرمايه ملّي و بستري مناسب براي بهره‏برداري از سرمايه انساني و مادي است. در واقع، سرمايه اجتماعي، زيربناي توسعه فرهنگي، اقتصادي و سياسي يك كشور محسوب مي‏شود. اهميت سرمايه اجتماعي به حدي است كه از آن به عنوان «ثروت نامرئي» ياد مي‏كنند. از اين‏رو، از جمله شاخص‏هاي سرمايه اجتماعي مي‏توان از انسجام اجتماعي، اعتماد عمومي، امنيت ملّي، همبستگي ملّي، مشاركت سياسي، اجتماعي و فرهنگي نام برد. به عبارت ديگر، سرمايه اجتماعي، مجموعه منابعي است كه در يك جامعه وجود دارد و بر رشد و توسعه شناختي و اجتماعي افراد مؤثر است.

سرمايه اجتماعي همراه تقويت روحيه اعتماد ملّي، و خودباوري فرهنگي مي‏تواند بستر مناسبي براي كاهش هزينه‏هاي عمومي باشد. سرمايه اجتماعي با قواعد و ارزش‏هاي اخلاقي و رفتاري در حوزه اقتصاد و فرهنگ، افراد را متعهد مي‏سازد تا در گروه‏هاي مختلف اجتماعي، تصميم‏گيري‏ها و مشاركت اجتماعي نقشي فعّال ايفا كنند.

مفاهيم و شاخص‏هايي همچون اعتماد، امنيت، امانتداري، صداقت، توجه به ارزش‏ها، كسب، كار و تلاش، توليد، ارزش‏هاي مذهبي، از جمله شاخص‏هاي سرمايه اجتماعي در حوزه اقتصاد است. در نتيجه، ربا، احتكار، تورم مفاهيمي ضدارزشي و ضد سرمايه اجتماعي در اين حوزه تلقّي مي‏شوند.

در عرصه سياست نيز سرمايه اجتماعي ابزاري است براي رسيدن به توسعه سياسي است. ارتباط نزديك و صميمي دولتمردان با مردم، احترام به هنجارها و مقررات اجتماعي، حقوق شهروندي، نهادهاي مدني، مشاركت سياسي و اجتماعي، اعتماد عمومي، از جمله شاخص‏هاي سرمايه اجتماعي در عرصه سياسي است.

سرمايه اجتماعي در عرصه فرهنگ در دو حوزه سخت‏افزاري و نرم‏افزاري قابل شناسايي است. انديشمندان، نخبگان، پژوهشگران، مديران، نويسندگان و توليدكنندگان، همچنين صنايع فرهنگي، توليدات ملّي، آثار بر جاي مانده از گذشته تاريخ و فرهنگ يك ملت، از جمله سرمايه‏هاي اجتماعي و ملّي در عرصه فرهنگ به شمار مي‏روند.

از همه مهم‏تر هويت ملّي و ديني، اعتماد ملّي، امنيت، مشاركت سياسي، رهبري، پيوند و انسجام اجتماعي، عدالت‏ورزي، مهرورزي، صرفه‏جويي، كمك و مساعدت، ياري و همكاري، آرامش و رفاه عمومي را بايد از جمله سرمايه‏هاي عظيمي دانست كه براي ايجاد، ثبات و حفظ آنها هزينه‏هاي بسيار سنگيني پرداخت. بنابراين، بايد براي دوام و استمرار آنها تلاش‏هاي مضاعفي به عمل آورد. طبعا، كسالت، تنبلي، بطالت، سكون، خودخواهي، احتكار، اسراف، از خودبيگانگي، تورم، تخريب، سوءظن به همنوعان، تنش، وابستگي، تخريب منابع ملّي و انساني و شخصيت‏هاي برجسته فرهنگي، ولنگاري، عدم تقيّد و پايبندي به هنجارها و ارزش‏هاي اجتماعي، از جمله آفات و آسيب‏هاي اجتماعي و ملّي هستند كه براي رفع آنها بايد با تمام وجود تلاش كرد.

مراقبت از منابع و سرمايه‏هاي عظيم خدادادي كه پشتوانه ملّي و اجتماعي است، صيانت از نيروي‏هاي انساني، نخبگان و شخصيت‏هاي ديني و ملّي، و حراست و پاسداري از سرمايه‏هاي فرهنگي، آثار ملّي و صنايع فرهنگي، استفاده بهينه از منابع ملّي زيرزميني، طبيعت، نفت، بنزين، آب، برق، گاز و... تلاشي است در خور براي حفظ سرمايه‏هاي اجتماعي و ملّي كه به نوبه خود زمينه‏ساز حركت به سمت‏وسوي استقلال و رها شدن از قيد و بند وابستگي است.

دبير گروه جامعه‏شناسي