سرمقاله


سرمقاله

تهاجم فرهنگي و فرهنگ تهاجم

قسمت چهارم

شهوانيت

در خبرها خوانديد كه:

«يك زن آمريكايي كه «مري جونز» نام دارد در دادگاه اعتراف كرده كه 11 سال پيش (سال 61) با هدف به انحراف كشانيدن جوانان ايراني به تهران آمده و سالها در پاركها و خانه هاي مخصوص، جوانان را اغفال مي كرده است». (كيهان، 15 ارديبهشت 73)

انسان موجودي شهوي است، اما در شهوت خلاصه نمي شود. شخصيت انسان مساوي با ارضاء شهوات نيست. ما معتقديم اگر نفس شهوات و ارضاء آنها ناپسند بود، خداوند حكيم هرگز آنها را در وجود آدمي قرار نمي داد. و در عين حال، برآنيم كه اگر نفس ارضاء شهوت، هدف نهايي و غرض غايي از خلقت آدمي بود، خداوند حكيم هرگز عقل و وحي را فرا روي انسان نمي نهاد.

استعمارگران غربي به خوبي براين نكته واقف اند كه اگر بخواهند در كشورهاي ديگر نفوذ كنند، نخست بايد از جوانان آغاز كنند. و اگر بخواهند از جوانان آغاز كنند، نخست بايد از شهوات، به ويژه از شهوت جنسي آغاز نمايند. همانطور كه هروئين و مرفين، جوان را سست و بي رمق و بي اراده مي كند، شهوت نيز جوان را اسير مي سازد. و آن كس كه اسير است، براحتي در چنگ امير است! فردي كه جز به اعمال غرائز حيواني نمي انديشد، اهل فكر و انديشه و فلسفه انساني نيست و اگر فلسفه و انديشه اي هم داشته باشد، فلسفه اش حيواني است و نه انساني! جامعه نيز چنين است. جامعه اي كه فضايش فضاي زرق. برق تجملات، تنبلي، بي عاري، جوك، خنده، شوخي، راحت طلب، رفاه زدگي، خوشگذاراني، تن آسايي، شهوت راني و..... باشد، جامعه اي سست، بي رمق و بي اراده است كه هرگز نمي تواند روي پاي خود بايستد.

وقتي افراد نتوانند در برابر يك صحنه شهوت انگيز از خود اراده و مقاومتي نشان دهند، جامعه نيز رنگ پذير، غير مقاوم، نااستوار، مقلد، دلبسته، وابسته، سست و لرزان خواهد بود.

فرد عاقل، عقل را بر هوي مسلط مي سازد و اهل محاسبه و آينده نگري است. جامعه نيز ميبايست عقل را بر هواي نفس غالب گرداند و اهل فكر و محاسبه و آينده نگري باشد و همين، مانعي بس بزرگ براي اهداف استعمارگران است.

هم از اين روست كه فرهنگ شهوانيت و سكس و بي بندوباري را با انواع و اقسام و ظواهر فريبنده ترويج مي‌كنند. و اگر زمينه را مساعد تصريح نبينند، تلويحاً در قالب هنر، ادبيات، فرهنگ رشد و ترقي، فلسفه و.... همان فرهنگ را ترويج و تزريق مي‌كنند. واقعاً آيا شك داريد كه شهوت راني فرد و جامعه را منحط مي كند؟! خيال نكنيد كه رشد و پيشرفت علمي و تكنولوژي غرب، محصول آزاديهاي آنچناني و بي بندو باري و شهوت راني آنهاست. اهل اطلاع مي دانند كه بسياري از قاچاقچيان عمده و دلالان بين المللي مواد مخدر، خود هيچ گونه اعتيادي به اين مواد ندارند، چرا كه ضرر و خطر آن را نسبت به شغل و پيشه خود به خوبي ميدانند. همين طور بسياري از انديشمندان و متفكران و فيلسوفان مغرب زمين خود به خوبي مدانند كه كاباره باكتابخانه نمي سازد و اگر بخواهند شبها را در مراكز عيش و نوش و خوشگذراني بسر برند، ديگر مجالي براي تفكر و تأمل و ارائه فكر و انديشه و عرضه آثار علمي نخواهند داشت.

انديشمندان در هر جامعه، معدود افرادي هستند كه با فكر خود، اكثريت را خط ميدهند و راه مي برند. ممكن است متفكري خود آلوده به نوعي از شهوات نباشد، اما فكر و فلسفه‌اش در خدمت همان نوع از شهوت و حيوانيت باشد و نمونه و مصداق براي چنين انديشمنداني يكي دوتا نيست. بسياري از متفكران و نويسندگان غربي خود آلوده به سكس نيستند، اما بهترين طرحها در زمينه استفاده از سكس و شهوت براي آب كردن كالاهاي اقتصادي و يا نفوذ سياسي و فرهنگي در جوامع ديگر را عرضه مي‌كنند. خلاصه كسي نگويد غربي ها شهوت ران و خوشگذاران بوده اند كه به چنين بوده اند كه به چنين رشد و پيشرفتي دست يافته اند! اين مغالطه و خلط ما بالذات و ما بالعرض است. (در اين مقوله باز هم بحث مي كنيم). والسلام

سردبير