الميزان

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

هدف غايى تربيت اخلاقى در قرآن از منظر تفسير «الميزان»

سال بيست و ششم ـ شماره 236 (ويژه علوم تربيتى)

يونس حسنى / كارشناس ارشد تفسير و علوم قرآنى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره   hasaniuones@gmail.com

سيداحمد فقيهى / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره   faghihi@qabas.net

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
236
شماره صفحه: 
13

وثاقت معرفت عقلانى در تفسير الميزان

سال بيست و پنجم ـ شماره 220 (ويژه فلسفه)

عباس قربانى / استاديار دانشگاه تهران             ab.ghorbani@ut.ac.ir

دريافت: 29/2/94               پذيرش: 23/10/94

 

چكيده

قرآن كريم با دعوت به خردورزى، از انسان ايمان به خدا، جهان غيب و زندگى مؤمنانه را طلب مى كند. اما وثاقت عقل حتى در باب جهان مشهود سخت مورد مناقشه است. در اين صورت، چگونه مى توان به دعوت قرآن پاسخ مثبت داد؟! در تفسير الميزان چه راه حلى ارائه مى شود؟ در اين تحقيق، با هدف يافتن پاسخ براى پرسش هاى فوق و تأمين اعتماد نسبت به عقل و يافته هاى آن، با روش كتابخانه اى و استناد به مطالب علامه طباطبائى در الميزان و به تناسب، آثار ديگر ايشان و نيز با تحليل منطقى روشن مى شود كه استاد در عين تأكيد بر بداهت مفهوم علم و تحقق مصداق آن، ضمن پاسخ به شكاكان و حس گرايان، وثاقت معرفت عقلى را اثبات مى كند و بدين ترتيب، مخاطب ايشان نسبت به اعتبار كاربست عقل براى تأمل در آيات تكوينى و تشريعى اطمينان خاطر مى يابد.

 

كليدواژه ها: معرفت شناسى، شكاكيت، حس، عقل، علم، وثاقت، الميزان.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
220
شماره صفحه: 
43

تفسير «اولى الامر» در آيه اطاعت و پاسخ گويى به اشكالات مخالفان در الميزان

سال بيست و چهارم ـ شماره 216 (ويژه كلام)

عيسى عيسى زاده / استاديار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى         aesazadeh4747@gmail.com

دريافت: 29/2/93               پذيرش: 25/11/93

چكيده

يكى از دلايل نقلى شيعه بر اثبات امامت ائمّه اطهار عليهم السلام، آيه كريمه 59 سوره «نساء» مى باشد. اين آيه از آيات چالشى و مورداختلاف ميان دانشمندان و مفسران فريقين است. عامل اصلى اين اختلاف، قرار گرفتن واژه «اولى الامر» در كنار دستور به اطاعت از خدا و رسول خداست. مفسران اهل سنت آراء گوناگونى را در تعيين مصداق «اولى الامر» انتخاب نموده اند، ولى دانشمندان شيعه تنها مصداق آن را امامان معصوم عليهم السلام مى دانند. يكى از مفسران بزرگ شيعه كه توانسته است به خوبى از عقيده شيعه دفاع كند و به اشكلات مخالفان پاسخ مستدلى ارائه كند، علّامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان است. مقاله حاضر به روش توصيفى ـ تحليلى، اين مسئله اختلافى را با تأكيد بر آراء علّامه مورد بحث قرار داده است.

 

كليدواژه ها: اطاعت، امامت، اولى الامر، الميزان، علّامه طباطبائى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
216
شماره صفحه: 
11

نقش غرر آيات در تفسير الميزان با تكيه بر آيات 82و83 سوره «يس»

سال بيست و چهارم ـ شماره 214 (ويژه علوم قرآنى)

 على حاجى خانى / استاديار علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس                 Ali.hajikhani@modares.ac.ir

كاووس روحى برندق / استاديار علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس                        k.rohi@modares.ac.ir

محمد آسنجرانى / دانشجوى كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس             mohamad.asangarani@modares.ac.ir

دريافت: 29/10/93               پذيرش: 25/3/94

 

چكيده

روش علّامه طباطبائى در تفسير الميزان استفاده از آيات قرآن كريم در تفسير ديگر آيات است. از اشاره هايى كه در مقدمه و متن اين تفسير آمده است مى توان دريافت آيات غرر، آيات كليدى قرآن كريم هستند كه مى توانند راه گشاى تفسير بسيارى از آيات قرآن و حتى كليدى براى فهم بسيارى از روايات باشند و علّامه طباطبائى از اين آيات به طرز چشم گيرى براى تفسير آيات ديگر بهره برده است. اين مقاله با روش اسنادى در گردآورى، و تحليل و توصيف در تجزيه و تحليل، به بررسى آيات 82 و 83 سوره «يس» (به عنوان نمونه اى از آيات غرر)، نشان مى دهد علّامه از مفاهيم اين دو آيه در تفسير آيات مرتبط ديگر، كه داراى معارف مربوط به افعال خداوند و به طور خاص درباره موضوع «امر» مى باشند، بهره فراوانى برده است. درواقع، اين دو آيه را اصل قرار داده و آيات مرتبط ديگر را با محوريت اين آيات تفسير كرده است.

 

كليدواژه ها: آيات غرر، سوره يس، تفسير قرآن به قرآن، الميزان، علّامه طباطبائى.

 

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
214
شماره صفحه: 
55

روش شناسى اجتهادى تفسير قرآن به قرآن در الميزان

سال بيست و چهارم ـ شماره 214 (ويژه علوم قرآنى)

على محمد سويزى / كارشناس ارشد علوم حديث دانشگاه قرآن و حديث                alimohammadsoveizi@yahoo.com

على راد / استاديار دانشگاه تهران                ali.rad@ut.ac.ir

دريافت: 25/9/93               پذيرش: 29/3/94

چكيده

يكى از مهم ترين مباحث مورد توجه پژوهشگران تفسير، داشتن روش تفسيرى از جانب مفسر و چگونگى شناخت روش وى مى باشد. هر مفسرى ناگزير است در تفسير خود روشمند عمل نمايد. علّامه طباطبائى نيز كه با كشف روابط بينامتنى آيات به تفسير قرآن پرداخته است، از اين قاعده مستثنا نبوده و با توجه به روش قرآن به قرآن اجتهادى، تفسير «الميزان» را نگاشته است. در پژوهش حاضر، به شناخت شاخصه ها و ويژگى هاى روش تفسيرى ايشان پرداخته ايم تا به واسطه شناسايى آنها، به شناخت روش قرآن به قرآن اجتهادى دست يابيم. براى شناخت روش ايشان، به دو طريق مى توان تمسك جست: 1. سخنان و نوشته هاى وى؛ 2. تحليل و بررسى نمونه هاى تفسيرى. با مطالعه نوشته هاى علّامه رهيافت قابل توجهى در اين زمينه به دست نمى آيد، اما با تحليل و بررسى نمونه هاى تفسيرى، نگرش جامع علّامه به نظام معنايى قرآن، معناشناسى اجتهادى و روشمند، سنت محورى در روش تفسير و استفاده از آيات غرر در تبيين و تفسير واژگان و آيه هاى قرآنى حاصل مى گردد.

 

كليدواژه ها: روش شناسى، قرآن به قرآن اجتهادى، روش تفسيرى، الميزان، علّامه طباطبائى.

 

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
214
شماره صفحه: 
13

رابطه ايمان و معرفت از ديدگاه علّامه طباطبائى با محوريت تفسير الميزان

سال بيست و سوم ـ شماره 207 (ويژه فلسفه)

امراللّه قلى زاده[1]

محمد جعفرى[2]

چكيده

مسئله ايمان دينى، يكى از مهم ترين مباحثى است كه در اديان به طور عموم و اديان ابراهيمى به طور خاص مورد توجه بوده است. تاريخ اسلامى گواه اين است كه مسئله ايمان يكى از كهن ترين موضوعات اعتقادى است كه فرق مختلف اسلامى بدان پرداخته اند. اين نوشتار، با روش توصيفى ـ تحليلى مى كوشد با نگاه قرآنى، مسئله رابطه ايمان و معرفت از ديدگاه علّامه طباطبائى را مورد بررسى قرار دهد. ابتدا معناى ايمان و معرفت و سپس متعلق ايمان و در نهايت رابطه بين ايمان و معرفت مورد بررسى واقع شده است. سه نوع رابطه بين ايمان و معرفت متصور شده و در نهايت رابطه اى را مقبول دانسته كه معرفت نقش زمينه و مقدمه را در حصول ايمان ايفا مى كند. در ضمن، رابطه معرفت حضورى با ايمان و امكان حصول ايمان با ظن نيز مورد مداقه واقع شده است.

 

كليدواژه ها: معرفت، علم، ايمان، الميزان، علّامه طباطبائى.



[1] دانش ‏پژوه كارشناسى ارشد كلام مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى قدس ‏سره. amrollah.gholizadeh@yahoo.com

[2] استاديار گروه كلام مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس ‏سره. mjafari125@yahoo.com

دريافت: 4/6/93 پذيرش: 14/11/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
207
شماره صفحه: 
91

خردورزى در الميزان راه كارها، آفت ها

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

سيدعلى اكبر ربيع نتاج[1]

رمضان مهدوى آزادبنى[2]

چكيده

يكى از شبهات مخالفان دين، طرح نظريه ناسازگارى اسلام با تعقل و خردورزى است. اين مقاله با محوريت تفسير الميزان مى كوشد به برخى از اين پرسش ها در اين زمينه پاسخ دهد؛ ازجمله: آيا دين با تفكر و تعقل سازگارى دارد؟ آيا تعبد محض در برابر بارى تعالى با عقلانيت منافات دارد؟ رابطه دين با عقل چگونه است؟ راه كارهاى شكوفايى عقل و آفت هاى رشد آن از ديدگاه مفسر الميزان چيست؟ علّامه طباطبائى، در تفسير الميزان معتقد است كه هيچ دينى به اندازه اسلام به اين موضوع توجه نداشته است. او جايگاه ويژه اى براى عقل قايل است، راه كارهايى براى رشد و بالندگى خرد انسانى پيشنهاد مى كند. آسيب ها و آفت هاى شكوفايى آن را به تصوير مى كشد، شبهه ناسازگارى عقل و وحى، تعارض تعبد با خردورزى را برنمى تابد، نهى از تفسير به رأى كه ظاهرا با خردورزى منافات دارد را پاسخ مى گويد. بررسى ها نشان مى دهد مفسر الميزان، عقل را رسول باطنى و حجيت آن را ذاتى مى داند و دعوت به خردورزى را دعوت به دين دارى، و دعوت به دين دارى را عين عقلانيت مى داند.

 

كليدواژه ها: علّامه طباطبائى، الميزان، خردورزى، قرآن، تعقل.



[1] دانشيار دانشگاه مازندران sm.rabinataj@gmail.com

[2] دانشيار دانشگاه مازندران. dr.azadboni@yahoo.com

دريافت: 22/2/93               پذيرش: 19/8/93

 


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
53

تفسير الميزان در آينه بلاغت با نگاهى به سوره‏هاى «نساء» و «مائده»

 

سال بيست و سوم ـ شماره 204 -آذر 1393

اكرم سلمانى نژاد[1]

چكيده

نوع و جايگاه مفردات و جملات قرآن داراى اهميت است و هر كدام مطلبى را به مخاطب القا مى كند كه تبيين آن بر عهده مفسّر است. مقاله حاضر به يكى از مراحل فرايند تفسير پرداخته است كه با استفاده از علوم گوناگون در ذهن مفسّر شكل مى گيرد و حلقه مفقوده اى را كه بين مباحث نظرى بلاغت و تفسير است، با تفحص از ميان استفاده هاى تفسيرى علّامه طباطبائى از علوم گوناگون، كشف كرده و ارائه داده است. نكاتى را كه ايشان با مهارت از علم بلاغت استخراج نموده، اصطياد شده است تا در كنار تبيينِ روش ايشان در استفاده از اين علم، شواهد قرآنى متعددى براى اعجاز بيانى قرآن به شمار آيد. با توجه به اينكه منشأ بسيارى از انحرافات مكتب هاى فكرى بى دقتى در ادبيات بوده است، اهميت جايگاه بلاغت در تفسير تبيين مى گردد. مرحوم علّامه در بسيارى جاها، با استفاده از همين علم، جواب شبهات غامضى را داده است؛ مانند اثبات عصمت براى پيامبر با استفاده از صنعت «اطلاق».

 

كليدواژه ها: تفسير، بلاغت، معانى، بيان، بديع، علّامه، الميزان.

 

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
204
شماره صفحه: 
107

بررسى حجّيت حكم عقل از ديدگاه علّامه طباطبائى با تكيه بر تفسير الميزان

سال بيست و سوم ـ شماره 204 -آذر 1393

سهيلا پيروزفر : دانشيار گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه فردوسى مشهد. spirouzfar@um.ac.ir

بشرى عبدخدايى : دانشجوى كارشناسى ارشد فقه و مبانى حقوق اسلامى دانشگاه فردوسى مشهد. bshabd70@gmail.com

چكيده

حجّيت حكم عقل از مسائل نسبتا پرچالش علم اصول بوده كه دانشمندان اصولى را مقابل يكديگر قرار داده است. اين گروه ها به علت عدم پذيرش قاعده ملازمه احكام شرع با عقل و يا انكار حسن و قبح ذاتى، حكم عقل را زيرسؤال برده اند.  به نظر مى رسد علت چنين اختلافاتى عدم شناخت صحيح از حقيقت عقل انسان و اراده الهى در نظام تشريع باشد. در مقاله حاضر، ديدگاه هاى علّامه طباطبائى فيلسوف، مفسر و اصولى برجسته، در دو حوزه چيستى حجّيت عقل و فلسفه حجّيت حكم عقل، و جايگاه آن در ارزيابى ساير ادله جست وجو شده است. اشاعره، معتزله و ماديون ديدگاه هاى مختلفى را در اين باره بيان كرده اند؛ اما علّامه با دقت تمام، نظام تشريع را طبق اراده الهى تابع عقلا مى داند. به نظر او، قاعده ملازمه احكام شرع با عقل و حسن و قبح ذاتى امرى است كه با دقت در افعال خداوند و آيات قرآن ثابت مى شود.

كليدواژه ها: حكم عقل، علّامه طباطبائى، الميزان، حسن و قبح، عقل عملى.

 


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
0
شماره صفحه: 
11

مقايسه دو تفسير علّامه طباطبائى (الميزان و البيان)

سال بيست و سوم ـ شماره 203 -آبان 1393

محمد نقيب‏زاده : استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره.  mn@qabas.net

 دريافت: 13/2/93               پذيرش: 29/6/93

چكيده

علّامه طباطبائى، پيش از «الميزان»، تفسير «البيان فى الموافقه بين الحديث و القرآن» را با اهتمام به روايات تفسيرى و تلاش در جهت بيان سازگارى ميان قرآن و روايات، نگاشتند. اين مقاله، با روش توصيفى ـ تحليلى به هدف شناساندن آن دو تفسير و بيان امتيازات «الميزان»، به اشتراكات و تفاوت‏هاى آن دو مى‏ پردازد. دو تفسير مزبور، اشتراكاتى مانند بيان هدف سوره و بررسى روايات دارند.

     در تفاوت‏هاى شكلى ـ ساختارى، «الميزان» در پرداختن به تفسير آيات، از جامعيت نسبى برخوردار است. نقل و بررسى روايات تفسيرى، در پايان بحث تفسيرى و طرح مباحث موضوعى مستقل در «الميزان» آن را متمايز از «البيان» ساخته و در نهايت، اينكه برخى عبارت‏هاى «البيان» در «الميزان»، اصلاح شده است.

     در تمايزهاى شكلى ـ محتوايى، شاخصه مهم «الميزان»، تنوع در تفسير قرآن به قرآن و توجه به نقش سياق است كه در «البيان» به آن گستردگى نيست. همچنين در «الميزان» برخى از قرائات آيات، بررسى شده و شبهات قرآنى پاسخ يافته است. منابع «الميزان» نيز بسيار گسترده‏ تر است.

 

كليدواژه‏ ها: الميزان، البيان، علّامه طباطبائى.

 

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
203
شماره صفحه: 
63
محتوای تغذیه