تعقل

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

خردورزى در الميزان راه كارها، آفت ها

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

سيدعلى اكبر ربيع نتاج[1]

رمضان مهدوى آزادبنى[2]

چكيده

يكى از شبهات مخالفان دين، طرح نظريه ناسازگارى اسلام با تعقل و خردورزى است. اين مقاله با محوريت تفسير الميزان مى كوشد به برخى از اين پرسش ها در اين زمينه پاسخ دهد؛ ازجمله: آيا دين با تفكر و تعقل سازگارى دارد؟ آيا تعبد محض در برابر بارى تعالى با عقلانيت منافات دارد؟ رابطه دين با عقل چگونه است؟ راه كارهاى شكوفايى عقل و آفت هاى رشد آن از ديدگاه مفسر الميزان چيست؟ علّامه طباطبائى، در تفسير الميزان معتقد است كه هيچ دينى به اندازه اسلام به اين موضوع توجه نداشته است. او جايگاه ويژه اى براى عقل قايل است، راه كارهايى براى رشد و بالندگى خرد انسانى پيشنهاد مى كند. آسيب ها و آفت هاى شكوفايى آن را به تصوير مى كشد، شبهه ناسازگارى عقل و وحى، تعارض تعبد با خردورزى را برنمى تابد، نهى از تفسير به رأى كه ظاهرا با خردورزى منافات دارد را پاسخ مى گويد. بررسى ها نشان مى دهد مفسر الميزان، عقل را رسول باطنى و حجيت آن را ذاتى مى داند و دعوت به خردورزى را دعوت به دين دارى، و دعوت به دين دارى را عين عقلانيت مى داند.

 

كليدواژه ها: علّامه طباطبائى، الميزان، خردورزى، قرآن، تعقل.



[1] دانشيار دانشگاه مازندران sm.rabinataj@gmail.com

[2] دانشيار دانشگاه مازندران. dr.azadboni@yahoo.com

دريافت: 22/2/93               پذيرش: 19/8/93

 


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
53

مبانى انسان‏ شناختى ارزش‏ ها

سال بيست و دوم ـ شماره 191 ـ آبان 1392، 11ـ26

آفرين قائمى*
كريم خانمحمدى**

چكيده

در طول تاريخ، هر مجتمعى داراى ارزش ها و هنجارهايى بوده اند كه همه برخاسته از بينش هاى ريشه اى (مبانى) آنهاست. بدين روى، با تبيين يا اصلاح آن مبانى مى توان بر تعميق و سعه عمل صحيح بر طبق آنها تأثيرى بسزا نهاد. اين نوشتار به اختصار بر «مبانى انسان شناختى» متمركز است. انسانى كه به دوبعدى بودن انسان، بقاى روح پس از مرگ، اختيار و تكليف، امكان تعالى انسان تا مقام خلافت الهى با كسب يقين و صبر و عمل به ارزش ها معتقد باشد، در فكر و نيت، گفتار و منش كاملاً متمايز از شخصى عمل مى كند كه اينها را قبول ندارد؛ زيرا امورى كه براى اين يكى ارزش است (مثل معنويات و ايثار)، ممكن است براى ديگرى ضدارزش به نظر برسد و بعكس (مثل تجمل و مدگرايى). در عين اينكه برخى امور فطرى (مثل نوع دوستى و كمال خواهى) نزد هر دو ارزش، و برخى (مثل ظلم، تحقير و تمسخر) نزد هر دو ضدارزش محسوب مى شوند.
     تحقيق حاضر با روش تحليلى ـ توصيفى به بررسى موضوع موردبحث پرداخته است.

كليدواژه ها: انسان شناسى، تجرّد روح، تعقل، اختيار، خلافت الهى، مسئوليت، ارزش.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
191
شماره صفحه: 
11
محتوای تغذیه