واجب الوجود

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

بررسى تطبيقى «وحدت شخصى» صدرالمتألهين و «وحدت وجودى» اسپينوزا

سال بيست و ششم ـ شماره 232 (ويژه فلسفه)

فرشته نورعلى زاده / عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى واحد ميانه  nouralizadeh.f@gmail.com

دريافت: 22/6/95               پذيرش: 3/12/95

 

چكيده

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
232
شماره صفحه: 
25

قاعده الواحد از منظر فلسفه و عرفان اسلامى با تأكيد بر آراى ابن عربى و مشائيان

سال بيست و پنجم ـ شماره 221 (ويژه فلسفه)

على خالقى پور / كارشناس ارشد فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره               a.khaleghpour@gmail.com

احمد سعيدى / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره                 ahmadsaeidi67@yahoo.com

دريافت: 6/7/94               پذيرش: 5/11/94

 

چكيده

قاعده «الواحد»، يكى از قواعد مهم فلسفى است كه بر طبق آن، از علت واحد جز معلول واحد صادر نمى شود:  «الواحد لايصدر عنه الا الواحد». با وجود توافقى كه ميان فلاسفه نسبت به اين قاعده وجود دارد، در كلمات عرفا،  اين قاعده با انكار و يا دست كم اصلاح روبه رو شده است. فارغ از قبول يا عدم قبول اصل قاعده، چالش اصلى تقرير  فلسفى و عرفانى تعيين مصداق براى مصدر و صادر اول و همچنين تبيين چگونگى صدور كثرات از علت واحد  است. اين مقاله با روش تحليلى ـ توصيفى درصدد است با ارائه قرائت هاى فلسفى و عرفانى اين قاعده و بررسى  ايرادات عرفا به فلاسفه، مصاديق ارائه شده براى مصدر و صادر اول در دو دستگاه فكرى را معرفى كرده، تقرير  ايشان را نسبت به چگونگى صدور كثرات بيان كند؛ همچنين ثابت نمايد كه اولاً، فارغ از اختلافات صغروى فلسفه و  عرفان، اصل قاعده با مبانى عرفانى سازگار است و ثانيا، ايرادى كه عرفا بر فلاسفه وارد كرده اند قابل پاسخ گويى  است؛ اگرچه تقرير عرفانى مبتنى بر رد يا قبول اشكال مزبور نمى باشد.

 

كليدواژه ها: الواحد، واجب الوجود، عقل اول، نفس رحمانى، صدور، ظهور.

 

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
221
شماره صفحه: 
45

افق خداشناسى در انديشه ابن سينا و سهروردى

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

مجيد احسن[1]

چكيده

ابن سينا و سهروردى به منزله سرآمدان دو فلسفه مشاء و اشراق در جهان اسلام با تأثيرپذيرى از متون دينى، بحث از خداشناسى را وجهه همت خود قرار داده و تمام تلاش خود را براى تبيين آن به كار گرفته اند. مبانى خاص و روش فلسفى متفاوت اين دو انديشمند مسلمان ـ كه يكى با وفادارى به روش بحثى ـ استدلالى ارسطويى و با رنگ و بوى وجودى به حل و فصل اين مسئله اقدام مى كند و ديگرى با دخالت دادن شهود در كنار استدلال به عنوان ابزارى مهم در فهم حقايق، مسئله مذكور را بر پايه نور تبيين مى كند رهيافت هاى مختلفى را در بحث خداشناسى به ارمغان مى آورند. اين نوشتار با روش تحليلى ـ توصيفى مى كوشد با نگاهى فراتاريخى و پديدارشناختى ديدگاه اين دو فيلسوف شهير را در باب خداشناسى بررسى كند. اين بررسى روشن مى كند كه ملاحظات ابن سينا و تبيين هايى كه براى اثبات واجب و صفات او ارائه كرده است دقيق تر از شيخ اشراق مى باشد.

 

كليدواژه ها: ابن سينا، شيخ اشراق، خداشناسى، واجب الوجود، نورالانوار، توحيد، صفات الهى.



[1] دانشجوى دكترى فلسفه تطبيقى دانشگاه شهيد مطهرى تهران. ahsan.majid62@gmail.com

دريافت: 29/9/92               پذيرش: 19/7/93

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
35
محتوای تغذیه