عباس بخشنده بالي

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تأثير فلسفى ابن ‏رشد بر ابن ‏‌ميمون يهودى در اندلس قرون وسطا

معرفت سال بيستم ـ شماره 166 ـ مهر 1390، 95ـ102

عباس بخشنده ‏بالى*

چكيده

ابن‏رشد يكى از فيلسوفان مسلمان است كه با ترجمه و توضيح آثار ارسطو و ارتباط ميان عقل و دين، تأثير فراوانى بر انديشمندان مغرب‏زمين به ويژه يهوديت گذاشت. يكى از يهوديانى كه از ابن‏رشد متأثر شد، ابن‏ميمون مى‏باشد. در يهوديت، فيلون گام‏هاى مقدّماتى را در ارتباط عقل و دين در حوزه يهوديت برداشت، ولى بعدها انديشه‏هاى ضديونانى و عدم تلاش عقلانى براى اثبات مسائل دينى پديد آمد تا اينكه در قرن دوازدهم جريانات اصلى انديشه اسلامى، مكاتب ارسطويى و نوافلاطونى به طور پيوسته تأثير عميقى بر انديشه يهوديت گذاشت كه در انديشه موسى‏بن ميمون تجلّى يافت.

يكى از نكات مهمى كه در اين پژوهش به اثبات مى‏رسد، تمايل ابن‏رشد و ابن‏ميمون به خردورزى در كنار دين‏مدارى است و نكته مهم ديگر، تأثير فلسفى ابن‏رشد بر انديشه‏هاى فلسفى ابن‏ميمون يهودى است.

هدف از اين پژوهش كه با روش توصيفى ـ تحليلى صورت گرفته، واكاوى آراء ابن‏رشد و ابن‏ميمون در تعامل عقل و دين، و تأثير انديشه‏هاى ابن‏رشد بر تفكر فلسفى يهوديت به ويژه ابن‏ميمون است.

كليدواژه‏ها: اندلس، تمدن اسلامى، ابن‏رشد، ابن‏ميمون، دين، عقل، فلسفه.

سال انتشار: 
20
شماره مجله: 
166
شماره صفحه: 
95

ريشه‏هاى نظام نورى شيخ اشراق

عباس بخشنده‏بالى*

چكيده

در قلمرو فلسفه و حكمت اسلامى، ديدگاه‏ها و مكتب‏هايى شكل گرفتند تا زمينه را براى شكوفايى آن فراهم كنند. با توجه به منابع محدود و پيچيده، بزرگانى نظير كندى، فارابى و ديگران گام‏هاى مقدماتى را در سير فلسفه اسلامى برداشتند تا اينكه ابن‏سينا مشرب فلسفى مشّا را تدوين كرد. دومين مكتب تأثيرگذار در جهت كمال فلسفه اسلامى به واسطه شهاب‏الدين سهروردى در قرن ششم هجرى قمرى و با نام «حكمت اشراق» پايه‏گذارى مى‏شود. ويژگى مهم و آشكار اين مكتب، هماهنگى ميان آموزه‏هاى غرب و شرق است. وى با مطالعه عميق تعاليم قرآن شريف، روايات اسلامى، فلسفه مشّا، فلسفه يونان باستان، فلسفه ايران باستان، عرفان اسلامى و غير اينها، به نوآورى پرداخته و فلسفه خود را بنياد نهاد.

     هدف پژوهش، كاوش در مكاتب و آموزه‏هايى است كه شيخ اشراق نظام فلسفى خود را بر پايه آنها شكل داد. حاصل اين پژوهش اين است كه شيخ اشراق با كنجكاوى در ميان مكاتب گوناگون، آموزه‏هايى اشراقى را يافت و توانست مكتب فلسفى هماهنگ و در عين حال متفاوت با آنچه در فلسفه مشّايى وجود داشت، بنا كرده و گامى تأثيرگذار در جهت شكوفايى فلسفه اسلامى بردارد.

كليدواژه‏ها: شيخ اشراق، نظام نورى، هرمس، ايران باستان، يونان باستان، فلسفه مشّا، عرفان اسلامى.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
159
شماره صفحه: 
49
محتوای تغذیه