مجيد احسن

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

افق خداشناسى در انديشه ابن سينا و سهروردى

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

مجيد احسن[1]

چكيده

ابن سينا و سهروردى به منزله سرآمدان دو فلسفه مشاء و اشراق در جهان اسلام با تأثيرپذيرى از متون دينى، بحث از خداشناسى را وجهه همت خود قرار داده و تمام تلاش خود را براى تبيين آن به كار گرفته اند. مبانى خاص و روش فلسفى متفاوت اين دو انديشمند مسلمان ـ كه يكى با وفادارى به روش بحثى ـ استدلالى ارسطويى و با رنگ و بوى وجودى به حل و فصل اين مسئله اقدام مى كند و ديگرى با دخالت دادن شهود در كنار استدلال به عنوان ابزارى مهم در فهم حقايق، مسئله مذكور را بر پايه نور تبيين مى كند رهيافت هاى مختلفى را در بحث خداشناسى به ارمغان مى آورند. اين نوشتار با روش تحليلى ـ توصيفى مى كوشد با نگاهى فراتاريخى و پديدارشناختى ديدگاه اين دو فيلسوف شهير را در باب خداشناسى بررسى كند. اين بررسى روشن مى كند كه ملاحظات ابن سينا و تبيين هايى كه براى اثبات واجب و صفات او ارائه كرده است دقيق تر از شيخ اشراق مى باشد.

 

كليدواژه ها: ابن سينا، شيخ اشراق، خداشناسى، واجب الوجود، نورالانوار، توحيد، صفات الهى.



[1] دانشجوى دكترى فلسفه تطبيقى دانشگاه شهيد مطهرى تهران. ahsan.majid62@gmail.com

دريافت: 29/9/92               پذيرش: 19/7/93

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
35

تشكيك خاصى از منظر ابن‏‌سينا و شيخ اشراق

معرفت سال بيستم ـ شماره 166 ـ مهر 1390، 13ـ24

مجيد احسن*

چكيده

تبيين دقيق و عميق مسئله تشكيك كه از آن به عنوان عدل و مكمل نظريه اصالت وجود ياد مى‏شود، اگرچه در نظام حكمت صدرايى صورت گرفته است، ليكن نبايد از تلاش علمى فيلسوفان گذشته كه سرمايه‏اى غنى براى وى فراهم آوردند غفلت نمود. به مشّاء نسبت داده‏اند كه وجودات را حقايق متباين دانسته و بر اين اساس، تشكيك در حقيقت وجود را منكرند. از سوى ديگر، سهروردى با مبانى فلسفى نادرست خود، تشكيك را به متن خارج مى‏برد.

هدف اين پژوهش كه به روش تحليلى و اسنادى سامان يافته، بررسى انتساب يادشده و نيز تبيين ديدگاه سهروردى مى‏باشد و حاصل آن اين است كه مشّاء اگرچه در ابتدا به تشكيك در حوزه مفاهيم (تشكيك عامى) معتقد بوده است، اين، سخن نهايى ايشان نبوده و مى‏توان قول به تشكيك خاصى را در آثار ابن‏سينا سراغ گرفت. البته معنون نبودن اين مسئله در زمان وى موجب شده كه برخلاف شيخ اشراق نتواند فروع و لوازم آن را نتيجه گرفته و در دستگاه فلسفى هستى‏شناختى منسجم و سازوارى بسط دهد.

كليدواژه‏ها: ابن‏سينا، شيخ اشراق، تشكيك عامى، تشكيك خاصى، حقايق متباينه، اقسام تمايز.

سال انتشار: 
20
شماره مجله: 
166
شماره صفحه: 
13
محتوای تغذیه