محمد فولادي وندا

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

سبك زندگى دينى؛ جامعه و انسان دينى

سال بيست و دوم ـ شماره 186 ـ خرداد 1392، 51ـ70

محمد فولادى1

چكيده

«سبك زندگى اسلامى» از جمله واژگانى است كه اولين بار توسط رهبر فرزانه انقلاب وارد ادبيات ما شد و به سرعت به موضوع مهم، كليدى و پربسامد تبديل شد. اينكه رفتار ما برگرفته از بينش ها، باورها، جهان بينى، گرايش ها و نوع نگاه ما به جهان هستى است، و اينكه سبك و شيوه رفتار ما در حيات فردى و جمعى، متأثر از ارزش ها و هنجارهاى حاكم بر محيط پيرامون و جامعه است، امرى بديهى است. اما در اسلام، جامعه دينى چه جامعه اى است؟ شاكله آن كدام است؟ داراى چه شاخصه هايى است؟ چه ارزش ها و هنجارهايى بايد بر آن حاكم باشد؟ همچنين، انسان در اين جامعه دينى داراى چه مشخصاتى است، چه نوع باور، انديشه و رفتارى از او در جامعه اسلامى انتظار مى رود؟

     اين مقاله، با رويكرد نظرى و تحليلى و كاوش در متون دينى، درصدد پاسخ به سؤالات فوق برآمده است. مهم ترين يافته اين نوشتار اين است كه بايد بپذيريم بسيارى از مشكلات زندگى ما، ناشى از دورى ما از سبك زندگى اسلامى و معارف ناب قرآن و اهل بيت عليهم السلام است و تنها راه رستن از مشكلات زندگى، تغيير نوع نگاه به زندگى است.

كليدواژه ها: سبك زندگى، جامعه دينى، انسان دينى، خدامحورى، اخلاق مدارى.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
186
شماره صفحه: 
51

تساهل و تسامح از منظر دين

تساهل و تسامح از منظر دين

محمد فولادى

معناى تساهل و تسامح

الف ـ در لغت

سال انتشار: 
9
شماره مجله: 
35
شماره صفحه: 
100

فمينيسم

فمينيسم

محمد فولادى

 

اشاره

سال انتشار: 
8
شماره مجله: 
32
شماره صفحه: 
58

عوامل تضعيفخودباورى فرهنگى(2)

عوامل تضعيف
خودباورى فرهنگى(2)

محمد فولادى
محمدعزيز بختيارى

 

اشاره

آنچه در پى مى‌آيد، حاصل تحقيقى است كه به همت دو تن از محققان مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله) درمركز پژوهش‌هاى اسلامى صدا و سيما تدوين يافته است. به دليل اهميت موضوع، بخش دوم اين تحقيق تقديم ارباب معرفت مى‌گردد. لازم به ذكر است از آنجايى كه اين تحقيق چند سال پيش نگارش يافته، لذا برخى آمارها و اطلاعات موجود از جمله وضعيت سيما و نيز مطبوعات تغييرات اعم از مثبت و يا منفى چشمگيرى يافته‌اند.

معرفت

سال انتشار: 
8
شماره مجله: 
31
شماره صفحه: 
111

جامعه مدنى، جامعه دينى موانع، چالش ه

جامعه مدنى، جامعه دينى
موانع، چالش ه

محمد فولادى

مقدمه

سال انتشار: 
7
شماره مجله: 
28
شماره صفحه: 
56

نگاهى به نظريه هاى انقلاب

نگاهى به نظريه هاى انقلاب

محمد فولادى

 

مقدمه

مطالعه انقلاب هاى سياسى و اجتماعى از مهم ترين حوزه هاى پژوهشى در علوم اجتماعى است. وقوع انقلاب ها در جوامع، زمينه مناسبى براى تحقيقات علمى، طرح، آزمون و اصلاح نظريه هاى انقلاب به وجود آورد. تا چند دهه پيش، توجه نظريه پردازان انقلاب به مطالعه انقلاب هاى كبير معطوف بود، اما ظهور انقلاب اسلامى در ايران و در پى آن، وقوع ناآرامى ها، شورش ها و در نهايت، انقلاب ها در كشورهاى گوناگون، بويژه جهان سوم، زمينه ارزيابى مجدّد نظريه هاى موجود در باب انقلاب را فراهم آورد. بى ترديد، خيزش گسترده مردمى در سال هاى 1356ـ1357 ، كه منجر به شكل گيرى انقلاب اسلامى و تشكيل جمهورى اسلامى در ايران شد، نظريه هاى موجود در باب انقلاب را در هاله اى از ابهام فرو برد. اين نوشتار، مرورى اجمالى بر رهيافت ها و نظريه هاى گوناگون در باب انقلاب دارد.

به اجمال، عمده ترين نظريه هاى انقلاب را مى توان به نظريه هاى جامعه شناختى و روان شناختى تقسيم نمود.(1)

پيش فرض اساسى همه نظريات موجود در باب انقلاب اين است كه آيا اصل در جوامع بشرى ثبات است و تغيير، تحوّل و تضاد امرى عارضى است يا بعكس، تضاد اصل است و ثبات امرى عارضى؟ ماركس از جمله كسانى است كه محرّك جوامع بشرى را تضاد مى داند و در نتيجه، از نظر او، ثبات امرى است كه بر جوامع بشرى عارض مى شود. عموماً ديگر نظريه ـ پردازان، ثبات را در جوامع بشرى اصل مى دانند و تضاد را خلاف آن.(2)

از جمله نظريات مطرح شده در زمينه انقلاب نظريه «جامعه تودهوار» است كه در اين مقال به شرح و تفصيل آن مى پردازيم:

سال انتشار: 
6
شماره مجله: 
21
شماره صفحه: 
35

مهندسى فرهنگ و نقش نخبگان در آن

مهندسى فرهنگ و نقش نخبگان در آن

                        محمّد فولادى*

چكيده

انسان موجودى اجتماعى است و داراى افكار، ارزش‌ها، باورها و دستاوردهاى مادى و معنوى است كه مجموعه آن، فرهنگ نام دارند. اين موجود اجتماعى، داراى نظام فرهنگى است و تنها انسان است كه قادر به فرهنگ‌سازى است. فرهنگ‌سازى از طريق نظام جامعه‌پذيرى و سازوكار فراگيرى شيوه زيست اجتماعى صورت مى‌گيرد. نظام جامعه‌پذيرى نيز به انتقال، نهادينه‌شدن و ماندگارى باورها، ارزش‌ها، هنجارها و آداب و رسوم اجتماعى يارى مى‌رساند. فقدان و يا ضعف مديريت در اين حوزه نيز مى‌تواند به نوعى به از هم‌گسيختگى فرهنگى منجر شود. در اين صورت، نهادهاى متولى فرهنگ دچار نوعى روزمره‌گى مى‌شوند. نتيجه طبيعى چنين وضعيتى، بحران هويت اجتماعى و تعارض در عرصه فرهنگى كشور است.

نهادهاى متولى فرهنگ، به ويژه نخبگان عرصه علوم اجتماعى در پى نهادينه كردن فرهنگ مى‌باشند. ارزش‌ها و رفتارهاى متعارض ناشى از كانون‌هاى متعدد، و نيز تنوع نهادهاى متولى فرهنگ در جامعه و همچنين ناهمسويى و موازى‌كارى آنها، فقدان مديريت واحد و منسجم و... زمينه‌ساز بحران هويت، ارائه الگوهاى نادرست و متعارض با آموزه‌هاى ملّى، بومى و دينى خواهد بود. از اين‌رو، مديريت و مهندسى فرهنگ در جامعه ضرورت مى‌يابد.

اين نوشتار، با رويكردى نظرى و تحليلى به بررسى كارآمدى نهادهاى متولى فرهنگ، مديريت و مهندسى فرهنگ و نقش نخبگان در آن مى‌پردازد.

 

كليدواژه‌ها : فرهنگ، جامعه‌پذيرى، فرهنگ‌پذيرى، مهندسى فرهنگى، مهندسى فرهنگ، نخبگان، نظام فرهنگى.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
146
شماره صفحه: 
125

مشاركت سياسي در نظام مبتني بر ولايت مطلقه فقيه

مشاركت سياسي

در نظام مبتني بر ولايت مطلقه فقيه

محمّد فولادي1

چكيده

مشاركت سياسي براي هر نظام سياسي داراي آثار و پيامدهايي است: ثبات و كارآمدي هر نظام سياسي، همواره نيازمند تأييد و به رسميت شناختن آن از سوي مردم است؛ زيرا مردم، در همه نظام‏هاي سياسي نقش اول را در كارآمدي نظام خويش ايفا مي‏كنند. از منظر ديني نيز مردم در كارآمدي و فعليت يافتن قدرت مشروع و حاكميت ديني، نقش برجسته‏اي دارند. به راستي مشاركت سياسي به چه معناست، چه نوع فعاليت‏هايي مشاركت سياسي محسوب مي‏شود؟ آيا نظام‏هايي كه عالمان دين در آن صرفا ناظر هستند و از دور دستي در مسائل حكومتي دارند و تدبير سياست با نظارت كلي دين صورت مي‏گيرد، مي‏توانند نظام ديني تلقّي شوند؟ آيا نظام‏هاي ديني و نظام‏هايي كه تدبير امور سياسي و اجتماعي را تابعي از دين مي‏دانند، به ويژه نظام‏هاي ديني مبتني بر الگوي ولايت مطلقه فقيه، مي‏توانند نظام‏هاي مردم‏سالار باشند؟ مشاركت مردمي در اين نوع نظام‏ها چگونه تحقق مي‏پذيرد؟ اين مقال، در پي پاسخ به اين‏گونه سؤالات تدوين يافته است.

كليدواژه‏ها: مشاركت، مشاركت سياسي، ولايت مطلقه فقيه، حكومت ديني، تدبير ديني سياست، تدبير عقلاني دين.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
127
شماره صفحه: 
87

استراتژي وحدت جهان اسلام

استراتژي وحدت جهان اسلام

در انديشه امام خميني (قدس‏ سره)

محمّد فولادي 1

چكيده

وحدت و اتحاد سياسي مسلمانان از جمله دغدغه‏هاي مصلحان بزرگ تاريخ و از جمله، حضرت امام خميني قدس‏سره بوده است. به راستي اتحاد سياسي مسلمانان چگونه محقق مي‏شود؟ معنا و مفهوم آن چيست؟ وحدت، رويكردي تاكتيكي است و يا استراتژيكي؟ آثار، نتايج و پيامدهاي اتحاد سياسي جهان اسلام چيست؟ چگونه و با چه شگردهايي مي‏توان به اين مهم دست يافت؟ در جهان امروز چه موانعي را مي‏توان براي وحدت در نظر داشت؟ و متقابلاً راه‏هاي تقويت وحدت كدامند؟

به نظر مي‏رسد، امام خميني قدس‏سره طرح راهبردي تحقق «وحدت سياسي جهان اسلام»، را در قالب يك نظريه سياسي و تلقّي «وحدت» به عنوان امري راهبردي و استراتژيك، طي يك فرايند چهار مرحله‏اي به تصوير مي‏كشد كه شامل ايجاد بستر و شرايط مناسب براي تحقق وحدت، فعال شدن نخبگان سياسي و مذهبي به عنوان مجريان وحدت، به كارگيري ابزارهاي لازم براي حركت در مسير اتحاد سياسي مسلمانان، و در نهايت، تشكيل «دولت بزرگ اسلامي» مي‏شود.

كليدواژه ‏ها: وحدت، مسلمانان، امام خميني، استراتژي وحدت، وحدت راهبردي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
126
شماره صفحه: 
75

اخلاق روزنامه‌نگاري

اخلاق روزنامه‌نگاري

آسيب‌ها و چالش‌ها

محمّد فولادي
(دانش‌آموخته حوزه علميه و دانشجوي دكتري انقلاب اسلامي)

چكيده

بحث اخلاق روزنامه‌نگاري از جمله مباحث مطرح در قلمرو دانش جامعه‌شناسي، علم ارتباطات و اخلاق كاربردي است. در قلمرو كار روزنامه‌نگاري اين سؤال مطرح است كه آيا اخلاق مي‌تواند در اين عرصه حاكم باشد؟ اگر آري، اخلاق روزنامه‌نگاري داراي چه مشخصه‌هايي است؟ آيا رعايت اخلاق در روزنامه‌نگاري ضروري است؟ وظايف اخلاقي، و اخلاق روزنامه‌نگاري كدامند؟ همچنين پيش‌شرط روزنامه‌نگاري حرفه‌اي چيست؟ اصول اخلاق حرفه‌اي كدامند؟ آيا روزنامه‌نگاري شغل محسوب مي‌شود و يا حرفه؟ در هر دو صورت، پيامد شغل و يا حرفه بودن روزنامه‌نگاري چيست؟ مشخصات روزنامه‌نگار حرفه‌اي چيست؟ حريم خصوصي و منافع عمومي چيست و هر يك داراي چه قلمروهايي است؟ پارادوكس حق برخورداري افراد از آزادي بيان و اطلاعات، و اينكه «دانستن حق مردم است» و وجود موانعي همچون حق داشتن «منافع عمومي» و «حريم خصوصي»، چگونه قابل حلّ است؟ عرصه و قلمرو حريم خصوصي تا كجاست و آيا مي‌توان آن را نقض كرد؟ و سرانجام اينكه، آسيب‌ها و چالش‌هاي پيش‌روي روزنامه‌نگار كدامند؟

اين مقاله، در تلاش است تا به اجمال، به سؤالاتي از اين دست پاسخ دهد.

كليدواژه‌ها: روزنامه‌نگاري، اخلاق، حريم خصوصي، منافع عمومي، اخلاق حرفه‌اي، آزادي بيان، وظايف اخلاقي.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
123
شماره صفحه: 
119
محتوای تغذیه