محمدتقي سبحاني نيا

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تكاليف شرعى; توهين يا تكريم؟

تكاليف شرعى; توهين يا تكريم؟

محمّدتقى سبحانى نيا

(دانشجوى دكترى مدرسى معارف اسلامى)

چكيده

برخى مكاتب بشرى همچون اديان آسمانى مكلف بودن انسان را مى پذيرند. اما دوران معاصر، دوران رشد مكاتب جديدى است كه بر مبناى انسان محورى شكل گرفته است; مكاتبى كه غالباً حق محورى را بر تكليف محورى ترجيح داده و انسان را به سوى آشنايى با حقوق خود و مطالبه آن فرا مى خوانند، خدامحورى و تكليف مدارى را مربوط به انسان هاى پيشين و قرن هاى گذشته قلمداد مى كنند! برخى از انديشمندان معاصر، تكليف مدارى و خدامحورى را با كرامت انسان در تعارض مى بينند و بر اين باورند كه انسان آزاد آفريده شده است و تكليف، متعرض آزادى او مى شود و كرامتش را به مخاطره مى اندازد! اين تفكر كه از انسان گرايى افراطى ناشى مى شود، در مقابل ديدگاه خداباوران، كه تكاليف الهى را حكيمانه مى دانند، قرار دارد.

اين مقاله در صدد تبيين نقطه نظرات دو ديدگاه مزبور و بيان اين نكته است كه بر خلاف ديدگاه نخست، تكاليف الهى نه تنها هيچ گونه تنافى و تعارضى با كرامت انسان ندارد، بلكه نشان ارجمندى و تكريم او توسط خداوند است و مكلف ندانستن انسان مفهومى جز توهين به انسان و تضييع كرامت او نخواهد داشت.

كليدواژه ها: حق، تكليف، انسان محورى، حق محورى، تكليف محورى، انسان گرايى، خدامحورى، آزادى، كرامت، حقوق.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
113
شماره صفحه: 
127

اطاعت از خدا; حق يا تكليف؟

اطاعت از خدا; حق يا تكليف؟

محمّدتقي سبحاني نيا

چكيده

اينكه آيا اطاعت از خداوند حق انسان است يا تكليف او، از جمله مسائلي است كه ذهن بسياري را به خود مشغول ساخته و زمينه بحث و بررسي در خصوص آن را فراهم ساخته است. برخي اطاعت از خدا را تكليف بشر دانسته، او را موظف به پي روي از احكام شرع مي دانند. اما برخي ديگر به «حق مداري» به جاي «تكليف محوري» معتقدند و انسان را آزاد دانسته، تكليف را با كرامت او ناسازگار مي شمارند و از اين رو، اطاعت از خدا را به عنوان يكي از حقوق بشر قلمداد مي كنند; حقوقي كه بشر مي تواند آن ها را استيفا كند و يا از حق خود بگذرد و از استيفاي آن ها صرف نظر نمايد.

اين مقاله در صدد بررسي دو عقيده مزبور است و تلاش مي كند تا قول سومي از دل اين مباحث بيرون بكشد و پاسخي ديگر به پرسش مزبور ارائه نمايد. اگرچه پاسخ جديد جمع بين دو قول را نتيجه داده است.

سال انتشار: 
15
شماره مجله: 
10
شماره صفحه: 
49
محتوای تغذیه