محمدحسين طاهري آكردي

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

بررسي تطبيقي مباني «جهاني‌بودن دين» در مسيحيت كاتوليك و تشيع

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و ششم ـ شماره 242 ( ويژه روانشناسي )

محمدباقر ولی ابرقویی / دانش‌پژوه کارشناسی ارشد دین‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
242
شماره صفحه: 
37

بررسي تطبيقي خطاناپذيري حاكم ديني در مذهب كاتوليك و شيعه

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و ششم ـ شماره 240 (ويژة علوم سياسي)

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
240
شماره صفحه: 
47

خدا از منظر ابن‏ميمون و سيداحمد علوى

محمّدحسين طاهرى*

چكيده

بحث درباره خدا و صفات بارى، از مباحث مهم اديان است. اين مقاله درصدد است با روش اسنادى، كتابخانه‏اى و رويكرد تحليلى و با نگاهى فراتاريخى و پديدارشناختى، از منظر دو دانشمند بزرگ اديان ابراهيمى به بحث در مورد خداوند و بيان شباهت‏ها و تفاوت‏هاى ديدگاه آنان بپردازد.

     حاصل يافته اين مقاله اين است كه ابن‏ميمون طرفدار الهيات سلبى و سيداحمد علوى طرفدار الهيات ايجابى است. اين مقاله با بررسى تطبيقى دو كتاب مهم آنان به تحليل ديدگاه آنها درباره خدا مى‏پردازد.

 

كليدواژه‏ها: ابن‏ميمون، سيداحمد علوى، الهيات سلبى، الهيات ايجابى، دلاله‏الحائرين، مصقل صفا در تجليه آينه حق‏نما.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
158
شماره صفحه: 
113

نقد و بررسي توازي هاي روش شناختي از ديدگاه ايان باربور

علم و دين

نقد و بررسي توازي هاي روش شناختي از ديدگاه ايان باربور

محمّدحسين طاهري

چكيده

اين مقاله با توجه به اهميت مسئله علم و دين، به بحثِ رابطه علم و دين از منظر ايان گريم باربور مي پردازد. ابتدا نگاهي گذرا به زندگي باربور مي افكند و سپس به شباهت هاي موجود بين روش هاي علم با روش هاي دين اشاره مي كند. در اين قسمت، كه از كتاب اول او گرفته شده است، بيان مي گردد كه باربور با قايل شدن به توازي هاي روش شناختي بين علم و دين اعلام مي دارد كه گزاره هاي ديني نيز همچون نظريات علمي معرفت زا هستند. سپس با بيان آنچه او در كتاب دوم خود براي اين بحث بيان كرده، به برخي از موارد اصلي شباهت هاي روش شناختي از قبيل شباهت در ساختار، ملاك هاي ارزيابي، الگو و مدل اشاره مي گردد. باربور در تمام اين موارد تلاش مي كند با مقايسه بين علم و دين، گزاره هاي ديني را مانند نظريات علمي، معنادار و قابل اثبات و نقد بداند و با بيان شباهت در ساختار، مدل و الگو، تعارض را از بين ببرد و دين و الهيات را در زمره سلسله علوم قرار دهد. از آن روي كه جاي دادن الهيات در سلسله مراتب علوم، مستلزم اثبات علم بودنِ الهيات است، باربور به دنبال اثبات علم بودنِ الهيات است تا بتواند با توازي هاي روش شناختي بين آن ها هر دو را در معرفت زايي ما دخيل بداند و به نوعي علم و دين را مكمل همديگر در معرفت زايي قرار دهد. در پايان نيز سعي نموديم با بررسي و نقد ديدگاه باربور بحث را به اتمام برسانيم. البته ما نيز در اصل عدم تعارض علم با دين با او هم عقيده ايم منتهي در نحوه بيان بحث و توازي هاي روش شناختي نقدهايي داريم. بديهي است اين مقاله تنها به بخش كوچكي از رابطه علم و دين از نگاه باربور مي پردازد و تحقيق كامل تر در اين باره نيازمند بحث هاي بيشتري است.

سال انتشار: 
14
شماره مجله: 
99
شماره صفحه: 
61

ارتباط پيامبر (ص) با مسيحيان

ارتباط پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با مسيحيان

تعامل يا تقابل؟

محمّدحسين طاهرى[1]

چكيده

در سال‏هاى اخير بزرگ‏ترين اهانت‏ها از جانب غربيان به ساحت مقدّس پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، شكل گرفت. مانند اهانت پاپ بنديكت شانزدهم به پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، اهانت روزنامه‏هاى دانمارك و نروژ به ايشان، ساخت فيلم عليه ايشان و اسلام و... . اين مقاله با بررسى اسنادى بررسى مى‏كند كه با بيان موارد گوناگون تعامل و گفت‏وگو از جانب نبى اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با مسيحيان، بر اين شبهه كه اغلب از سوى غربيان و مسيحيان مطرح مى‏شود كه حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، پيامبرِ خشونت است، خط بطلانى كشد آن حضرت را صلح‏طلب، مدافع گفت‏وگو و حامى اقليت‏هاى دينى معرفى نمايد. از اين‏رو، موارد متعددى از گفت‏وگوها، تعاملات و نامه‏هاى ايشان براى تأييد اين ادعا مطرح شده است و برخى از اصول اين تعامل بيان مى‏شود تا هم اخلاق سياسى حاكم بر رفتارهاى ايشان، كه برگرفته از اصول اعتقادى اسلام است، مشخص شود و هم پاسخى بر نگاه دور از واقعِ غربيان و مسيحيان غربى به اين شبهه باشد.

كليدواژه‏ها: پيامبر اكرم، تعامل، مسيحيت، خشونت، رحمت، گفت‏وگو، ديدار، مكاتبه.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
149
شماره صفحه: 
69

معاد در جاهليت

معاد در جاهليت

محمّدحسين طاهرى

چكيده

اعتقاد به معاد و زندگى پس از مرگ، از موضوعاتى است كه همواره بين پيروان اديان و مذاهب، مورد بحث بوده است و همواره عده اى مخالف و عده اى موافق چنين آموزه اى بوده اند. در مقاله سعى كرده ايم اعتقاد به معاد را در عصر جاهليت بررسى، و با آوردن شواهد تاريخى، قرآنى و ادبى (اشعار جاهلى) ثابت كنيم كه آموزه «معاد» و زنده شدن پس از مرگ در ذهن بيشتر مردم عصر جاهليت وجود نداشت، گرچه برخى از آنان به اين آموزه معتقد بودند. در پايان نيز با بررسى سه فرقه «دهريه»، «زنادقه» و «البُلْيه»، كه در عصر جاهلى وجود داشتند و با آموزه معاد مرتبط بودند، به اين نتيجه مى رسيم كه نه تنها جريان غالب در عصر جاهليت عدم اعتقاد به معاد بود، بلكه در موارد متعدد، با پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز در اين باره به مجادله مى پرداختند.

سال انتشار: 
15
شماره مجله: 
111
شماره صفحه: 
109
محتوای تغذیه