ويليام چيتيك

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

ميانه آرى و نهوجود و فطرت از منظر ابن عربى[1]

ماهنامه علمى ـ ترويجى در زمينه علوم انسانى دى 1395

ويليام چيتيك / ترجمه و تعليق: عليرضا كرمانى / دانشيار گروه عرفان مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره           kermania59@yahoo.com

دريافت: 29/5/95               پذيرش: 11/10/95

 

چكيده

اين مقاله سعى دارد مفهوم كليدى فطرت را با توجه به مبانى هستى شناختى، انسان شناختى و دين شناختى عرفان ابن عربى تحليل و بررسى كند. از اين منظر، تمامى حقايقْ تجليات وجود واحدِ بسيط اند و ازاين رو، وجود در همه مواطن حضور دارد، هرچند در همه آنها با تمامى صفات خود ظهور نداشته باشد. اما انسان، حقيقتى متفاوت از همه حقايق است. مبتنى بر انديشه دينى، انسان بر صورت خداوند خلق شده است؛ براين اساس، توان تجلى وجود را بتمامه دارد. و ازآنجاكه وجود عين علم و آگاهى است، توان تجربه وجود با تمام صفات را نيز دارد. اين وجود و آگاهى در تمامى آدميان به قوه و اندماج حضور دارد و به اين حضور و آگاهى اجمالى، فطرت اطلاق مى شود. هدف خلقت آدمى آن است كه اين امر اجمالى را در خود هرچه بيشتر به فعليت تبديل كند. از ديدگاه مؤلف، اين امر صرفا از طريق «عبوديت» يعنى تسليم محض بودن به اراده خداوند محقق مى شود كه تعبيرى است از فناى از غير حق و بقاى به حق و اين حق دقيقا همان وجود است كه خود را در عبد متجلى كرده است.

 

كليدواژه ها: فطرت، وحدت وجود، انسان، انسان كامل، خيال، فنا و بقا.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
229
شماره صفحه: 
81

به سوى خداشناسى توسعه

به سوى خداشناسى توسعه

ويليام سى.چيتيك

 

اشاره

متنى كه پيش روى داريد سخنرانى آقاى ويليام چيتيك است كه از مجله (Echa of Islam) گرفته شده است. وى ضمن بررسى تاريخى و مفهومى توسعه به ارائه چشم اندازى از علم و معرفت در اسلام مى پردازد، بر نفش محورى خدا در جميع معارف حوزه اسلامى از انسان شناسى تا طبيعت شناسى تأكيد مى كند و هر چيز را به عنوان آياتى از آيات او معرفى مى كند. كثرت به مقوله دورى از خدا تلقى شده و خصيصه جهان پيشرفته توجه به كثرت و در نتيجه دورى از خدا دانسته شده است. شيوه هاى مختلف فهم، عقلانى و خيال و... مورد بحث واقع مى شود و بر ادراك زيبايى و جمال كه مدرك آن خيال است تأكيد شده و علوم جديد را فاقد اين جنبه مهم شناخت معرفى مى كند.

ايشان بر تضاد تمدن غرب با فرهنگ دينى، خصوصاً اسلامى، تأكيد مى كند. التبه به روحيه غالب، عرفانى است. هرچند ممكن است مطالب زيادى در اين مقاله خصوصاً برخى احاديث آن، قابل خدشه باشد اما مطرح شدن آن مى تواند دست كم زوايه هاى ديد ديگرى را به صورت محتمل براى ما ايجاد كند.

سال انتشار: 
4
شماره مجله: 
14
شماره صفحه: 
40
محتوای تغذیه