نبوت

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

ابن عربى و بررسى دو شبهه درباره او: خاتم الاولياء بودن خود و نقل مشاهده رجبيون

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 177 ـ شهريور 1391، 29ـ36

اسماعيل نجاتى*

چكيده

از ميان صاحب نظران عرفان نظرى در دين برحق اسلام، نام ابن عربى بسيار برجسته است؛ زيرا بنابه برخى گفته ها، وى آورنده عرفان نظرى به عرصه سير و سلوك بوده و از اين رو، نقطه عطف عرفان اسلامى و مورد توجه همگان، اعم از مخالف يا موافق اين مشرب فكرى است. در آثار او، همچون هر متفكر برجسته اى دقت هاى بسيار شده و برخى از آنها متون درسى قرار گرفته است.
در اين ميان، برخى عبارات در نوشتارهاى منسوب به او داراى ابهاماتى است؛ عباراتى كه گاه حمل بر توهين و موجب تكفير او مى شود و گاه از او نفى شده يا حمل بر صحّت مى شود. اين نبشتار سعى دارد دو عبارت مبهم و منسوب به او را مطرح و در جست وجوى پاسخى از جانب صاحب نظران و محققان اين عرصه بدان باشد. در اين تحقيق، از روش عقلى، نقلى و انتقادى استفاده شده و از منابع كتابخانه اى بهره گرفته شده است. دلايل موافقان قوى تر ديده شده و به وجود دسّ و تحريف در متون منسوب به ابن عربى اذعان يافته و به اين اعتقاد رسيده است كه اصطلاح «خاتم الاولياء» بودن بر يك معناى اصطلاحى در حوزه عرفان نظرى دلالت دارد و از آن قصد بدعت و يا كفر نشده است.

كليدواژه ها: ابن عربى، خاتم الاولياء، رجبيون، ولايت، رافضى، شيعه.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
177
شماره صفحه: 
29

معنا و مبناى خاتميت از منظر روشنفكران‌

معنا و مبناى خاتميت از منظر روشنفكران‌

محمّد جعفرى‌

اشاره‌

بى‌ترديد رابطه عقل و دين يكى از مهم‌ترين و بنيادى‌ترين مباحث فلسفه دين است. امروزه بيش‌ترين چالش‌ها و اختلاف آراء ميان فيلسوفان دين، معطوف به اين بحث و جوانب گوناگون آن مى‌باشد. از سوى ديگر، نظرى اجمالى بر گفتمان انديشه دينى در چند دهه اخير، از تأثيرگذارى روشنفكران دينى در اين عرصه خبر مى‌دهد. يكى از متمايزترين آراء نوانديشان دينى، تلقّى و برداشت خاص نسبت به آموزه «خاتميت» است كه با بحث رابطه عقل و دين ارتباط مستقيم دارد. از اين‌رو، نوشتار حاضر بر آن است كه با نگاهى نقّادانه به بررسى ديدگاه روشنفكران دينى، به ويژه دو تن از چهره‌هاى معاصر اين طيف درباره مفهوم و فلسفه خاتميت بپردازد تا در سايه اين بحث، نظرات آنان در باب نسبت عقل و دين شفاف گرديده و نقد شود.

سال انتشار: 
12
شماره مجله: 
74
شماره صفحه: 
39

عـصمت نـبـى

عـصمت نـبـى

حميد كريمى *

چكيده

يكى از اركان عقيده به اسلام، مسأله عصمت انبيا(ع) است. اين بحث، همواره در طول تاريخمحل بحث و گفت و گو بوده است; قلّه هاى رفيع انسانيت و اسوه هاى بشريت، هميشه مورد عيب جويى واقع شده اند; كسانى كه توان صعود به اين قلّه بلند را ندارند، سعى در به زير كشيدن كواكب نورانى آسمان خلقت داشته اند. در اهميت اين بحث، همين كافى است كه بدانيم بدون اثباتِ عصمت انبيا(ع)، در سلسله عقايد دينى گسستى پيدا مى شود كه قابل پيوند نيست.

اگر پيامبران را دست خوش لغزش، خطا و عصيان بدانيم، ديگر نه به كتب آسمانى اعتمادى هست و نه به رشته اتصال بين خالق و مخلوق، و نه گفتار و كردار آنان مى تواند مايه هدايت شود. احتمال خطا و گناههر چند ضعيف باشدويرانگر است، چه رسد به تحقّق آن و علم بدان. در چنين صورتى هدفِ آفرينش متحقق نخواهد شد و بشريت ره به جايى نخواهد برد و ظلمت جهل و گناه و فساد عالم را فرا خواهد گرفت. بنابراين، ما براى اثبات حقّانيت اديان توحيدى و تعاليم پيامبران و كتب آسمانى، نياز به واسطه هايى مطمئن داريم كه در معرض عصيان و خطا نباشند تا به اين وسيله، رشته اتصال بين معبود و عابد محقق شود و از اين جاست كه ضرورت و اهميت بحث عصمت در ميان عقايد دينى رخ مى نمايد.

اين نوشته نگاهى كوتاه به مسأله مهم «عصمت نبى» است.

سال انتشار: 
9
شماره مجله: 
39
شماره صفحه: 
105

حقيقت پيامبري از منظر فلسفه مشّاء و كلام اماميه

حقيقت پيامبري از منظر فلسفه مشّاء و كلام اماميه

محمّدعلي جوادي
(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد دين‌شناسي)

چكيده

حقيقت پيامبري در فلسفه مشّاء، بر مبناي شايستگي‌هاي نفساني پيامبر تبيين مي‌گردد. اين نوع نگاه برخاسته از نگاه كلي فلسفه به تمام هستي است؛ چشم‌اندازي كه مي‌توان آن را چشم‌اندازي زميني و انساني ناميد. چشم‌انداز فيلسوف، نظرگاه انسان نشسته بر زمين است كه با استمداد از عقل زميني خويش سعي در فهم هستي دارد و با نگاهي طبيعي به طبيعت و ماوراي آن مي‌نگرد. در اين نوع نگاه تلاش مي‌شود تا وجه تفاوت پيامبر با ديگران را در درون پيامبر و در ويژگي‌ها و اوصاف نفساني او جست‌وجو كرد. مطابق با اين نوع نگرش، پيامبر با داشتن ويژگي‌هايي همچون كمال قواي ناطقه، محركه و متخيّله ممتاز ديگر مردمان است. دقيقا به دليل وجود همين شايستگي‌هاست كه او صلاحيت پيامبري و تخاطب با عالم ملكوت را يافته است. در سوي ديگر، نگاه كلامي نگاهي ماورايي است؛ چراكه كلام تعهد به تديّن دارد و از اين‌رو، از چشم‌اندازي ديني به تمام مسائل مي‌نگرد. به تبع اين نوع نگاه، پيامبر انساني است كه گزينش شده و «انتخاب شدن» از جانب خداوند حقيقت اصلي نبوت را تشكيل مي‌دهد. در عين حال، نه متكلّم منكر صلاحيت‌هاي ذاتي پيامبر است و نه حكيم از عامل گزينش غافل مي‌باشد.

كليدواژه‌ها: نبوت، فلسفه مشّاء، فارابي، ابن‌سينا، كلام اماميه، عقل، تخيّل، وحي.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
120
شماره صفحه: 
59
محتوای تغذیه