نفس

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تحلیل انتقادی حدوث نفس در آراء شیخ اشراق

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

* سیده‌سکینه یزدان‌پناه / کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی، داشگاه قم    taheritahura@yahoo.com
فرح رامین / دانشيار گروه فلسفه تطبيقي دانشگاه قم    f.ramin@qom.ac.ir
دريافت: 17/11/98                    پذيرش: 01/05/99
چکيده
حدوث و قدم نفس ازجمله دغدغه‌های فیلسوفان مسلمان بوده است. شیخ اشراق، براساس مبانی فلسفی و دلایل ویژه خود، به حدوث نفس قائل است. او معتقد است نفس همزمان با حدوث بدن مادی، به صورت مجرد حادث می‌شود. شارحان سهروردی، اندیشه وی را با متون دینی ناسازگار دانسته و دلایل وی بر حدوث نفس را ناتمام دانسته‌اند. از طرفی شیخ اشراق در رسائل رمزی و تأویلی‌اش به حضور نفس در عوالم پیشین اشاره دارد و به نظر می‌رسد که نفس از بالا و عوالم مافوق، به این نشئه مادی آمده و عوالمی را پیش از این دنیا سیر کرده است. در این پژوهش برآنیم با رویکردی تحلیلی و نو اشراقی از مبانی فلسفی شیخ اشراق، ناسازگاری موجود در آراء سهروردی را توجیه کنییم و به این نتیجه رهنمون شده‌ایم که نفوس انسانی پیش از دنیا در ناحیه علت و رب‌النوع خویش به نحو کلی وجمعی وجود داشته‌اند و سپس در این عالم مادی به نحو جزئی و شخصی حادث شده‌اند.
کلیدواژه‌ها: شیخ اشراق، نفس، حدوث، قدم، شهرزوري، قطب‌الدین شیرازی.
 

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
273
شماره صفحه: 
39

اوصاف شيعيان واقعي در وصاياي امام محمدباقر علیه السلام (8) *

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

آيت‌الله علامه محمدتقي مصباح
چکيده

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
273
شماره صفحه: 
5

اوصاف شيعيان واقعي در وصاياي امام محمدباقر علیه السلام (5)

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

آيت‌الله علامه محمدتقي مصباح
چكيده

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
270
شماره صفحه: 
5

بررسي چندگانه بودن نيروهاي معنوي انسان در آيين زرتشت

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هفتم ـ شماره 249 (ويژة اديان)

سیدمحمد حاجتی‌شورکی/ دانش‌پژوه دکتری ادیان مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره     Hajati65@chmail.ir
دريافت: 13/11/96                    پذيرش: 7/4/97
چکیده
شايد به ندرت بتوان کسی را یافت که قائل به دوساحتی بودن انسان نباشد؛ زیرا این مسئله‌اي وجدانی و فطری است. تمام ادیان آسمانی، با پذیرش اصل بحث، برای تبیین آن مطالبی بیان کرده‌اند که در کتاب‌های مقدس آنها نمود پیدا کرده است. آیین زرتشت، یکی از این ادیان است که در کتاب مقدس خود، یعنی اوستا مطالب قابل‌توجهی در مورد بُعد دوم انسان؛ یعنی روح و جان بیان کرده است. اين نوشتار، به روش تحليلي ـ توصيفي ضمن بیان پنج‌گانه بودنِ نیروهای مینوئی (روحانی، معنوی)، که شامل «اَهو، دَئِنا، بَئوذَ، اوروان و فرَوَشی» هستند و بیان تعاریف و مستندات متون مقدسی آنها و بیان دیدگاه‌های نویسندگان و محققان آیین زرتشت و بیان برخی اختلافات جزئی در این زمینه، به بررسی و تحلیل فرض‌های مختلف، در باب یکی بودن یا چندگانه بودن این نیروها پرداخته است. فرض‌های پنج‌گانه در این زمینه مطرح شده و هريك به صورت جداگانه تحلیل و بررسی شده است. در پایان، با توجه به مستندات موجود در متون مقدس زرتشتی و دیدگاه‌های زرتشت‌پژوهان در این زمینه، بر چندگانه بودن این نیروها از دیدگاه زرتشتیان رسیده است.
کلیدواژه‌ها: آیین زرتشت، اوستا، نفس، روان، فروهر، تعدد نیروهای معنوی.


 

سال انتشار: 
27
شماره مجله: 
249
شماره صفحه: 
49

تبيين وجودشناختى متعالى يا ناسوتى شدن انسان با رويكرد حكمت متعاليه

سال بيست و ششم ـ شماره 232 (ويژه فلسفه)

محسن ايزدى / استاديار گروه معارف اسلامى دانشگاه قم      mohseneizadi@yahoo.com

دريافت: 12/5/95               پذيرش: 19/12/95

 

چكيده

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
232
شماره صفحه: 
53

مرورى گذرا بر مباحث علم النفس فلسفى

سال بيست و ششم ـ شماره 232 (ويژه فلسفه)

مرتضى رضائى / استاديار گروه فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره   Mrezaeeh50@gmail.com

دريافت: 19/4/95                    پذيرش: 19/9/95

 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
232
شماره صفحه: 
39

حواس باطنى نفس ماهيت، كاركرد، و جايگاه

سال بيست و پنجم ـ شماره 220 (ويژه فلسفه)

احمد سعيدى / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره          ahmadsaeidi67@yahoo.com   

على قنبريان / دانشجوى دكترى مبانى نظرى اسلام دانشگاه تهران  ghanbarian.howzeh@yahoo.com   

دريافت: 26/6/94               پذيرش: 9/12/94

 

چكيده

بر طبق علم النفس صدرايى، نفس انسان در عين بساطت، با قواى فراوانى وحدت يا اتحاد دارد. براين اساس، قواى نفس از شئون و اطوار وجودى آن هستند و از حيث كمال و نقص متفاوتند و به همين دليل، هر كدام در مرتبه اى جداگانه از نفس جاى دارند. علوم جزئى انسان به قواى ادراكى مرتبه حيوانى نفس كه برخى ظاهرى هستند و برخى باطنى، مربوط مى شوند. ادراكات جزئى و بيرونى انسان، كارويژه حواس پنج گانه ظاهرى، و تثبيت، دگرگونى، و يادآورى همه ادراكات جزئى درونى و بيرونى انسان، كارويژه حواس پنج گانه باطنى است.

     نقش مهم حواس باطنى در ادراكات و تأثير ادراكات در رفتارها و صفات اختيارى انسان، لزوم شناخت حواس باطنى و تربيت و تعديل آنها را نمايان مى كند. در واقع، بخشى از معاصى و رذايل، معلول عدم تعادل حواس باطنى هستند. بنابراين، لازم است براى رسيدن به سعادت ابدى، قواى مزبور را شناخت و از افراط و تفريط آنها جلوگيرى نمود. نوشتار حاضر تحليلى ـ توصيفى بوده و تبيين، تفسير، كاركرد و جايگاه حواس باطنى را از ديدگاه انديشمندان مسلمان بررسى كرده است.

 

كليدواژه ها: قوا، حواس ظاهرى، حواس باطنى، نفس، مرتبه حيوانى نفس.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
220
شماره صفحه: 
13

ادراك حسى در ديدگاه افلاطون

سال بيست و سوم ـ شماره 207 (ويژه فلسفه)

مجتبى جليلى مقدم[1]

چكيده

ادراك حسى كه از اساسى ترين و چالش برانگيزترين مسائل فلسفه و معرفت شناسى است، جايگاه نوينى در انديشه افلاطونِ ايده آليست و عقل گرا مى يابد. در معرفت شناسى افلاطون، معرفتِ حقيقى خطاناپذير بوده و به حوزه مُثُل يا هست ها كه لايتغيرند تعلق مى گيرد. درحالى كه ادراك حسى نه تنها خطاپذير است، بلكه به جهان محسوس متغير تعلق دارد و ازاين رو، نمى تواند معرفت حقيقى باشد.

در اين نوشتار برآنيم تا امكان و نقش آفرينى ادراك حسى در انديشه افلاطون را بررسى كنيم و اين كار مستلزم نگاهى تحليلى به معرفت شناسى و هستى شناسى افلاطون مى باشد. حاصل مقاله آنكه ادراك حسى به دليل بهره مندى جهان محسوس از عالم مُثل و قرار گرفتن ميان وجود و عدم، همچنين ذى نفس بودن و اندام هاى حسى صرف نبودنِ انسان به عنوان فاعل شناسا و يادآورى بودنِ علم، نه تنها ممكن است، بلكه مقدمه اى براى معرفت حقيقى است.

 

كليدواژه ها: وجود، مثل، نفس، معرفت، محسوس، ادراك حسى.



[1] دانشجوى دكترى فلسفه دانشگاه تبريز. talebeelm61@yahoo.com

دريافت: 23/5/93 پذيرش: 19/10/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
207
شماره صفحه: 
45

كلى؛ تجريد يا تعالى؟

سال بيست و دوم ـ شماره 190 ـ مهر 1392، 113ـ122

مجتبى فراهانى

چكيده
مسئله تفاوت مراتب علم يا به‏ عبارتى، تفاوت ادراك كلى و جزئى نمونه ‏اى از اختلاف ديدگاه ملّاصدرا و فلاسفه پيش از ايشان و در رأس آنها ابن‏ سينا، نسبت به مسئله مهم «علم» است. حكماى پيش از ملّاصدرا با توجه به نظرشان نسبت به ماهيت علم، كه آن را عبارت از كيف نفسانى مى ‏دانند، يك نوع برداشتى از تفاوت ادراك كلى و ادراك جزئى دارند و در مقابل، ملّاصدرا با توجه به مبانى فلسفى از ديدگاه خاصى كه نسبت به ماهيت علم دارد، برداشتى ديگر از تفاوت مراتب ادراك دارد.
 در اين نوشتار با روش توصيفى ـ تحليلى به بررسى اجمالى ديدگاه ملّاصدرا و حكماى پيش از ايشان نسبت به فرايند ادراك و مبانى ايشان در اين مسئله، به اين نتيجه رسيديم كه فلاسفه قبل از ملّاصدرا، بخصوص ابن‏ سينا قايلند به اينكه جزئى در اثر «تجريد» به كلى تبديل مى‏ شود، درحالى ‏كه ملّاصدرا معتقد است كه جزئى در اثر «تعالى» به كلى تبديل مى‏ شود. البته مبانى و دلايل ملّاصدرا در مسئله يگانه است.

كليدواژه ‏ها: علم، ادراك عقلى، مفهوم كلى، تجريد، تعالى، نفس.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
190
شماره صفحه: 
113
محتوای تغذیه