توحيد

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

استدلال براي آموزة «توحيد» بررسي، تحليل و مقايسه ديدگاه علامه طباطبائي و ابن‌ميمون

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هفتم ـ شماره 248 (ويژة كلام)

استدلال برای آموزة «توحید»
بررسی، تحلیل و مقایسه دیدگاه علامه طباطبائی و ابن‌میمون
حسن دین‌پناه / دانشجوی دکتری ادیان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره    hasandinpanah@gmail.com
دريافت: 25/11/96                    پذيرش: 11/4/97

چکیده
آموزة «توحید» از جملة اصل‌های مورد تأکید همة ادیان الهی بوده و در میان آنها، تنها یهودیت و اسلام دارای توحید خالص و ناب هستند. ازآنجاکه ابن‌میمون در یهودیت و علامه طباطبائی در امامیه، نقش بسزایی در شکوفا کردن تعالیم دینی داشتند، این مقاله به روش تطبیقي ـ تحلیلی، پس از ارائة دیدگاه‌های این دو دانشمند بزرگ از براهین توحید، نقاط اتفاق و اختلاف آنان را بیان، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. تنها استدلال ابن‌میمون برای توحید، بساطت ذات الهی است. اما با وجود اینکه مهم‌ترین برهان علامه طباطبائي، صرافت وجود الهی است، ولی برهان بساطت و براهین دیگر را نیز برای توحید اقامه کرده است. ابن‌میمون، اشکالاتی بر براهین توحید وارد کرده است که این تحقیق بیانگر آن است که هیچ‌یک از آنها، بر تقریرهای علامه طباطبائی از برهان تمانع و تغایر وارد نیست.
کلیدواژه‌ها: توحید، علامه طباطبائی، ابن‌میمون، براهین توحید، صرافت، بساطت، تمانع.


 

سال انتشار: 
27
شماره مجله: 
247
شماره صفحه: 
15

استلزامات سياسى آموزه «توحيد» در تبيين مشروعيت الهى و نقد «مشروعيت مردمى» و «مشروعيت دوگانه»

سال بيست و ششم ـ شماره 234 (ويژه كلام)

امراللّه قلى زاده / كارشناس ارشد كلام مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره                amrollah.gholizadeh@yahoo.com

صفدر الهى راد / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره               elahi8@yahoo.com

دريافت: 18/9/95               پذيرش: 12/2/96

 

چكيده

«مشروعيت» از جمله مسائلى است كه همه نظام هاى سياسى در مواجهه با آن قرار گرفته و بايد پاسخى مناسب براى آن داشته باشند. نظام سياسى اسلام در مواجهه با مسئله «مشروعيت»، ضمن طرح نظريه «مشروعيت الهى»، ساير نظريه هاى مشروعيت را به چالش مى كشد. نكته مهم آنكه نظريه «مشروعيت الهى» مبتنى بر «نگرش توحيدى» است و از طريق لوازمات و استلزامات «آموزه توحيد» استنباط مى گردد. اين امر متوقف بر آن است كه آموزه توحيد را از حالت انتزاعى و تجريدى، كه در علم كلام از آن بحث مى شود، رهانيده و به مثابه آموزه كاربردى بدان نگريسته شود. اين پژوهش، كه به صورت توصيفى ـ تحليلى صورت گرفته، بر آن است كه با استفاده از استلزامات سياسى آموزه «توحيد»، ضمن اثبات نظريه «مشروعيت الهى»، نظريه هاى «مشروعيت مردمى» و «مشروعيت دوگانه» را نقد و ارزيابى كند.

 

كليدواژه ها: توحيد، مشروعيت الهى، مشروعيت مردمى، مشروعيت دوگانه.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
234
شماره صفحه: 
113

افق خداشناسى در انديشه ابن سينا و سهروردى

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

مجيد احسن[1]

چكيده

ابن سينا و سهروردى به منزله سرآمدان دو فلسفه مشاء و اشراق در جهان اسلام با تأثيرپذيرى از متون دينى، بحث از خداشناسى را وجهه همت خود قرار داده و تمام تلاش خود را براى تبيين آن به كار گرفته اند. مبانى خاص و روش فلسفى متفاوت اين دو انديشمند مسلمان ـ كه يكى با وفادارى به روش بحثى ـ استدلالى ارسطويى و با رنگ و بوى وجودى به حل و فصل اين مسئله اقدام مى كند و ديگرى با دخالت دادن شهود در كنار استدلال به عنوان ابزارى مهم در فهم حقايق، مسئله مذكور را بر پايه نور تبيين مى كند رهيافت هاى مختلفى را در بحث خداشناسى به ارمغان مى آورند. اين نوشتار با روش تحليلى ـ توصيفى مى كوشد با نگاهى فراتاريخى و پديدارشناختى ديدگاه اين دو فيلسوف شهير را در باب خداشناسى بررسى كند. اين بررسى روشن مى كند كه ملاحظات ابن سينا و تبيين هايى كه براى اثبات واجب و صفات او ارائه كرده است دقيق تر از شيخ اشراق مى باشد.

 

كليدواژه ها: ابن سينا، شيخ اشراق، خداشناسى، واجب الوجود، نورالانوار، توحيد، صفات الهى.



[1] دانشجوى دكترى فلسفه تطبيقى دانشگاه شهيد مطهرى تهران. ahsan.majid62@gmail.com

دريافت: 29/9/92               پذيرش: 19/7/93

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
35

توحيد افعالى از ديدگاه ملّاصدرا

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 175 ـ تير 1391، 87ـ102

سيدعلى هاشمى*

چكيده

توحيد در ابعاد مختلف آن، از جمله توحيد افعالى، محور تمام آموزه هاى اسلامى است. در اين نوشتار تلاش شده است ديدگاه ملّاملّاصدرا در اين موضوع مورد دقت و بررسى قرار گيرد. اين پژوهش به شيوه توصيفى ـ تحليلى با مراجعه به كتاب هاى ايشان، انجام گرفته است. هدف از اين پژوهش آشنايى با نوآورى هاى ملّاصدرا در تبيين آموزه مهم توحيد افعالى است.

ملّاصدرا اگرچه در مواردى مانند ساير حكما از رابطه طولى بين موجودات و خداوند سخن گفته است، اما بيشتر با نگاه برگرفته از عرفان نظرى، درصدد ارائه تبيين هاى دقيق تر از رابطه توحيد افعالى با اسباب و مسببات و اختيار انسان است. او معتقد است: همان گونه كه وجود فرد به طور حقيقى به خود او منسوب است، يكى از شئون حق متعال نيز مى باشد. بنابراين، علم، اراده، افعال و همه آنچه از فرد صادر مى شود، نيز به طور حقيقى منسوب به خداوند است. در نتيجه، فعل انسان، به صورت اعلى و اشرف و به صورت لايق ذات احديت، يكى از افعال خداوند است.

 

كليدواژه ها: توحيد، اختيار انسان، اسباب و مسببات، رابطه خدا و انسان.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
175
شماره صفحه: 
87

ابعادى نظرى در باب اسلام و ارتباطات

پروفسور سيدحميد مولانا

مترجم: محمّدحسين برجيان1

چكيده

در اين مقاله با تكيه بر مفاهيم حكومت و ارتباطات در اسلام، فرايند تبليغ به مثابه شاخص ارتباطات اجتماعى در اسلام محور بحث قرار گرفته است. اصول تعيين‏كننده مرزهاى اخلاقى تبليغ در اسلام پنج چيز است: 1. توحيد؛ 2. امر به معروف و نهى از منكر؛ 3. تقوا؛ 4. امت يا جامعه؛ 5. امانت.

ارتباط بين فرهنگى و بين‏المللى (در اينجا تأكيد بر مليت است نه دولت ـ ملت) عناصر ضرورى امت اسلامى‏اند. بدين‏ترتيب تبليغ نظريه ارتباطات و اخلاق در اسلام است و براى شناخت آن بايد به پنج اصل مهم و پايه در اسلام اشاره كرد: «توحيد» در مقام يك نظريه وحدت‏گراى اطلاعاتى و ارتباطاتى، «امر به معروف و نهى از منكر» به مثابه نظريه مسئوليت راهنمايى و عمل، «امت» به مثابه مفهوم جامعه جهانى، «تقوا» بيانگر نظام اخلاقى تبليغ در اسلام، و «امانت» بيانگر شايستگى مشروط انسان براى خلافت الهى.

كليدواژه‏ها: تبليغ، توحيد، امر به معروف و نهى از منكر، تقوا، امت، امانت.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
151
شماره صفحه: 
111

جستاري در صابئان

جستاري در صابئان

محمّدحسين فارياب1

چكيده

نوشتار حاضر مروري بر تاريخ و عقايد پيروان يكي از اديان قديمي به نام «صابئان» است كه مدت‏هاست در كشورهاي اسلامي ايران و عراق زندگي مي‏كنند. هدف نويسنده از اين نوشتار، آشنايي با حقيقت ديني و سيري در مناسك ديني آنهاست. اين پژوهش با رويكرد نظري و مراجعه به اندك منابع متعلّق به آنها و نيز ديگر منابع، اطلاعات مهمي به دست مي دهد. يافته‏هاي اين پژوهش عبارتند از: صابئان به دو گروه اصلي حرّاني و مندائي تقسيم مي‏شوند. گروه نخست در شمال عراق و گروه دوم، بيشتر در استان خوزستان ايران زندگي مي‏كنند و داراي مناسك مشترك و نيز متفاوت هستند. با وجود آنكه مندائيان تاريخ خود را به حضرت آدم عليه السلام برمي‏گردانند، اما به دليل عدم تبليغ دين خود، ابهامات فراواني راجع به آنها وجود دارد. آنها داراي خط، زبان و نيز كتب مقدّس مخصوص به خود هستند. ضمن آنكه بايد اذعان كرد كه از وضعيت آنها هنگام ظهور اسلام، اطلاعات چنداني در دست نيست.

كليدواژه ‏ها: صابئان، مندائيان، حرانيان، تعميد، گنزاربا، توحيد، ستاره‏پرستي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
132
شماره صفحه: 
107
محتوای تغذیه