كمال

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

بررسي تطبيقي تأثير دعا بر گرايش‌هاي متعالي انسان از نظر شيعه و مذهب كاتوليك

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و ششم ـ شماره 242 ( ويژه روانشناسي )

مهاجر مهدوی راد / کارشناس ارشد ادیان مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
242
شماره صفحه: 
23

سعادت از منظر فلسفه‏ هاى مشاء، اشراق و حكمت متعاليه

سال بيست و سوم ـ شماره 201- شهريور 1393 (ويژه فلسفه اخلاق)

محمدسالم محسنى : دانشجوى دكترى فلسفه اسلامى جامعة المصطفى العالميه. ms.muhseni@yahoo.com

 دريافت: 22/8/92               پذيرش 1/4/93

چكيده

سعادت از دغدغه ‏هاى اساسى هر انسان بوده و از مباحث مهم دين، اخلاق، فلسفه اخلاق و انسان‏شناسى فلسفى به ‏شمار مى‏آيد و عالمان دينى و فيلسوفان اسلامى همواره به مطالعه و تحقيق در آن پرداخته‏اند. اين پژوهش، در پى بررسى چيستى سعادت از ديدگاه فلسفه‏هاى مشاء، اشراق و حكمت متعاليه است. از نگاه اين مكاتب، سعادت عبارت است از: درك كردن و رسيدن به لذت‏هايى كه براى انسان كمال محسوب مى ‏شود. اما ازآنجاكه قواى نفس انسان متعدد بوده و براى هر كدام، لذت‏هاى خاصى كمال است، سعادت نيز متكثر و داراى مراتب مختلف مى‏باشد، مانند سعادت حسى، سعادت خيالى و سعادت عقلى. برترين مراتب سعادت، همان لذت‏هاى عقلى است كه براى نفس ناطقه حاصل مى‏شود و سعادت حقيقى نيز همان است كه در بُعد نظرى با ادراك معقولات و اتصال به مجردات و در بُعد عملى با استيلاى بر بدن به دست مى‏آيد. در نهايت، مكاتب فلسفى مشاء، اشراق و حكمت متعاليه در چيستى سعادت، همسو و هم‏نظر هستند. اين پژوهش با روش تحليلى ـ توصيفى انجام شده است.

 

كليدواژه‏ ها: سعادت، سعادت حقيقى، لذت، الم، كمال، خير.

 

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
201
شماره صفحه: 
25

غايت اصلى حكومت دينى از ديدگاه امام خمينى (قدس‌سره)

معرفت سال بيست و دوم ـ شماره 184 ـ فروردين 1392، 63ـ80

سيده عاليه آذرطوسي*

چكيده

اينكه غايت اصلى حكومت چه چيزى است، نظريه هاى متعددى مطرح است، به گونه اى كه هر متفكر يا مكتبى براساس مبانى فكرى خويش، امر خاصى را مورد توجه قرار داده است. در اسلام، با توجه به ويژگى هايى كه اساس خلقت بشرى بر آنها استوار مى باشد، اين غايت، قرب الهى و كمال و سعادت افراد و جامعه تعريف شده است. حاكمان با محقق نمودن چنين ايده اى، زيربناى حكومت خويش را نيز مستحكم مى سازند. هدف از پژوهش، بررسى غايت اصلى حكومت دينى در انديشه امام خمينى قدس سره مى باشد. آنچه از آثار امام راحل مى توان برداشت نمود. اينكه ايشان غايت اصلى حكومت را سعادت قلمداد كرده، آن را حقيقت وجوديه اى مى داند كه از لذات و ادراك ملايم و مطابق با طبع انسان تحقق مى يابد. عواملى همچون روح توحيدى و ايمان و تقواى الهى، تهذيب نفوس و تطهير قلوب، اهتمام به نماز و راز و نياز و نيايش با معبود، بصيرت و شجاعت، اطاعت از قوانين و رعايت عدالت و حفظ استقلال و امنيت در نيل به سعادت دخيل مى باشند. ازاين رو، در اين پژوهش سه نكته مورد توجه است: مفهوم سعادت، تمايز آن با لذت و ترادفش با كمال، و غايت اصلى بودن سعادت براى افراد در نظام سياسى اسلام.

 

كليدواژه ها: غايت اصلى، سعادت، كمال، لذت، حكومت دينى، امام خمينى قدس سره.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
184
شماره صفحه: 
63

كمال انسان از ديدگاه ملّاصدرا و بررسى ميزان هماهنگى آن با آموزه هاى قرآن كريم

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 177 ـ شهريور 1391، 55ـ78

محمود خيراللهى*

چكيده

مهم ترين اصل در حوزه معرفت و شناخت، تبيين كمال انسان است. حكمت وجودى در انسان، ژرف تر از حكمت خلقت در ساير موجودات است؛ چراكه انسان وجود جامع و فراگيرى است نسبت به آنچه در عالم ملك و ملكوت مى گذرد. انسان عصاره لوح محفوظ و صراط مستقيم بين بهشت و دوزخ است. بعد ملكوتى انسان سرّى است از اسرار الهى و ظهورى است از خلافت الهى كه به حكم مظهريت «الظاهر و الباطن»، مى تواند در عالم ملك و ملكوت، تصرف نمايد.

     اين نوشتار در پى آن است كه كمال انسان را از منظر ملّاصدرا بررسى نموده، ميزان هماهنگى ديدگاه ايشان را با قرآن كريم ارزيابى كند. با بررسى اجمالى دامنه كمال انسان، انگيزش بيشترى پيدا كرده، در كمال و سعادت خويش، گام هاى استوارترى خواهيم برداشت.

 

كليدواژه ها: قرآن، ملّاصدرا، نفس، عقل، كمال، نظام، آفرينش.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
177
شماره صفحه: 
55

نبرد پيوسته دشوار انسان با نفس سركش (2)

نبرد پيوسته دشوار انسان با نفس سركش (2)

استاد محمّدتقى مصباح1

چكيده

اين مقال، به بحث از تمايلات و لذايذ گذراى مادى و لذت‏هاى ماندگار و جاودان اخروى و نيز پيامد پيروى از هريك از آنها مى‏پردازد. انسان در زندگى دنيايى، همواره در سر دو راهى‏هاى پيروى از لذايذ گذرا و مادى دنيايى از يك سو، و لذت‏هاى ماندگار و جاودان اخروى از سوى ديگر قرار مى‏گيرد. به حكم عقل، فطرت و يا غريزه برخى افراد در بسيارى اوقات، لذت‏هاى گذراى دنيوى را بر لذت‏هاى ابدى و ماندگار اخروى ترجيح مى‏دهند و بدين سان، در فسق و فجور غوطه‏ور و آخرت خويش را به دنياى فانى مى‏فروشند. اين گروه، بهره‏اى از تقواى الهى ندارند. برخى ديگر، به حكم عقل،لذت‏هاى ماندگار اخروى و سعادت قرين شدن با خدا و اولياى الهى را بر لذايذ فانى و زودگذر مادى و دنيايى ترجيح مى‏دهند. اين گروه برخوردار از تقواى الهى و پيرو عقل و خرد هستند و بدين سان، نفس اماره خويش را مهار كرده، خود را قرين سعادت نموده‏اند. 

كليدواژه‏ها: نفس، نفس اماره، عقل، غرايز نفسانى، كمال. 

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
149
شماره صفحه: 
15

انسان در جست‏وجوى كمال

انسان در جست‏وجوى كمال

 ابوالقاسم بشيرى1

 

چكيده

انسان موجودى است كمال‏طلب و يكى از انگيزه‏هاى اساسى وى همين گرايش به كمال است. همچنين پژوهش‏هاى انسان‏شناختى نشان مى‏دهد كه آدمى از ظرفيت‏هاى علمى و عملى گستره‏اى برخوردار است. اما سؤال اصلى اين نوشتار اين است كه شكوفايى و فعليت كدام‏يك از اين استعدادها كمال واقعى و نهايى وى را به دنبال دارد.

     هدف اصلى اين مقاله اين است كه با الهام از آموزه‏هاى وحيانى و يافته‏هاى علمى، نقطه اوج كمال انسان را تعيين كند. روش مورد استفاده در اين نوشتا، روش توصيفى ـ تحليلى است؛ يعنى در وهله نخست ظرفيت‏هاى وجودى انسان در ابعاد گوناگون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. سپس با استفاده از آيات و روايات جايگاه انسان در نظام هستى مشخص گرديده است.

     در پايان اين نتايج به دست آمد: 1. انسان در بعد ادراكى، جاذبه‏ها و همچنين به لحاظ رفتارى نسبت به ساير مخلوقات از ظرفيت فوق‏العاده‏اى برخوردار است. 2. انسان جايگاه والايى در نظام هستى دارد. 3. نقطه اوج كمال آدمى دست‏يابى به «مقام قرب الهى» و رسيدن به مقام خليفه‏اللهى است به گونه‏اى كه مظهر اسما و صفات الهى گردد.

 

كليدواژه‏ها: كمال، مقام قرب، انسان، كمال نهايى.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
147
شماره صفحه: 
59

تأمّلي در امكان استعدادي فطرت

تأمّلي در امكان استعدادي فطرت

حسن قلي ‏پور1

چكيده

آموزه «فطرت» يكي از مباحث بنيادين در انديشه اسلامي تلقّي مي‏شود. بر اساس متون ديني اسلامي، همه انسان‏ها از فطرت خداشناسي برخوردارند؛ ولي مسئله فعليت يا استعدادي بودن اين معرفت حضوري يكي از مسائل مهمي است كه نوعا در محافل و منابع علمي مرتبط مغفول واقع شده و كمتر بدان پرداخته شده است. اين مقاله با رويكرد نظري و به روش كتاب‏خانه‏اي و اسنادي و با هدف بررسي تحليلي بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل‏بيت عليهم‏السلام، به اين مسئله پرداخته است.

به اعتقاد نگارنده، حتي اگر فعليت فطرت الهيّه را نتوان اثبات كرد، ادعاي صرف استعدادي بودن آن نيز مخالف با فحواي متون ديني است. دست‏كم مي‏توان ادعا كرد معرفت الهيّه نهادينه‏شده در درون انسان‏ها در مقامي بالاتر از استعداد عمومي قرار دارد.

كليدواژه ‏ها: فطرت، امكان استعدادي، فعليت، كمال، ميثاق، تذكر.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
1033
شماره صفحه: 
23
محتوای تغذیه