محمد فنائي اشكوري

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

ناكامى زبان در توصيف كاميابى عارف

ناكامى زبان در
توصيف كاميابى عارف

حجة الاسلام محمد فنائى اشكورى

گاه بين تجربه دينى و تجربه عرفانى تفاوت گذاشته مى شود. متعلّق تجربه دينى امور فوق طبيعى است مانند خدا، ملائكه و اوليا. اما اتصال به حق و هدم مرزهاى خوديت، هرچند به طور موقت را «تجربه عرفانى» گويند. مراد ما از تجربه عرفانى معناى عامى است كه هر نوع شهود قدسى فوق طبيعى را شامل مى شود.

سال انتشار: 
5
شماره مجله: 
19
شماره صفحه: 
84

نگاهى گذرا به نقش اسلام در تمدن غربى1

محمّد فنائى اشكورى2

 

چكيده

يكى از عواملى كه در شكل‌گيرى تمدن جديد غربى، به ويژه در ابعاد فلسفى، علمى و صنعتى آن تأثير غير قابل انكارى داشته، اسلام و تمدن اسلامى است. اشتراكات بنيادى كه بين سه دين ابراهيمى يعنى يهوديت، مسيحيت و اسلام وجود دارد، از زمينه‌هاى اين تأثيرگذارى است. همچنين ريشه‌هاى فلسفى مشترك بين اسلام و غرب و حضور عناصر يونانى و توحيدى برگرفته از اديان الهى در فلسفه اسلامى و غربى، از ديگر زمينه‌هاى نزديكى اين دو تمدن است. اين زمينه‌هاى مشترك راه را براى تأثير فرهنگ و تمدن اسلامى بر غرب در قرون وسطا هموار كرد. بر اين پايه‌ها بود كه انديشه‌هاى فلسفى، الهياتى و علمى جهان اسلام در قرون وسطا به غرب معرفى شد و موجب تحولاتى چشمگير در حوزه‌هاى يادشده در غرب گرديد. علم‌آموزى بسيارى از محققان غربى در سرزمين‌هاى اسلامى و نزد عالمان مسلمان، آميزش مسلمانان و مسيحيان، ترجمه آثار اسلامى از عربى به لاتين، تجارت و جنگ‌هاى صليبى شيوه‌هاى گوناگونى بودند كه علم و فرهنگ اسلامى از طريق آنها وارد دنياى غرب شد و اروپا را دچار تحولى عميق و دوران‌ساز كرد.

كليدواژه‌ها : اسلام، غرب، فلسفه اسلامى، علوم اسلامى، تمدن اسلامى، تمدن غربى.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
140
شماره صفحه: 
13

نسبت عقل و ايمان در آموزه‏هاي اسلامي1

نسبت عقل و ايمان در آموزه‏هاي اسلامي1

محمّد فنائي اشكوري2

چكيده

«ايمان» عبارت است از: اعتقاد، دل‏سپردگي و تعهد به يك حقيقت قدسي. ايمان به خداوند به عنوان اصل بنيادين در همه اديان الهي، مستلزم ايمان به عالم غيب، وحي و حيات پس از مرگ است. از ديدگاه متألّهان اسلامي، ايمان مبتني بر معرفت است و «عقل»، كه قوّه فهم و تفكر بشري است، راه عادي و عام معرفت است. در اين ديدگاه، اصول ايماني از راه عقل، هم قابل اثباتند و هم قابل تبيين، و در نتيجه، با عقل سازگار و هماهنگند. از اين‏رو، فلاسفه و متكلّمان اسلامي با اتّكا بر توانايي عقل بشري در فهم دين، به تبيين مفاهيم ديني و اثبات باورهاي بنيادين ديني پرداخته و نوعي الهيّات عقلاني پديد آورده‏اند.

از سوي ديگر، شكي نيست كه عقل آدمي مانند وجود او محدود و متناهي است و درك همه وجوه حقايق نامتناهي، فراتر از توان عقلاني بشر است. از اين‏رو، عرفاي اسلامي با تأكيد بر محدوديت عقل آدمي، بدون اينكه اعتبار و ارزش آن را انكار كنند، راه دل و تجربه باطني را براي شناخت حقايق قدسي در پيش گرفته‏اند. در ديدگاه عرفاني نيز هرچند شناخت نامتناهي فراتر از درك عقل است، اما رازي كه ناسازگار با عقل و در تعارض با آن باشد، وجود ندارد. بدين‏سان، هم مي‏توان تفاوت ديدگاه اسلامي و مسيحي را دريافت و هم به وجوه تشابه آنها توجه نمود.

كليدواژه‏ ها: عقل، ايمان، وحي، عرفان، معرفت، شهود، اسلام، مسيحيت.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
133
شماره صفحه: 
13
محتوای تغذیه