مشروعيت

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

پايبندى به معاهدات بين ‏المللى در روابط خارجى دولت اسلامى

معرفت سال بيستم ـ شماره 169 ـ دى 1390، 77ـ90

حسين ارجينى*

چكيده

پايبندى به معاهدات بين‏المللى، از مسائل مهم در روابط بين‏الملل است و با بررسى آن از نگاه اسلام، علاوه بر تبيين ميزان پايبندى دولت اسلامى به معاهدات، مى‏تواند به عنوان چارچوبى براى دستگاه ديپلماسى كشور مورد توجه قرار گيرد. روش بررسى ديدگاه اسلام، مراجعه به آيات و روايات به شيوه استدلال فقهى است؛ از اين‏رو، مهم‏ترين رهاورد اين پژوهش علاوه بر جواز عقد قرارداد از سوى دولت اسلامى با ساير دولت‏ها، لزوم پايبندى به معاهدات به عنوان يكى از اصول روابط خارجى دولت اسلامى است و طرح مواردى از عدم پايبندى به صورت استثنا مى‏باشد.

يكى از موارد استثنا، «نقض عهد» از سوى طرف معاهده است كه امرى طبيعى در حقوق بين‏الملل مى‏باشد. مورد ديگر، «خوف خيانت» از سوى طرف قرارداد مى‏باشد كه علاوه بر وجود قرائن خيانت، بايد لغو آن به طرف مقابل اطلاع داده شود. از ديگر موارد استثنا، ايجاد تزاحم بين پايبندى به معاهدات بين‏المللى با مصالح و آرمان‏هاى دولت اسلامى است كه در صورت تحقق، براساس قاعده «اهمّ و مهم» كه به تشخيص ولىّ‏امر مسلمين است، بايد عمل شود.

كليدواژه‏ها: معاهدات بين‏المللى، مشروعيت، نقض عهد، خوف خيانت، مصالح و آرمان‏ها، روابط خارجى، دولت اسلامى.

سال انتشار: 
20
شماره مجله: 
169
شماره صفحه: 
77

رياست سنّت در فلسفه سياسى فارابى و ارتباط آن با ولايت فقيه

رياست سنّت در فلسفه سياسى فارابى و ارتباط آن با ولايت فقيه

محمدحسين حسينى1

پس از آنكه امام خمينى نظريه ولايت فقيه را مبناى يك نظام سياسى قرار داد، اين نظريه با حمله‏ها و داورى‏هاى گوناگون مواجه بوده؛ به ويژه آنكه برخى از مغرضان طرح ولايت فقيه را مربوط به دو قرن قبل و طراح آن را ملّا احمد نراقى دانسته‏اند. بنابراين، بررسى پيشينه آن از نگاه فارابى، فيلسوف نامدار اسلامى در قرن سوم هجرى، در حيطه پاسدارى از اين نظريه قرار دارد؛ هم به لحاظ تبيين پيشينه آن در دوران غيبت صغرى و هم به لحاظ دليل عقلى و منطقى آن.

     اين مقاله با رويكرد تحليلى و نظرى و با هدف تبيين نظر فارابى در مورد ولايت فقيه، تدوين شده است. بنابراين، فارابى نظريه ولايت فقيه را با زبان عقل و به شيوه شايسته‏سالارى تبيين كرده است تا پذيرش عمومى و جهانى داشته باشد.

كليدواژه‏ها: ولايت فقيه، مشروعيت، نصب و انتخاب، فلسفه سياسى، نوابت، مدينه فاضله.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
150
شماره صفحه: 
39

نظريه «انتصاب»

نظريه «انتصاب»

بررسي اشكال ثبوتي و پاسخ به آن

مهدي عبداللّهي
(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد فلسفه)

چكيده

واژه «مشروعيت» در جامعه‌شناسي سياسي به معناي «مقبوليت مردمي» است، ولي در فلسفه و كلام سياسي، مراد از آن حقانيت است. مشروعيت فلسفي يك حكومت در توجيه عقلي «اعمال قدرت از سوي حاكمان» و «قبول سلطه از سوي مردم» است.

ديدگاه رايج در انديشه سياسي شيعه در باب مشروعيت حكومت اسلامي در عصر غيبت معصوم عليه‌السلام، نظريه «انتصاب» بوده كه بر اساس آن، حقّانيت حكومت فقيه ناشي از اراده خداوند متعال و به نصب عام از سوي ائمّه اطهار عليهم‌السلام است؛ ولي در سده اخير، ديدگاه ديگري مطرح شده كه بر اساس آن، حقّانيت حكومت فقيه مبتني بر دو امر است: اراده الهي، رأي مردم. طبق اين نظريه، كه به نظريه «انتخاب» مشهور است، براي اينكه حكومت يك فقيه حقّانيت داشته باشد، بايد هر دو امر مزبور درباره آن تحقق داشته باشد.

علت ظهور اين ديدگاه نوپا آن است كه طرف‌داران اين نظريه معتقدند: نظريه «انتصاب عام فقها» گرفتار استحاله ثبوتي است؛ يعني اين ديدگاه به لحاظ ثبوتي محال است. از اين‌رو، بايد دست از اين ديدگاه شست.

طرف‌داران ديدگاه «انتصاب» جواب‌هاي متعددي به اين اشكال داده‌اند كه به نظر مي‌رسد بر اساس ادلّه عقلي و نقلي، محكم‌ترين آنها اين است كه در زمان غيبت معصوم عليه‌السلام، فقيهي كه در مجموع، بيش از ساير فقها داراي شرايط رهبري همچون، علم، تقوا، شجاعت و مديريت باشد، از سوي ائمّه اطهار عليهم‌السلام براي رهبري منصوب شده است.

كليدواژه‌ها: انتصاب، انتخاب، مشروعيت، اشكال ثبوتي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
124
شماره صفحه: 
55

نظريه حاكميّت در ديدگاه اسلام

نظريه حاكميّت در ديدگاه اسلام

محمّدرضا كريمي والا

(دانش آموخته حوزه علميه و دكتري فقه و اصول)

چكيده

«حاكميت»، مهمترين وجه تمايز و قوام «دولتها» و انديشهي تأثيرگذار در شناسايي و نحوه سامانيابي اقتدار حاكمان ميباشد. در انديشه سياسي غرب، نخست اين مفهوم به «اقتدار مطلق و نامحدود فرمانروا»، كه توان تحديد آن تنها تحت اراده خداوند ميباشد، مورد تأكيد و پذيرش قرار گرفت. اما ظهور شيوههي استعماري و دخالتهاي قيممآبانه دولتهي مقتدر همراه با شروع نهضتهاي آزاديخواه و وقوع تحوّلات در نظامهاي سياسي حاكم بر اروپا، نظريهپردازان غرب را بر آن داشت كه «حاكميت» را با شناسه «حاكميت ملّي» و نشأت گرفته از حقوق ملت معرفي نمايند.

ابهامها و نقايص هر يك از اين رويكردها در ساحت انديشه سياسي غرب، عمدتاً ناشي از دوري فيلسوفان غربي از آموزه هاي وحياني اصيل بري تبيين و تفسير واقعي اقتدار ميباشد. آنچه با الهام از آموزه هاي دين مبين اسلام در نماياندن حقيقت حاكميت ميتوان بيان داشت، آن است كه حاكميت دولت صرفاً در استمرار ولايت تشريعي حق تعالي است; امري كه در صورت اقبال و پذيرش آحاد جامعه، به واسطه مأذونان الهي، فرصت تحقق و عينيت در جامعه بشري خواهد داشت.

كليدواژهها: دولت، حكومت، اقتدار مطلق، حاكميت ملّي، مشروعيت، ولايت تكويني، ولايت تشريعي.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
115
شماره صفحه: 
27
محتوای تغذیه