دموكراسي

  • user warning: Can't find record in 'progress' query: DELETE FROM progress WHERE name = 'ultimate_cron_poorman' in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\progress\progress.module on line 131.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

علل ظهور و افول اصلاح‏طلبان

علل ظهور و افول اصلاح‏طلبان

تبيين جامعه‏شناختي

مهدي جمشيدي 1

چكيده

اين مقاله با رويكرد نظري و بررسي اسنادي و از منظر جامعه‏شناختي و با هدف بررسي عوامل گرايش مردم به اصلاح‏طلبان و نيز رويگرداني مردم از آنان، و علل ظهور و افولشان مي‏پردازد؟ پس از كندوكاو هويت فكري اصلاح‏طلبان، عوامل ظهور و افول اصلاح‏طلبان عبارتند از: مغايرت هويت اصلاح‏طلبي با اصول و ارزش‏هاي انقلاب اسلامي، تعميق شكاف طبقاتي در دولت سازندگي، تك‏ساحتي بودن دولت سازندگي، دوگانگي‏ها و تناقض‏هاي ارزشي در رفتار جريان‏هاي راست سنتي و مدرن، بسترآفريني فرهنگي و معرفتي روشن‏فكران، ويژگي‏هاي متمايز خاتمي و حمايت گروه‏ها و احزاب سياسي از وي، تداوم سياست تعديل اقتصادي، تمركز محض بر دغدغه‏هاي سياسي، ستيز با ارزش‏هاي اسلامي و انقلابي، كشمكش دروني اصلاح‏طلبان، ناتواني خاتمي در برآوردن توقعات اپوزيسيون، غوغازيستي و تنش‏آفريني اصلاح‏طلبان، روشنگري آيت‏اللّه مصباح و امدادهاي غيبي و الهي برخاسته از دعاي صالحان.

كليدواژه‏ها: توسعه اقتصادي، توسعه سياسي، اصلاح‏طلبان، سكولاريست، دموكراسي، شكاف طبقاتي، تعديل اقتصادي.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
138
شماره صفحه: 
33

تحزّب

تحزّب

و مباني آن در فقه سياسي شيعه

قاسم علي صداقت
(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد حقوق عمومي)

چكيده

امكان استنباط مباني تحزّب از منابع ديني و مشروعيت آن سؤالي است كه همواره ذهن برخي از انديشمندان ديني را به خود مشغول داشته است. در پاسخ به سؤال مزبور، رهيافت‌هاي متعددي از سوي انديشوران فقه سياسي شيعه اتخاذ شده است. در يك رويكرد، با توجه به جديد بودن پديده حزب به مفهوم نوين و غربي آن، استخراج مباني فقهي آن غيرممكن اعلام شده است. بعضي ديگر از انديشمندان امكان استنباط مباني تحزّب را پذيرفته‌اند كه در اين رويكرد نيز رهيافت‌هاي متعددي وجود دارد؛ از قبيل استناد به وجود واژه «حزب» در قرآن كريم و تأكيد بر آن، استناد به كارويژه‌هاي مثبت احزاب سياسي و تلقّي آن به عنوان مصداق امر به معروف و نهي از منكر يا مقدّمه واجب، و مثبت ارزيابي كردن مقتضيات نظري حزب در درون فرهنگ ديني. به نظر مي‌رسد هيچ‌كدام از رهيافت‌هاي مزبور خالي از اشكال نيست. اين نوشتار با توجه به فراهم بودن مقتضي براي احزاب در درون فرهنگ ديني و استناد به سيره امام علي عليه‌السلام در برخورد با برخي از گروه‌هاي صدر اسلام، كه برخي ويژگي‌هاي احزاب را داشتند، آزادي تحزّب از منظر فقه سياسي در چارچوب احكام اسلام را مثبت ارزيابي كرده است.

كليدواژه‌ها: تحزّب، فقه سياسي شيعه، دموكراسي، منابع فقهي و اسلامي، آزادي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
125
شماره صفحه: 
73

افغانستان، نظام سياسي و دموكراسي

افغانستان، نظام سياسي و دموكراسي

حيات اللّه يوسفي

(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد علوم سياسي)

چكيده

افغانستان كشوري است با قدمت ديرينه و داري تاريخ فرهنگي كهن. اين كشور در ابعاد فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي از محروميتهي مضاعفي رنج ميبرد. تجربه تاريخي آن از نظر سياسي، با استبدادي پرسابقه درهم آميخته و با حاكميت مردمي و ملّي، فاصله ي بسيار دارد. آخرين تجربه تلخ حاكميت استبدادي با سيطره نظام فرقه اي ـ قومي «طالبان» شناخته ميشود. پس از سرنگوني «طالبان»، روند جديدي شكل گرفت كه شعارهاي «مشاركت مردمي، حاكميت ملّي و حكومت دموكراسي» ويژگيهاي اصلي آن به شمار ميآمدند. اما به راستي، آيا نظام سياسي جديد افغانستان را ميتوان نظامي ملّي و دموكراتيك خواند؟

با توجه به شاخصها و معيارهاي دموكراسي، برخي از نشانه‌هاي نظام مردمسالاري در نظام كنوني افغانستان به چشم ميخورند; برگزاري انتخابات عمومي مربوط به اصل نظام، تدوين قانون اساسي، انتخابات رياست جمهوري و انتخابات مجلس اقدامهي مهمي در زمينه ايجاد حاكميت ملّي در افغانستان بودهاند. ميزان نسبي آزاديهاي سياسي و وجود احزاب سياسي متعدد وجوه تحقق يافته ديگري از دموكراسي در افغانستان هستند.

اما ضعف عمومي شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، استقرار يك نظام مردمسالار را در افغانستان با مشكل مواجه ميكند. در عين حال، كشمكشهاي پردوام قومي و سياسي همراه با عدم اطمينان نسبت به ثبات سياسي، فقدان امنيت فراگير مشكل بعدي افغانستان است. نگراني جدي مردم نسبت به استقلال سياسي اين كشور، مخاطره اصلي حاكميت ملّي و مردمسالاري در افغانستان به شمار ميرود. اين مسائل وقتي در پيوند با حضور سنگين و تأثيرگذار کشورهاي غربي و بخصوص آمريكا ملاحظه ميشوند، ابهامهي بيشتري را نسبت به نظام سياسي كنوني و آينده افغانستان مطرح ميكنند.

كليدواژهها: افغانستان، نظام سياسي، اقوام، استبداد سياسي، دموكراسي، حاكميت ملّي.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
115
شماره صفحه: 
127
محتوای تغذیه