اختيار

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

بررسي رابطه كودكان بي‌گناه و شرور اخلاقي

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هشتم ـ  شماره سوم، پياپي 258 (ويژة كلام)

سیدمحمد قاضوی / کارشناس ارشد فلسفة دین مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره    Qazavy.7626@chmail.ir
سیداکبر حسینی قلعه‌بهمن / دانشیار مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره     Akbar.hosseini37@yahoo.com
دريافت: 10/06/97                    پذيرش: 20/12/97
چکيده
در بررسی رابطة کودکان بی‌گناه و شرور اخلاقی، توجه به احسن بودن نظام آفرینش با همة نقایصش و هدف از آفرینش انسان و راه دستیابی به آن اهمیت زیادی دارد. هدف، رسیدن به ‌کمال است و راه دستیابی به آن داشتن اختیار. شروری که کودکان بی‌گناه با آن مواجه‌اند، لازمة وجود این اختیار است. اختیاری که هم سبب تکامل است و هم سبب سقوط. خداوند با مجازات ظالمان، تقاص خواهد کرد. از سوی دیگر، سرانجام کودکان در پیشگاه خداوند، سرانجامی نیکو و همراه با آسایش است. ازآنجاکه کودکان در ستم‌های خود اختیاری ندارند، خداوند رحمان و رحیم، با دادن عوض به‌ کودکان، این ستم‌ها را جبران می‌کند. دنیا و همة آنچه در آن وجود دارد، سبب تکامل انسان‌هاست و کودکان از این قاعده مستثنا نیستند و به تکامل خواهند رسید. این مسئله، با رویکرد تحلیلی ـ توصیفی و از دو منظر کلامی ـ فلسفی بررسی خواهد شد.
کلیدواژه‌ها: شرّ، کودکان بی‌گناه، شرور اخلاقی، اختیار، آزادی، فلسفة آفرینش.


سال انتشار: 
28
شماره مجله: 
258
شماره صفحه: 
53

تلازم علّي و معلولي و رابطة آن با اختيار

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و ششم ـ شماره 243 (ويژة فلسفه)

عزت غروی نائینی / سطح چهار فلسفة اسلامی حکمت متعالیه جامعة الزهرا علیها السلام                                  e.qnaeini@gmail.com

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
243
شماره صفحه: 
49

سهم انسان در ايجاد افعال(بررسى نظريه كسب)

سال بيست و ششم ـ شماره 234 (ويژه كلام)

يزدان محمدى / كارشناس ارشد اخلاق اسلامى دانشگاه قم     yazdan6008@gmail.com

دريافت: 22/7/95               پذيرش: 17/2/96

 

چكيده

انديشمندان اسلامى درباره سهم انسان در ايجاد افعالش، آراء متفاوتى ارائه داده اند. از متكلمان اسلامى، معتزله قايل به تفويض اند و جبريان اختيار انسان را نفى مى كنند، اما اشاعره نظريه «كسب» را ابداع كرده اند. در مقاله حاضر، با تحقيق در كتاب ها و مقالات كلامى، به انگيزه اشاعره براى بيان نظريه «كسب» و مهم ترين ادله عقلى و نقلى ايشان اشاره و عدم كفايت ادله شان اثبات شده است. همچنين تقريرات مختلف اشاعره از كسب، تبيين و نقد و بررسى گرديده است. اما افزون بر آنكه ادله اشاعره در اثبات مدعاى ايشان ناكافى است، تقريرهاى متعددشان از كسب نيز مفهوم صحيحى به دست نمى دهد. ازاين رو، نظريه «كسب» اسمى است بدون مسماى صحيح. در نتيجه، تلاش اشاعره براى مقابله با جبر به نتيجه نرسيد؛ زيرا بازگشت نظريه «كسب» به نظريه «جبر» است. ازاين رو، همه اشكالاتى كه متوجه جبريه است، بر كسبيه نيز وارد است، مگر برخى از اشاعره مانند جوينى و تفتازانى كه تقرير ايشان از كسب به نظريه اماميه (الامر بين الامرين) بازمى گردد.

 

كليدواژه ها: اشاعره، نظريه كسب، جبر، اختيار.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
234
شماره صفحه: 
49

اختيارى بودن عدالت اجتماعى و آثار آن در قرآن كريم

سال بيست و سوم ـ شماره 199 (ويژه جامعه‏ شناسى)

حسن صادقى :  كارشناس ارشد تفسير و علوم قرآنى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. sadegi114@gmail.com
دريافت: 10/6/92               پذيرش: 21/12/92
چكيده
افزون بر دلايل فطرى و عقلى، بر اساس آيات قرآن، انسان در كارهاى خود اختيار دارد كه يكى از مهم‏ترين كارهاى او برقرارى عدالت اجتماعى است. اين مبنا آثار گوناگونى دارد كه از مهم‏ترين آنها مى ‏توان به لزوم تلاش براى عدالت اجتماعى و ضرورت كوشش براى رهايى از ظلم اجتماعى اشاره كرد.
     اين نوشتار، كه با روش توصيفى ـ تحليلى نگارش يافته، اختيارى بودن عدالت اجتماعى را در آيات قرآن كريم را مورد بررسى قرار داده است. چنين آثار مهم آن را با شواهد قرآنى بيان كرده و ديدگاه اشاعره را كه به جبر در افعال و عدالت اجتماعى به ‏عنوان يكى از مصاديق مهم آن عقيده دارند، مورد نقد قرار داده است.

كليدواژه‏ ها: اختيار، جبر، عدالت اجتماعى، ظلم اجتماعى، تكليف.

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
199
شماره صفحه: 
111

نقد و بررسى انديشه تأثيرپذيرى متكلمان قرن 4و5 اماميه از معتزله در عدل الهى

سال بيست و دوم ـ شماره 195 ـ اسفند 1392، 89ـ106

سيدمحمدعلى احسانى

چكيده
متكلمان معتزله و اماميه از روزهاى نخست در كنار هم به گفت وگو، بحث و مناظره مشغول بوده اند. در اين فضا ممكن است تأثيراتى براى هريك از جريان ها حاصل شده باشد. اين تحقيق با روش تحليلى ـ تطبيقى انجام گرفته و به دنبال نقد و بررسى «انديشه تأثيرپذيرى متكلمان اماميه از معتزله در عدل الهى» است.
     مكتب اماميه و معتزله به علت پذيرش حسن و قبح عقلى به عنوان مبنا و اساس عدل الهى و ساير آموزه هاى دينى به عدليه معروف شده اند. آنها با اين مبنا، آموزه هاى دينى را به نحوى تحليل كرده اند كه خروجى آن، اختيار انسان، وجوب لطف و رعايت اصلح، وجوب تكليف، نفى تكليف فراتر از طاقت، وجوب اعواض بر آلام ابتدايى و تفسير حكيمانه شرور بوده است. البته آنها در برخى از باورها اختلافات جزئى و در بحث اراده و اختيار اختلاف نظر مهم دارند. معتزله در اين باب، راه افراطى تفويض را برگزيده اند، اما اماميه با پيروى از ائمه اطهار: نظريه «لاجبر و لاتفويض بل امربين الامرين» را برگزيده اند.

كليدواژه ها: تأثيرپذيرى، عدل الهى، حسن و قبح عقلى، لطف، اختيار، اعواض، انتصاف.

 


*  كارشناس ارشد دين ‏شناسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. ehsanimohammadali@gmail.com
دريافت: 30/7/91               پذيرش: 11/12/92


 

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
195
شماره صفحه: 
89

مبانى انسان‏ شناختى ارزش‏ ها

سال بيست و دوم ـ شماره 191 ـ آبان 1392، 11ـ26

آفرين قائمى*
كريم خانمحمدى**

چكيده

در طول تاريخ، هر مجتمعى داراى ارزش ها و هنجارهايى بوده اند كه همه برخاسته از بينش هاى ريشه اى (مبانى) آنهاست. بدين روى، با تبيين يا اصلاح آن مبانى مى توان بر تعميق و سعه عمل صحيح بر طبق آنها تأثيرى بسزا نهاد. اين نوشتار به اختصار بر «مبانى انسان شناختى» متمركز است. انسانى كه به دوبعدى بودن انسان، بقاى روح پس از مرگ، اختيار و تكليف، امكان تعالى انسان تا مقام خلافت الهى با كسب يقين و صبر و عمل به ارزش ها معتقد باشد، در فكر و نيت، گفتار و منش كاملاً متمايز از شخصى عمل مى كند كه اينها را قبول ندارد؛ زيرا امورى كه براى اين يكى ارزش است (مثل معنويات و ايثار)، ممكن است براى ديگرى ضدارزش به نظر برسد و بعكس (مثل تجمل و مدگرايى). در عين اينكه برخى امور فطرى (مثل نوع دوستى و كمال خواهى) نزد هر دو ارزش، و برخى (مثل ظلم، تحقير و تمسخر) نزد هر دو ضدارزش محسوب مى شوند.
     تحقيق حاضر با روش تحليلى ـ توصيفى به بررسى موضوع موردبحث پرداخته است.

كليدواژه ها: انسان شناسى، تجرّد روح، تعقل، اختيار، خلافت الهى، مسئوليت، ارزش.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
191
شماره صفحه: 
11

بررسى پاسخ حكمت متعاليه به شبهه «ارتباط علم پيشين الهى و اختيار انسان»

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 175 ـ تير 1391، 31ـ39

چكيده

آموزه هاى دينى از آغاز تاكنون با چالش ها و شبهات گوناگون مواجه بوده است. برخى از اين شبهات طبيعى و معلول جولان فكرى آدميان بوده و برخى معلول عناد مخالفان و غرض ورزان مى باشد. از جمله شبهات در عقايد دينى، مسئله «ارتباط علم پيشين الهى با اختيار انسان» است كه از ديرباز ذهن متفكران را به خود مشغول كرده است؛ يعنى يكى از پرسش هاى جدى اين است كه آيا علم آغازين خداوند به افعال آدمى موجب سلب اختيار او مى گردد؟

در اين مقاله از روش تحليلى ـ توصيفى به بررسى پاسخ شبهه از ديدگاه حكمت متعاليه پرداخته ايم كه معتقدند علم ازلى خداوند به افعال انسان با وصف اختيار تعلق مى گيرد؛ يعنى متعلق علم ازلى الهى افعال اختيارى انسان است و در آخر، نتيجه گرفته شده كه علم پيشين الهى هيچ منافاتى با اختيار انسان ندارد و سبب جبرى شدن افعال آدمى نمى گردد.

 

كليدواژه ها: خدا، انسان، علم پيشين الهى، اختيار، حكمت متعاليه.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
175
شماره صفحه: 
31

قسمت و سرنوشت

سال نوزدهم ـ شماره 158 ـ بهمن 1389، 55ـ72

 حسين قاسمى1-

چكيده

«قسمت» يا همان «سرنوشت»، از معضلات اعتقادى عموم افراد است كه با ظاهرى جذاب، جبر و سلب اختيار را تداعى مى‏كند. اين فكر كه همه كارها به دست خداست، هرچند حق است، اما عموم افراد به سبب تحليل نادرست، اين نتيجه را مى‏گيرند كه انسان هيچ تأثيرى در سرنوشت خود ندارد.

     هدف اين پژوهش آن است كه با تحليل درست و ارائه معناى صحيح از «قسمت»، به حل اين مسئله بپردازد و رابطه اراده الهى و اختيار انسان را روشن سازد. با روش مطالعه متون دينى و استدلال عقلى و تحليل آنها به اين نتيجه مى‏رسيم كه تقدير انسان به اعمال خودش بستگى دارد و خداوند چيزى را مقدّر مى‏كند كه انسان انتخاب كرده است.

     بنابراين، معناى صحيح «قسمت» اين نيست كه همه امور به انسان تفويض شده و خداوند كارى به كار انسان ندارد، بلكه معناى دقيق آن اين است كه فيض را خداوند هميشه به همه مى‏دهد، ولى خود انسان است كه ظرفيت و قابليت خود را تغيير مى‏دهد و كم يا زياد مى‏كند.

 

كليدواژه‏ها: قسمت، قضا، قدر، جبر، اختيار، سرنوشت. 

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
158
شماره صفحه: 
55

قانون‏مندى جامعه و آزادى نقد ديدگاه دوركيم

امان‏ اللّه فصيحى*

چكيده

نوشتار حاضر تلاشى است در راستاى تحليل نظريه دوركيم در ارتباط با قانون‏مندى جامعه و آزادى انسان. اين بحث يكى از مباحث عمده نظم است. حل مسئله فوق ثمرات علمى و عملى مهم را در پى دارد. اين نوشتار به نقد ديدگاه دوركيم پرداخته است. روش اين نوشتار، اسنادى و تحليل متن است؛ يعنى ديدگاه دوركيم با ارجاع به آثار اصلى خودش استخراج و سپس بررسى و تحليل شده است.

     در ارتباط با موضوع سه ديدگاه قابل طرح است: 1. قانون‏مندى جامعه مانند قوانين حاكم بر طبيعت، باعث سلب كامل اختيار انسان مى‏شود. 2. طبق ديدگاه ديگر، قانون‏مندى جامعه مانند قانون‏مندى طبيعت به صورت كامل، اختيار انسان را سلب نمى‏كند، بلكه اراده انسان را در چارچوب قوانين جامعه محدود مى‏نمايد. 3. قانون‏مندى جامعه، آزادى انسان را حتى محدود هم نمى‏كند؛ چون اراده انسان جزء علت تامه است. از نظر دوركيم، جبر اجتماعى گاه به معناى ضرورت و قطعيت و گاه به معناى محدويت به كار رفته است. از اين‏رو، ميان قانون‏مندى جامعه و آزادى انسان نمى‏توان جمع كرد. آنچه كه سبب شده تا دوركيم نتواند ميان قانون‏مندى جامعه و آزادى انسان جمع نمايد، تلقّى نادرست وى از هستى جامعه، حقيقت انسان و اصل عليت است.

كليدواژه‏ها: جامعه، قانون، آزادى، نظم، اختيار، جبر، علت، ضرورت و قطعيت.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
157
شماره صفحه: 
107

موهبت عصمت از منظر آيات

موهبت عصمت از منظر آيات

محمّد ناصرى[1]

چكيده

يكى از ويژگى‏هاى پيامبران، امامان معصوم:، معصوم بودن از خطا و اشتباه است؛ زيرا اگر احتمال گناه، نسيان و غفلت در آنها باشد احتمال خطا و انحراف در گرفتن پيام وحى، تصرف در آن و يا ناتوانى در ابلاغ آن به مردم وجود خواهد داشت. در اين صورت حجت بر مردم ابلاغ نشده و نقض غرض مى‏شود. در مورد اينكه مقام عصمت امرى است اكتسابى يا موهبتى از سوى خداوند به پيامبران است مباحثى از سوى متكلمان و مفسّران مطرح شده كه هركدام از قائلان دلايلى شمرده‏اند كه قابل دقت است.

     هدف در اين نوشتار با توجه به آيات قرآن كريم دست‏يابى به منشأ عصمت و اثبات موهبتى بودن آن است كه با روش اسنادى و مطالعه منابع و بيان و استخراج موهبت عصمت انبيا از آيات با مراجعه به تفاسير مختلف در اين زمينه است. در نهايت با استناد به آيات موهبت عصمت اثبات و به دنبال آن اكتسابى بودن عصمت در مواردى روشن مى‏شود و در صورت موهبت عصمت انبيا و به دنبال آن ائمّه معصومان: اختيار از آنها سلب نشده، بلكه آنها هرقدر بهتر و بيشتر از اين موهبت بهره‏گيرى كنند زمينه‏هاى توفيق نسبت به بالاترين درجه‏هاى ايمان در خود بيشتر مى‏كنند.

كليدواژه‏ها: عصمت، اختيار، موهبت، اكتساب، قابليت، فضيلت.

محتوای تغذیه