وحي

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

بررسي رابطۀ عقل و دين در نظر شهيد استاد مطهري

سال بيست و ششم ـ شماره 238 (ويژة جامعه‌شناسي)

مهدی ولی‌نژاد / کارشناس ارشد برنامه‌ريزي آموزشي؛ راهبر آموزشي و پرورشي منطقة موسيان؛ مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ايلام                                                                                                                                                          Mvalinejad_6534@yahoo.com

احسان خانمحمدی / کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه یاسوج                                                 Ehskh1991@gmail.com

دريافت: 14/5/1395                                                       پذيرش: 18/2/1396

چکیده

ماهیت مفاهیم «عقل» و «دین»، و از همه مهم‌تر، رابطه بین آنها همواره از مهم‌ترین مباحث قابل توجه و مناقشه در بین متکلمان و نظریه‌پردازان حوزه‌های مطالعاتی، به‌ویژه معرفت‌شناسی و علم کلام بوده است. آراء متفاوت و گاه متناقض در این زمینه شبهات و ابهامات بسیاری را موجب شده است. اندیشه‌های شهید مطهری به عنوان یکی از قابل استنادترین الگوها در زمینۀ ارتباط عقل و دین، همواره مطمح‌نظر بوده است. ازاین‌رو، با نظر به اهمیت این موضوع، پژوهش پیش‌رو با هدف شناخت نسبت عقل و دین با یکدیگر از نظر ايشان صورت گرفته است. برای گردآوری داده‌ها، از روش اسنادي و ابزار فیش‌برداری استفاده شده است. نتایج نشان مي‌دهد که در نظر شهید مطهری، عقل و دین علاوه بر سازگاری، مکمّل یکدیگر نیز هستند. در واقع، انسان با هیچ‌کدام از دو مقولۀ مذکور، به‌تنهایی قادر به وصول تکامل و سعادت واقعی نیست و این مهم تنها در صورت همراهی عقل با دین قابل تحقق است. با وجود اين، دین نسبت به عقل از تقدم برخوردار است؛ زيرا دین پرورانندۀ عقل است.

کلیدواژه‌ها: عقل، دین، وحی، عقل نظری، عقل عملی، عقل فطری.

 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
83
شماره صفحه: 
93

جستارى در مفهوم و ماهيت تجربه دينى از ديدگاه اقبال لاهورى

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 183 ـ اسفند 1391، 69ـ83

على پريمى*

چكيده

اقبال لاهورى از منظر تجربه دينى به دين نگريسته و اساس معرفت دينى را تجربه دينى مى داند. از اين رو، رويكرد دين شناسى اقبال تحت رهيافت  تجربه دينى است كه به دين به منزله معرفتى كه محصول نوعى تجربه است مى نگرد. او معرفت دينى را تفسير تجربه دينى، و مانند ديگر تجربه هاى انسان، معرفت بخش مى داند. اقبال اولين كسى است كه از تجربه دينى و همسان بودن وحى با آن سخن به ميان آورده و از تحويل و ارجاع وحى اسلامى به تجربه دينى سخن گفته است. اين ديدگاه داراى لوازمى همچون نفى سرشت زبانى وحى، نفى عصمت پيامبر و خطاپذيرى وحى، بشرى بودن و الهى نبودن دين، نفى خاتميت و بسط تجربه نبوى مى باشد. هدف نوشتار حاضر، بيان توصيف ماهيت تجربه دينى و تبيين رويكرد معرفت شناسى، روش شناسى و دين شناسى و تجربه دينى اقبال مى باشد كه با روش توصيفى و تحليلى، با تبيين ديدگاه اقبال به پيامدها و اشكالات و نقد و بررسى آن خواهيم پرداخت.

 

كليدواژه ها: اقبال لاهورى، تجربه دينى، معرفت دينى، تجربه، دين، وحى.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
183
شماره صفحه: 
69

اخلاق و عرفان اسلامي

اخلاق و عرفان اسلامي

استاد محمّدتقي مصباح

چكيده

اين نوشتار به شرح و تفسير سخنان حضرت علي عليه‏السلام در توصيف بندگان و دوستان خدا مي‏پردازد. آن حضرت در اين بخش از خطبه 87، مهم‏ترين ويژگي مؤمنان و دوستان خداوند متعال را اخلاص و عدالت‏ورزي قلمداد مي‏كنند. اخلاص و نيل به مقام مخلِصين، از طريق رياضت و مجاهدت، خلوص در نيت، سخن و عمل حاصل مي‏شود. مقام مخلَصين، پس از مبارزه با نفس و تحصيل اخلاص در فكر، سخن و رفتار، به بنده برگزيده خدا اعطا مي‏شود. با خلوص عمل، و خودسازي بنده براي خدا، معارف الهي و دين بر قلب بندگان خدا جاري مي‏شود. اهل‏بيت عليهم‏السلام چشمه‏سار معارف الهي بر قلب بندگان مخلص خداوند هستند.

كليدواژه‏ها: اخلاص، عدالت‏ورزي، سعادت اخروي، اهل‏بيت:، عقل، وحي، دوستان خدا.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
134
شماره صفحه: 
5

نسبت عقل و ايمان در آموزه‏هاي اسلامي1

نسبت عقل و ايمان در آموزه‏هاي اسلامي1

محمّد فنائي اشكوري2

چكيده

«ايمان» عبارت است از: اعتقاد، دل‏سپردگي و تعهد به يك حقيقت قدسي. ايمان به خداوند به عنوان اصل بنيادين در همه اديان الهي، مستلزم ايمان به عالم غيب، وحي و حيات پس از مرگ است. از ديدگاه متألّهان اسلامي، ايمان مبتني بر معرفت است و «عقل»، كه قوّه فهم و تفكر بشري است، راه عادي و عام معرفت است. در اين ديدگاه، اصول ايماني از راه عقل، هم قابل اثباتند و هم قابل تبيين، و در نتيجه، با عقل سازگار و هماهنگند. از اين‏رو، فلاسفه و متكلّمان اسلامي با اتّكا بر توانايي عقل بشري در فهم دين، به تبيين مفاهيم ديني و اثبات باورهاي بنيادين ديني پرداخته و نوعي الهيّات عقلاني پديد آورده‏اند.

از سوي ديگر، شكي نيست كه عقل آدمي مانند وجود او محدود و متناهي است و درك همه وجوه حقايق نامتناهي، فراتر از توان عقلاني بشر است. از اين‏رو، عرفاي اسلامي با تأكيد بر محدوديت عقل آدمي، بدون اينكه اعتبار و ارزش آن را انكار كنند، راه دل و تجربه باطني را براي شناخت حقايق قدسي در پيش گرفته‏اند. در ديدگاه عرفاني نيز هرچند شناخت نامتناهي فراتر از درك عقل است، اما رازي كه ناسازگار با عقل و در تعارض با آن باشد، وجود ندارد. بدين‏سان، هم مي‏توان تفاوت ديدگاه اسلامي و مسيحي را دريافت و هم به وجوه تشابه آنها توجه نمود.

كليدواژه‏ ها: عقل، ايمان، وحي، عرفان، معرفت، شهود، اسلام، مسيحيت.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
133
شماره صفحه: 
13

جايگاه عقل در قلمرو دين

جايگاه عقل در قلمرو دين

محمود خيراللهي1

چكيده

هدف اين مقال، بررسي و تحليل راه‏كارهاي حياتي دين و نقش آن در سرنوشت فردي و اجتماعي انسان و نيز جايگاه حساس عقل در قلمرو دين و نيز آسيب‏شناسي عقل و دين و رابطه آن دو با يكديگر مي‏باشد. آيا عقل و وحي حجت ذاتي دارند؟ مهم‏ترين پشتوانه اخلاق و وظايف انساني كدامند؟ اين نوشتار با رويكرد نظري نوعي هشداري است دردمندانه به رهبران دين كه در تفسير متون ديني و تحليل اصول و مباني عقيدتي و صدور فتوا و بيان وظايف شرعي، رهيافت‏هاي عقل را مدّنظر داشته باشند. برخي يافته‏هاي مهم اين مقاله عبارتند از: حجت ذاتي عقل و وحي، تعهد و ايمان فردي مهم‏ترين پشتوانه براي اخلاق و وظايف انساني است. سرانجام نويسنده در تلاش است تا بين دو رويكرد عقل‏گرايي و دين‏گرايي، تنش‏زدايي نموده و ميان آن دو آشتي برقرار كند.

كليدواژه ‏ها: عقل، وحي، دين، تعبّد، تعقّل، حسن و قبح عقلي، معجزه، سكولاريزم.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
132
شماره صفحه: 
73

وحي و امور وحياني از نگاه سه حكيم الهي امام خميني قدس‏سره، علّامه طباطبائي و شهيد مطهّري

وحي و امور وحياني از نگاه سه حكيم الهي
امام خميني قدس‏سره، علّامه طباطبائي و شهيد مطهّري

مصطفي خليلي1

چكيده

موضوع وحي و امور وحياني يكي از موضوعاتي است كه شايد به دليل گستردگي معنايش در قرآن كريم، براي برخي مفهوم حقيقي و ماهيت واقعي خود را پيدا نكرده است. با اينكه بسياري از عالمان ديني حقيقت وحي را فراتر از درك عقل دانسته و به عجز و ناتواني عقل در اين باب سخن گفته‏اند، اما برخي بر روشن شدن حقيقت آن اصرار دارند و با استفاده از هر ابزار معرفتي مثل قوّه تخيّل، توهّم و حس مي‏خواهند معناي آن را روشن نمايند و با مقايسه كردن آن در مقابل پديده‏هاي مادي، در مقام تبيين حقيقت آن برآيند؛ غافل از آنكه قياس كردن امور مجرّد با پديده‏هاي مادي، قياسي مع‏الفارق است.

اين نوشتار مي‏كوشد با رويكرد نظري و با هدف طرح ديدگاه سه حكيم الهي در مباحث كلامي و عقلي، كه همه اهتمام و مساعي خود را در تبيين موضوعات چالش‏برانگيز به كار گرفته‏اند، به شبهات وارده در زمينه وحي ـ آن‏گونه كه در انديشه ايشان مطرح شده است ـ پاسخ دهد.

كليدواژه ‏ها: وحي، الهام، تجربه ديني، شهود عرفاني، وسوسه شيطاني.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
132
شماره صفحه: 
41

عناصر تمدن‌ساز دين اسلام

عناصر تمدن‌ساز دين اسلام

حمزه‌علي وحيدي‌منش
(دانش‌آموخته حوزه علميه و دانشجوي دكتري انقلاب اسلامي)

چكيده

تمدن به عنوان يك پديده اجتماعي، محصول تفكرات نهفته در وراي آن است. براي ساختن تمدن، وجود انديشه تمدن‌ساز ضروري و اجتناب‌ناپذير مي‌باشد. در اينكه آيا تمدن‌سازي در جوهره انديشه اسلامي، قابل مشاهده هست يا نه، موضوعي است كه در اين نبشتار به اندازه وسع علمي خود و گنجايش مقاله به آن اهتمام ورزيده‌ايم. نگارنده معتقد است اسلام اصيل به لحاظ برخورداري از توانمندي‌هاي بالا، مي‌تواند تمدّني متناسب با نيازهاي انسان معاصر بيافريند؛ چنان‌كه در گذشته اين توانايي را از خود نشان داده است. برخي از عناصر تمدن‌سازي اسلام عبارتند از: عقل‌گرايي، جهان‌گرايي، عدالت‌گرايي، علم‌گرايي، جامع‌گرايي، آسان‌گيري و اخلاق‌گرايي.

كليدواژه‌ها: تمدن، تمدن اسلامي، فرهنگ، وحي، عقل، علم، اخلاق.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
123
شماره صفحه: 
15

حقيقت پيامبري از منظر فلسفه مشّاء و كلام اماميه

حقيقت پيامبري از منظر فلسفه مشّاء و كلام اماميه

محمّدعلي جوادي
(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد دين‌شناسي)

چكيده

حقيقت پيامبري در فلسفه مشّاء، بر مبناي شايستگي‌هاي نفساني پيامبر تبيين مي‌گردد. اين نوع نگاه برخاسته از نگاه كلي فلسفه به تمام هستي است؛ چشم‌اندازي كه مي‌توان آن را چشم‌اندازي زميني و انساني ناميد. چشم‌انداز فيلسوف، نظرگاه انسان نشسته بر زمين است كه با استمداد از عقل زميني خويش سعي در فهم هستي دارد و با نگاهي طبيعي به طبيعت و ماوراي آن مي‌نگرد. در اين نوع نگاه تلاش مي‌شود تا وجه تفاوت پيامبر با ديگران را در درون پيامبر و در ويژگي‌ها و اوصاف نفساني او جست‌وجو كرد. مطابق با اين نوع نگرش، پيامبر با داشتن ويژگي‌هايي همچون كمال قواي ناطقه، محركه و متخيّله ممتاز ديگر مردمان است. دقيقا به دليل وجود همين شايستگي‌هاست كه او صلاحيت پيامبري و تخاطب با عالم ملكوت را يافته است. در سوي ديگر، نگاه كلامي نگاهي ماورايي است؛ چراكه كلام تعهد به تديّن دارد و از اين‌رو، از چشم‌اندازي ديني به تمام مسائل مي‌نگرد. به تبع اين نوع نگاه، پيامبر انساني است كه گزينش شده و «انتخاب شدن» از جانب خداوند حقيقت اصلي نبوت را تشكيل مي‌دهد. در عين حال، نه متكلّم منكر صلاحيت‌هاي ذاتي پيامبر است و نه حكيم از عامل گزينش غافل مي‌باشد.

كليدواژه‌ها: نبوت، فلسفه مشّاء، فارابي، ابن‌سينا، كلام اماميه، عقل، تخيّل، وحي.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
120
شماره صفحه: 
59
محتوای تغذیه