استقلال

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

رابطه استقلال و پيشرفت سياسى در الگوى پيشرفت اسلامى

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 172 ـ فروردين 1391، 117ـ135

رابطه استقلال و پيشرفت سياسى در الگوى پيشرفت اسلامى

محمداسماعيل عمار*

چكيده

امروزه پيشرفت در تمام ابعاد سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى وجهه همت همه نظام‏هاى سياسى است. زيربنا و اساس فكرى رهبران و دولتمردان تمام جوامع را، پيشرفت همه‏جانبه از طريق ارائه راه‏كارهاى اساسى با شاخص‏هاى معين تشكيل مى‏دهد. اين تحقيق، با روش توصيفى ـ تحليلى، به بررسى و تبيين اين مسئله مى‏پردازد كه يكى از امور لازم در رسيدن به پيشرفت سياسى يك جامعه، استقلال و عدم دخالت بيگانگان در امور آنهاست. مهم‏ترين دستاورد تحقيق اين است كه فهم پيشرفت و دگرگونى اجتماعى در يك كشور، مستلزم بررسى دقيق ساختار نظام سياسى و توجه به نحوه اثرگذارى نيروهاى خارجى بر آن است. مجموعه پيچيده و متغيرى از روابط ميان عوامل و ساختارهاى داخلى و خارجى، شكل خاصى به پيشرفت مى‏بخشد كه در الگوى پيشرفت، اين عوامل بايد مورد توجه قرار گرفته و استقلال، به عنوان يك شاخص مهم در فرايند پيشرفت سياسى، بايد مدنظر قرار گيرد.

كليدواژها: استقلال، استقلال سياسى، پيشرفت، توسعه، پيشرفت سياسى، سلطه و استعمار.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
172
شماره صفحه: 
117

استعمار و استقلال كشورهاى اسلامى

استعمار و استقلال كشورهاى اسلامى

سيدحسين شرف‏ الدين1

يكى از رويدادهاى تاريخى سياسى قرون اخير كه به نوعى بازتوليد نظام بردگى كهن در اشكال به ظاهر موجّه بود، پديده «استعمار» است. حضور مستقيم و غيرمستقيم و دخالت قيم‏مآبانه چند دولت قدرتمند توسعه‏طلب، عمدتا اروپايى در طى قرون متمادى در بخش قابل توجهى از ممالك جهان، از جمله كشورهاى اسلامى، رويداد تأمّل‏برانگيزى است كه همواره بايد در بررسى اوضاع و شرايط كنونى اين كشورها و موقعيت جهانى آنها مورد توجه قرار گرفته و انعكاس اين رويداد مهم در تحولات بعدى مورد بازبينى و بازخوانى قرار گيرد. اين نوشتار با رويكردى عمدتا توصيفى و پيامدهاى حضور استعمارگران را در ابعاد مختلف مورد بازخوانى و تحليل قرار مى‏دهد. حاصل پژوهشى اينكه پديده استعمار به رغم تغييرات شكلى هنوز هم به شيوه‏هاى مختلفى جريان دارد و آنچه تحت عنوان «استقلال» مستعمرات از آن ياد مى‏شود، براى بيشتر اين كشورها، امرى صورى است.

كليدواژه‏ها: استعمار، استقلال، مستعمره، تحت‏الحمايگى، عضويت، اشغال، جنبش.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
150
شماره صفحه: 
107

اصول و مباني ملّي در قانون اساسي افغانستان

اصول و مباني ملّي در قانون اساسي افغانستان

عبدالحكيم سليمي

(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد حقوق بين‌الملل)

چكيده

افغانستان همواره از نقاط بحراني دنيا بوده است. استبداد داخلي، عدم جامعيت قوانين اساسي پيشين، محروميت مردم از حق مشاركت سياسي و مهم‌تر از همه، دخالت بيگانگان، در توسعه اين بحران نقش فزاينده‌اي داشته، اصول و مباني ملّي (آزادي، استقلال، وحدت ملّي) كشور را به شدت آسيب‌پذير ساخته است.

«ملت‌سازي» از اولويت‌هاي اساسي افغانستان معاصر به شمار مي‌رود. خوشبختانه قانون اساسي (مصوّب 1382) ضمن تعريف جايگاه ويژه اصول ملّي، تدابير و راه‌كارهاي مناسبي در جهت احياي هويّت ملّي انديشيده است. اهتمام به تأمين آزادي و استقلال و تماميت ارضي كشور از امتيازات قانون اساسي اخير نسبت به اسلاف آن است.

تأكيد قانون اساسي بر دين و مذهب، تاريخ و زبان رسمي، پرچم و سرود ملّي به عنوان پايه‌هاي اساسي وحدت ملّي از يك‌سو و شناسايي رسمي اقوام و زبان‌هاي قومي و محلّي، آزادي پيروان اديان غير اسلام، برابري در برابر قانون، دست‌يابي به تعادل اقتصادي و آموزش عمومي به منزله راه‌كارهاي تحقق وحدت ملّي از سوي ديگر، دليل اهتمام قانونگذار به «ملت‌سازي» است.

غفلت يا تغافل قانونگذار از برخي عوامل تهديدكننده مباني ملّي همچون استقرار پايگاه نظامي بيگانه، امتياز شركت‌هاي خارجي، قراردادهاي بين‌المللي، و كم‌توجهي به جايگاه قواي مسلّح از كاستي‌هاي قانون اساسي حاضر است.

كليدواژه‌ها: آزادي، استقلال، افغانستان، بيرق (پرچم)، دين، قانون اساسي، مباني، ملت، وحدت ملّي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
125
شماره صفحه: 
33

استقلال قرآن از امور انساني

استقلال قرآن از امور انساني

مصطفي كريمي
(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد علوم قرآني)

چكيده

هر چند خداي متعال قرآن كريم را براي هدايت انسان‌ها نازل كرده است و لذا في‌الجمله، برخي امور انساني در اين زمينه مورد عنايت بوده است، اما قرآن كريم مستقل از امور انساني بوده و هيچ امر انساني در آن تأثير نداشته و هيچ مطلب يا فرهنگ غلطي از زمان نزول، در آن منعكس نشده است؛ زيرا وجود مطالب غير واقع در قرآن با هدف اصلي آن يعني هدايت مردم منافات دارد. البته چون خداوند قرآن را براي هدايت فرو فرستاده، به برخي از امور انساني عنايت داشته و از آنها استفاده و به‌گزيني كرده است. قرآن به زبان قوم است و از مثال‌ها، تعبيرات، استعارات، كنايات و لغات دخيلِ رايج در بين مردم بهره جسته و مصلحت مخاطبان را رعايت نموده است. استقلال قرآن كريم از امور انساني يكي از مباني تفسير به شمار مي‌آيد.

كليدواژه‌ها: قرآن، امور انساني، استقلال، جاودانگي، نزول، فرهنگ، زبان، مصلحت، مخاطبان.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
122
شماره صفحه: 
33
محتوای تغذیه