غرب

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

دكترين پايان تاريخ در انديشه نظام سلطه و مكتب اسلام ناب

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هشتم ـ  شماره ششم، پياپي 261 (ويژة تاريخ)

محمدعلي كرماني‌نسب / كارشناس ارشد علوم سياسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    kermaninasab@chmail.ir
دريافت: 17/12/97                    پذيرش: 11/4/98
چکيده
غرب دکترین سیر غارت و استعمار سرمایه ملت‌ها را به‌عنوان نظریه پایان تاریخ مطرح کرده است؛ یعنی غرب در این نظریه سیر تکامل استعمار خود را یادآوری می‌کند. این پژوهش درصدد اثبات این نکته است که غرب در این نظریه می‌خواهد برتری خود را با نیت غارت ملت‌ها به نفع خود اثبات کند. چهار نظریه‌پرداز استعمار که هرکدام برای دوره‌ای از جهش نوع استعمار می‌باشند، برای جهان استکبار نظریه‌پردازی کرده‌اند. اما بطلان این برتری با نظریه رقیب که همان اسلام ناب محمدی است که با انقلاب اسلامی ایران جان تازه و حیاتی دوباره گرفت، اثبات می‌شود. البته خود نظام پوسیده و اومانیسم محور غرب نیز به نهایت اندیشه بشری رسیده و بن‌بست علمی، علم بشر را در حال مشاهده است.
کلیدواژه‌ها: پایان تاریخ، اسلام، غرب، انقلاب اسلامی، ایران.


Doctrine of the End of History in the Thought of the Dominion System and the School of Pure Islam

Muhammad Ali Kermani-Nasab / MA of Political Science from the Imam Khomeini Education and Research Institute

Received: 2019/03/08 - Accepted: 2019/07/02                                     kermaninasab@chmail.ir

Abstract

The West has put forward the doctrine of the looting and colonization of nations' capital as the theory of the end of history; i.e., the West in this theory recalls the evolution of his colonialism. This research seeks to prove that the West in this theory wants to prove his superiority with the intention of looting the nations in his favor. The four colonial theorists, each of them belongs to a period of colonial-type mutation, have theorized for the world of arrogance. But the invalidity of this supremacy is borne out by the rival theory of pure Mohammedan Islam that was revived with the Islamic Revolution in Iran. Of course, the decaying system and the humanism of the West also reached the end of human thought and the scientific stalemate is watching human science.

Keywords: End of History, Islam, the West, Islamic Revolution, Iran.

 


سال انتشار: 
28
شماره مجله: 
261
شماره صفحه: 
45

اسلام‌هراسي در رسانه‌هاي مكتوب غربي

سال بيست و ششم ـ شماره 238 (ويژة جامعه‌شناسي)

عباس عیسی‌زاده / کارشناسی ارشد مدیریت رسانه پردیس فارابی دانشگاه تهران                  a.isazadeh68@gmail.com

سیدحسین شرف‌الدین / دانشیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره                                  sharaf@qabas.net

دريافت: 25/11/1395                                                     پذيرش: 11/3/1396

 

چکیده

«اسلام‌هراسی» عبارت است از: «ترس یا تنفر از اسلام، و در نتیجه، ترس و تنفر از همة مسلمانان» که به شکل ساختمند و از طریق ایجاد محرومیت در زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان، هر روز جلوة بارزتری می‌یابد. یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیشبرد این هدف در غرب، بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و قدرت اثرگذاري شگرف آنهاست. رابطة سیاست رسانه‌ای غرب با جریان اسلام‌هراسی به حدی است که برخی تحلیل‌گران رسانه‌های غربی را منشأ اصلی اسلام‌هراسی می‌دانند. از میان انواع گوناگون رسانه‌ها، حوزة رسانه‌های مکتوب و چاپی، به‌ويژه مطبوعات، زمینة آغازین پژوهشگران براي بررسی «اسلام‌هراسی رسانه‌ای» بوده است. به همین‌روي، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش توصیفي - تحلیلی و بررسی منابع متعدد، ادعای وجود «اسلام‌هراسی در رسانه‌های مکتوب غربی» را واکاوی كند. طی چند دهة اخیر، تحقیقات بسیاری در رابطه با این موضوع انجام شده که بر اساس یافته‌های بيشتر آنها، وجود نوعی تبعیض آشکار و پنهان علیه اسلام و مسلمانان، در نحوة بازنمایی رسانه‌های مکتوب غربی، مسلم و مشهود به نظر مي‌رسد.

كليدواژه‌ها: اسلام‌هراسی، اسلام، غرب، رسانه‌های مکتوب، مطبوعات غربی.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
238
شماره صفحه: 
11

بازكاوى وامدارى غرب به اسلام در علم نجوم

سال بيست و چهارم ـ شماره 219 (ويژه جامعه شناسى)

محمد فولادى / استاديار گروه جامعه شناسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره           fooladi@iki.ac.ir

آذر انجم شعاع / دانشجوى دكترى تاريخ و تمدن ملل اسلامى دانشگاه آزاد اسلامى قم    a.anjom4839@gmail.com

دريافت: 25/6/94               پذيرش: 23/10/94

چكيده

امروزه غرب خود را پرچمدار علم و پژوهش مى داند. درحالى كه بجز چهار قرن اخير، كه شاهد موفقيت هاى علمى در غرب هستيم، پيش از اين، بالغ بر هزار سال قلمرو وسيع تمدن اسلامى، مركز تفكر و دانش و بسيارى از شهرها، قطب علمى و آموزشى جهان و ظهور نخبگان و انديشمندان مسلمان بوده است. اين پژوهش با رويكرد تحليلى و توصيفى ـ تبيينى بر آن است تا  نقش مسلمانان را در كشف اسرار آفرينش در علم نجوم، و چگونگى انتقال آن به اروپاييان بررسى نمايد. يافته هاى پژوهش حاكى از آن است كه منجمان مسلمان با الهام از آموزه هاى دينى، اقدام به بناى رصدخانه هايى با تجهيزات كامل نجومى، طى قرون 3ـ10ق در بغداد، دمشق، مراغه، سمرقند و استانبول نمودند. منجمان مسلمان به نظريات نوينى، بر خلاف نجوم بطلميوسى دست يافتند و آنچه در قرون 16 و 17 توسط كوپرنيك، گاليله و كپلر مانند قانون اينرسى، بيضويت مدارها، جاذبه عمومى مطرح گرديد، قرن ها قبل توسط منجمان مسلمان ارائه شده بود كه به نوعى سرقت علمى از سوى غرب به شمار مى رود.

 

كليدواژه ها: غرب، وامدارى، نجوم، رصدخانه، كيهان شناسى، ستاره شناسى.


سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
219
شماره صفحه: 
45

مقايسه جهانى ‏شدن اسلامى و غربى

سال بيست و سوم ـ شماره 200 (ويژه علوم سياسى)

سيدمهدى سيديان : دانش ‏پژوه دكترى فلسفه سياسى اسلامى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. seyyediyan@iki.ac.ir

دريافت: 20/12/92               پذيرش: 25/2/93
چكيده
امروزه غرب مدعى جهانى‏شدن است و با سيطره رسانه‏اى خود، به يكه‏ تازى در اين عرصه مى‏ پردازد. اما تفاوت‏هاى بنيادينى ميان نگاه اسلام و غرب به اين مفهوم وجود دارد. تبيين‏ها از ماهيتِ جهان، انسان، هدف و دين، از منظر اسلام و غرب، گوناگون است. حتى اساسا دين در فرهنگ غربى فاقد جامعيت است و به گونه‏اى تعريف مى‏شود كه عرصه‏ هاى مسائل اجتماعى و سياسى را دربر نمى‏ گيرد. ازاين‏رو، بنا بر مبانى فكرى و عملى غرب، نمى‏ توان از منظر دين به مسئله «جهانى‏ شدن» و «دهكده جهانى» انديشيد. هدف اين مقاله بازنمايى تفاوت‏هاى جهانى‏ شدن اسلامى و غربى در مبانى، اهداف، اصول، راهبردها، قوانين و راه‏كارهاى عملى در تدبير امور جهان و انسان است كه با روش تحليلى و مقايسه‏اى به ارائه برخى از آنها مى ‏پردازيم. جهانى‏ شدن غربى به دنبال حاكم ساختن روحيه سكولاريسم، ماده‏گرايى، منفعت‏محورى و رفاه‏خواهى است، درحالى‏كه جهانى‏شدن اسلامى به دنبال تعالى و پيشرفت انسان در ابعاد مادى و معنوى است.

كليدواژه ‏ها: جهانى‏ شدن، جهانى‏ سازى، مبانى، راهبرد، اسلام، غرب.
 

پيشينه رابطه علم و دين در اسلام و غرب

معرفت سال بيست و دوم ـ شماره 188 ـ مرداد 1392، 29ـ42

محمدعلى محيطى اردكان1

چكيده

يكى از بحث هاى مهمى كه ذهن انديشمندان اسلامى و غربى را به خود مشغول كرده است، مسئله ارتباط علم و دين است. با پيشرفت روزافزون علوم طبيعى و انسانى، سؤل هاى زيادى درباره ارتباط اين علوم با دين مطرح مى شود. آگاهى از تاريخچه اين بحث مى تواند نقش بسيار مؤثرى در بررسى موضوع ارتباط علم و دين داشته باشد. اين مقاله با روش توصيفى ـ تحليلى، با برشمردن بسترهاى چالش زاى موضوع علم و دين در جهان غرب و روند تاريخى اين بحث تا قرن حاضر، به اين نكته دست يافته است كه هرچند شروع اين بحث در ابتدا به دلايل مختلفى به غرب بازمى گردد، ولى در عالم اسلام از چشم اندازى ديگر و با عنوان «رابطه عقل و دين» مطرح شده است و مسئله رابطه علم و دين به شكلى كه در جهان مسيحيت مطرح بوده، نه به عنوان مسئله، بلكه به مثابه موضوعى وارداتى مورد بحث انديشمندان مسلمان قرار گرفته است. علاوه بر آن، اين بحث در جهان اسلام، بيشتر ميان علوم انسانى و دين مطرح شده است.

كليدواژه ها: پيشينه، علم و دين، اسلام، مسيحيت، غرب.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
188
شماره صفحه: 
29

آسيب شناسى سياسى جريان بيدارى اسلامى

معرفت سال بيست و دوم ـ شماره 184 ـ فروردين 1392، 45ـ61

هادى معصومى زارع*

چكيده

تحولات يك ساله اخير (از دى 1389 تا دى سال 1390) در جهان اسلام و فراز و نشيب هاى آن، نگاه هاى زيادى را در سراسر جهان به خود جلب كرده است. در حالى كه بسيارى از تحليل گران ضرباهنگ تحولات آتى منطقه را با ثبات مى پنداشتند، به گونه غيرمنتظره اى مرزها و شاخصه هاى نظم موجود در هم شكسته شد و رويدادهاى خيره كننده اى را در جهان اسلام پديد آورد، بيدارى اسلامى از اين جمله تحولات است.

     اين پژوهش مى كوشد با روش اسنادى ـ تحليلى و با هدف ترسيم هندسه جامع آسيب شناسى اين انقلاب ها، مهم ترين چالش ها و آسيب هاى سياسى فراروى آنها را در مراحل مختلف تكوين، تثبيت و تطور مورد بررسى قرار دهد. از مهم ترين آسيب هايى كه كيان انقلاب هاى اسلامى اخير را تهديد مى كند، مى توان به مواردى همچون خلأ رهبرى واحد، تقليل سطح گفتمان، معضله نظام سازى، اتكا به سازوكارهاى بوروكراتيك و مانيفيست هاى حزبى، بروز اختلاف و تفرقه ميان انقلابيون، نفوذ ليبرال هاى غرب گرا و افراد فرصت طلب در لايه هاى تصميم سازى انقلاب و سازش انقلابيون با كشورهاى سلطه گر غربى و معامله بر سر اصول انقلاب اشاره نمود.

 

كليدواژه ها: بيدارى اسلامى، انقلاب، آسيب ها، چالش ها، غرب، نظام سازى، گفتمان.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
184
شماره صفحه: 
45

بررسى تطبيقى تعريف و مؤلفه هاى دين در نگاه غرب و اسلام

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 183 ـ اسفند 1391، 85ـ102

محمود نمازى*

چكيده

نگرش هاى كاملاً متفاوت و گوناگون به دين وجود دارد. برخى بر اين عقيده اند كه دين يك حالت روحى و درونى است كه فقط به تجربه شخص درمى آيد. برخى ديگر، دين را صرفا يك سرى از عقايد دانسته اند. لازمه چنين ديدگاهى آن است كه احكام، مراسم و دستورات عملى جزو دين دانسته نشود. عده اى ديگر بر اين باورند كه دين صرفا مجموعه اى از رفتارها و اعمالى است كه افراد يا اشخاصى به نام دين انجام مى دهند و اين اعمال و رفتارها هيچ گونه ارتباطى با اعتقادات ندارد. برخى در مقابل، دين را يك مفهوم انتزاعى كه شامل بسيارى از چيزها از جمله قلمرو دين، رفتارهاى اقتصادى، حقوقى و سياسى هم مى شود مى دانند. بر اين اساس، دين نمى تواند صرفا يك تجربه شخصى باشد؛ زيرا تجربه شخصى كشش هيچ يك از اين مباحث را ندارد.

     به هرروى، نگرش هاى گوناگون به دين و مؤلفه هاى آن، ايجاب مى كند اين نكته بررسى شود كه آيا مى توان براى دين يك تعريف معين با مؤلفه هاى مشخصى در نظر گرفت؟ در اين رابطه، آيا استمداد از منابع غنى مكتب اسلام، يعنى قرآن و سنت، نه از جهت دليليت و حجّيت آنها، بلكه از آن روى كه ژرفاى معانى موجود در آنها از حكيمان بى بديل و بى نظير صادر آمده است، مى تواند راهنماى راستينى براى تعريف دين و مؤلفه هاى حقيقى آن باشد؟ اين مقاله ضمن طرح و نقد ديدگاه هاى غالبى غرب به دين و با نگاهى جامع به اطراف مسئله، درصدد است تعريف معينى از دين و مؤلفه هاى اصلى آن ارائه دهد.

 

كليدواژه ها: دين، غرب، اسلام، استكبارستيزى، سعادت.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
183
شماره صفحه: 
85

بررسى مبانى و مفهوم توسعه از ديدگاه امام خمينى (قدس‏سره)

به منظور تبيين الگوى اسلامى ـ ايرانى پيشرفت

محمّد اسماعيل‏ زاده*

چكيده

جايگاه توسعه در انديشه امام خمينى قدس‏سره فراتر از تعاريف نظرى توسعه است كه غالبا معطوف به مفاهيم اقتصادى و گاه سياسى‏اند. در انديشه امام راحل، توسعه در ابعاد مختلف خود، بايد اهدافى بلند و متعالى را برآورد كه از درون انديشه دينى ناشى مى‏شوند. نگرش امام به توسعه، متأثر از ديدگاه مذهبى ايشان و نشأت يافته از جهان‏بينى دينى است. در باور ايشان، با آنكه توسعه متوازن در همه ابعاد جامعه پذيرفته شده، اما اين فرايند بايد در مجموع به استحكام پايه‏هاى دين و تقويت مبانى اسلام و در يك كلام سير الى‏اللّه بينجامد.

     هدف اين مقاله بررسى توسعه، اركان و ابعاد آن از ديدگاه امام خمينى قدس‏سره است كه به شيوه مطالعه اسنادى صورت گرفته و ابعاد آن در قالب توسعه سياسى، توسعه فرهنگى و توسعه اقتصادى با بهره‏گيرى از سخنان ايشان تبيين شده است.

كليدواژه‏ها: توسعه، غرب، اسلام، امام خمينى قدس‏سره، الگوى اسلامى ـ ايرانى پيشرفت.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
157
شماره صفحه: 
47

پيشگامان بيدارى اسلامى در مصر

نصراللّه آقاجانى1

چكيده

دوران معاصر شاهد حيات مجدد اسلام در عرصه‏هاى مختلف سياسى و اجتماعى و تحت عنوان «جريان بيدارى اسلامى» در سده اخير مى‏باشد. در دنياى اهل سنت، مصر نخستين جبهه بيدارى اسلامى را توسط پيشگامانى همچون سيد جمال، عبده، رشيد رضا و اخوان‏المسلمين پديد آورده است. دين و سياست در انديشه آنان به ويژه در نگاه سيد جمال و اخوانى‏ها درهم تنيده بوده و تفكيك آن دو از يكديگر ناممكن مى‏نمايد. در انديشه پيشگامان بيدارى اسلامى، تمدن مادى غرب در كنار چهره استعمارى آن، دو روى يك سكه ارزيابى شده و در عين تجويز اخذ فناورى، از پيامدهاى مادى اين تمدن هشدار داده‏اند. در اين ميان، عبده نسبت به استاد خود سيدجمال و اخوانى‏ها قدرى متفاوت به نظر مى‏رسد. جريان بيدارى اسلامى در عين ريشه داشتن در عمق تاريخ و برخوردارى از اصالت، به آفاتى هم مبتلا بوده است كه ضرورت حزم و هوشيارى را طلب مى‏كند.

كليدواژه‏ها: مصر، بيدارى اسلامى، اسلام، تجدد، غرب، سيد جمال‏الدين اسدآبادى، شيخ محمد عبده، رشيد رضا،سيد قطب.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
151
شماره صفحه: 
89

نگاهى گذرا به نقش اسلام در تمدن غربى1

محمّد فنائى اشكورى2

 

چكيده

يكى از عواملى كه در شكل‌گيرى تمدن جديد غربى، به ويژه در ابعاد فلسفى، علمى و صنعتى آن تأثير غير قابل انكارى داشته، اسلام و تمدن اسلامى است. اشتراكات بنيادى كه بين سه دين ابراهيمى يعنى يهوديت، مسيحيت و اسلام وجود دارد، از زمينه‌هاى اين تأثيرگذارى است. همچنين ريشه‌هاى فلسفى مشترك بين اسلام و غرب و حضور عناصر يونانى و توحيدى برگرفته از اديان الهى در فلسفه اسلامى و غربى، از ديگر زمينه‌هاى نزديكى اين دو تمدن است. اين زمينه‌هاى مشترك راه را براى تأثير فرهنگ و تمدن اسلامى بر غرب در قرون وسطا هموار كرد. بر اين پايه‌ها بود كه انديشه‌هاى فلسفى، الهياتى و علمى جهان اسلام در قرون وسطا به غرب معرفى شد و موجب تحولاتى چشمگير در حوزه‌هاى يادشده در غرب گرديد. علم‌آموزى بسيارى از محققان غربى در سرزمين‌هاى اسلامى و نزد عالمان مسلمان، آميزش مسلمانان و مسيحيان، ترجمه آثار اسلامى از عربى به لاتين، تجارت و جنگ‌هاى صليبى شيوه‌هاى گوناگونى بودند كه علم و فرهنگ اسلامى از طريق آنها وارد دنياى غرب شد و اروپا را دچار تحولى عميق و دوران‌ساز كرد.

كليدواژه‌ها : اسلام، غرب، فلسفه اسلامى، علوم اسلامى، تمدن اسلامى، تمدن غربى.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
140
شماره صفحه: 
13
محتوای تغذیه