تفسير

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

مؤلفه‌هاي تفسير سياسي قرآن

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هشتم ـ  شماره هشتم، پياپي 263 (ويژة علوم سياسي)

سال انتشار: 
28
شماره مجله: 
263
شماره صفحه: 
87

نقش پيش فهم هاى مفسر در نيل به مراد واقعى خداونداز منظر علامه طباطبائى

سال بيست و پنجم ـ شماره 222 (ويژه علوم قرآنى)

عليرضا حسن پور / استاديار فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه ايلام           arhasanpoor@yahoo.com

سميه منفرد / دانشجوى دكترى فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه ايلام          s.monfared23@yahoo.com

دريافت: 10/2/94               پذيرش: 24/11/94

چكيده

بر مبناى اصول هرمنوتيك فلسفى، «فهم» به عنوان يك وصف وجودى به نحو عام، و فهم مفسر از متن ـ از جمله متن دينى ـ به شكل خاص، در چارچوب انتظارات، پرسش ها و دانسته هاى قبلى وى صورت مى گيرد و نه فقط عميقا از آنها تأثير مى پذيرد، بلكه خارج از آنها اساسا امكان پذير نيست. علامه طباطبائى در تفسير الميزان، از مبانى و مقبولات متعددى در مقام تفسير قرآن سود جسته است كه مى توان آنها را در شمار پيش فهم هاى ايشان به شمار آورد. مسئله اين است كه آيا مى توان در چارچوب همين پيش فهم ها، به تفسيرى عينى و مطابق واقع از متن قرآن نايل آمد؟ اين نوشتار با روش توصيفى ـ تحليلى به بررسى نقش پيش فهم هاى علامه در تفسير ايشان از اين منظر پرداخته است. نتيجه اينكه ايشان دخالت نارواى پيش فهم ها در تفسير و تحميل آنها بر قرآن را برنمى تابد و پيش فهم هاى مقبول ايشان به مثابه اصول و قواعدى براى فهم عينى مراد خداوند است و مى توان ديدگاه تفسيرى ايشان را منطبق با هرمنوتيك عينى گرايانه و در تقابل با نسبى گرايى هرمنوتيك فلسفى دانست.

 

كليدواژه ها: پيش فهم، تفسير، هرمنوتيك فلسفى، هرمنوتيك عينى گرايانه، علامه طباطبائى، نسبى گرايى.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
222
شماره صفحه: 
71

روش شناسى تفسير ميرزا لطفعلى مجتهد تبريزى

سال بيست و چهارم ـ شماره 214 (ويژه علوم قرآنى)

حسن بشارتى راد/ دانشجوى دكترى تفسير تطبيقى جامعه المصطفى العالميه                       h.besharati72@gmail.com

دريافت: 26/11/93               پذيرش: 8/5/94

چكيده

ميرزالطفعلى مجتهد تبريزى معروف به امام جمعه، از علماى برجسته تبريز در دوره قاجاريه است و آثار علمى و خدمات فرهنگى و اجتماعى فراوانى از خود به جا گذاشته است. مهم ترين اثر علمى او «تفسير القرآن الكريم» است كه به صورت نسخه خطى (تك نسخه با خط مؤلف) در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود مى باشد.

     اين مقاله به روش تحليلى ـ توصيفى ابتدا گزارش كوتاهى از شرح حال علمى و اجتماعى مجتهد تبريزى ارائه كرده، سپس روش تفسيرى مفسر در زمينه هاى گوناگون را مورد توجه قرار داده و سعى شده است تا زوايايى از شيوه تفسيرى او با استناد به شواهدى از متن تفسير، به صورت مستند تبيين گردد.

     استفاده بهينه امام جمعه تبريزى از انواع منابع تفسير اعم از قرآن، روايات، منابع لغوى و ادبى موجب شده است كه تفسير ايشان در مجموعه تفاسير جامع قرار بگيرد و بدين ترتيب، مى توان روش تفسيرى ايشان را روش تفسير جامع دانست.

كليدواژه ها: روش شناسى، تفسير، ميرزالطفعلى مجتهد تبريزى، امام جمعه تبريزى، نسخه خطى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
214
شماره صفحه: 
29

تعارض ادلّه و نقش آن در تفسير با تأكيد بر ديدگاه علّامه طباطبائى

سال بيست و سوم ـ شماره 204 -آذر 1393

حسن صادقى[1]

چکیده

«تعارض ادلّه» از مباحث مهم دانش اصول فقه است كه چگونگى مواجهه با ادلّه گوناگون، به ويژه روش جمع ميان ادلّه متنافى بدوى را ذكر مى كند. اين مبحث در تفسير قرآن تأثير زيادى دارد و علّامه طباطبائى نيز از اين مبحث در تفسير قرآن بسيار استفاده كرده اند.

     مقاله حاضر، موارد تأثيرگذارى مبحث «تعارض ادلّه» در تفسير قرآن را تبيين كرده، برخى از مصاديق عينى و كاربردى آن در آيات قرآن، به ويژه در غير آيات الاحكام همانند آيات اوصاف الهى، شفاعت، علم غيب، سنجش اعمال، توبه، بخشش گناهان، حبط اعمال و... را با تأكيد بر ديدگاه علّامه طباطبائى ذكر مى كند. با اين بحث، سازگارى آيات قرآن كريم با يكديگر و نيز سازگارى برخى از روايات با آيات روشن شده، تعدادى از شبهات ناسازگارى پاسخ داده مى شود.

     در اين نوشتار روشن مى شود تعارض شروطى دارد كه برخى از آنها در تفسير نيز تأثيرگذار است. همچنين تعارض به دو قسم «غيرمستقر» و «مستقر» تقسيم مى شود و در ميان آيات، تنها تعارض غيرمستقر ممكن است. تعارض غيرمستقر مصاديق متعددى در تفسير دارد.

 

كليدواژه ها: تعارض، ادلّه، دليل، جمع عرفى، اصول فقه، تفسير، علّامه طباطبائى.



[1] سطح چهار حوزه علميه قم.      sadegi114@gmail.com

دريافت: 5/11/92               پذيرش: 11/8/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
204
شماره صفحه: 
87

تفسير الميزان در آينه بلاغت با نگاهى به سوره‏هاى «نساء» و «مائده»

 

سال بيست و سوم ـ شماره 204 -آذر 1393

اكرم سلمانى نژاد[1]

چكيده

نوع و جايگاه مفردات و جملات قرآن داراى اهميت است و هر كدام مطلبى را به مخاطب القا مى كند كه تبيين آن بر عهده مفسّر است. مقاله حاضر به يكى از مراحل فرايند تفسير پرداخته است كه با استفاده از علوم گوناگون در ذهن مفسّر شكل مى گيرد و حلقه مفقوده اى را كه بين مباحث نظرى بلاغت و تفسير است، با تفحص از ميان استفاده هاى تفسيرى علّامه طباطبائى از علوم گوناگون، كشف كرده و ارائه داده است. نكاتى را كه ايشان با مهارت از علم بلاغت استخراج نموده، اصطياد شده است تا در كنار تبيينِ روش ايشان در استفاده از اين علم، شواهد قرآنى متعددى براى اعجاز بيانى قرآن به شمار آيد. با توجه به اينكه منشأ بسيارى از انحرافات مكتب هاى فكرى بى دقتى در ادبيات بوده است، اهميت جايگاه بلاغت در تفسير تبيين مى گردد. مرحوم علّامه در بسيارى جاها، با استفاده از همين علم، جواب شبهات غامضى را داده است؛ مانند اثبات عصمت براى پيامبر با استفاده از صنعت «اطلاق».

 

كليدواژه ها: تفسير، بلاغت، معانى، بيان، بديع، علّامه، الميزان.

 

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
204
شماره صفحه: 
107

تفسير به رأى در انديشه ‏هاى تفسيرى علّامه طباطبائى با تأكيد بر نقش «روش»

سال بيست و سوم ـ شماره 203 -آبان 1393

معصومه شريفى :  استاديار دانشگاه فرهنگيان پرديس حضرت معصومه عليها السلام.  Dr_sharifi_masoomeh@yahoo.com

محسن رفيعى : استاديار دانشگاه فرهنگيان پرديس آيت‏اللّه طالقانى.   Dr_mohsen_rafiei@yahoo.com

دريافت: 25/3/93               پذيرش: 23/6/93

چكيده

«تفسير به رأى» همواره از برجسته ‏ترين مسائل مطرح ميان مفسران و دانشمندان علوم قرآنى بوده و تاريخچه آن را تا دوران نزول وحى و دوران زندگانى رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله مى ‏توان به پيش برد. معروف‏ترين سخن درباره نفى تفسير به رأى را اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام از رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله نقل كرده است: «قد كذَبَ عَلَى رسول‏اللّه ـ صلى‏ اللّه عليه و آله ـ عَلَى عهده حتى قام خطيبا، فقال: أيها الناسُ، قد كثرت على الكذابةُ، فمَن كذب على متعمّدا فليتبوّء مقعدَه مِن النارِ؛ ثمّ كذب عليه من بعده.»

     مراد از «تفسير به رأى» عبارت است از: تفسير قرآن بر اساس استقلال رأى و بى ‏نيازى از منابع و مستندات معتبر، با هر انگيزه و هدفى كه باشد. براى نهى از تفسير به رأى، مى ‏توان استناد به بسيارى از آيات و روايات كرد. روايات نفى از تفسير به رأى را مى ‏توان به پنج دسته تقسيم نمود. علّامه طباطبائى از مجموع روايات، به ‏ويژه روايات دسته پنجم، نتيجه مى ‏گيرد كه نهى در روايات، مربوط به روش تفسير است، نه اصل تفسير؛ يعنى اگر با روش نادرست وارد تفسير قرآن شويم، حتى اگر به نتيجه درست هم منجر شود، باز هم ناپسند، نكوهيده و محكوم است.

 

كليدواژه ‏ها: تفسير، تفسير به رأى، علّامه طباطبائى، الميزان.

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
203
شماره صفحه: 
33

نقش علم صرف در دستيابى به قرائت صحيح

معرفت سال بيست و دوم ـ شماره 187 ـ تير 1392، 67ـ74

 

احمد طاهرى نيا1

چكيده

برخى از آيات قرآن به گونه هاى مختلف قرائت شده است كه طبق ديدگاه صحيح منطبق با روايات اهل بيت عليهم السلام، يكى از آنها صحيح و بقيه غيرصحيح است. شناخت قرائت صحيح از طريق معيارهاى مشخص شده براى تفسير درست قرآن و تلاوت صحيح آن لازم است. يكى از علومى كه مى تواند در اين امر نقش آفرين باشد علم صرف است. مقاله حاضر با روش تحليلى ـ توصيفى و با هدف نشان دادن نقش دانش صرف در دستيابى به قرائت صحيح، به بررسى برخى از قرائت هاى اختلافى قرآن پرداخته و با بيان موافقت و عدم موافقت آنها با قواعد علم صرف، به اين نتيجه رسيده است كه علم صرف مى تواند در برخى از قرائت هاى اختلافى در تعيين، ترجيح يا در تساوى برخى از قرائت ها نقش آفرين باشد.

 

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
187
شماره صفحه: 
67

امام خمينى قدس سره و كاربردهاى روايات تفسيرى

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 180 ـ آذر 1391، 85ـ102

عليرضا كوهى*

چكيده

اعتبار و كاربرد روايات تفسيرى همواره مورد بحث قرآن پژوهان بوده است. احاديث تفسيرى نزد امام خمينى قدس سره از منابع مهم و پركاربرد تفسيرى است. در انديشه ايشان، احاديث معصومان عليهم السلام داراى روحانيت و نورانيتى است كه در ديگر كلمات نيست. هرچند ايشان برخلاف عقيده شان درباره روايات فقهى، براى روايات تفسيرى حجّيتى قايل نيست، اما اين عدم حجّيت به معناى اسقاط روايات تفسيرى از درجه اعتبار و به كنار انداختن آنها نيست و از اين رو، از آن در روش تفسيرى خود بسيار استفاده كرده اند.

هدف اين نوشتار بررسى ميزان و چگونگى استفاده امام راحل از روايات تفسيرى است. بررسى كاربرد روايات تفسيرى در آثار حضرت امام نشان مى دهد، ايشان از روايات تفسيرى در كاربردهايى همچون تأويل، جرى و تطبيق و بيان مصداق آيات، تفسير و سبب نزول آيات استفاده كرده اند.

كليدواژه ها: روايات تفسيرى، امام خمينى، قرآن، تفسير، تأويل، تطبيق، سبب نزول.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
180
شماره صفحه: 
85

تأويل قرآن در «فيه ما فيه» مولوى حرف قرآن را ضريران معدن اند

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 177 ـ شهريور 1391، 79ـ90

حجت اللّه همتى*

چكيده

عرفا با رعايت اصل «زهد» و «مراقبه» و تداوم در اعمال مربوط به آن، حالتى را تجربه مى كنند كه در آن عشق و محبت الهى سراپاى وجودشان را فرا مى گيرد و هستى مجازى شان را محو مى كند و به حقيقت حق و سرّ مطلق رهنمون مى سازد. آنان گاه به برداشت ها و تفاسير مناسب ذوق و حال خويش از آيات قرآنى مى پردازند كه خود، آن را «استنباط» مى خوانند و بر همين اساس، تفاسيرى زيبا و متعالى از برخى آيات قرآنى و احاديث نبوى به دست مى دهند. چنين شيوه اى در تفسير آيات قرآن كريم مورد توجه بسيارى از عرفا بوده و به مرور زمان به صورت يك شيوه تفسيرى خاص در محافل عرفانى درآمده است.

مولوى نيز بسان مشايخ بزرگ عرفانى، در آثار خود به تفسير عرفانى آيات قرآن كريم و احاديث توجه كرده است. او در «مثنوى معنوى» و كتاب «فيه ما فيه» تفاسير عميقى كه مناسب ذوق و تجربه عرفانى و روحانى خود اوست، از آيات قرآن كريم به دست داده كه بى نظير و تازه مى نمايد. در اين جستار، به بررسى شيوه تفسيرى مولانا در كتاب ارزشمند «فيه ما فيه» پرداخته شده است، تا از اين رهگذر، ديدگاه هاى روحانى و عرفانى وى را درباره تفسير آيات قرآن كريم دريابيم و نيز تفسيرها و برداشت هاى عرفانى او را از برخى آيات قرآنى و احاديث نبوى بيان كنيم.

كليدواژه ها: تفسير، تأويل، استنباط، مولوى، فيه ما فيه، عرفان.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
177
شماره صفحه: 
79

قصه هاى قرآنى و رويكردهاى زبان دينى در تحليل آنها (با تأكيد بر قصه خلقت حضرت آدم عليه السلام)

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 178 ـ مهر 1391، 17ـ31

محمد جعفرى*

چكيده

سازوكار گفتارى قرآن و دلالت هاى زبانى آن همواره از بحث هاى پرجاذبه و چالش برانگيز در ميان مفسّران از يك سو، و متكلمان و ساير دين پژوهان از سوى ديگر بوده است. اين بحث واجد مباحث مهمى است؛ از جمله اينكه آيا جملات و گزاره هاى قرآن همه ناظر به حقيقت است؟ اگر برخى تعابير قرآنى مجازگونه، نمادين و تمثيلى است، آيا اين مجازها تحويل پذير به واقع و حقيقت  است، يا خير؟ در پاسخ به اين پرسش ها، به ويژه در حوزه داستان هاى قرآنى، دو رويكرد عمده وجود دارد: دسته اول ديدگاه هاى غيرواقع گراست كه تفاسير و برداشت هايى را از قصه هاى قرآنى ارائه مى نمايد مبنى بر اينكه اين داستان ها را از محتواى واقعى، كه مدلول ظاهرى الفاظ و كلمات آنهاست، تهى مى نمايد. دسته دوم شامل آرائى است كه مضامين داستان هاى قرآن را حاكى از حوادث و رويدادهاى رخ داده مى داند.

     در اين نوشتار با روش تحليلى ـ توصيفى، در ذيلِ دسته اول، پنج ديدگاه و در ذيل دسته دوم، دو ديدگاه بررسى و نقد شده است.

 

كليدواژه ها: داستان، تفسير، تأويل، تمثيل، كاركردگرايى، معرفت بخشى.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
178
شماره صفحه: 
17
محتوای تغذیه