فلسفه

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

فلسفة سياسي از نگاه قرآن؛ با تأكيد بر ديدگاه علامه طباطبائي

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هفتم ـ شماره نهم، پياپي 252 (ويژة علوم سياسي)

سیدصالح موسوی / كارشناس ارشد علوم سياسي دانشگاه مازندران    salehmusavi111@yahoo.com
مرتضی علویان / استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران    M.alavian@umz.ac.ir
دريافت: 16/04/97                    پذيرش: 23/08/97
چکیده
«فلسفة سیاسی» به معنای بررسی سیاست از چشم‌اندازی فلسفی است. می‌توان «فلسفة سیاسی» را نگاهی فیلسوفانه به سیاست‌ دانست‌ که درصدد مکان‌یابی سیاست در نظام وجودی خلقت است. اساساً پرسش‌ها در علم سیاست بر دو گونه است: سؤالات روزمره و گذرا که با توجه به زمان و مکان و اوضاع و شرایط‌ خاص‌، پاسخی متفاوت می‌یابد؛ و سؤالات پایدار که همواره در میان ملل و در ادوار گوناگون تاریخ فکر و اندیشه، مطرح بوده است. فلسفة سیاسی درصدد‌ پاسخ‌ به سؤالات همیشگی، بنیادین و پایدار‌ علم‌ سیاست است.    
این نوشتار با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی در پی بررسی مفهوم «فلسفة سیاسی» و جایگاه آن در قرآن است و سپس گذری به دیدگاه علامه طباطبائی در این خصوص مي‌پردازد و در این زمينه در پی پاسخ به این سؤال است که علامه چه دیدگاهی در خصوص فلسفة سیاسی دارد؟ فرضیة پژوهش عبارت است از اینکه در میان متفکران مسلمان‌، علامه‌ از نادر کسانی است که در فلسفة سیاسی و نظام اجتماعی اسلام، صاحب دیدگاه مستقلی است‌ که‌ آن را از نصوص آیات و روایات استخراج کرده و سپس با براهین عقلی، مدعاي خویش را به اثبات رسانده است‌.
کلیدواژه‌ها: فلسفه، سیاست، فلسفة سیاسی، علامه طباطبائی، هنجارگرایی، حکومت اسلامی، قرآن کریم، اندیشة سیاسی.

 

سال انتشار: 
27
شماره مجله: 
252
شماره صفحه: 
57

پيامبران الهي، خاستگاه اصلي فلسفه

قيمت مقاله الكترونيكي: 
3000تومان

سال بيست و هفتم ـ شماره 250 (ويژة فلسفه)

حميد محسني / دانشجوي دكتري حكمت متعاليه مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    h.mohseni1297@mailfa.com
اكبر ميرسپاه / استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    mirsepah@qabas.net
دريافت: 26/1/97                    پذيرش: 11/6/97

چکیده
در این مقاله می‌خواهیم اثبات کنیم که پیامبران الهی، بخصوص حضرت ادریس، اولین کسانی هستند که به مباحث عقلی و استدلالی در مورد حقایق عالم پرداخته‌اند و آنها خاستگاه اصلی تفکرات عقلانی و فلسفی هستند و اینکه برخی مورخان فلسفه، طالس ایونی و به‌تبع آن، فلاسفة یونانی را خاستگاه تفکرات عقلانی و فلسفی معرفی می‌کنند، صحیح نيست. روش ما در این تحقیق، توصیفی ـ تبیینی است. در این مقاله، نخست اقوال و دیدگاه‌های اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان را در این زمینه مطرح می‌کنیم. پس از آن، آیات و روایاتی را که می‌توانند مؤید این دیدگاه باشند، بیان خواهیم کرد. در نهایت، دیدگاه برخی مورخان و فلاسفة غربی را دربارة خاستگاه فلسفه بررسی می‌کنیم، که برخی از آنها منصافانه پذیرفته‌اند فلسفه خاستگاه شرقی دارد. اهداف مقاله ارائه پاسخ به برخی منتقدان مسلمان فلسفه می‌باشد که به دلیل خاستگاه یونانی و غیراسلامی فلسفه با آن به مخالفت پرداخته‌اند و پاسخ مناسب به برخی مورخان غربی فلسفه است که منکر وجود مباحث عقلی و فلسفی پیش از یونانیان شده‌‌اند.
کلید‌واژه‌ها: خاستگاه، فلسفه، حکمت، یونان، طالس، پیامبران، ادریس.


سال انتشار: 
27
شماره مجله: 
250
شماره صفحه: 
15

فلسفه چيست؟

سال بيست و پنجم ـ شماره 221 (ويژه فلسفه)

محمد سربخشى / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره  sarbakhshi50@yahoo.com

دريافت: 26/9/94               پذيرش: 22/12/94

 

چكيده

فلسفه به معناى خاص آن، دانشى است عقلى كه با هدف كشف حقيقت درباره موجود بما هو موجود  و احكام آن بحث مى كند. در اين بحث ها، بررسى چيستى و حقيقت اشيا و موجوديت يا عدم  موجوديت آنها، موضوع گفت وگوست و يقينى، برهانى، انتزاعى، كلى و ضرورى بودن احكام از  ويژگى هاى بحث هاى فلسفى است. اثبات موضوعات ساير علوم و تبيين مبادى تصورى و اثبات  مبادى تصديقى آنها، از وظايف مهم فلسفه است. به همين دليل، هريك از فلسفه هاى مضاف را  مى توان شعبه فلسفه در علمى دانست كه مضافٌ اليه فلسفه مضاف است. در اين مقاله به شيوه عقلى و  تحليلى به بررسى فلسفه و چيستى آن خواهيم پرداخت.

 

كليدواژه ها: فلسفه، عقلانى، برهان، يقين، انتزاعى بودن، كليت.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
221
شماره صفحه: 
15

رابطه علم و دين از منظر علّامه طباطبائى

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

مصطفى اسلامى[1]

چكيده

انسان با پيشرفت روزافزون علوم، با سؤالاتى درباره رابطه اين علوم با دين مواجه مى شود. ترابط ميان «علم و دين» از جمله مسائلى است كه مورد توجه انديشمندان قرار گرفته است. اين تحقيق بر آن است كه رابطه علم و دين را از نگاه علّامه طباطبائى بررسى نمايد و با تتبع در آثار ايشان، مباحثى را كه درباره اين موضوع مطرح كرده اند، استخراج، تنظيم و سپس توصيف و تحليل كند. ايشان معتقد است علم و دين روابط متقابلى با هم دارند؛ شكوفايى علم و دانش در تمدن هاى جهان، مرهون تدابير و تشويق هاى دين است و علم نيز در تحكيم باورهاى دينى سهم بسزايى بر عهده دارد. علّامه با انكار تعارض واقعى ميان علم و دين، براى رفع تعارضات ظاهرى پيش آمده، راه حل هايى را ارائه مى كند. ايشان عمده اين تعارضات را با تقدم گزاره هاى قطعى بر ظنى و يا از طريق تمايز قلمرو علم و دين، رفع مى نمايد و در بسيارى از موارد با تبيين و تفسير صحيح از آموزه هاى دينى، عدم تعارض واقعى ميان علم و دين را نشان مى دهد.

 

كليدواژه ها: علم، دين، فلسفه، علم دينى، علّامه طباطبائى، رابطه علم و دين، تعارض علم و دين.



[1] كارشناس ارشد فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏ سره. Eslami.mostafa@yahoo.com

دريافت: 22/2/93               پذيرش: 23/10/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
67

فرار به سوى فلسفه

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

 

سيدمحمد حاجتى شوركى[1]

حسن محيطى اردكان[2]

چكيده

پاسخ به پرسش هاى بنيادين در زمينه حيات انسانى، هميشه يكى از جدى ترين دغدغه هاى بشر بوده است. در همين زمينه، فلاسفه در طول تاريخ، همواره با تمسك به ادله عقلى و فلسفى افزون بر پاسخ گويى به اين پرسش ها، بر نقش مؤثر عقل در كشف حقايق عالم هستى تأكيد كرده اند. با وجود اين، در سال هاى اخير، برخى افراد با انگيزه هاى متفاوت، درصدد برآمده اند تا با طرح برخى شبهات، عدم جواز و يا دست كم عدم ضرورت فلسفه ورزى را القا كنند. در نوشتار حاضر، سعى شده است تا با روش توصيفى ـ تحليلى، فوايد و ضرورت فلسفه تبيين شده، به مهم ترين شبهات مخالفان فلسفه در حد وسع، پاسخ داده شود. نتايج تحقيق حاكى از آن است كه بيشتر شبهات مخالفان فلسفه به سبب برداشت نادرست از برخى روايات، مدعاها و سخنان فلاسفه بوده است. بنابراين، با رفع اين شبهات، هيچ ترديدى در ضرورت فلسفه ورزى به هدف شكل گيرى جهان بينى صحيح، تعميق معارف دينى و دفاع از آموزه هاى دين روا نخواهد بود.

 

كليدواژه ها: فلسفه، تفلسف، صدرالمتألهين، عقل، دين.



[1] دانش پژوه كارشناسى ارشد دين شناسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.

 

[2] دانش پژوه دكترى فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره. nagi1364@yahoo.com

دريافت: 19/11/92               پذيرش: 25/9/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
13

عناصر مشروعيت حاكميت از نگاه قرآن كريم

سال بيست و سوم ـ شماره 200 (ويژه علوم سياسى)

مهدى اكبرى : كارشناس ارشد تفسير و علوم قرآن مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. akbari1357@qabas.net
اميررضا اشرفى : استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره.
حسين ارجينى : استاديار دانشگاه معارف اسلامى. arjini4@gmail.com

comدريافت: 8/8/92               پذيرش: 14/2/93
چكيده
يكى از مسائل اساسى در فلسفه سياسى اسلام، مؤلفه‏هاى مشروعيت حاكميت است. مراد از «مشروعيت» در اين نوشتار، توجيه عقلانى «اعمال سلطه و اطاعت»، و مراد از مؤلفه‏هاى آن عناصرى است كه به موجب آن، حاكم يا حاكمان يك جامعه از حق صدور فرمان و اطاعت برخوردار مى‏شوند. با توجه به اينكه حاكميت الهى در دو حوزه تكوين و تشريع در سراسر قرآن تبيين شده است، در اين پژوهش، به روش تفسير موضوعى به واكاوى اين موضوع در آيات قرآن اقدام شده و عناصرى همچون «برترى ذاتى»، «سلطه و مالكيت حقيقى»، «علم خطاناپذير»، و «حق تصرف در قلمرو حكومت»، كه ازجمله مؤلفه‏هاى حق حاكميت در نگاه قرآن است، بررسى شده است.

كليدواژه ‏ها: مشروعيت، حاكميت، فلسفه، مالكيت، سلطه، علم، حكومت.

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
200
شماره صفحه: 
67

تأثير فلسفى ابن ‏رشد بر ابن ‏‌ميمون يهودى در اندلس قرون وسطا

معرفت سال بيستم ـ شماره 166 ـ مهر 1390، 95ـ102

عباس بخشنده ‏بالى*

چكيده

ابن‏رشد يكى از فيلسوفان مسلمان است كه با ترجمه و توضيح آثار ارسطو و ارتباط ميان عقل و دين، تأثير فراوانى بر انديشمندان مغرب‏زمين به ويژه يهوديت گذاشت. يكى از يهوديانى كه از ابن‏رشد متأثر شد، ابن‏ميمون مى‏باشد. در يهوديت، فيلون گام‏هاى مقدّماتى را در ارتباط عقل و دين در حوزه يهوديت برداشت، ولى بعدها انديشه‏هاى ضديونانى و عدم تلاش عقلانى براى اثبات مسائل دينى پديد آمد تا اينكه در قرن دوازدهم جريانات اصلى انديشه اسلامى، مكاتب ارسطويى و نوافلاطونى به طور پيوسته تأثير عميقى بر انديشه يهوديت گذاشت كه در انديشه موسى‏بن ميمون تجلّى يافت.

يكى از نكات مهمى كه در اين پژوهش به اثبات مى‏رسد، تمايل ابن‏رشد و ابن‏ميمون به خردورزى در كنار دين‏مدارى است و نكته مهم ديگر، تأثير فلسفى ابن‏رشد بر انديشه‏هاى فلسفى ابن‏ميمون يهودى است.

هدف از اين پژوهش كه با روش توصيفى ـ تحليلى صورت گرفته، واكاوى آراء ابن‏رشد و ابن‏ميمون در تعامل عقل و دين، و تأثير انديشه‏هاى ابن‏رشد بر تفكر فلسفى يهوديت به ويژه ابن‏ميمون است.

كليدواژه‏ها: اندلس، تمدن اسلامى، ابن‏رشد، ابن‏ميمون، دين، عقل، فلسفه.

سال انتشار: 
20
شماره مجله: 
166
شماره صفحه: 
95

مقايسه تطبيقى نظرات غزالى و كانت در شناخت مابعدالطبيعه

سال نوزدهم ـ شماره 159 ـ اسفند 1389، 95ـ107

محمّدابراهيم بخشنده

*

چكيده

بين نظرات غزالى و كانت در  شناخت مابعدالطبيعه اشتراكات و اختلافاتى وجود دارد. غزالى هفت قرن پيش از كانت در نقد فلسفه كتاب نوشت. هر دو در فكر احياى دين بوده‏اند؛ اما غزالى در انديشه احياى جامعيت و كمال غيرسكولاريستى اسلام، و كانت در فكر انديشه سكولاريستى و اومانيستى و خردگرايى پروتستان بود.

     از جمله نقدهاى وارده به نظر غزالى اين است كه بين نظرات او انسجام چندانى وجود ندارد. از يك‏سو، به تكفير كسانى پرداخت كه در آثارش عين دلايل و براهين فلسفى آنها را در مسائل مابعدالطبيعه آورده است و از سوى ديگر، آنچه كه در جمع ميان استدلال برهانى و مشاهده باطنى آورده، در مقايسه با اسلوب استوار ملّاصدرا خام و ناپخته است. به علاوه، مسائلى را كه وى در انديشه و آثار حكما باطل دانسته، در واقع، باطل نبوده و صرفا براى جانبدارى از آموزه‏هاى اشعريت و تصوف رد شده است.

     وى نتوانست شكاف نومن و فنومن را با مبانى خود توجيه كند. قانون اخلاق عملى او متأثر از مذهب پروتستان و مستقل از دين و انتزاعى و خيال پردازانه است. اخلاق بدون دين، كه از سوى او تجويز شده، ناقص و معيوب است. اين استدلال او باطل است كه تصور تكليف بدون تصور خدا در انسان‏ها وجود دارد. نقدهاى او بر ادلّه عقلى اثبات مسائل مابعدالطبيعه نيز جانبدارانه و غيرمنطقى است. اين مقاله با روش اسنادى به بررسى موضوع مزبور مى‏پردازد.

كليدواژه‏ها: غزالى، كانت، فلسفه، مطالعه تطبيقى، دين.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
159
شماره صفحه: 
95

منابع معرفتى فلسفه سياسى اسلامى از منظر فيلسوفان اسلامى

منابع معرفتى فلسفه سياسى اسلامى

از منظر فيلسوفان اسلامى

          مهدى اميدى1

 

چكيده

سياست مقوله‌اى است كه مى‌توان آن را از زواياى گوناگون بررسيد. رويكردهاى تجربى، فلسفى و دينى هريك به ارائه وجهى از سياست مى‌پردازند. جايگاه هر يك از اين رويكردها را مى‌توان بر اساس منابع معرفتى در افقهاى متفاوت عقلانيت شناسايى و ترسيم كرد. از اين‌رو، «عقلانيت تجربى، فلسفى» و «متعالى يا وحيانى» چشم‌اندازهاى متفاوتى از سياست ارائه مى‌دهند. فيلسوفان اسلامى افزون بر نفى «عقل دين‌گريز» و «دين عقل‌ستيز» كوشيدند تا با نزديك ساختن افق‌هاى عقلانيت و بهره‌مندى از هر سه ساحت آن چشم‌اندازى ممتاز از مؤلفه‌هاى بنيادين سياسى ترسيم كنند. تلاش آنها در دست‌يابى به اين هدف، نمايان‌گر تفسيرهايى متفاوت از وفاق ميان دو نوع عقلانيت در فلسفه و دين است. «وحدت حقيقت فلسفه و دين»، «اعم بودن دين از فلسفه»، «تقدم عقل بر دين»، و «وحدت در هدف، تمايز در روش»، تفاسيرى چهارگانه از ارتباط دين و فلسفه است.

كليدواژه‌ها: فلسفه، عقل، تجربه، وحى، دين، فلسفه سياسى اسلامى.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
145
شماره صفحه: 
13

نقد و بررسى سيستم آموزش و پژوهش فلسفه

نقد و بررسى سيستم آموزش و پژوهش فلسفه

در دانشگاه‌هاى ايران

 

رحيم قربانى1

چكيده

بررسى نظام آموزشى و پروهشى فلسفه، امرى بسيار وسيع و طاقت‌‌فرساست و كار فردى به شمار نمى‌رود، بلكه بايد در گروه‌هاى پژوهشى ويژه‌اى مورد نقد و بررسى قرار گيرد. اما تحليل و بررسى آن به عنوان بررسى درجه دوم و خارج از سيستم، امرى ضرورى است. نوشتار حاضر با رويكرد تحليلى و بررسى اسنادى اين موضوع را از پنج منظر بررسى كرده، نقاط ضعف سيستم آموزش درس فلسفه در دانشگاه‌هاى ايران را به اجمال  و با صرف‌نظر از بحث‌هاى جزئى و آمارى بيان نموده، و در پايان، به ارائه برخى طرح‌ها و راه‌حل‌ها پرداخته است كه مى‌تواند در برطرف كردن كاستى‌هاى موجود و مشكلات علمى درس فلسفه در دانشگاه‌ها مؤثر افتد.

كليدواژه‌ها : سيستم آموزشى، فلسفه، فلسفه‌هاى مضاف، فعاليت ميان‌رشته‌اى، فارغ‌التحصيلان، دانشجو، استاد.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
140
شماره صفحه: 
87
محتوای تغذیه