شهود

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تحليل ديدگاه علّامه طباطبائى درباره غيب و شهود

سال بيست و چهارم ـ شماره 216 (ويژه كلام)

عباس الهى / استاديار جامعه المصطفى العالميه

abbas_elahi48@yahoo.com

دريافت: 15/4/93               پذيرش: 20/12/93

چكيده

غيب و شهود در آموزه هاى دينى شامل معناى خاصى مى باشد كه كانون توجه علّامه طباطبائى بوده است. اين مقاله تلاش دارد به روش تحليلى ـ توصيفى با مراجعه به تفسير الميزان، ديدگاه وى درباره مسائلى همچون غيب و شهود، مصاديق و نسبى بودن آن را استخراج كند.

از يافته هاى اين پژوهش آن است كه علّامه، «غيب» را حقيقتى نامحسوس و فرامادى مى داند كه وحى آسمانى به صراحت آن را تأييد كرده، درباره آن سخن گفته و آدميان را به ايمان به آن فراخوانده است. انسان ها گرچه بر حسب فطرت الهى خود از وجود غيب آگاهى داشته و بدان مؤمن مى باشند، اما شناخت تفصيلى غيب و موجودات و جهان هاى نامحسوسى كه متعلق به غيب مى باشند، جز از راه وحى آسمانى امكان پذير نمى باشد و اما شهادت، آن امرى است كه مشهود و حاضر نزد مُدرِك است. همچنين شهادت دائرمدار احاطه به شى ء، توسط حس يا خيال يا عقل يا احاطه وجودى است.

 

كليدواژه ها: تحليل، غيب، شهود، غيب نسبى، غيب مطلق، علّامه طباطبائى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
216
شماره صفحه: 
25

روش اشراقى شاخصه اساسى حكمت اشراق

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 175 ـ تير 1391، 41ـ55

منصوره سادات حسينى*

چكيده

در ميان مكاتب موجود فلسفى، مكتب اشراق با بهره گرفتن از «روش اشراقى» از ساير نظام هاى فلسفى متمايز مى شود. پژوهش حاضر با هدف تبيين نظام اشراقى از طريق بررسى اجمالى مبانى و عناصر فلسفى تأثيرگذار در اين مكتب، به نگارش درآمده است. مقاله پيش رو ضمن بهره گيرى از آثار و آراء شيخ اشراق، از ميراث مكتوب بزرگان حكمت و ديگر انديشمندان اين عرصه نيز مدد گرفته است.

اما آنچه به عنوان ثمره نهايى اين بحث مى تواند مورد توجه قرار گيرد آن است كه شيخ اشراق هرچند روش استدلالى را در كنار روش اشراقى به منظور وصول به حقيقت، شرط ضرورى و لازم معرفى مى كند، اما اكتفا به روش برهانى محض را در دست يابى به مقصود حقيقى (كشف واقع) ناكافى دانسته و روش كارآمدتر را طريقى مى داند كه ضمن بهره گيرى از آراء مشائين، پايه ها و مبانى خود را بر اساس آموزه هاى شريعت حقه و نيز منابعى همچون آراء حكماى باستان مبتنى ساخته باشد، به گونه اى كه مؤيد وفاق و هماهنگى عقل و اشراق گردد. در اين مقاله از روش توصيفى ـ تحليلى استفاده شده است.

 

كليدواژه ها: اشراق، شهود، روش اشراقى، علم حضورى، حكمت بحثى، حكمت ذوقى.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
175
شماره صفحه: 
41

نسبت عقل و ايمان در آموزه‏هاي اسلامي1

نسبت عقل و ايمان در آموزه‏هاي اسلامي1

محمّد فنائي اشكوري2

چكيده

«ايمان» عبارت است از: اعتقاد، دل‏سپردگي و تعهد به يك حقيقت قدسي. ايمان به خداوند به عنوان اصل بنيادين در همه اديان الهي، مستلزم ايمان به عالم غيب، وحي و حيات پس از مرگ است. از ديدگاه متألّهان اسلامي، ايمان مبتني بر معرفت است و «عقل»، كه قوّه فهم و تفكر بشري است، راه عادي و عام معرفت است. در اين ديدگاه، اصول ايماني از راه عقل، هم قابل اثباتند و هم قابل تبيين، و در نتيجه، با عقل سازگار و هماهنگند. از اين‏رو، فلاسفه و متكلّمان اسلامي با اتّكا بر توانايي عقل بشري در فهم دين، به تبيين مفاهيم ديني و اثبات باورهاي بنيادين ديني پرداخته و نوعي الهيّات عقلاني پديد آورده‏اند.

از سوي ديگر، شكي نيست كه عقل آدمي مانند وجود او محدود و متناهي است و درك همه وجوه حقايق نامتناهي، فراتر از توان عقلاني بشر است. از اين‏رو، عرفاي اسلامي با تأكيد بر محدوديت عقل آدمي، بدون اينكه اعتبار و ارزش آن را انكار كنند، راه دل و تجربه باطني را براي شناخت حقايق قدسي در پيش گرفته‏اند. در ديدگاه عرفاني نيز هرچند شناخت نامتناهي فراتر از درك عقل است، اما رازي كه ناسازگار با عقل و در تعارض با آن باشد، وجود ندارد. بدين‏سان، هم مي‏توان تفاوت ديدگاه اسلامي و مسيحي را دريافت و هم به وجوه تشابه آنها توجه نمود.

كليدواژه‏ ها: عقل، ايمان، وحي، عرفان، معرفت، شهود، اسلام، مسيحيت.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
133
شماره صفحه: 
13
محتوای تغذیه