پراگماتيسم

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

نقد و بررسى مفهوم پردازى ارزش از منظر پراگماتيسم ديويى و دلالت هاى تربيتى آن

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 179 ـ آبان 1391، 105ـ116

 بابك شمشيرى*

محمد جوادى نيكو**

چكيده

ارزش شناسى، يكى از مباحث محورى فلسفه و به تبع آن، فلسفه تعليم و تربيت مى باشد. اصولاً شناخت ارزش ها، مبنايى براى فلسفه اخلاق و تربيت اخلاقى به شمار مى آيد. هريك از مكاتب فلسفى تعليم و تربيت، تبيين خاص خود را از چيستى ارزش ها و معيارهاى آن ارائه كرده اند. همين امر موجب شده كه الگوها و نظريه هاى متنوعى در حيطه تربيت اخلاقى شكل بگيرد. بر اين اساس، هدف اين پژوهش نقد و بررسى مفهوم ارزش از منظر پراگماتيسم ديويى و دلالت هاى آن در حيطه تربيت اخلاقى مى باشد. مطالعه حاضر از نوع مطالعات فلسفى است كه با رويكرد توصيفى ـ تفسيرى صورت مى گيرد. نتايج تحقيق نشان مى دهد كه از منظر ديويى، بنياد ارزش ها در فعاليت هاى فردى و اجتماعى نهفته است؛ يعنى دامنه ارزش ها تا حدى است كه به طور مستقيم و غيرمستقيم، اثرى عملى در جريان زندگى فردى و اجتماعى داشته باشند. و با ردّ ذاتى بودن ارزش ها به نسبيت گرايى در اين مورد دامن زده مى شود.

 

كليدواژه ها: ارزش، پراگماتيسم، برنامه درسى، روش ياددهى ـ يادگيرى، ارزشيابى.

سال انتشار: 
21
شماره مجله: 
179
شماره صفحه: 
105

صدق از ديدگاه پراگماتيسم با تكيه بر نظريات ويليام جيمز

صدق از ديدگاه پراگماتيسم
با تكيه بر نظريات ويليام جيمز

سيد محمّدهادى موسوى‏ركنى1

حسين زارعى‏سمنگان2

چكيده

در اواخر قرن نوزدهم، براى پايان بخشيدن به نزاع طولانى ميان تجربه‏گرايان و عقل‏گرايان، تفكرى با بهره‏ورى از هر دو مشرب و با تكيه بر حضور و ظهور عملى فلسفه در زندگى و تأثير متقابل و مستقيم آن بر زندگى اين‏جهانى پا به عرصه وجود گذاشت كه «پراگماتيسم» ناميده مى‏شود. در ميان بزرگان اين نحله فكرى، ويليام جيمز حقّ بزرگى بر گردن پراگماتيسم دارد. جيمز بر آن بود تا با هدايت صدق و معرفت به سوى سودمندى عملى، آشتى را به ساحت تجربه و تجريد آورد كه به راستى، در اين زمينه، بسيار موفّق بود. وى كوشيد با ملاك «سودمندى عملى» براى صدق و كذب گزاره‏ها، معرفت را به حوزه عمل و تجربه آورد. البته، او در اين راه به عدم قطعيت هميشگى همه حقايق تن داد. اين مقاله با رويكرد نظرى در پى تبيين چندوچون اين مسئله است.

كليدواژه‏ها: صدق و كذب، پراگماتيسم، سودمندى، حقيقت، ويليام جيمز.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
155
شماره صفحه: 
105

پراگماتيسم و پيامدهاى آن در حقوق

سال نوزدهم ـ شماره 154 ـ مهر 1389، 31ـ42

عبدالحكيم سليمى1

 

چكيده

پراگماتيسم كه در فارسى به فلسفه اصالت عمل، عمل‏گرايى، مصلحت‏گرايى و سودمندى برگردان مى‏شود، بيانگر انديشه‏اى است كه در آستانه سده بيستم ميلادى در آمريكا شكل گرفت. رويكرد فلسفى پراگماتيستى كه نخستين بار توسط سندرس پرس (1878) مطرح و با نام ويليام جيمز پيوند خورده، جان ديويى، هومز، روسكوپاند و ديگران آن را گسترش داده‏اند، به آرمان‏ها و تصورها هيچ اعتنايى ندارد و حقيقت را در آثار عملى آن مى‏جويد. اين انديشه در همه علوم انسانى از جمله در دانش حقوق پيامدهايى دارد. اعتماد افراطى بر حس و تجربه، عينيت حقيقت با مصلحت و تفسير آن به منفعت، انكار حقايق عينى، نسبى‏گرايى و اومانيسم افراطى از مهم‏ترين پيامدهاى رويكرد پراگماتيستى است كه در حقوق نيز چالش‏هايى اساسى فراهم مى‏آورد.

 

كليدواژه‏ها: پراگماتيسم، حقيقت، مصلحت، منفعت، نسبى‏گرايى، ويليام جيمز.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
154
شماره صفحه: 
31

اخلاق وضعيت؛ بررسي و نقد

اخلاق وضعيت

بررسي و نقد

سيداكبر حسيني1

چكيده

اخلاق وضعيت، گرچه سابقه‏اي طولاني در فرهنگ و انديشه بشري دارد، اما با وجود اين، رويكردي نسبتا تازه به اخلاق در فرهنگ مسيحي است كه توسط اسقف جوزف فلچر در كتابي به همين نام ارائه گرديده است. اين رويكرد بر محوريت موقعيتي كه فرد در آن قرار گرفته تأكيد دارد و وجود اصول كلي و احكام عام اخلاقي را منكر مي‏گردد. به عبارت ديگر، در اين اخلاق، وضعيت و موقعيت است كه حكم اخلاقي را تعيين مي‏كند و نه احكام عام و از پيش تعريف شده. اين مقاله مي‏كوشد تا با استفاده از متون و مقالات موجود، ضمن بررسي گذشته و حال اين رويكرد، تصويري روشن از اين نگاه به اخلاق ارائه نمايد و در فرازي خاص، به تبيين نسبي‏گرا بودن و يا مطلق‏گرا بودن آن بپردازد و در پايان نيز نكاتي را در نقد اين رويكرد بيان نمايد.

به عقيده نگارنده مقاله، گرچه مقاله اخلاق وضعيت به خودي خود به نوعي نسبي‏گراست ولي تقريري كه جوزف فلچر از آن مي‏دهد، چندان با نسبيت اخلاق سازگار نيست.

كليدواژه‏ها: اخلاق وضعيت، نسبي‏ گرايي، پراگماتيسم، پوزيتيويسم، شخص

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
133
شماره صفحه: 
129
محتوای تغذیه