قانون

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تعليل ريشه‌هاي اخلاقي قانون‌گريزي در مديران و كاركنان از ديدگاه اسلام

سال بيست و ششم ـ شماره 239 (ويژة اخلاق)

سیدرضی سیدنژاد / کارشناس‌ ارشد مؤسسة اخلاق و تربیت                                                             seyed362@chmail.ir

علی‌باقی نصرآبادی / استاديار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام                     Baqi1341@gmail.com

دريافت: 19/6/95                                   پذيرش: 17/4/96

 

چکیده

قانون مایة قوام و ثبات جامعه و سازمان‌های متبوع آن است و بدون رعایت آن، سازمان‌ها و تشکیلات با آسیب‌ها و مشکلات جدی مواجه خواهند شد و به تبع آن، مسیری سخت و دشوار در جهت توسعه، رشد، اعتلا و آرامش در پیش‌رو خواهند داشت. عوامل متنوع و متعددی در قانون‌گریزی و قانون‌شکنی مدیران و کارکنان در سازمان‌ها نقش دارند. هدف تحقیق حاضر واکاوی و بررسی علل اخلاقی قانون‌گریزی مدیران و کارکنان در سازمان از دیدگاه مکتب حیات‌بخش اسلام به منظور کمک به برون‌رفت از این بحران است.

در این مقاله، براي تبيين علل اخلاقی قانون‌گریزی مدیران و کارکنان در سازمان‌ها، از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. نتایج این تحقیق و بررسی نشان داد که کم‌رنگ شدن برخی از فضایل و نیز شیوع برخی از رذایل اخلاقی، مانند پيروي از هواهای نفسانی، حرص و طمع به ثروت، قدرت‌طلبی و ریاست‌جویی، جاه‌طلبی و خودنمایی، تعصب و تعلق افراطی به خویشان و دوستان، پایین بودن آستانة تحمل، ترس از مافوق، و حب و بغض‌های شخصی در سازمان در میان مدیران و کارکنان، آنها را از تبعیت از قوانین و مقررات سازمانی بازمی‌دارد که لازم است با اتخاذ راه‌کارهای مؤثر و متناسب با این علل و ترویج اخلاق در سازمان، در سطحی فراگیر به حل این معضل و برون‌رفت از آن اقدام نمود.

 

كليدواژه‌ها: قانون، قانونمداری، قانون‌گریزی، اخلاق، سازمان.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
239
شماره صفحه: 
73

رابطه دين و سياست از ديدگاه آيت اللّه مصباح

سال بيست و پنجم ـ شماره 226 (ويژه علوم سياسى)

محمدعلى محيطى اردكان / دكتراى فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره           mohiti@qabas.net

دريافت: 29/2/94               پذيرش: 19/7/94

 

چكيده

يكى از علوم مطرح در زمينه علوم انسانى، علم سياست يا علوم سياسى است كه ارتباط آن با دين در ميان  مسلمانان و غيرمسلمانان مورد اختلاف و معركه آراء بوده و هست. مقاله حاضر با روش توصيفى، پس از  واژه شناسى، به تبيين ديدگاه آيت اللّه مصباح در زمينه رابطه دين و سياست پرداخته است. استخراج و تبيين  مبانى نظرى بحث ـ از جمله چيستى و قلمرو دين ـ بيان ضرورت وجود قانون و حكومت، بررسى رابطه اسلام و  حكومت در دو حوزه قانون گذارى و اجراى قانون، و ارزيابى ادله قائلان به لزوم جدايى دين از سياست،  مهم ترين مسائل ارائه شده در اين مقاله است. بر اساس ديدگاه آيت اللّه مصباح، با استناد به ادله عقلى و نقلى  مى توان به اين نتيجه دست يافت كه سياست جزئى از دين و لازمه لاينفك آن است. به اعتقاد ايشان، كسى كه با  منابع غنى اسلام سروكار داشته باشد و آنها را بدون غرض ورزى و با روحيه حقيقت طلبانه مطالعه كند اين رابطه  را به روشنى درك خواهد كرد.

 

كليدواژه ها: دين، سياست، سكولاريسم، حكومت، قانون.

 

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
226
شماره صفحه: 
95

بررسى مفاهيم مدرن در انديشه سياسى شيخ فضل اللّه نورى و آيت اللّه مصباح

معرفت سال بيست و دوم ـ شماره 184 ـ فروردين 1392، 81ـ93

ابوالفضل ذكائى*

چكيده

با شكل گيرى سلسله قاجاريه و ورود بسيارى از روشن فكران و نخبگان دانشگاهى به غرب در اين ايام، تعاريفى جديد از مفاهيم مدرن وارد گفتمان سياسى روشن فكران در داخل كشور شد. با ورود تعاريف جديدى از مقولاتى همچون قانون و قانون گذارى، آزادى و مساوات به ادبيات سياسى، جامعه روحانيت و علما مجبور به بيان نظرات خود در اين رابطه شدند.

     اين پژوهش، با استفاده از روش توصيفى ـ تحليلى و با بهره گيرى از مطالعات تاريخى و كتابخانه اى به بررسى آراء سياسى شيخ فضل اللّه نورى و آيت اللّه مصباح در باب تعاريف جديد از مفاهيم مدرن مى پردازد. علت بررسى نظريات آيت اللّه مصباح (به عنوان يكى از متفكران تأثيرگذار در باب افكار سياسى انقلاب اسلامى) در كنار انديشه شيخ فضل اللّه اين است كه ايشان نيز به سان شيخ على رغم حملات برخى گروه هاى روشنفكرى، همواره بر نداى اسلام خواهى خود تأكيد داشته اند. ازاين رو، بررسى اين دو شخصيت در تقويت اين پژوهش و فهم مطالب مهم مى نمايد. مى توان گفت: انديشه شيخ فضل اللّه و آيت اللّه مصباح مبتنى بر اسلام خواهى است و تفاوت هاى ديده شده در لحن بيان مطالب، به نوع انديشه دينى اين دو فقيه بازنمى گردد، بلكه با توجه به ادبيات سياسى حاكم بر هر عصر، قابل توجيه است.

 

كليدواژه ها: قانون، قانون گذارى، مجلس شورا، آزادى، مساوات، سلطنت، ولايت مطلقه فقيه.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
184
شماره صفحه: 
81

بررسى اقسام قانون و نقش آن در تحديد قدرت سياسى در انديشه توماس آكوئيناس

معرفت سال بيستم ـ شماره 169 ـ دى 1390، 61ـ76

هادى معصومى‏زارع*

چكيده

سن توماس آكوئيناس از جمله متكلمانى است كه توجه شايانى به مقوله نظام‏سازى سياسى داشته است. از مهم‏ترين مظاهر اين توجه، مطالب ارزشمندى است كه از وى در خصوص مباحث حقوقى برجاى مانده است. موضوع «اقسام قانون و بررسى دايره قانون‏گذارى حاكمان» يكى از مهم‏ترين آنها به شمار مى‏آيد. پرسش اساسى اين است كه قانون چيست و اقسام آن كدام است؟ همچنين جايگاه هر قانون و رابطه آن با ديگر قوانين به چه صورت است؟ وى ابتدا قانون را به چهار قسمت (قانون ازلى، قانون طبيعى، قانون بشرى، و قانون يزدانى) تقسيم كرده و ضمن آن، به واكاوى رابطه برخى از اين قوانين با يكديگر و نيز دايره صلاحيت قانونگذار بشرى در امر تقنين و نيز تأثير قانون در محدودسازى حوزه قدرت سياسى مى‏پردازد. بررسى موشكافانه اين موضوع در هندسه فكر سياسى آكوئيناس، به فهم دقيق‏تر الهيات سياسى مسيحيت قرون وسطا و نيز تأثيرپذيرى وى از فيلسوفان مسلمانى همچون فارابى و ابن‏سينا مى‏انجامد.

كليدواژه‏ها: حقوق، قانون، مسيحيت، مصلحت عمومى، قانونگذار، تحديد قدرت.

سال انتشار: 
20
شماره مجله: 
169
شماره صفحه: 
61

قانون‏مندى جامعه و آزادى نقد ديدگاه دوركيم

امان‏ اللّه فصيحى*

چكيده

نوشتار حاضر تلاشى است در راستاى تحليل نظريه دوركيم در ارتباط با قانون‏مندى جامعه و آزادى انسان. اين بحث يكى از مباحث عمده نظم است. حل مسئله فوق ثمرات علمى و عملى مهم را در پى دارد. اين نوشتار به نقد ديدگاه دوركيم پرداخته است. روش اين نوشتار، اسنادى و تحليل متن است؛ يعنى ديدگاه دوركيم با ارجاع به آثار اصلى خودش استخراج و سپس بررسى و تحليل شده است.

     در ارتباط با موضوع سه ديدگاه قابل طرح است: 1. قانون‏مندى جامعه مانند قوانين حاكم بر طبيعت، باعث سلب كامل اختيار انسان مى‏شود. 2. طبق ديدگاه ديگر، قانون‏مندى جامعه مانند قانون‏مندى طبيعت به صورت كامل، اختيار انسان را سلب نمى‏كند، بلكه اراده انسان را در چارچوب قوانين جامعه محدود مى‏نمايد. 3. قانون‏مندى جامعه، آزادى انسان را حتى محدود هم نمى‏كند؛ چون اراده انسان جزء علت تامه است. از نظر دوركيم، جبر اجتماعى گاه به معناى ضرورت و قطعيت و گاه به معناى محدويت به كار رفته است. از اين‏رو، ميان قانون‏مندى جامعه و آزادى انسان نمى‏توان جمع كرد. آنچه كه سبب شده تا دوركيم نتواند ميان قانون‏مندى جامعه و آزادى انسان جمع نمايد، تلقّى نادرست وى از هستى جامعه، حقيقت انسان و اصل عليت است.

كليدواژه‏ها: جامعه، قانون، آزادى، نظم، اختيار، جبر، علت، ضرورت و قطعيت.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
157
شماره صفحه: 
107

فلسفه سياسى و «خاطرات سقراطى»

فلسفه سياسى و «خاطرات سقراطى»

سيدمهدى سيديان1

خاطرات سقراطى اثر گزنفون، ارائه‏كننده نگاهى متفاوت و از نوع غيرافلاطونى به سقراط است. اين نوشتار بر آن است تا با استخراج فلسفه سياسى سقراط، از اثرى كه ماهيت زندگى‏نامه دارد، برداشتى نوين ارائه كند. مباحثى همچون روش گفت‏وگويى سقراط، انسان‏شناسى و معرفت‏شناسى انسانى سقراط كه مبتنى بر توانايى انسان در درك حقايق و شناخت خويشتن است، تشكيل جامعه سياسى و برپايى دولت، اقبال شهروندان در پيروى رضايت‏مندانه از قانون، فضيلت‏محورى و آرمان جامعه سياسى از جمله مباحث فلسفى سياسى است.

     پرسش اساسى اين تحقيق اين است كه آيا سقراط يك فيلسوف اخلاقى است يا يك فيلسوف سياسى؟ نگارنده بر آن است تا اثبات كند كه سقراط بيش از آنكه صرفا يك معلم اخلاق و يا يك فيلسوف اخلاق باشد، فيلسوف سياسى است. بنابراين، درصدديم تا با كاوش در اين كتاب به مسائل و دغدغه‏هاى فلسفى سياسى سقراط بپردازيم.

كليدواژه‏ها: فلسفه سياسى، روش سقراطى، فضيلت، قانون، اطاعت رضايت‏مندانه.

سال انتشار: 
19
شماره مجله: 
150
شماره صفحه: 
59

اسلام و نظم اجتماعى

اسلام و نظم اجتماعى

فاضل حسامى1

چكيده

اين مقاله با رويكرد نظرى و روش اسنادى و با هدف تبيين نظم اجتماعى از منظر اسلام تدوين يافته است. نظم اجتماعى، حاصل نفوذ متقابل مجموعه‌هاى مشترك و هنجارى با شبكه‌هاى فرصتى و تعاملى كنشگران فردى و جمعى است. عواملى همچون مشاركت، به هم پيوستگى و همبستگى در پيدايش نظم اجتماعى دخالت دارند. برخى يافته‌هاى  اين پژوهش اين است كه اسلام به نظم و انضباط و قانونمندى اجتماعى تأكيد فراوانى دارد. از اين‌رو، در نهادهاى اجتماعى و در عرصه‌هاى كلان جامعه، از جمله نظام آموزش، نهاد خانواده، نهاد حقوقى و نهاد اجتماعى سازوكارهايى را براى نظم و ثبات اجتماعى تدارك ديده است.

كليدواژه‌ها : نظم، نظم اجتماعى، همبستگى، به هم‌پيوستگى، مشاركت، قانون، امنيت.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
139
شماره صفحه: 
11
محتوای تغذیه