علّامه طباطبائى

  • user warning: Can't find record in 'progress' query: DELETE FROM progress WHERE name = 'ultimate_cron_poorman' in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\progress\progress.module on line 131.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تحليل ديدگاه علّامه طباطبائى درباره غيب و شهود

سال بيست و چهارم ـ شماره 216 (ويژه كلام)

عباس الهى / استاديار جامعه المصطفى العالميه

abbas_elahi48@yahoo.com

دريافت: 15/4/93               پذيرش: 20/12/93

چكيده

غيب و شهود در آموزه هاى دينى شامل معناى خاصى مى باشد كه كانون توجه علّامه طباطبائى بوده است. اين مقاله تلاش دارد به روش تحليلى ـ توصيفى با مراجعه به تفسير الميزان، ديدگاه وى درباره مسائلى همچون غيب و شهود، مصاديق و نسبى بودن آن را استخراج كند.

از يافته هاى اين پژوهش آن است كه علّامه، «غيب» را حقيقتى نامحسوس و فرامادى مى داند كه وحى آسمانى به صراحت آن را تأييد كرده، درباره آن سخن گفته و آدميان را به ايمان به آن فراخوانده است. انسان ها گرچه بر حسب فطرت الهى خود از وجود غيب آگاهى داشته و بدان مؤمن مى باشند، اما شناخت تفصيلى غيب و موجودات و جهان هاى نامحسوسى كه متعلق به غيب مى باشند، جز از راه وحى آسمانى امكان پذير نمى باشد و اما شهادت، آن امرى است كه مشهود و حاضر نزد مُدرِك است. همچنين شهادت دائرمدار احاطه به شى ء، توسط حس يا خيال يا عقل يا احاطه وجودى است.

 

كليدواژه ها: تحليل، غيب، شهود، غيب نسبى، غيب مطلق، علّامه طباطبائى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
216
شماره صفحه: 
25

تفسير «اولى الامر» در آيه اطاعت و پاسخ گويى به اشكالات مخالفان در الميزان

سال بيست و چهارم ـ شماره 216 (ويژه كلام)

عيسى عيسى زاده / استاديار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى         aesazadeh4747@gmail.com

دريافت: 29/2/93               پذيرش: 25/11/93

چكيده

يكى از دلايل نقلى شيعه بر اثبات امامت ائمّه اطهار عليهم السلام، آيه كريمه 59 سوره «نساء» مى باشد. اين آيه از آيات چالشى و مورداختلاف ميان دانشمندان و مفسران فريقين است. عامل اصلى اين اختلاف، قرار گرفتن واژه «اولى الامر» در كنار دستور به اطاعت از خدا و رسول خداست. مفسران اهل سنت آراء گوناگونى را در تعيين مصداق «اولى الامر» انتخاب نموده اند، ولى دانشمندان شيعه تنها مصداق آن را امامان معصوم عليهم السلام مى دانند. يكى از مفسران بزرگ شيعه كه توانسته است به خوبى از عقيده شيعه دفاع كند و به اشكلات مخالفان پاسخ مستدلى ارائه كند، علّامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان است. مقاله حاضر به روش توصيفى ـ تحليلى، اين مسئله اختلافى را با تأكيد بر آراء علّامه مورد بحث قرار داده است.

 

كليدواژه ها: اطاعت، امامت، اولى الامر، الميزان، علّامه طباطبائى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
216
شماره صفحه: 
11

نقش غرر آيات در تفسير الميزان با تكيه بر آيات 82و83 سوره «يس»

سال بيست و چهارم ـ شماره 214 (ويژه علوم قرآنى)

 على حاجى خانى / استاديار علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس                 Ali.hajikhani@modares.ac.ir

كاووس روحى برندق / استاديار علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس                        k.rohi@modares.ac.ir

محمد آسنجرانى / دانشجوى كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس             mohamad.asangarani@modares.ac.ir

دريافت: 29/10/93               پذيرش: 25/3/94

 

چكيده

روش علّامه طباطبائى در تفسير الميزان استفاده از آيات قرآن كريم در تفسير ديگر آيات است. از اشاره هايى كه در مقدمه و متن اين تفسير آمده است مى توان دريافت آيات غرر، آيات كليدى قرآن كريم هستند كه مى توانند راه گشاى تفسير بسيارى از آيات قرآن و حتى كليدى براى فهم بسيارى از روايات باشند و علّامه طباطبائى از اين آيات به طرز چشم گيرى براى تفسير آيات ديگر بهره برده است. اين مقاله با روش اسنادى در گردآورى، و تحليل و توصيف در تجزيه و تحليل، به بررسى آيات 82 و 83 سوره «يس» (به عنوان نمونه اى از آيات غرر)، نشان مى دهد علّامه از مفاهيم اين دو آيه در تفسير آيات مرتبط ديگر، كه داراى معارف مربوط به افعال خداوند و به طور خاص درباره موضوع «امر» مى باشند، بهره فراوانى برده است. درواقع، اين دو آيه را اصل قرار داده و آيات مرتبط ديگر را با محوريت اين آيات تفسير كرده است.

 

كليدواژه ها: آيات غرر، سوره يس، تفسير قرآن به قرآن، الميزان، علّامه طباطبائى.

 

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
214
شماره صفحه: 
55

تفسير الميزان و قرائات غيرمتداول

سال بيست و چهارم ـ شماره 214 (ويژه علوم قرآنى)

سيدرضا مؤدب / استاد دانشگاه قم                            reza@moaddab.ir

على خوشنويس / دانشجوى دكترى علوم قرآن و حديث دانشگاه قم                                 alikhoshnevis791351@gmail.com

دريافت: 29/6/93               پذيرش: 21/12/93

 

چكيده

علّامه طباطبائى در الميزان در مواردى معدود، قرائاتى غيرمتداول را به عنوان قرائت اصيل قرآنى ترجيح داده است. شناخت تفصيلى اين موارد مقدمه اى است براى طرح پرسش هايى درباره برخى مبانى قرآنى ايشان؛ پرسش هايى برآمده از احساس تعارض ميان اقدام فوق با پذيرش برخى مبانى اجماعى يا مشهور طائفه اماميه درباره قرآن؛ از جمله: 1. وحدت نص و قرائت قرآن؛ 2. لزوم تواتر براى اثبات قرآن؛ 3. مصونيت قرآن از تحريف؛ 4. عدم حجيت قرآئات. اين مقاله با اتخاذ روشى توصيفى ـ تحليلى، به بيست مورد از اين دست قرائات در الميزان دست يافت كه غالبا با ادله اى همچون «شهادت سياق، هماهنگى با آيه اى ديگر، تطابق لفظى با سنت، دورى از تكلفات دستورى، حذف يا كثرت حذف، اقتضاى طبع المعنى، تطابق با حكم مسلم اسلامى، و گواهى لغت» مستدل شده اند. از مجموع اين قرائات، نُه قرائت منجر به تبديل معنا، يك قرائت منجر به افزايش معنا، دو قرائت منجر به تبديل جايگاه معنا و يك قرائت منجر به تغيير در كيفيت معنا شده است.

 

كليدواژه ها: قرآن، قرائت متداول، قرائات غيرمتداول، مبانى قرآنى اماميه، تفسير الميزان، علّامه طباطبائى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
214
شماره صفحه: 
41

روش شناسى اجتهادى تفسير قرآن به قرآن در الميزان

سال بيست و چهارم ـ شماره 214 (ويژه علوم قرآنى)

على محمد سويزى / كارشناس ارشد علوم حديث دانشگاه قرآن و حديث                alimohammadsoveizi@yahoo.com

على راد / استاديار دانشگاه تهران                ali.rad@ut.ac.ir

دريافت: 25/9/93               پذيرش: 29/3/94

چكيده

يكى از مهم ترين مباحث مورد توجه پژوهشگران تفسير، داشتن روش تفسيرى از جانب مفسر و چگونگى شناخت روش وى مى باشد. هر مفسرى ناگزير است در تفسير خود روشمند عمل نمايد. علّامه طباطبائى نيز كه با كشف روابط بينامتنى آيات به تفسير قرآن پرداخته است، از اين قاعده مستثنا نبوده و با توجه به روش قرآن به قرآن اجتهادى، تفسير «الميزان» را نگاشته است. در پژوهش حاضر، به شناخت شاخصه ها و ويژگى هاى روش تفسيرى ايشان پرداخته ايم تا به واسطه شناسايى آنها، به شناخت روش قرآن به قرآن اجتهادى دست يابيم. براى شناخت روش ايشان، به دو طريق مى توان تمسك جست: 1. سخنان و نوشته هاى وى؛ 2. تحليل و بررسى نمونه هاى تفسيرى. با مطالعه نوشته هاى علّامه رهيافت قابل توجهى در اين زمينه به دست نمى آيد، اما با تحليل و بررسى نمونه هاى تفسيرى، نگرش جامع علّامه به نظام معنايى قرآن، معناشناسى اجتهادى و روشمند، سنت محورى در روش تفسير و استفاده از آيات غرر در تبيين و تفسير واژگان و آيه هاى قرآنى حاصل مى گردد.

 

كليدواژه ها: روش شناسى، قرآن به قرآن اجتهادى، روش تفسيرى، الميزان، علّامه طباطبائى.

 

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
214
شماره صفحه: 
13

عصمت پيامبران در منظومه فكرى علّامه طباطبائى*

سال بيست و چهارم ـ شماره 211 (ويژه دين شناسى)

محمدحسين فارياب / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.     m.faryab@gmail.com

دريافت: 19/7/93               پذيرش: 29/1/94

 

چكيده

مسئله عصمت پيامبران از جمله مقولاتى است كه همواره مورد بحث ميان دانشمندان مسلمان و غيرمسلمان با گرايش هاى مختلف عرفانى، فلسفى، حديثى و كلامى بوده است. اين مسئله در دوران معاصر نيز با جدّيت فراوان بررسى شده است. علّامه طباطبائى به تفصيل به بررسى اين مسئله پرداخته است. در اين نوشتار، به دنبال بررسى مسئله عصمت پيامبران از ديدگاه اين مفسر گران مايه هستيم. بر اساس مهم ترين يافته هاى اين تحقيق، علّامه طباطبائى منشأ عصمت را علم قطعى و دايمى به قبح گناه و ترك واجب دانسته است. افزون بر آن، او معتقد به عصمت مطلق پيامبران نيست. براى نمونه، او عصمت پيامبران از اشتباه در امورى كه ارتباطى به دريافت و ابلاغ وحى و نيز انجام تكاليف شرعى ندارد برنمى تابد؛ در سوى مقابل، با قاطعيت بر عصمت پيامبران در دريافت و ابلاغ وحى و نيز عصمت از گناهان تأكيد دارد.

 

كليدواژه ها: عصمت از گناه، عصمت از اشتباه، پيامبران، علّامه طباطبائى، منشأ عصمت.


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
211
شماره صفحه: 
28

بررسى نسبت ديدگاه اخلاقى علّامه طباطبائى با واقع گرايى اخلاقى

سال بيست و چهارم ـ شماره 210 (ويژه فلسفه اخلاق)

 

تقى محدر / دانش پژوه دكترى فلسفه اخلاق مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره

tmohader@gmail.com

دريافت: 17/6/93               پذيرش: 24/1/94

 

چكيده

بحث واقع گرايى و غيرواقع گرايى از محورى ترين مباحث فلسفه اخلاق است كه بر اساس آن مى توان مكاتب مختلف اخلاقى را از جهت نقطه اختلاف اصلى شان دسته بندى كرد. در اين مقاله سعى بر آن است كه نسبت ديدگاه اخلاقى علّامه طباطبائى با واقع گرايى اخلاقى مورد بررسى قرار گيرد. سؤال اصلى در اين تحقيق آن است كه آيا ميان اعتبارى دانستن مفاهيم اخلاقى و غيرواقع گرايى اخلاق ملازمه اى وجود؟ اگر ملازمه اى ميان اين دو نيست، واقع گرايى اخلاقى چگونه بر اساس نظريه ادراكات اعتبارى تبيين مى شود؟ اين تحقيق با روش توصيفى ـ تحليلى به اين نتيجه رسيده كه طبق نظريه اعتباريات، بايد و نبايدها انشاء محض نيستند، بلكه انشاء مبتنى بر واقعيت هستند و به لحاظ همان واقعيت ها قابل تحقيق و بررسى مى باشند و از اين طريق مى شود بر آنها حتى برهان هم اقامه كرد.

 

كليدواژه ها: واقع گرايى، علّامه طباطبائى، ادراكات اعتبارى، بايد و نبايد اخلاقى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
210
شماره صفحه: 
47

كاركردهاى مؤثر تربيت اجتماعى در جامعه از منظر علّامه طباطبائى

سال بيست و چهارم ـ شماره 208

على عليشاهى[1]

چكيده

تربيت به منزله يكى از زيرساخت هاى مهم اجتماعى و مورد توجه اديان و مكاتب گوناگون در طىاعصار و قرون متفاوت شناخته شده است. نظريه پردازان تعليم و تربيت با نگاهى همه جانبه به مقولهتربيت، آن را در ساحت هاى متنوعى طبقه بندى كرده اند كه مهم ترين بعد آن، تربيت اجتماعىمى باشد. هدف اين پژوهش، بهره گيرى از آثار علّامه طباطبائى به منظور بررسى و تبيين ديدگاهايشان در ارتباط با كاركردهاى مؤثر تربيت اجتماعى در جامعه و استنباط اصول و روش هاى آن برمبناى تأليفات علّامه است. با مراجعه به آراى اجتماعى علّامه طباطبائى مى توان به راه حل جامع ومناسبى در اين زمينه دست يافت. ازاين رو، اين مقاله با روش توصيفى ـ تحليلى مى كوشد به اينپرسش پاسخ گويد كه علّامه چه كاركردها و اهدافى را براى تربيت اجتماعى صحيح و كارآمد درجامعه مدنظر دارند؟ يافته هاى پژوهش حاكى از آن است كه هدف نهايى تربيت اجتماعى مؤثر درجامعه دستيابى به سعادت و قرب الهى و داشتن جامعه اى بر مبناى قوانين الهى مى باشد.

 

كليدواژه ها: علّامه طباطبائى، تفسير الميزان، تربيت اجتماعى، اهداف تربيت اجتماعى، اجتماع.




[1] دانشجوى كارشناسى ارشد مطالعات دانشگاه اصفهان. alialishahi2010@yahoo.com

دريافت: 19/4/93 پذيرش: 2/12/93

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
208
شماره صفحه: 
67

رابطه ايمان و معرفت از ديدگاه علّامه طباطبائى با محوريت تفسير الميزان

سال بيست و سوم ـ شماره 207 (ويژه فلسفه)

امراللّه قلى زاده[1]

محمد جعفرى[2]

چكيده

مسئله ايمان دينى، يكى از مهم ترين مباحثى است كه در اديان به طور عموم و اديان ابراهيمى به طور خاص مورد توجه بوده است. تاريخ اسلامى گواه اين است كه مسئله ايمان يكى از كهن ترين موضوعات اعتقادى است كه فرق مختلف اسلامى بدان پرداخته اند. اين نوشتار، با روش توصيفى ـ تحليلى مى كوشد با نگاه قرآنى، مسئله رابطه ايمان و معرفت از ديدگاه علّامه طباطبائى را مورد بررسى قرار دهد. ابتدا معناى ايمان و معرفت و سپس متعلق ايمان و در نهايت رابطه بين ايمان و معرفت مورد بررسى واقع شده است. سه نوع رابطه بين ايمان و معرفت متصور شده و در نهايت رابطه اى را مقبول دانسته كه معرفت نقش زمينه و مقدمه را در حصول ايمان ايفا مى كند. در ضمن، رابطه معرفت حضورى با ايمان و امكان حصول ايمان با ظن نيز مورد مداقه واقع شده است.

 

كليدواژه ها: معرفت، علم، ايمان، الميزان، علّامه طباطبائى.



[1] دانش ‏پژوه كارشناسى ارشد كلام مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى قدس ‏سره. amrollah.gholizadeh@yahoo.com

[2] استاديار گروه كلام مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس ‏سره. mjafari125@yahoo.com

دريافت: 4/6/93 پذيرش: 14/11/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
207
شماره صفحه: 
91

طرق معرفت دينى و نسبت بين آنها از منظر علّامه طباطبائى

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

مهدى جلالوند[1]

چكيده

معرفت دينى شامل يافته هايى است كه با فهم روشمند و پژوهش در منابع دينى، از طرق متفاوتى حاصل مى گردد. انديشمندان دينى راه ها و روش هاى مختلفى براى اين مقصود مطرح نموده اند. علّامه طباطبائى به عنوان يك انديشمند دينى، بر اساس مبانى خاصى تلاش خويش را در اين زمينه متمركز نموده، براى فهم صحيح و ضابطه مند دين، سه طريق متفاوت عرضه داشته است.نوشتار حاضر با روشى توصيفى ـ تحليلى و از ميان مكتوبات برجاى مانده از علّامه، به بررسى طرق موردنظر ايشان در معرفت دينى پرداخته و در پى كشف نسبت بين آنها برآمده است. در نظر وى، ظواهر دين، عقل و تهذيب نفس به عنوان سه طريق متفاوت در نيل به معرفت دينى هستند كه هركدام پيش فرض ها و لوازم خاص خود را داشته، به صورت مستقل مورد استفاده قرار مى گيرند و امكان امتزاج آنها وجود ندارد؛ لكن نتيجه معرفت انديشمند دينى در هر سه طريق، واحد خواهد بود و تفاوت طرق به اختلاف نتيجه نمى انجامد.

 

كليدواژه ها: علّامه طباطبائى، معرفت دينى، ظواهر دينى، عقل، عرفان.



[1] كارشناس ارشد فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه قم. jalalvand61@gmail.com

دريافت: 2/12/92               پذيرش: 29/9/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
81
محتوای تغذیه