مبانى

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تأمل در فلسفه تربيت كودكان استثنايى مبانى، اهداف و اصول

ماهنامه علمى ـ ترويجى در زمينه علوم انسانى شهريور 1396

مجيد خارى آرانى / دانشجوى دكترى فلسفه تعليم و تربيت دانشگاه شاهد    khari322_m@yahoo.com

اكبر رهنما / دانشيار گروه علوم تربيتى دانشگاه شاهد         rahnama_akbar43@yahoo.com

رسول برخوردار / كارشناس ارشد فلسفه تعليم و تربيت دانشگاه خوارزمى  rasoolbarkhordar@yahoo.com

دريافت: 6/9/95               پذيرش: 11/2/96

 

چكيده

اين پژوهش به بررسى فلسفه تربيتى كودكان استثنايى در زمينه مبانى، اصول و اهداف تربيت مى پردازد. اين تحقيقاز نوع نظرى و روش آن تحليلى ـ اسنادى است و در اين زمينه، گردآورى اطلاعات نيز از طريق مطالعاتكتابخانه اى انجام گرفته است. يافته هاى پژوهش دلالت دارد بر اينكه براى كودكان استثنايى، تعليم و تربيت اهميتويژه و جايگاه رفيعى در زندگانى دارد. بنابراين، مبانى تربيت كودكان استثنايى عبارت است از: كرامت انسان،برخوردارى انسان ها از فطرت مشترك و خصوصيات متفاوت، مختار بودن انسان، عدالت به عنوان اساسى ترينارزش اجتماعى، و احسان متمم عدالت. اهداف تربيت عبارت است از: رسيدن به فلاح، خودشناسى، تكريم وپرورش روحيه احترام، كاهش آسيب رشد از طريق مداخله زودهنگام، و پرورش استعدادها. اصول تربيت هم عبارتاست از: اصل «پرورش شخصيت با اتكا به عزت نفس»، اصل «پرورش خلاقيت»، اصل «فعاليت» و اصل «ايثار».

 

كليدواژه ها: فلسفه تعليم و تربيت، كودكان استثنايى، مبانى، اهداف، اصول.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
237
شماره صفحه: 
71

مبانى فلسفه سياسى امام خمينى قدس سره

سال بيست و پنجم ـ شماره 226 (ويژه علوم سياسى)

عبداللّه اخلاقى / كارشناس ارشد علوم سياسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره         a_akhlaqy@yahoo.com

مهدى اميدى / استاديار گروه علوم سياسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره                        omidimah@gmail.com

دريافت: 15/2/94               پذيرش: 11/9/94

 

چكيده

فلسفه سياسى امام خمينى قدس سره استمرار فلسفه سياسى اسلامى با رويكردى نوصدرايى است كه از يك سو، فلسفه  سياسى سكولار را برنمى تابد، و از سوى ديگر، تفاوت هاى چشم گيرى با جريان ظاهرگرايى دينى دارد. مسئله  اساسى اين است كه اين مكتب فكرى بر كدام مبانى متكى است كه آن را از آن دو پارادايم متمايز نموده است؟ اين  پژوهش درصدد شناخت و معرفى مبانى معرفت شناختى، هستى شناختى، فرجام شناختى و انسان شناختى فلسفه  سياسى امام خمينى قدس سره، با روش اسنادى، استفاده از نرم افزار و پايگاه هاى اطلاع رسانى معتبر است. ترسيم نحوه  جريان توحيد در حيات سياسى و اجتماعى از ديدگاه امام خمينى قدس سره هدف اصلى اين مقاله است. اين پژوهش نشان  مى دهد كه مبانى اين فلسفه سياسى چگونه بر هستى شناسى توحيدى، معرفت شناسى مبتنى بر كتاب تكوينى و كتاب  تدوينى و انسان شناسى متكى بر دوساحتى بودن انسان استوار است كه از يك سو، متضمن كاربست وحى الهى در  حيات سياسى و اجتماعى انسان هاست، و از سوى ديگر، مبتنى بر دريافت هاى عقلانى و شعور جمعى انسان ها در  ميدان اجتماع و سياست است.

 

كليدواژه ها: امام خمينى قدس سره، مبانى، فلسفه سياسى، معرفت شناختى، هستى شناختى، انسان شناختى.

 

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
226
شماره صفحه: 
13

مبانى عفو الهى

سال بيست و چهارم ـ شماره 217 (ويژه كلام)

مهدى قاسمى فيروزآبادى / دانش پژوه دكترى كلام مؤسسه آموزشى وپژوهشى امام خمينى قدس سره               mahdiqasemi@chmail.ir

دريافت: 19/6/93               پذيرش: 13/5/94

 

چكيده

عفو و مغفرت خداوند مبتنى بر صفات كمال الهى است. اين صفات همان مبانى عفو پروردگار است. اين مقاله بر آن است تا با روش پژوهش قرآنى و با استفاده از اصول كلامى اماميه، مبانى عفو الهى را استخراج كند و كاركرد يا كاركردهاى هر كدام از اين مبانى را در موضوع عفو خداوند به دست آورد و در نهايت، نسبت هاى موجود ميان اين مبانى را به منظور تحقق عفو پروردگار تبيين نمايد.نتايج پژوهش حاكى از اين است كه محبت، حكمت، رحمت، عدالت، علم، فضل، مالكيت و مشيت از مهم ترين مبانى عفو الهى هستند كه قرآن كريم بر آنها دلالت دارد. هريك از اين مبانى، داراى كاركردهاى مبنايى متفاوتى در موضوع عفو الهى است. مبانى عفو الهى براى تحقق بخشيدن به فعل عفو، نسبت هاى خاصى با يكديگر دارند. «حكمت» حاكم بر رحمت، فضل و مشيت الهى است، هرچند خود برآمده از علم مطلق خداوند است. همچنين «رحمت» زيربنايى ترين مبناى عفو خداوند است، هرچند خود ريشه در محبت ويژه الهى نسبت به بندگان مستحق عفو دارد.

 

كليدواژه ها: مبانى، عفو، حكمت، رحمت، علم، مالكيت، مشيت.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
216
شماره صفحه: 
27

مقايسه جهانى ‏شدن اسلامى و غربى

سال بيست و سوم ـ شماره 200 (ويژه علوم سياسى)

سيدمهدى سيديان : دانش ‏پژوه دكترى فلسفه سياسى اسلامى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. seyyediyan@iki.ac.ir

دريافت: 20/12/92               پذيرش: 25/2/93
چكيده
امروزه غرب مدعى جهانى‏شدن است و با سيطره رسانه‏اى خود، به يكه‏ تازى در اين عرصه مى‏ پردازد. اما تفاوت‏هاى بنيادينى ميان نگاه اسلام و غرب به اين مفهوم وجود دارد. تبيين‏ها از ماهيتِ جهان، انسان، هدف و دين، از منظر اسلام و غرب، گوناگون است. حتى اساسا دين در فرهنگ غربى فاقد جامعيت است و به گونه‏اى تعريف مى‏شود كه عرصه‏ هاى مسائل اجتماعى و سياسى را دربر نمى‏ گيرد. ازاين‏رو، بنا بر مبانى فكرى و عملى غرب، نمى‏ توان از منظر دين به مسئله «جهانى‏ شدن» و «دهكده جهانى» انديشيد. هدف اين مقاله بازنمايى تفاوت‏هاى جهانى‏ شدن اسلامى و غربى در مبانى، اهداف، اصول، راهبردها، قوانين و راه‏كارهاى عملى در تدبير امور جهان و انسان است كه با روش تحليلى و مقايسه‏اى به ارائه برخى از آنها مى ‏پردازيم. جهانى‏ شدن غربى به دنبال حاكم ساختن روحيه سكولاريسم، ماده‏گرايى، منفعت‏محورى و رفاه‏خواهى است، درحالى‏كه جهانى‏شدن اسلامى به دنبال تعالى و پيشرفت انسان در ابعاد مادى و معنوى است.

كليدواژه ‏ها: جهانى‏ شدن، جهانى‏ سازى، مبانى، راهبرد، اسلام، غرب.
 

مبانى دين‏ شناختى ديدگاه علّامه مصباح پيرامون علم دينى

سال بيست و دوم ـ شماره 190 ـ مهر 1392، 13ـ26

محمدعلى محيطى اردكان

چكيده
مقاله حاضر با پژوهش در آثار گفتارى و نوشتارى علّامه مصباح، امورى نظير رابطه دنيا و آخرت، نياز هميشگى به دين، جهانشمولى دين اسلام، و هدف و قلمرو دين را به عنوان مبانى دين‏ شناختى ديدگاه بديع ايشان پيرامون علم دينى معرفى كرده و به توصيف و تحليل آنها پرداخته است. به اعتقاد علامه مصباح، انسان ضرورتا و به ‏صورت هميشگى به دين نياز دارد و دين اسلام كه آخرين دين الهى به شمار ميرود جاودانه است. با پژوهشى درون دينى، روشن مى ‏شود كه دين نسبت به بيان حقايق خارجى تعهدى ندارد و مسائلِ توصيفى علوم طبيعى و انسانى، بالذات جزء دين نيست؛ چراكه رسالتِ اصلى دين، نشان دادن راه كمال ـ قرب به خدا ـ از طريق بيان حكم افعال اختيارى انسان است. در عين حال، توجه به هدف و قلمرو دين نشان مى‏دهد كه دين به لحاظ احكام ارزشى در همه عرصه‏هاى زندگى انسان ـ ازجمله در علوم طبيعى و رشته‏ هاى مختلف علوم انسانى مانند مديريت، فلسفه، سياست و... ـ حضور دارد و به‏ راستى اين‏گونه، مى‏توان علوم را شايسته نام دينى دانست.

كليدواژه‏ ها: مبانى، علم دينى، علّامه مصباح، اسلام، قلمرو دين، هدف دين.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
190
شماره صفحه: 
13

مؤلفه‏ هاى جهانى ‏شدن اسلامى

معرفت سال بيستم ـ شماره 169 ـ دى 1390، 13ـ27

سيدمهدى سيديان*

چكيده

اگر جهانى‏شدن به معناى نگريستن به جهان به عنوان يك كل باشد و همه انسان‏ها را به عنوان اعضاى جامعه بشرى بدانيم، جهانى‏شدن اسلامى به معناى تأمّل در جهان به عنوان يك هستى واحد و نگريستن به بشريت به عنوان بندگان خدا و اعضاى يك پيكره واحد است. چنين نگاهى به انسان و جهان، مؤلفه‏هاى جهانى‏شدن اسلامى را شكل مى‏دهد كه بررسى آن، مسئله اين نوشتار است كه به روش تحليلى و استدلالى تدوين يافته است. هدف پژوهش بيان بررسى اجمالى رابطه اسلام و جهانى‏شدن از منظر انديشمندان غربى است كه با اشاره به مبانى نظرى جهانى‏شدن غربى، امتيازات جهانى‏شدن اسلامى را در قالب مؤلفه‏هايى مانند آرمان‏گرايى، توحيدمحورى، فطرت‏گرايى، عدالت‏خواهى، اجتهادمحورى، علم‏گرايى، باور به حكومت جهانى واحد، دعوت‏محورى و جهادگرايى نمايان سازيم.

كليدواژه‏ها: جهانى‏شدن، مبانى، مؤلفه‏ها، جهانى‏سازى اسلامى.

سال انتشار: 
20
شماره مجله: 
169
شماره صفحه: 
13

تحليل و تبيين آراء تربيتى ملّااحمد نراقى

تحليل و تبيين آراء تربيتى ملّااحمد نراقى

و مقايسه آن با ديدگاه جان ديويى

محمود جمالى1

چكيده

بررسى تعليم و تربيت جوامع بر مبناى ايدئولوژى و باورهاى تاريخى، ضمن تحليل و يا تطبيق آن با ساير ديدگاه‌ها و مكاتب، تجربه‌اى مفيد در راستاى دست‌يابى به الگوى مناسب، بالنده و پيشرفته مبتنى بر باورهاى تربيتى يك جامعه است.

از اين‌رو، نوشتار حاضر با هدف تحليل و تبيين آراء تربيتى ملّااحمد نراقى (دانشمند ايرانى و اسلامى) و مقايسه آن با ديدگاه‌هاى جان ديويى (شارح و مفسّر بزرگ پراگماتيسم) به تحقيق در اين زمينه پرداخته است.

براى نيل به اهداف تحقيق، از روش تطبيقى و تحليل اسناد به منظور جمع‌آورى، توصيف و مقايسه داده‌ها استفاده شده است.

پس از بررسى و مقايسه آراء اين دو انديشمند بر اساس مبانى، مكاتب و سير تاريخى، نتايج پژوهش بيانگر آن بود كه ديدگاه نراقى در مقايسه با ديويى تفاوت‌ها و تشابهاتى دارد. مبناى اختلاف‌نظر اين دو انديشمند، در نگاه ايشان به انسان به عنوان موضوع تربيت است. نراقى انسان را موجودى مركب از روح و جسم و ديويى آن را مادى محض مى‌داند.

يافته‌هاى تحقيق در زمينه مبانى، بالطبع اهداف، محتوا و روش‌هاى تربيتى ايشان را تحت تأثير خود قرار داده است، هرچند وجوه تشابهى در روش‌ها و بيان سلسله اهداف وجود دارد كه در متن مقاله بدان پرداخته شده است.

كليدواژه‌ها : تربيت، مبانى، اهداف، محتوا، روش.

سال انتشار: 
18
شماره مجله: 
141
شماره صفحه: 
57
محتوای تغذیه