<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت</JournalTitle>
                <Issn>1023-6015</Issn>
                <Volume>19</Volume>
                <Issue>12</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2011</Year>
                    <Month>02</Month>
                    <Day>26</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>مقایسه تطبیقى نظرات غزالى و کانت در شناخت مابعدالطبیعه</VernacularTitle>
            <FirstPage>95</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2308</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمدابراهیم</FirstName>
            <LastName>بخشنده</LastName>
            <Affiliation>استادیار - دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2011</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>09</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">بین نظرات غزالى و کانت در&amp;nbsp; شناخت مابعدالطبیعه اشتراکات و اختلافاتى وجود دارد. غزالى هفت قرن پیش از کانت در نقد فلسفه کتاب نوشت. هر دو در فکر احیاى دین بوده&amp;rlm;اند؛ اما غزالى در اندیشه احیاى جامعیت و کمال غیرسکولاریستى اسلام، و کانت در فکر اندیشه سکولاریستى و اومانیستى و خردگرایى پروتستان بود.
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از جمله نقدهاى وارده به نظر غزالى این است که بین نظرات او انسجام چندانى وجود ندارد. از یک&amp;rlm;سو، به تکفیر کسانى پرداخت که در آثارش عین دلایل و براهین فلسفى آنها را در مسائل مابعدالطبیعه آورده است و از سوى دیگر، آنچه که در جمع میان استدلال برهانى و مشاهده باطنى آورده، در مقایسه با اسلوب استوار ملّاصدرا خام و ناپخته است. به علاوه، مسائلى را که وى در اندیشه و آثار حکما باطل دانسته، در واقع، باطل نبوده و صرفا براى جانبدارى از آموزه&amp;rlm;هاى اشعریت و تصوف رد شده است.
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وى نتوانست شکاف نومن و فنومن را با مبانى خود توجیه کند. قانون اخلاق عملى او متأثر از مذهب پروتستان و مستقل از دین و انتزاعى و خیال پردازانه است. اخلاق بدون دین، که از سوى او تجویز شده، ناقص و معیوب است. این استدلال او باطل است که تصور تکلیف بدون تصور خدا در انسان&amp;rlm;ها وجود دارد. نقدهاى او بر ادلّه عقلى اثبات مسائل مابعدالطبیعه نیز جانبدارانه و غیرمنطقى است. این مقاله با روش اسنادى به بررسى موضوع مزبور مى&amp;rlm;پردازد.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">دین</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فلسفه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">کانت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">غزالى</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">مطالعه تطبیقى</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
