<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت</JournalTitle>
                <Issn>1023-6015</Issn>
                <Volume>22</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2013</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>09</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>بررسى ساختار توزیع قدرت در خانواده از منظر متون اسلامى در مقایسه با نظریه‏‌هاى روان‏‌شناسى و جامعه‏‌شناسى</VernacularTitle>
            <FirstPage>99</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">2676</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                            </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2012</Year>
                    <Month>12</Month>
                    <Day>01</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">پژوهش حاضر درصدد بررسى ساختار توزیع قدرت در خانواده از منظر متون اسلامى است و به مقایسه این ساختار با نظریات ساختار قدرت در خانواده از دیدگاه منابع روان شناسى و جامعه شناسى مى پردازد. این تحقیق با روش توصیفى ـ تحلیلى، منابع روان شناسى و جامعه شناسى را مورد مطالعه قرار مى دهد و نظریات و رویکردهاى مطرح را ذکر مى نماید. در ادامه، مى کوشد با استناد به آیات و روایات و نظریات متخصصان اسلامى، الگوى ساختار قدرت در خانواده را از منظر متون اسلامى استخراج نماید. نتایج حکایت از آن دارد که الگوى ساختار قدرت از منظر متون اسلامى، الگوى پدر مرکزى دموکراتیک است که با تبیینى چند علتى (عوامل زیستى، روان شناختى و اقتصادى)، نقش هاى جنسیتى را برجسته مى نماید. این الگو با رویکرد سیستمى خانواده در روان شناسى و کارکردگرایى در جامعه شناسى همسویى دارد.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://marifat.nashriyat.ir/sites/marifat.nashriyat.ir/files/article-files/8_OP_0.PDF</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
