@article { author = {, Mohammad and Javadi, Sayedeh parvin}, title = {تحلیلی بر پهلوانِ ذهنِ فردوسی}, journal = {معرفت 294، خرداد 1401}, volume = {31}, number = {3}, pages = {95-102}, year = {2022}, publisher = {Imam Khomeini Educational and Research Institute}, issn = {1023-6015}, eissn = {2980-8383}, doi = {}, abstract = {Abstract Ferdowsi's Razznamah-Bazmnamah is one of the most outstanding literary masterpieces in the world. It is full of the names and stories of heroes, kings, immortals, women, and even anti-heroes. It seems that, contrary to the view of Shahnameh’s commentators, the heroes in this valuable work were not much of heroes. Sometimes they did not possess any heroism and were so obsessed with food, sleep, anger, and lust that they were not worthy of the name of hero at all. The relationship between Tehmina and Rostam, the fight between Giv and Tous over a who runaway girl, the trick of Rostam and the coward killing of Sohrab, etc. are clear examples that show some of the heroes in this book had no heroic character. This may indicate that the heroism is what was missing in the age of Ferdowsi, especially since Ferdowsi had a short time gap with Ali Ibn Abi Talib, the true leader of the world's warriors. It seems very strange that this very clear point has been ignored by the sharp eyes of the commentators of Shahnameh and the scholars of Persian literature until today. The authors of this article believe that the title "hero" given by Ferdowsi to some of the characters in his masterpiece in the fourth century is similar to the title of "pious" Hafez used in the eighth century to mock the worldly and the materialistic. Using the library method, this study aims to express only some of the characteristics of the heroes of the Shahnameh with a deconstructive approach, apart from mentioning the stylistic and linguistic features of the Shahnameh. It proves that Ferdowsi mocked some of the characters of the literary masterpiece by calling them "heroes", just as Hafez referred to the hypocrites of his age as the ascetic and pious. }, keywords = {Shahnameh, Deconstruction, heroic conduct, Rostam, Ali bin Abi Talib., }, title_fa = {تحلیلی بر پهلوانِ ذهنِ فردوسی}, abstract_fa ={رزم نامه ـ بزم نامه‌ی فردوسی یکی از برجسته ترین شاهکارهای ادبی جهان است که پر از نام و سرگذشت پهلوانان، شاهان، نامیرایان، زنان و حتی ضدقهرمانان است؛ و به نظر می رسد که در این میان برخلاف دیدگاه شارحان شاهنامه، پهلوانان این اثر ارزشمند، چندان هم پهلوان نبوده اند و گاه حتی بویی از مرام پهلوانی نبرده اند و چنان در خور و خواب و خشم و شهوت غرق شده اند که به هیچ عنوان شایسته‌ی نام پهلوان نیستند. پیوند تهمینه و رستم، نزاع گیو و طوس بر سر تصاحب دختری گریخته از خانه، حیله در کار کردن رستم و کشتن ناجوانمردانه‌ی سهراب و... نمونه های بارزی هستند که با منش پهلوانی فرسنگ ها فاصله دارند و هیچ بعید نیست که اخلاق پهلوانی بزرگ ترین گمشده‌ی عصر فردوسی بوده باشد؛ به ویژه آنکه فردوسی از نظر زمانی، فاصله‌ی کوتاهی با علی بن ابی طالب(ع)، آن سرلوحه‌ی حقیقی پهلوانان عالم داشته است؛ و بسیار عجیب به نظر می رسد که این نکته‌ی «اظهر من الشمس» تا به امروز از نگاه تیزبین شارحان شاهنامه و بزرگان عرصه‌ی ادب فارسی دور مانده است. نگارندگان این مقاله چنین می پندارند که عنوان «پهلوان» ی که فردوسی در قرن چهارم به برخی از شخصیت های شاهکار خویش داده است، مشابه همان عنوان «زاهد»ی است که حافظ در قرن هشتم، دین فروشان دنیاپرست را با آن به باد تمسخر گرفته است. این مقاله به شیوه‌ی مطالعات کتابخانه ای تدوین شده و فارغ از ذکر ویژگی های سبکی و زبانی شاهنامه، بر آن است تا با رویکرد شالوده شکنی، تنها گوشه هایی از خصایص پهلوانان شاهنامه را بیان کرده و به اثبات این نکته بپردازد که فردوسی به ریشخند برخی از شخصیت های شاهکار ادبی خود را «پهلوان» نامیده است؛ همان گونه که حافظ از سرِ درد، ریاکاران عصرخویش را زاهد و محتسب خوانده است.}, keywords_fa = {شاهنامه، شالوده شکنی، سیرت پهلوانی، رستم، علی بن ابی طالب(ع). ,}, url = {https://marifat.nashriyat.ir/node/4175}, eprint = {https://marifat.nashriyat.ir/sites/marifat.nashriyat.ir/files/article-files/9_34.pdf} }