<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت</JournalTitle>
                <Issn>1023-6015</Issn>
                <Volume>18</Volume>
                <Issue>5</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2009</Year>
                    <Month>09</Month>
                    <Day>06</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تأمّلى بر چگونگى و چرایى اسلوب نگارش افلاطون</VernacularTitle>
            <FirstPage>71</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">719</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>نفیسه</FirstName>
            <LastName>اهل سرمدی</LastName>
            <Affiliation>استادیار - فلسفه اسلامی دانشگاه اصفهان</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2008</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>02</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">افلاطون، تمامى آثار خود را (به جز چند مورد) به سبک گفت و شنود تنظیم مى نماید و در این امر، از استادش سقراط الگو مى گیرد. در نظر او، خط و کتابت در امر تعلیم سودمند نیست، بلکه تعامل شفاهى بین استاد و شاگرد ـ از آن جهت که ارتباطى زنده و پویاست ـ مى تواند طالب را قدم به قدم به حقیقت نزدیک نماید. در نظر او، علم قابل تعلیم و تعلّم نیست، بلکه صرفآ تذکر است. از این رو، با اعتراف به اینکه کتابتى فلسفى از او موجود نیست، تعالیم عالى و بند فلسفى اش را در قالب مکالماتى ساده بین مردم کوچه و بازار ارائه مى دهد.
این نوشتار با رویکرد تحلیلى و با هدف بررسى علل و عوامل این مهم است که چرا وى آثار فلسفى خود را در قالب مکالماتى ساده میان مردم کوچه و بازار ارائه مى کند. مهم ترین این عوامل ناشى از روح حاکم بر کل فلسفه افلاطون و ناشى از نوع نگاه وى به فلسفه مى باشد.
رویارویى وى با سوفسطاییان و تلاش براى قانع کردن آنان، تمایل به ارائه مطالب فلسفى مهم در قالب زبانى ساده و قابل فهم و تأثیرپذیرى وى از مرگ سقراط، از جمله عوامل مؤثر بر انتخاب این اسلوب نگارش افلاطون است.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">روح</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فلسفه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">افلاطون</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">دیالکتیک</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">یادآورى</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تمثیل خطّ</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
