نسبى گرايى

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

نقش پيش فهم هاى مفسر در نيل به مراد واقعى خداونداز منظر علامه طباطبائى

سال بيست و پنجم ـ شماره 222 (ويژه علوم قرآنى)

عليرضا حسن پور / استاديار فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه ايلام           arhasanpoor@yahoo.com

سميه منفرد / دانشجوى دكترى فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه ايلام          s.monfared23@yahoo.com

دريافت: 10/2/94               پذيرش: 24/11/94

چكيده

بر مبناى اصول هرمنوتيك فلسفى، «فهم» به عنوان يك وصف وجودى به نحو عام، و فهم مفسر از متن ـ از جمله متن دينى ـ به شكل خاص، در چارچوب انتظارات، پرسش ها و دانسته هاى قبلى وى صورت مى گيرد و نه فقط عميقا از آنها تأثير مى پذيرد، بلكه خارج از آنها اساسا امكان پذير نيست. علامه طباطبائى در تفسير الميزان، از مبانى و مقبولات متعددى در مقام تفسير قرآن سود جسته است كه مى توان آنها را در شمار پيش فهم هاى ايشان به شمار آورد. مسئله اين است كه آيا مى توان در چارچوب همين پيش فهم ها، به تفسيرى عينى و مطابق واقع از متن قرآن نايل آمد؟ اين نوشتار با روش توصيفى ـ تحليلى به بررسى نقش پيش فهم هاى علامه در تفسير ايشان از اين منظر پرداخته است. نتيجه اينكه ايشان دخالت نارواى پيش فهم ها در تفسير و تحميل آنها بر قرآن را برنمى تابد و پيش فهم هاى مقبول ايشان به مثابه اصول و قواعدى براى فهم عينى مراد خداوند است و مى توان ديدگاه تفسيرى ايشان را منطبق با هرمنوتيك عينى گرايانه و در تقابل با نسبى گرايى هرمنوتيك فلسفى دانست.

 

كليدواژه ها: پيش فهم، تفسير، هرمنوتيك فلسفى، هرمنوتيك عينى گرايانه، علامه طباطبائى، نسبى گرايى.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
222
شماره صفحه: 
71

تبيين و سنجش ادله معرفت شناختى منكران علم دينى

سال بيست و سوم ـ شماره 207 (ويژه فلسفه)

محمد مهدوى[1]

چكيده

مقوله علم دينى، بحثى مهم و پردامنه است و يكى از مباحث اصلى كه در بحث علم دينى بايد مورد توجه قرار گيرد، بررسى ادلّه و اشكالات معرفت شناختى مخالفان علم دينى است. بنابراين، با مراجعه به آثار مكتوب و با احصا و استقراى اوليه در اين زمينه، درمى يابيم كه مهم ترين استدلال هاى معرفت شناختى مخالفان علم دينى، عبارتند از: 1. عدم توجيه توليد علم دينى با تعريف معرفت به «باور صادق موجه»؛ 2. عدم امكان علم دينى در مراحل تحقيق علمى؛ 3. ملازم بودن نسبى گرايى علم با قول به علم دينى.

     در نتيجه، با دقت و بررسى استدلال هاى آنها نشان داده مى شود كه ادلّه مطرح شده در زمينه انكار علم دينى كافى نبوده برخى از آنها مدعياتى بدون دليل و برخلاف واقعيت هاى تاريخ علم است. برخى ديگر معلول نوعى مغالطه است. سرانجام، لوازم ناپذيرفتنى علم دينى، ادعايى صرف، مربوط به مرحله اجرايى تحقق علم دينى و برخاسته از عدم آشنايى با معارف اسلامى و قلمرو آموزه هاى دين اسلام است.

 

كليدواژه ها: علم دينى، علم بومى، معرفت شناختى، نسبى گرايى.



[1] استاديار دانشگاه تبريز. mahdavi319@yahoo.com

دريافت: 2/8/93               پذيرش: 10/11/93


سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
207
شماره صفحه: 
61
محتوای تغذیه