اخلاق فضيلت

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

اخلاق فضيلت سازماني: كاربرد اخلاق فضيلت در مديريت

سال بيست و ششم ـ شماره 239 (ويژة اخلاق)

علی عابدی رنانی / استادیار دانشگاه علامه طباطبائی                                                                  liabedi1386@gmail.com

دريافت: 16/6/95                                   پذيرش: 25/12/95

 

چکیده

در دهه‌های اخیر، شاهد رجوع مجدد نظریه‌پردازان اخلاقی به «اخلاق فضیلت» هستیم. اخلاق فضیلت با آراء اخلاقی ارسطو پیوند نزدیکی دارد. از دهة 1980میلادی به تدریج، شاهد احیای ارسطوگرایی هستیم. اخلاق ارسطویی در مقایسه با نظریه‌های نفع‌گرا و نظریه‌های وظیفه‌گرای کانتی، بر اهمیت فضایل و فضیلت‌مند شدن شخصیت برای شناخت اخلاقی تأکید دارند. در این دیدگاه، داشتن شخصیت متعالی لازمة تشخیص وظایف اخلاقی قلمداد می‌شود و تأکید صرف بر عقلانیت عملی برای تمییز اصول اخلاقی کافی دانسته نمی‌شود. این مقاله به روش استنادي، ضمن توضیح نارسایی‌های موجود در نظریه‌های اخلاق سازمانی حاکم، نقاط مثبت دیدگاه اخلاق فضیلت، را به‌ويژه از منظر ارسطویی تبيين مي‌كند و سرانجام، چالش‌های موجود در برابر این دیدگاه اخلاقی را مطرح مي‌كند. اخلاق فضیلت با تأکید بر اهمیت تکوین شخصیت اخلاقی در ارتقاي حساسیت اخلاقی سازمان و قدرت تمییز اخلاقی کارکنان، بهتر از نظریه‌های رقیب (اخلاق نفع‌گرا و حقوق‌محور) عمل می‌کند. به نظر مي‌رسد، اخلاق فضیلت باید در نهایت، نه به عنوان بدیلی متمایز، بلکه به عنوان الگویی مکمل برای اخلاق نفع‌گرا و وظیفه‌گرا عمل کند تا از نسبی‌گرایی و بی‌قاعدگی اخلاقی در امان باشد.

 

کلیدواژه‌ها: اخلاق سازمانی، اخلاق فضیلت، مسئولیت اخلاقی سازمان، نفع‌گرایی.


 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
239
شماره صفحه: 
61

فيليپافوت و نسبت خوبى اخلاقى با خوبى طبيعى

سال بيست و چهارم ـ شماره 210 (ويژه فلسفه اخلاق)

افلاطون صادقى / استاديار دانشگاه پيام نور مركز يزد.                   a_sadeghi@pnu.ac.ir

دريافت: 11/3/93          پذيرش: 29/8/93

چكيده

پيشينه اخلاق مبتنى بر فضيلت به افلاطون و ارسطو برمى گردد. فيليپافوت مانند آنسكومب، مك اينتاير، و مرداك در احياى فلسفه اخلاق فضيلت محور، در دوران معاصر، تلاش نموده است. فوت درصدد است تا مبنايى واقعى براى فضيلت و اخلاق مبتنى بر فضيلت اثبات نمايد؛ امرى كه چالش نظريات واقع گرايى در فلسفه اخلاق معاصر است. وى، خوب را بخشى از واقعيت مى داند و بر معناى عرفى خوب تأكيد دارد. به نظر او، خوبى، خصلت ويژه يا كاركرد خاص يك موجود زنده است. مهم ترين مسئله اين پژوهش اين است كه وى تا چه ميزان در انجام اين امر و رفع چالش ناواقع گرايى موفق است. اين مقاله با روش توصيفى ـ تحليلى، به بررسى اخلاق فضيلت فيليپافوت و معرفى نظريه هنجارسازى طبيعى او مى پردازد. حاصل اين پردازش اين است كه هرچند فيليپافوت به همراه ديگر طرف داران در جلب توجه به رويكرد فضيلت محور در اخلاق موفق بوده، اما او همچنان بايد به نقدهايى در اين زمينه پاسخ دهد.

 

كليدواژه ها: فيليپافوت، خوبى اخلاقى، خوبى طبيعى، اخلاق فضيلت، هنجارسازى طبيعى.

 

سال انتشار: 
24
شماره مجله: 
210
شماره صفحه: 
73
محتوای تغذیه