گـروه انـديـشى1

گـروه انـديـشى1

محمدمهدى نادرى

تعريف «گروه انديشى»

حتماً براى ما پيش آمده كه گاهى پيش از ورود به جلسه اى، تصميمى گرفته و يا از نظرى به شدّت طرف دارى كرده باشيم، ولى وقتى وارد جلسه شده و در فضاى آن قرار گرفته ايم، بدون آن كه اراده كنيم، از آن تصميم منصرف شده و چه بسا تصميمى صد درصد مخالف آن اتخاذ نموده ايم. اين پديده را «گروه انديشى» مى گويند.

«گروه انديشى» يك نحوه تفكّر است كه در آن، اعضاى گروه تحت فشار گروهى، آن چنان توافق جو مى شوند كه از ارزيابى هاى واقع بينانه باز مى مانند و به يك راه حل، كه مورد نظر گروه است، دل مى بندند و آن را باور مى كنند. در چنين حالتى، فرد در ميان جمع، هم چون يك برّه بدون هيچ گونه اراده اى از خود، همان چيزى را تكرار مى كند كه گروه مى خواهد و همان طور مى انديشد كه گروه مى خواهد.

اساساً گروه انديشى ناشى از فشارهايى ايجاد مى شود كه گروه به اعضاى خود وارد مى كند و آنان را اجباراً به سمت يك توافق پيش مى برد. در اين حالت، فرد باور گروهى يافته و به خود مى قبولاند كه آنچه گروه مى گويد همان مورد نظراوست. هرگاه افراد در جلسه اين جمله را تكرار كردند: «در تأييد فرمايش آقاى رئيس...» نشانه آن است كه گروه دچار بيمارى گروه انديشى شده. در اين گونه گروه ها، اطاعت از گروه و گردن نهادن به آن ارزش و سرپيچى از گروه نيز ضدّ ارزش است.

نشانه هاى گروه انديشى

محقّقان براى گروه انديشى، نشانه هايى ذكر كرده اند كه به وسيله آن ها مى توان به وجود بيمارى گروه انديشى در گروه پى برد. مهم ترين نشانه ها و عوارض ناشى از گروه انديشى عبارتند از:

1ـ توهّم آسيب ناپذيرى: يكى از علايم اين نابسامانى، توهّم آسيب ناپذيرى در اعضاى گروه است، به طورى كه آنان خطرات آشكار و واضح را ناديده مى گيرند و به علايم خطر مى خندند; يعنى: احساس رويين تن (بدون حريف) بودن مى كنند.

2ـ گريز از نقد منطقى: اعضاى گروه هايى كه تحت فشار جمعى تصميم گيرى مى كنند از هرگونه استدلال مخالف گريزانند و علاقه اى به نقد و بررسى منطقى تصميمات خود ندارند. اين منطق گريزى حالت يك طرفه دارد و اعضا عمدتاً از يك استدلال، كه توجيه گر تصميمات آن هاست، با تعصّب حمايت مى كنند; اما از اين كه تصميم هايشان به نقد و بررسى گذاشته شود، سخت بيزارند. گاهى در ميان گروه، برخى اعضا با اتّكا به نكات جزئى يا شواهد بسيار ضعيف، مى كوشند تصميم هاى خود را منطقى جلوه دهند و باور گروهى را استحكام بخشند.

3ـ يك سو نگرى و تعصّب گروهى: معمولاً تفكّر گروهى موجب مى شود كه افراد در ارتباط با ديگران و تصميم گيرى هايشان، به ارزش هايى جز ارزش هاى درون گروهى نينديشند و معيارهاى ارزشىِ غير ]گروه[ خود را بى ارزش بپندارند، به طورى كه برخى از آنان با تعصّبى كه بعضاً عقلشان را از داورى بازداشته، به تصميم گيرى مى پردازند و همه را به جز خود، به هيچ مى گيرند. بنابراين، تحقير ديگران و ناچيز شمردن آنان و مطرود داشتن عقايد و افكار و انديشه هايشان نشانه هايى از وجود چنين حالتى در گروه است.

4ـ قالب سازى: گروه مبتلا به اين بيمارى معمولاً براى اين كه بتواند به سهولت و بدون مقاومت تصميم بگيرد، در مورد ديگران به قالب سازى (كليشه سازى) متوسّل مى شود; بدين معنا كه يك تصوير كلّى، يكسان و از پيش ساخته شده را به همه كسانى كه در مقابل آن ها قرار گرفته اند تعميم مى دهد و بر همين اساس، تصميم مى گيرد; مثلاً، گفته مى شود: «دشمنان ما همه افرادى پليد و زشت خو هستند و دوستان ما همواره انسان هايى نيكو و پاك سرشت اند.» با چنين الگوى از پيش ساخته اى، گروه، ديگران را ارزيابى مى كند و تصميماتى مى گيرد كه يقيناً اعتبار چندانى ندارد. اين شيوه از قالب سازى در نظام سياسى، معمولاً تفكّر «حذف گرايى» را در جامعه مى گستراند.

5ـ اِعمال فشار بر اعضا: در تفكّر گروهى، اعضاى گروه عضوى را كه به هر دليل، افكار و اعمال گروه را مورد ترديد قرار مى دهد، تحت فشار قرار مى دهند و او را مجبور مى كنند كه نظرات گروه را بپذيرد; يعنى: در جمع، روحيه توافق جويى حاكم است و گرايش عميقى براى يكسان فكر كردن و يكسان عمل نمودن وجود دارد. معمولاً حربه اى كه عليه اعضاى ناموافق به كار گرفته مى شود در جملاتى نظير اين، تجلّى مى يابد: «سخنان شما همچون سخنان دشمنان ماست. پس دم فرو بنديد و نگذاريد تخم نفاق و تفرقه بين اعضا افكنده شود. با مخالفت شما، گروه تضعيف مى شود و خودتان نيز به همراه گروه از بين مى رويد. پس در حقّانيت گروه ترديد نكنيد ونظر گروه را محترم شماريد و بياييد با يكديگر هم دل و يك صدا شويم.»

6ـ چشم پوشى از لغزش هاى گروه: افراد گروه مى كوشند تا در مقابل لغزش ها و خطاهاى گروه، مُهر سكوت بر لب زنند و اشتباهات و خطاهاى گروه را بسيار كم اهميت شمارند; يعنى: تلاش مى كنند تا به نوعى «خود سانسورى» اقدام كنند و از ديدن نقاط ضعف ونقد عملكرد گروه بپرهيزند و به عكس، نقاط قوّت را مدح و ثنا كنند. اين شيوه گرچه از نظر روانى، به گروه قوّت قلب مى دهد، اما اين قوّت، كاذب است و پيامدهايى منفى در زمينه تصميم گيرى به دنبال دارد.

7ـ اتفاق آراء و توافق جمعى بى منطق: يكى ديگر از نشانه هاى گروه انديشى اتفاق آراء، بدون هرگونه مخالفت آشكار است. معمولاً در چنين سازمان هايى، اعضاى گروه غالباً به نفع يكديگر صحبت مى كنند و هيچ كدام مخالفت جدّى با نظر يكديگر ابراز نمى دارند، به طورى كه در جلسات، همه از آغاز مى دانند كه براى توافق، گردهم جمع شده اند.

8ـ ناديده گرفتن اطلاعات مخالف: در سازمان هاى مبتلا به گروه انديشى، معمولاً اعضا مى كوشند تا چيزى از اخبار و اطلاعات مخالف به گروه آنان راه نيابد و از اين راه، خللى در تصميماتشان وارد نگردد. در اين زمينه، بعضى از اعضاى گروه به طور جدّى، از ورود اطلاعات مخالف جلوگيرى مى كنند و اطلاعاتى را كه جنبه موافق نظرات گروه دارد تقويت مى نمايند. علاوه بر اين، در منبع اطلاع يابى نيز همين حساسيت به چشم مى خورد; يعنى: سازمان به دنبال آن منابع اطلاعاتى مى رود كه نظراتش را تأييد كند و از منابعى كه مخالفت نشان مى دهد سخت پرهيز مى كند و در جلسات خود، با كسانى كه توافق جويى نشان نمى دهند مشورت نمى كند. به عبارت بهتر، گروه با اتّخاذ اين روش، مى خواهد اطلاعات و نظراتى را مورد توجه قرار دهد كه مُهر تأييدى براى تصميمات گروه است.

دلايل گروه انديشى

در مورد اين كه چرا افراد به گروه انديشى روى مى آورند، دلايل ذيل شناسايى و برشمرده شده است:

1ـ نياز افراد به اعتماد به نفس: افراد غالباً نيازمند آنند كه مورد تأييد قرار گيرند تا احساس اعتماد به نفس كنند.

2ـ نياز به احترام: افراد دوست دارند كه از حرمت كافى برخوردار باشند تا احساس آرامش كنند و مورد حمايت قرار گيرند. گروه انديشى چنين علاقه اى را در آنان ارضا مى كند. گاهى مديران براى آن كه اعتماد به نفس خود را حفظ كنند، در درون سازمان دست به تشكيل گروه هاى غير رسمى مى زنند كه در آن، اختلاف نظر بين اعضا وجود ندارد.

3ـ مديران به كمك تفكّر گروهى، اضطراب كم ترى در تصميم گيرى ها خواهند داشت.

4ـ دليل ديگر روى آوردن به گروه انديشى اين است كه گروه انديشى موجب كاهش فشار عصبى ناشى از تصميم گيرى هاى ناعادلانه و غير منصفانه مى شود. افراد به كمك گروه انديشى، احساس گناه و شرمسارى كم ترى خواهند داشت; زيرا همگى افكار و نظرات يكديگر را به عنوان مطلوب، تأييد مى كنند و جايى براى انديشيدن و بيان نقاط ضعف باقى نمى گذارند.

چند توصيه براى پرهيز از گروه انديشى

براى جلوگيرى از گروه انديشى و يا كاهش اثرات زيان بار آن، يك مدير مى تواند از روش هاى كاربردى ذيل استفاده كند:

1ـ مدير مى تواند در گروه هاى تصميم گيرى، اعضا را به ارزيابى دقيق نظرات و نگرش نقّادانه به مسائل و آزادانديشى و استقلال فكرى تشويق كند. علاوه بر آن، بايد احساس اطمينان و آزادى (در قبال اظهار نظرهاى مخالف) را براى آنان فراهم نمايد و در اين زمينه، اطمينان هايى به آنان بدهد.

2ـ زمانى كه اعضاى مافوق قصد تصميم گيرى و خط مشى گذارى دارند و اين مأموريت را به همكاران خود وا مى گذارند، تا حدودى به آنان آزادى عمل بدهند و از پيش، تمام توقّعات خود را بر گروه تحميل نكنند.

3ـ يك سازمان بايد در تصميم گيرى هاى مهم و خط مشى گذارى هاى اساسى، از گروه هاى خارج سازمان نيز براى تصميم گيرى و ارزيابى همان موضوعات بهره گيرد. اين شيوه از ايجاد يك گروه منسجم و يكپارچه، كه القا كننده يك روش خاصّ تصميم گيرى باشد، جلوگيرى كرده، زمينه پيدايش راه حل هاى مختلف را فراهم مى سازد.

4ـ مدير بايد در مقاطعى، پيش از آن كه گروه به توافق نهايى برسد، از اعضاى گروه بخواهد تا هر كدام به واحد خود مراجعه كنند و نظرات گروه را با ساير هم كاران در ميان نهند و واكنش آن ها را بگيرد و دوباره به گروه ارائه دهد.

5ـ مدير بايد هر چندگاه يك بار، از متخصّصان خارج از سازمان دعوت به عمل آورد ـ يعنى: متخصّصانى كه در ارتباط با موضوع تصميم گيرى داراى شناخت باشند ـ و از آنان بخواهد كه نقطه نظرات اعضاى گروه را مورد سؤال قرار داده، به نقد بكشند.

6ـ در هر يك از جلسات گروه يا سازمان، مدير مى تواند از يك يا چند عضو هوشمند و تحليل گر بخواهد كه با ايفاى نقش مخالف به طور مصنوعى، تصميمات گروه را از زواياى مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار دهند و در صورتى كه كاستى هايى در عملكرد گروه و تصميمات آن مشاهده مى كنند، كاستى ها را مطرح سازند و حتى اگر نظر گروه معتبر نيست، با استدلال، بى اعتبارى آن را نشان دهند.

7ـ مدير مى تواند گروه تصميم گيرى را به چند گروه فرعى تقسيم كند تا به طور جداگانه و به مديريت افراد گوناگون، تشكيل جلسه داده، مسائل مودر بررسى را به طور جداگانه تجزيه و تحليل كنند تا به انتخاب هايى برسند و سپس در يك جلسه عمومى، از گروه هاى گوناگون بخواهد كه كليه نظرات اعلام شده را به بحث گروهى بگذارند و تصميم گيرى كنند و به اين ترتيب، با مطرح شدن نظرات مختلف، كه بدون فشار يك گروه خاص صورت گرفته است، از بروز گروه انديشى جلوگيرى كند.

8ـ پس از آن كه گروه به يك انتخاب معيّن رسيد و افراد بر راه حلى توافق كردند، براى رفع شبهه، مدير مى تواند فرصت ديگرى را پيش بينى كند و تصميم گيرى نهايى را به آن موكول نمايد. در اين فرصت، از همه اعضاى گروه خواسته مى شود كه اگر اندك ترديد يا مخالفتى دارند و يا نقطه ضعفى در تصميم مى بينند، دوباره به تفكّر نشسته، نظرات خود را اعلام كنند.


  • پى نوشت ها

    * اين مطلب از منبع ذيل اقتباس شده است:

    Gregory B. Northcraft & Margaret A. Neal, Organizational Behavior (1990).