سرمقاله


سرمقاله


حكومت علوى علنى!

سال گذشته، سال امام على(عليه السلام) نام نهاده شد و سال جارى، سال رفتار علوى نام گرفته است. بى شك مرادمان از رفتار علوى، رفتارى علنى است كه رنگ و صبغه علوى داشته باشد. البته وصفِ علوى تنها از آن رفتارهاى ظاهرى و علنى نيست، بلكه باطن و درون ما نيز بايسته است كه باطنى علوى باشد و رنگ و صبغه علوى داشته باشد. امّا واژه «رفتار» بيش تر ظهور در رفتارهاى ظاهرى و كردارهاى اجتماعى در ظرفِ جامعه و در معاشرت و تعامل با ديگران دارد. مقتضاى التزام به حكومت علوى از جانب مردم و دولتِ دينى اين است كه آنچه متناسب با حاكميت دين و ارزش هاى الهى و اسلامى است در جامعه و در ظرفِ رفتارهاى اجتماعى بروز و ظهور داشته باشد و آنچه نامتناسب با حاكميت دين و ارزش هاى اسلامى است، معدوم و يا لااقل ممنوع الظهور گردد. حكومت دينى كه همان حكومت ارزش هاست، هرگز نبايد به ضدارزش ها، مجوز ظهور و بروز بدهد چرا كه تجويز ضد ارزش، به معناى نقضِ حاكميت ارزش است. تجويز باطل به معناى تحمل آن در مقام اثبات است و كسى كه ثبوتاً قائل به حاكميت ارزش هاى دينى است چگونه در مقام اثبات مى تواند ضد ارزش ها را تجويز و تحمل كند؟! حكومت علوى، حكومتى صرفاً ثبوتى نيست، بلكه حكومتى است كه هم در مقام ثبوت و هم در مقام اثبات، براساس ارزش ها و اصولِ حقمدارانه علوى، مشى مى كند. آيا على(عليه السلام) در زمان حاكميت و خلافت خويش، تنها دغدغه عدالت و فضيلتِ در مقام ثبوت را داشت و در مقام اثبات، تابع آراء اين و آن بود و دغدغه وجاهتِ ظاهرى حكومتش را داشت؟! شگفتا كه امروز كسانى به نام على(عليه السلام) و سيره علوى، قلم بر كاغذ مى دوانند و از او چهره اى متسامح و متساهل بر سر عدل و حقيقت مى سازند و كسى را كه در ميان أبناء بشر «شهيد شديد العدالة» نام گرفته، اهل مجامله و بند و بستِ سياسى جلوه مى دهند! آنان كه دائماً دغدغه وجاهت ظاهرى حكومت اسلامى را دارند، بايد يك بار ديگر نامه على(عليه السلام) به عثمان بن حنيف را با دقت بخوانند! آنان كه ارتكاب جرم و خلاف و بزهكارى را موجب وهنِ جامعه اسلامى و حكومت دينى نمى دانند امّا اجراى علنى حدود شرعى و تعزيرات و تنبيهات دينى براى جلوگيرى از وقوع جرم را وهنِ اسلام و حكومت اسلامى مى دانند، يك بار ديگر نامه بلند آن حضرت به مالك اشتر را مطالعه كنند! چرا اينك برخى از سران و رجال ما در برابر تمدن پوشالىِ غرب، منفعل و خودباخته شده اند؟ مگر دروغين بودن مدعياتِ تمدن مغرب زمين را در حوادث اين روزها1 بالعيان نمى بينند؟ بدون شك امروز جهان، تشنه مصداق قاطعيت و عدالتِ علوى است و صد البته مفهومِ علويت و عدالت، دردى دوا نخواهد كرد. بياييد با تمام توان و توشه علمى و عملى، گامى در راستاى تحقق حكومتِ علوى علنى برداريم، «ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين».2

والسلام
سردبير


  • پى‌نوشت‌ها
  • 1ـ همچون تراژدى غمبار افغانستان و حوادث اسفبار فلسطين.

    2ـ آل عمران: 139