جامعه شناسى دين1

 

 

 

جامعه شناسى دين1

كن براون
ترجمه: رضا رمضان نرگسى

معمولا جامعه شناسان نگران درستى يا نادرستى عقايد دينى نيستند. آنچه براى ايشان مهم است اين است كه ميليون ها نفر داراى عقايد دينى مختلف بوده و عقايد ايشان علت پيدايش جنبش ها و نهادهاى قدرتمند شده است. در انگلستان امروزى، ميليون ها نفر از پيروان اديان اصلىِ مسيحيت و اسلام و هندوئيسم وجود دارند و بدون شك، عقيده دينى ايشان پيامدهاى خاصى داشته و دارد. جامعه شناسان عمدتاً به بررسى اين نتايج و پيامدها و به نقش و اهميت دين در جامعه علاقمندند.

تعريف دين

تعريفى از «دين» كه بتوان روى آن توافق داشت وجود ندارد. ولى اديان سازمان يافته متضمّن همه يا برخى از مشخصات ذيل مى باشند:

اعتقاد به ماوراى طبيعت (انواعى از اعتقاد به خدا يا خدايان) يا اعتقاد به نمادهايى كه نزد برخى مقدس شمرده مى شوند; مثل صليب يا شرك توتم;

از تعاليم و اعتقادات (الهيّات) كه معمولا بر مبناى برخى كتب مقدّس مثل تورات و انجيل و قرآن بنا شده اند.

سلسله اى از مناسك و آداب يا مراسم براى اظهار اين عقايد به طور علنى يا پنهانى براى مثال بيش تر اديان داراى مناسك خاصى مثل زانو زدن براى دعا در مسيحيت يا سرود خواندن، روزه گرفتن و يا شمع روشن كردن و... مى باشد;

بعضى اشكال سازمان دهى پرستش كنندگان يا معتقدان مثل روحانيان، كليساها، مساجد و كنيسه ها;

مجموعه اى از ارزش هاى اخلاقى كه رفتار روزانه معتقدان را هدايت كرده يا تحت تأثير قرار مى دهند، مثل ده فرمان در دين مسيحيت.

نقش دين در جامعه

نقش دين در جامعه را عمدتاً مى توان تحت سه عنوان طبقه بندى كرد:

1. حمايت از افراد;
2. همبستگى اجتماعى;
3. مهار اجتماعى.

حمايت از افراد: دين مى تواند نقش مهمى براى افراد ايفا كند، مانند:

دين مى تواند منبعى از راحتى و آسايش و تبيين معنادارى براى افرادى كه با فشار روحى و بحران مواجهند فراهم كند; مثل جنگ، مرگ، تصادفات و فاجعه هاى طبيعى.

مراسم دينى مى تواند به معتقدان احساس اتّحاد، همانندى هويّت، امنيت و احساس تعلّق به گروهى كه به آن ها علاقه مند است، بدهد و آن ها را حول اصول اخلاقى و رفتار مشترك به هم متصل كند.

دين مى تواند سؤالاتى مثل مفهوم زندگى و مرگ را تبيين نمايد و يا توجيهى براى موقعيت اجتماعى فرد ارائه كند. براى مثال، در هند نظام كاستى2 دين هندو، تبيينى براى موقعيت فرد در سلسله مراتب اجتماعى ارائه مى دهد.

هنوز گروه هاى دينى نقش مهمى در كمك به افراد بى بضاعت و فقير به عهده دارند، هرچند اكنون تصدّى بسيارى از اين وظايف به عهده تشكيلات بهزيستى دولت مى باشد. براى مثال، «سپاه رستگارى» در انگلستان به عنوان بزرگ ترين تهيه كننده خوابگاه براى مردان مجرّد بى خانمان در اين كشور، كارش براى تهى دستان و فقرا مشهور است.

همبستگى اجتماعى: دين بخشى از فرهنگ يا روش زندگى يك جامعه مى باشد و كمك مى كند تا سنّت هاى فرهنگى جامعه حفظ شوند.

تنها زمانى جامعه مى تواند به حيات خود ادامه دهد كه مردم داراى برخى عقايد مشترك درباره رفتار درست و نادرست باشند. دوركهايم (نويسنده قرن نوزدهم( دين را به عنوان نوعى چسب اجتماعى (پيونددهنده اجتماعى) مى پنداشت كه با تشويق كردن افراد براى پذيرفتن ارزش هاى اساسى جامعه، افراد جامعه را به همديگر پيوند داده، يك پارچه مى كند.

براى مثال، او عبادت كردن دسته جمعى را به عنوان شيوه تقويت احساس همبستگى در گروه اجتماعى مى ديد; دين است كه يك فرد را به وسيله ارزش هاى يك جامعه، اجتماعى مى كند. فرهنگ مسلّط مسيحى انگلستان سنّت هايى مثل «كريسمس»، «غسل تعميد» و «ازدواج تك همسرى» را حفظ مى كند و سعى مى نمايد تا افراد را به پى روى از هنجارهاى جامعه تشويق كند. به عنوان مثال، قوانين دينى درباره حقوق افراد و خانواده و همچنين قوانين دينى درباره دزدى، قتل، زناى محصنه و مانند آن، كه به عنوان سنّت دينى محسوب مى شوند، تا حدّ زيادى هنجارهاى جامعه را تقويت مى كنند. چه بسا اين مجموعه از عقايد اخلاقى و ارزش ها با جامعه پذيرى عميقاً در جامعه ريشه دوانده، به طورى تا تأثيرى يكسان بر رفتار روزمرّه معتقدان و غيرمعتقدان داشته باشد.

براى مثال، اگر قوانين مربوط به قتل، دزدى و زنا توسط كسى نقض شود، اغلب مجرمان دچار عذاب وجدان خواهند شد، و اين عبارت است از جامعه پذيرى قدرتمند و تأثير نفوذ آن در مهار افراد.

در اجتماعات اقلّيت هاى قومى در انگلستان، اغلب عقايد دينى و سنّت ها ابزارى براى اين گروه ها به منظور حفظ هويت، فرهنگ و سنّت هاى خودشان مى باشند. اغلب معابد سيك ها و هندوها و مساجد مسلمانان نقش مهمى در جمع كردن چنين اجتماعاتى ايفا كرده، به عنوان نقطه مركزى زندگى اجتماعى عمل مى كنند; همان گونه كه به عنوان هسته اصلى زندگى دينى ايفاى نقش مى كنند.

دين، تضاد اجتماعى و تغيير اجتماعى

دين همان گونه كه به عنوان نيرويى براى انسجام و تثبيت جامعه عمل مى كند، همچنين مى تواند سرچشمه تنش و تضاد باشد و سبب اختلافات و نااستوارى در جامعه شود.

براى مثال، در ايرلند شمالى، رقابت ميان عقايد دينى كاتوليك و پروتستان تا حدى سبب آشوب اجتماعى بزرگ در طى قرون بوده است. در زمان حاضر، حول همان اغتشاشات، از سال 1969 گرفتار درگيرى مسلّحانه با ارتش انگليس بوده اند. در شبه قاره هند، جنگ ميان مسلمانان و هندوها منجر به تقسيم يك هند متحد، به دو كشور مجزّا (هند و پاكستان) شد. در دهه 1980 و 1990 اين اختلافات به وسيله درگيرى هايى ميان هندوها و سيك ها افزايش پيدا كرد.

دين سبب تغييرات اجتماعى عمده بوده است. براى مثال، در امريكاى جنوبى، كشيشان كاتوليك رومى پيروان آموزه اى كه كمونيسم و كاتوليسيسم را به هم آميخته و «الهيات رهايى بخش»3 ناميده مى شود، نقش عظيمى در جنگ عليه ديكتاتورى سياسى و فقر ايفا مى كردند. در ايران، انقلاب اسلامى منجر به سرنگونى حكومت پادشاهى (شاه) و تأسيس يك جمهورى اسلامى در سال 1987 و 79 شد. اسلام نيز تبديل به يك نيروى عظيم بين المللى براى تغيير اجتماعى در اواخر قرن بيستم گرديده و بنيادگرايى اسلامى سعى دارد تا در بيش تر نقاط جهان، براساس تفسير ظاهرى از قرآن، تغييرات اجتماعى بيافريند. اين امر مستلزم ازاله تأثيرات فرهنگى غربىِ رو به انحطاط و تغييراتى در موقعيت زنان است.

عقيده دنيوى كردن امو4

كلمه «سكولار» يعنى غيردينى، و عقيده «دنيوى كردن امور» عبارت است از اين كه اهميت دين و اهميت عقايد دينى، هم در جامعه و هم نزد افراد رو به كاهش است. ويلسون تعريف ذيل را از «دنيوى كردن امور» در كتاب دين در يك جامعه سكولار5 ارائه مى كند (1969ـ C.A.watts):

"دنيوى كردن امور" عبارت است از: فرايندى كه به وسيله آن تفكر دينى و عمل دينى و مؤسّسات دينى اهميت اجتماعى خود را از دست بدهند.»

طبق تعريف ويلسون، دنيوى كردن امور مى تواند بر حسب سه جنبه آزموده شود. آن سه جنبه عبارتند از:

1. تفكر دينى;
2. تأثير دين بر اعتقادات مردم و ارزش ها;
3. عمل دينى; مانند مقدار عضويت و حضور در نهادهاى دينى.

مشكلات اندازه گيرى دنيوى كردن امور

در مباحث سابق، احتمالا براى شما روشن شده كه مشكل اصلى در مورد اين كه آيا "دنيوى كردن امور" رخ داده يا نه، اين است كه چگونه دين و اعتقادات دينى تعريف و سنجيده مى شوند.

براى مثال، آيا حضور در نهادهاى دينى روش خوبى براى سنجش مقدار اعتقادات دينى در جامعه مى باشد يا نه؟ آيا رفتن به مساجد يعنى اين كه شما واقعاً به خدا اعتقاد داريد؟ آيا مى توانيد بدون شركت در مراسم مذهبى، فردى متديّن باشيد; مثلا، در غرب ارقام شركت در كليسا به عنوان مدركى براى "دنيوى كردن امور"6 كاملا غيرقابل اعتماد مى باشند; زيرا فرقه هاى مختلف شيوه هاى گوناگونى درباره تعريف عضويت دارند. براى مثال، «كليساى كاتوليك» عضويت را براساس افرادى كه به عنوان كاتوليك غسل تعميد داده مى شوند تعيين مى كند. ولى اين امر هيچ چيزى درباره عقايدشان در هنگام بلوغ به ما نمى گويد. «كليساى اسلوب هند» عضويت را براساس آن ها كه از شاخص هايى مثل غسل هاى تعميد، تصديق ها، يا آن هايى كه در آيين هاى كليدى شركت مى كنند (عيد پاك) استفاده مى كند.

جدول صفحه بعد نتايج يك تحقيق بر روى عقايد دينى مردم انگلستان را در سال 1985 نشان مى دهد.

جامعه شناسان مى خواهند بپرسند كه شاخص هايى كه از آن ها استفاده مى شود واقعاً چه معنايى مى دهند؟ براى مثال، از كلمات «خد» و «گناه» و «روح» چه چيزى قصد مى كنند؟ از چه جهاتى؟ اگر مردم بگويند كه آن ها خدا را باور دارند، آيا معنايش اين است كه اين باور رفتار روزمرّه آن ها را تحت تأثير قرار مى دهد؟ در نتيجه اين مشكلات، در تفسير و تحقيق و سنجش دامنه عقايد دينى، هيچ توافق آشكارى در ميان جامعه شناسان بر وسعت آنچه دنيوى كردن آمور در آن رخ داده است وجود ندارد. على رغم مشكلاتى كه در سنجش دنيوى كردن امور و كاهش عمومى دخالت دين سازمان يافته در انگلستان امروزى به چشم مى خورد، اين جدول مى گويد:

در حالى كه بسيارى از مردم ادعا مى كنند كه به بعضى از عقايد دينى درست و ارزش هاى اخلاقى كه به طور دينى بنا شده، معتقدند، اغلب به نهادهاى دينى چندان وابستگى و علاقه اى ندارند. فرضاً در يك كشور مسيحى، فقط 14 درصد از جمعيت عضو كليساى مسيحى مى باشند و در سال 1989 فقط 52% از كل ازدواج ها همراه با مراسم مذهبى در كليسا برگزار شده است.

جدول (1) شاخص هاى تعهد دينى در انگلستان 1985

شاخص هاى تمايل دينى درصد نمونه   شاخص هاى اعتقاد درست

درصد نمونه

درباره معنا و مقاصد زندگى فكر مى كنند

34%   اعتقادبه خداى شخصى 31%

هرگز درباره بى معنايى زندگى فكر نمى كنند.

50%   اعتقاد به روح و نيروى زندگى 39%

بيش تر اوقات درباره مرگ فكر مى كنند.

15%   اعتقاد به خد 76%

بيش تراوقات به خاطرانجام كارهاى بد افسوس مى خورند.

8%   اعتقاد به گناه 69%

به اوقات نماز و دعا و... نياز دارند.

50%   اعتقاد به روح 59%

خود را به عنوان فرد مذهبى معرفى مى كنند.

58%   اعتقاد به بهشت 57%

آرامش و استحكام خاطر از دين ناشى مى شود.

46%   اعتقاد به زندگى پس از مرگ 45%

خدا در زندگى من مهم است.

50%   اعتقاد به شيطان 30%

يك تجربه معنوى داشته اند.

19%   اعتقاد به جهنم 27%
      كاملا به طور شخصى احكامى را قبول مى كنند كه ايجاب كند:
      بى اعتقادى به خد 48%
      احترام گذاشتن به اسم خد 43%
      مقدّس بودن روز تعطيل هفته 25%

شاخص هاى ارزش اخلاق درصد نمونه   شاخص هاى دل بستگى سازمانى درصد نمونه
دستورالعمل هاى كاملى درباره خوب و بد وجود دارد. 28%   ايمان شديد به كليس 19%
به طور شخصى كاملا محرمات الهى ذيل را مى پذيرند:   كليسا به مشكلات اخلاقى جواب مى دهد 30%
كشتن 90%   كليسا به مسائل خانوادگى جواب مى دهد 32%
زنانى محصنه 78%   كليسا جواب گوى نيازهاى روحى است. 42%
سرقت 87%   حضور ماهانه در مراكز دينى 23%
شهادت دروغ 78%   فرقه مذهبى:
موافقت با آزادى بى قيد و شرط جنسى 23%   كاتوليك رومى 11%
موّجه و محقّق بودن تروريسم 12%   پروتستان 68%
فعاليت هاى ذيل هرگز موفق نيستند:   كليساى آزاد يا پيرو هيچ گروهى نيست. 6%
قبول رشوه 79%   اعتقاد به آينده دين
گدايى 78%   در آينده مهم تر مى شود. 21%
كشيدن و استعمال مارى جوان 81%   در آينده كم تر مهم مى شود. 40%
همجنس بازى 47%   اعتقاد به يك دين درست 21%
قتل از روى ترّحم(كشتن بيماران لاعلاج) 30%   ايمان دينى براى پيشرفت بچه ها ارزشمندتر مى شود. 14%
ترور سياسى 77%      
چاپلوسى براى مقام بالاتر 37%      
انتحار و خودكشى 34%      
اقتباس از: (M.Abrams,D.Gerard and N.Timms,(eds), Values and Social Change in Britian (macmillan 1985

دلايل رشد دنيوى شدن امور در كشورهاى غربى

در كشورهاى غربى، رشد آشكار سكولار در نتيجه تركيب چند عامل مى باشد:

1. اكنون پيشرفت هاى واقع شده در علم و فناورى براى سؤالاتى كه به طور سنّتى به وسيله دين به آن ها جواب داده مى شد، تبيين هاى علمى ارائه مى كنند; مثل منشأ جهان و علل و اسباب قحطى و مريضى; معجزات ديروزى تبديل به اكتشافات علمى امروزى شده است.

2. [امروزه] دولت بسيارى از وظايفى را كه عادتاً توسط نهادهاى دينى انجام مى شد، به عهده گرفته است: مثل تهيه و تدارك آموزش و پرورش و كمك مالى در مواقع اضطرار و پريشانى، كه اين امر اهميت دين را در زندگى مردم كاهش مى دهد.

3. پيشرفت رسانه هاى گروهى، به خصوص تلويزيون كه جانشين نهادهاى دينى به عنوان منبع اصلى اقتدار و دانش براى بسيارى از مردم شده و به احتمال قوى، شكل گيرى عقايد مردم براساس آنچه در روزنامه ها مى خوانند يا بر تلويزيون مى بينند بيش تر است از آنچه دين يا نهادهاى دينى به آن ها مى گويند.

مداركى براى مبارزه با دنيوى كردن امور

در انگليس، بسيارى از مباحثات دنيوى كردن امور بر دين مسيحيت متمركز شده و شواهد پيدايش سكولاريسم در بين اقلّيت هاى قومى ناچيز است. از اين رو، بخش ذيل مقدّمتاً بر بعضى از استدلال هاى مبارزه با سكولاريسم و همچنين بر نفع يا عليه ديدگاه هايى كه براساس آن، دين مسيحيت در انگلستان در حال دنيوى شدن مى باشد، متمركز مى شود:

كاهش تفكر دينى

اعتقادات دينى در زندگى روزمرّه افراد، از لحاظ رعايت نكات اخلاقى كم اهميت شده اند. در بررسى نگرش هاى اجتماعى انگليسى، در سال 1989 نتايج ذيل به دست آمد: يك سوم انگليسى ها ادعا كردند كه ابداً هيچ دينى ندارند. وجود كليساهاى گوناگون، مخالفت سنتى انواع كليساها با مسأله طلاق، جلوگيرى از حاملگى، سقط جنين، آميزش جنسى در خارج از ازدواج، حرام زادگى و همجنس بازى نشان مى دهد كه كليساهاى گوناگون تأثير اندكى بر رفتار مردم دارند. در كشورهاى غربى، تعداد رو به افزايش طلاق، خانواده هاى تك والدينى و بچه هاى نامشروع، زندگى دو زوج بدون ازدواج، داشتن رابطه جنسى با چند نفر و رشد پذيرش همجنس گرايى، رواج استفاده از [روش هاى] جلوگيرى از حاملگى در ميان كاتوليك ها بر خلاف تعليمات صريح كاتوليكى و سطوح رو به رشد استفاده از مواد مخدّر، و درج موارد مستهجن و سكسى و جرم هاى خشن را مى توان به عنوان مداركى براى كاهش اصول اخلاقى دينى و عقايد دينى در زندگى كشورهاى غربى به شمار آورد.

كاهش اعمال دينى

كاهش تعداد شركت كنندگان در كليسا در ميان همه فرق مذهبى عمده مسيحى وجود دارد. كليساهاى سنّتى از سال 1976 هر 6 ماه يك عضو خود را از دست داده اند. تحقيقات مارى وسوشال (Social and mari( و تحقيقات پيمايشى برنامه ريزى ملّى در سال 1989 به اين نتايج رسيده كه تنها 15 درصد جمعيت يك بار در هفته يا يك بار در دو سه هفته در كليسا شركت كرده اند، در مقايسه با سال 1851 كه قريب 40 درصد مردم شركت داشتند و تنها 20 درصد مردم دست كم ماهى يك بار و قريب نيمى از جمعيت در سال ابداً به هيچ مركز دينى نمى روند. اين امر نشان مى دهد كه انگلستان يكى از بى دين ترين كشورها در جهان مسيحيت است. علاوه بر اين، بسيارى از آن ها كه در مراسم مذهبى شركت مى كنند، ممكن است به عللى غير از عقايد دينى اين كار را انجام دهند; مثلا، فشار خانواده يا به خاك سپارى خويشاوندان يا ازدواج آن ها. از اين رو، حتى تصور اين اعمال به عنوان عمل دينى ممكن است غلط و نادرست باشد. )يعنى شركت در مراسم نيز عمل دينى محسوب نمى شود.) اين در حالى است كه هنوز از بسيارى از مراسم دينى براى «آيين هاى گذر» استفاده مى كنند. «آيين هاى گذر» يعنى ورود به مراحلى مهم و پرمعنا در زندگى; چيزى مثل غسل تعميد يا ازدواج و آيين دفن.

اين مراسم ها ممكن است صرفاً براى نشان دادن يك احساس ضرورت يا مناسبت خاص به كار برده شوند و براى اغلب انسان ها مفهوم يا اهميت دينى كم ترى در برداشته باشند. اغلب مردم غرب قطع نظر از اين مناسبات خاص، بسيار كم در كليسا شركت مى كنند و در هر مورد، تعداد اين مناسك رو به كاهش است. براى مثال، قريب نيمى از ازدواج ها در كشور انگلستان در سال 1989 ازدواج هاى صرفاً قانونى و فاقد مراسم دينى بودند (و فقط در اداره ثبت انجام گرفته است.)

كاهش نهادهاى دينى

قدرت و نفوذ كليسا در جوامع مسيحى كاهش يافته است. منزلت و اعتبار كشيش هاى مسيحى به طور پيوسته، رو به كاهش مى باشد و به ندرت، نيروى انسانى تازه، وارد اين شغل مى شود و به آن ها اغلب مزدى پايين تر از كارگران دستى غير تخصصى مى پردازند. امروزه ساختمان هاى كليسا در حال ويران شدن و بسته شدن مى باشند.

براى مثال، در انگلستان از سال 1970 بيش از 1250 كليسا بسته شده و تنها 390 كليسا بازمانده اند. در گذشته، اين اماكن ساخته شده با هزينه زيادى تزيين شده به خوبى نگه دارى و تعمير مى شدند. كليساها عادتاً تأثير فراوانى بر دولت و جامعه داشتند. امروزه دولت بسيارى از اين نقش ها را به اضافه آموزش دولتى آزاد يا رايگان، خدمات اجتماعى، بيمه ملّى درمانى، اعانات دولتى، سراى سالمندان و... براى مراقبت از مريضان، فقرا و بى كاران و ديگر افراد معيوب به عهده گرفته است.

دين مسيحيت ديگر هيچ هدايتى در اختيار مردم نمى گذارد، به نظر مى رسد كه بيش تر از گرايش ها پى روى مى كند تا آن كه بخواهد آن ها را ايجاد كند. تنها روشى كه مسيحيت مى تواند به وسيله آن به حيات خود ادامه دهد عبارت است از اين كه با رقيق كردن خود و رها كردن عقايد و رسومات سنّتى، غير دينى گردد. براى مثال، موسيقى در كليساها، پذيرش قوانين آسان تر طلاق، اجازه ازدواج مجدّد به افراد مطلّقه در كليسا، رشد پذيرش سقط جنين، برداشتن الفباى لاتين (خط و زبان) در خدمات كاتوليك، انتصاب كشيش هاى زن و افزايش پذيرش همجنس بازى، كه همه اين ها به عنوان مدارك فروپاشى عقايد سنتى مسيحيت تلقّى مى شوند.

شواهدى عليه دنياگرايى

تجديد اهميت تفكر دينى

در كشورهاى غربى عقيده دينى در قالب هاى متنوّع به صورت معمول و فراوان باقى مى ماند. على رغم اين كه بررسى ها نشان مى دهد كه 70 درصد مردم فكر مى كنند كه دين نفوذش را از دست مى دهد، ولى 76 درصد مردم ادعا مى كنند كه به خدا ايمان دارند. 69 درصد مردم معتقدند كه در معصيت زندگى مى كنند و 57 درصد معتقدند كه در بهشت جاى خواهند داشت.

يك بررسى در سال 1991 توسط تايمز ميرر (times mirror) در مركز واشنگتن ايالات متحده امريكا، نشان داد كه 58 درصد مردم بريتانيا ادعا مى كردند كه هيچ شكّى در مورد خدا نداشته اند. هنوز عقيده رايج در مورد ماوراء الطبيعه وجود دارد.

رشد نرخ هاى جرم، طلاق، حرام زادگى و مانند آن داراى علل گسترده اى مى باشد و با كاهش عقايد دينى نمى تواند تبيين گردد.

عقايد دينى هنوز نقش مهمى در تحكيم بخشيدن به برخى ارزش هاى اجتماعى و سياست هاى رفاه اجتماعى ايفا مى كنند. در انگلستان، هنوز انسان هاى بسيارى از ارزش هاى اخلاقى، كه بر اساس دين بنا شده است، حمايت مى كنند. مثل نگرش هايى در ارتباط با دزدى، آدم كشى و زناى محصنه. پذيرش عقايد رايج بنا شده بر اساس دين، مثل اهميت مراقبت از فقير، مى تواند دولت را مجبور كند تا تصدّى مسؤوليت هاى رفاه اجتماعى را، كه در گذشته بر عهده كليسا بود، به عهده بگيرد.

پايدارى عمل دينى

ايمان داشتن به خدا ضرورتاً به معناى رفتن به كليسا نيست و رفتن به كليسا به معناى ايمان به خدا نمى باشد. در گذشته، انسان هاى بسيارى فقط به دليل اين كه رفتن به كليسا براى دست يابى به اعتبار اجتماعى، ضرورى به نظر مى رسيد، به طور منظّم در كليسا شركت مى كردند. از اين رو، امروزه كاهش شركت مردم در كليسا ضرورتاً به اين معنا نيست كه افولى در عقايد مردم رخ داده است، بلكه فقط فشار اجتماعى براى شركت در كليسا كم شده و هنوز علاقه به عقايد بسيار قوى است. مردم به سادگى توسط كليساهاى سنّتى تحت تأثير قرار مى گيرند و عقايدشان به شيوه هاى متفاوتى ظاهر مى شود. براى مثال، كاهش يافتن شركت در كليسا ممكن است به اين معنا باشد كه مردم بيش تر ترجيح مى دهند در خلوت خانه هاى خودشان در گروه هاى خانگى يا مجالس يا همراه با خدمات تلويزيون و راديو به دينشان عمل كنند تا اين كه بخواهند به كليسا بروند.

نيم كت هاى خالى كليسا

گفته هاى جدال برانگيز: يك كشيش درباره تغييرات پرهيجان در شيوه هايى كه كليساها به كار مى گيرند، صحبت مى كند. او مى ترسد اگر قدم هاى اساسى برداشته نشود، به زودى شاهد پايان يافتن خود مسيحيت باشيم. كشيش راندل (Dennis Randall) معتقد است: اگر مردان مقدس براى حركت همراه با زمانه حاضر نشوند، به زودى براى رديف هاى خالى نيم كت كليسا موعظه خواهند كرد.

به صورت سنّتى در سرتاسر كشور انگلستان، «كريسمس» به معناى بازار گرمى براى كليسا مى باشد، ولى همه چيز در حال تغيير است و هر سال كشيش ها خودشان را براى شركت كننده هاى كم ترى آماده مى كنند.

در چند سال گذشته، يك كاهش بهت آورى در تعداد شركت كننده هاى كليسا به وجود آمد و رؤساى دينى مى ترسند اگر جلوى اين فروپاشى را نگيرند، به زودى هزاران كليسا در سرتاسر بريتانيا تعطيل گردند.

مناره هاى سر مخروطى كليسا

عالى جناب راندل به چند عامل، كه مسؤول كاهش حضّار كليسا مى باشند، معتقد است: براى جذب مردم در اين جا سرمايه گذارى نمى شود، بلكه پول هاى بسيار براى مناره هاى سرمخروطى كليساها صرف مى شود، در حالى كه بودجه در خصوص خود كليساها به قدر كفايت نمى باشد. ما در ساختمان هاى كهنه و از تاريخ مصرف گذشته هستيم. بسيارى از آن ها حتى امكانات اساسى يك سرويس بهداشتى را هم ندارد. همچنين سرودهاى مذهبى كليسا نيز قديمى مى باشند. بعضى از آن ها بى اغراق، صدها سال عمر دارند و من مطمئنم كه جوانان زيادى از پوشيدن لباس رسمى در كليسا بى زارند. براى مثال، در انگلستان احتمالا كليسا تنها مكانى است كه اجازه گذاشتن كلاه بر سرتان نداريد.

از جمله پيشنهادهايى كه او مطرح ساخته، ساختن كليساهاى فوق العاده جديد در بيرون از شهر مى باشد. كليساهاى كوچك واقع در گوشه و كنار كاملا قديمى شده اند. ما بايد كليساهاى بزرگ و جديد در حومه شهر بسازيم كه تا دير وقت باز بوده و در هر هفته، هفت شب داير و داراى پاركينگ عمومى باشند.

قدم هايى نيز براى كشاندن مردم به كليسا برداشته شده است. زمين هايى باير گورستان ها زمين هاى خوبى هستند. ما مى توانيم از اين مكان براى نمايش هاى ميدانى جذاب استفاده كنيم، شهربازى براى بچه ها و كارواش، كه هر كسى در روز يكشنبه ماشين خود را بتواند بشويد.

عالى جناب راندل معتقد است: كليد موفقيت آميز آينده، جذب جوانان به كليسا مى باشد و مى گويد: ما بايد سعى كنيم تا خانواده ها به كليسا برگردند. برگشتن خويشاوندان قديمى خوب است، ولى كثيرى از آن ها صرفاً به خاطر فنجان چاى مجّانى به كليسا مى آيند. هنگامى كه بشقاب جمع آورى اعانات را مى گردانند، افراد سخاوتمندى حاضر نمى باشند.7

همان گونه كه در جدول (2) نشان داده شده، واقعاً افزايشى در اعضاى ديگر فرقه هاى مسيحى مانند «مورمون ه» (Mormons) و يهوه اى هاى «ويت نيس» (Jehovah¨s Witnesses) و پى روان ساير اديان رخ داده است. فرقه «مسيحيت انجيلى» (تولد دوباره)8 در حال عضوگيرى و پوشش دادن جميعت زيادى مى باشد و انتظار مى رود كه كليساهاى منظّم انگليسى دو برابر شوند و 18% بالغان را تا سال 2015 پوشش دهند.

كاهش تعداد افرادى كه در كليسا ازدواج مى كنند و افزايش عروسى هاى در اداره ثبت مى تواند به اين علت باشد كه هر دو زوج يا يكى از آن ها براى دومين بار ازدواج مى كند يا به خاطر هزينه بالاى ازدواج در كليسا مى باشد، نه به خاطر بى اعتقادى دينى. هنوز از كل ازدواج هاى بار اول 69% زوج هايى كه هر دو براى اولين بار ازدواج مى كنند، در كليسا و همراه با مراسم دينى حاضر مى شوند.

سريع ترين رشد جنبش مسيحى در انگلستان در دهه 1990 و دهه 1980 در فرقه «مسيحيت انجيلى» مى باشد. «انجيلى گرى» يك مجموعه وسيعى از مسيحيان مى باشند كه در يك اعتقاد اصولى در پذيرفتن كتاب مقدّس به اين كه كتاب مقدّس كلمات تحت اللفظى خداست و مى بايست به طور جدّى از آن اطاعت شود، مشترك هستند. بسيارى از انجيلى ها به بازگشت دوباره مسيح، شفا دادن مريض، گويا كردن لال‌ها (گنگ ها)، معجزات او، بيرون انداختن اجنّه و شياطين و تسخير جن ايمان دارند. آن ها با جادوگرى، شيطان گرايى، جادوگرايى به وسيله جن و شيطان (جادوى سياه)، هر نوع فعاليت مرموز، سيگار كشيدن، مشروب خوارى، بى بند و بارى جنسى و همجنس بازى مبارزه مى كنند. بيش از نيمى از كل كشيشان جديد انگليسى در سال 1990 مسيحيان انجيلى بودند و يك چهارم اسقف هاى انگليسى، كه شامل اسقف اعظم كانتربورى (Canterbury)، دكتر جورج كرى (Gorge Carey) هم بود، انجيلى هستند. در سال 1990 ديده شد كه دويست هزار نفر در راه پيمايى براى عيسى مسيح از سرتاسر انگلستان اجتماع كردند و يك دهه انجيلى گرى از سال 1991 آغاز شد. اين يك مبارزه ده ساله اى در انگلستان مى باشد، با حاميانى از همه كليساهاى عمده براى وارد كردن افراد جديد به مسيحيت. اين انجيلى گرى جديد به نظر مى رسد كه احساسات و تعهّد دينى را، كه در كليساهاى ديگر يافت نمى شود، زنده مى كند و گويا در دهه 90 هدف خود را متوقّف كردن و وارونه ساختن كاهش اعتقاد دينى و حضور در كليسا، كه در سرتاسر قرن بيستم ادامه داشته، قرار داده است.

رشد نفوذ نهادهاى دينى

اگرچه قدرت و نفوذ نهادهاى دينى، به ويژه كليساى انگلستان، ممكن است در مقايسه با قرن گذشته كاهش يافته باشد، ولى در امور ذيل هنوز مهم مى باشند:

اسقف هاى كليساى انگلستان در مجلس اعيان جاى مى گيرند. (بزرگان مذهبى)

پادشاه بايد يكى از اعضاى كليساى انگلستان باشد. تاج به وسيله اسقف اعظم بر سر پادشاه گذاشته مى شود و پادشاه از زمان هنرى هشتم در صدر كليساى انگلستان حامى دين بوده است.

كليساى انگلستان كليسايى تثبيت شده يا رسمى در انگلستان باقى مى ماند.

كليساى انگلستان فوق العاده ثروتمند است، با سرمايه اى كه در سال 1991 سه ميليون پوند برآورد شده و يكى از بزرگ ترين زمين داران در كشور انگلستان مى باشد.

از سال 1994 طبق لايحه آموزش و پرورش، همه مدارس قانوناً مكلّف شده اند تا روزانه آيين دينى برگزار نمايند و در سال 1988 اصلاحيه لايحه مجدداً الزام به برگزارى اجتماعات مسيحى و آموختن عقايد مسيحى در مدارس را با قاطعيت ابراز مى دارد.

هنوز نهادهاى دينى مدارس زيادى را اداره مى كنند; مثلا، كاتوليك ها و كليساى انگلستان مدارسى را اداره مى كنند.

ويژگى دينى روز استراحت يا تعطيلى (day of rest) يك شنبه ها حفظ مى شود. تاكنون گروه هاى دينى على رغم مخالفت فراوان با آن ثابت كرده اند كه در رد تلاش هايى براى تغيير قوانين تجارى يك شنبه ها (به منظور اجازه دادن به فروشگاه ها براى باز بودن در اين روز) بسيار موفق مى باشند، هرچند به نظر مى رسد كه از اواخر سال 1991 گويا چنين گروه هايى نهايتاً اين مبارزه را مى بازند; زيرا فروشگاه هاى بزرگ زنجيره اى مثل «تسكاس»(Tescos) و ساينس بورى (Sains burys) با باز كردن فروشگاه ها در يك شنبه ها از قوانين تجارت يك شنبه ها سرپيچى كرده اند، و دادستان كل اعلام كرد كه آن ها را به خاطر اين عمل تحت پيگرد قانونى قرار نخواهد داد.

گروه هاى دينى هنوز مى توانند به عنوان گروه هاى فشار قدرتمند عمل كرده، بر افرادى كه در موقعيت قدرت در جامعه هستند، تأثير بگذارند. براى مثال، گروه LIFE و گروه SPUS (يعنى جامعه حمايت از كودكان متولد نشده) اساساً سازمان هاى كاتوليكى مى باشند كه تلاش مى كنند تا سقط جنين را كاملا غيرقانونى كنند و در بزرگ نمايى مسأله سقط جنين در مجلس عوام بسيار مؤثر بوده اند. در ايرلند شمالى، كليساى مشايخى يا شبانى، كه شعبه اى از كليساى پروتستان و مبتنى بر عقايد كالوين است(Presbyterian charch)، در اشكال متنوّعش و كليساى كاتوليك نقش اصلى سياسى را ايفا مى كنند.

دين در اجتماعات اقليّت هاى قومى بسيار مهم مى باشد. مساجد، معابر و كنيسه ها اغلب كانونى از زندگى اجتماعى و فرهنگى مى باشند، همان گونه كه كانون زندگى دينى هستند.

اين انتظار كه دين همراه با زمان تغيير نكند و تنوّع وسيع كليساها شيوه هاى گوناگون بيان عقايد را نشان مى دهند، غيرواقع بينانه است. مسيحيت انجيلى سريع ترين شكل رشد مسيحيت در انگلستان است و بنيادگرايى دينى، كه در اين دين مى باشد، نمى تواند به عنوان آبكى كردن دين مطرح باشد.

در خاتمه، اين فصل نشان داد كه در حالى كه دين مى تواند نقش مهمى را در جامعه ايفا كند، ولى ظاهراً شواهدى در دست است دالّ بر اين كه دين در انگلستان رو به كاهش و سقوط مى باشد، در حالى كه هنوز افراد زيادى ادعا مى كنند كه داراى عقايد دينى بوده، و طرف دار ارزش هاى اخلاقى پى ريزى شده بر اساس دين مى باشند. گويا انجيل گرايى يك نيروى عمده براى زنده نگه داشتن مسيحيت در دهه 90 مى باشد و چه بسا كاهش كليساهاى مسيحى را، كه در تمام مدت قرن بيستم ادامه داشتند، متوقف كند و يا بر عكس افزايش دهد.


  • پى نوشت‌ها

    1 - An Introduction to Sociology (Ken Browne, Polity Press, 1994)

    2 اصطلاح «كاست» براى طبقه بندى سنّتى و تا حدّى فرضى جامعه هندو، به چهار دسته مى باشد: 1. روحانيان (برهمن(; 2. سلحشوران )كشتري(; 3. كشاورزان )وايسي(; 4. طبقات نجس )سودر(. اين نظام براساس اعتقاد به تناسخ ارواح مبتنى بر دين هندو توجيه مى شود. )ر.ك: فرهنگ علوم اجتماعى، مازيار، 1376، ص 682)

    3 Liberation thedogy

    4 The Secalarization thesis

    5 Religion in a Secular Society

    6 Secularization

    7 اين جمله مى خواهد بگويد كه تنوع كليساها تنها ناشى از تنوع عقايد نيست، بلكه ناشى از تغييرات جامعه و مدرنيزه شدن آن هاست.

    8 watered down