تربيت جنسى

تربيت جنسى

حافظ ثابت

پيشگفتار

«تربيت» از مسائل مهمى است كه از ديرباز توجه والدين و ديگر متولّيان امر آموزش را به خود مشغول نموده است. در هر دوره اى انديشمندان بزرگى در شرق و غرب عالم در زمينه تربيت فعاليت هاى علمى و عملى داشته و در اين زمينه، نظرات كاربردى مهمى ارائه داده اند.

«تربيت جنسى» انسان يكى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربيتى است. غريزه جنسى از جمله غرايز طبيعى است كه خداوند در حيوان و انسان قرار داده. با وجود اين غريزه است كه در انسان نياز جنسى پيدا مى شود و بايد به صورتى صحيح آن را ارضا نمايد. برآوردن يا رها نمودن نيازهاى جنسى رفتارهاى متفاوتى را در انسان به دنبال دارند. صاحب نظران و مربيّان تربيتى به صورت هاى مختلف به اهميت آن اذعان كرده و توجه عموم مردم را به آن جلب كرده اند.

آية اللّه ابراهيم امينى در اين باره مى گويد: «پدران و مادران مسؤول نمى توانند نسبت به غريزه جنسى فرزندانشان بى تفاوت باشند و در اين باره برنامه اى نداشته باشند; زيرا تربيت جنسى يكى از دشوارترين و حسّاس ترين انواع تربيت هاست. اندك اشتباه و غفلتى در اين باره ممكن است كودكان را به وادى هاى فساد و تباهى بكشاند.»1

نگاهى گذرا به پرونده هاى موجود در مراكز و محاكم قضايى، پاسگاه هاى نيروى انتظامى و صفحات حوادث مطبوعات به اين امر گواهى مى دهد كه درصد بالايى از جرايم به عدم تربيت صحيح در زمينه مسائل جنسى برمى گردد. اهميت اين امر آن جا آشكارتر مى شود كه بدانيم رفتارهاى جنسى و غيرجنسى با هم تعامل دارند، به گونه اى كه رفتارى غيرجنسى زمينه ساز بروز رفتار جنسى مى شود و يا به عكس. از اين رو، مى توان ادعا كرد كه غالب رفتارهاى انسان با غريزه جنسى در ارتباط است.

غريزه جنسى از زمان بلوغ جنسى، كه همزمان با دوره نوجوانى است، برانگيخته مى شود و نياز جنسى در انسان احساس شده، ارضاى آن را طلب مى نمايد. از اين رو، با اين كه مسأله غريزه جنسى از دوره نوجوانى به بعد مطرح مى باشد، اما از آن رو كه بنيان شخصيت انسان از جمله در مسائل جنسى در دوره هاى پيش از آن پى ريزى مى شود، بايد به مسائلى كه در آن دوره ها بر رشد جنسى انسان تأثيرگذارند نيز پرداخته شود.

موريس دبس مى گويد: «تغييرات بلوغ ـ به معناى اخص كلمه ـ مستلزم تربيت جنسى است، ولى هنوز نه در خانواده به اين تربيت اهميت كافى داده مى شود و نه در مدرسه. اغلب اوقات، پدر و مادر از بجا آوردن وظيفه شانه خالى مى كنند و دبيران نيز خود را به كرى مى زنند، در صورتى كه بايد اين نكته را خوب به خاطر داشت كه تربيت جنسى جزء لاينفك وظايف مربّيان است. اگر ما مسأله جنسى را از لحاظ اهميت در رديف ساير فعاليت هاى انسانى قرار دهيم و آن را موضوع جداگانه و امرى نشماريم كه گفتوگوى از آن گناه است، بسيارى از مشكلاتى كه امروز، ظاهراً، وجود دارد از ميان خواهد رفت.»2

ارضاى غريزه جنسى در هر جامعه و مكتبى داراى چارچوب و اصولى است كه رعايت آن ها لازم است. افرادى كه مراعات اين چارچوب و اصول را مى نمايند داراى «رفتار بهنجار جنسى» مى باشند و آنان كه اين امور را رعايت نكنند داراى رفتار جنسى بهنجار نخواهند بود. افراد يك جامعه كه ارضاى غريزه جنسى خود را در چارچوب ارزش هاى حاكم بر آن جامعه محدود مى كنند و پا را از آن فراتر نمى نهند، داراى «رفتار بهنجار جنسى» مى باشند و در نتيجه، در مورد تربيت جنسى به سطح قابل قبولى در آن جامعه رسيده اند.

دين مبين اسلام، كه آيين صحيح زندگى را به مردم مى آموزد، در زمينه مسائل جنسى بى تفاوت نيست، بلكه توجه خاصى به آن نموده است.3 شايد علت آن هم اين باشد كه غريزه جنسى بر اغلب مسائل انسانى، اعم از مادى و معنوى، تأثيرگذار است و سرنوشت انسان را دست خوش تغيير و تحول مى گرداند. از اين رو، افرادى كه توانسته اند غريزه جنسى خود را تعديل نمايند و زمام آن را به دست بگيرند، در زمينه هاى ديگر تربيت، راحت تر به پيش رفته اند. در عصر حاضر، كه اختراع رسانه هاى صوتى و تصويرى گوناگون و پيشرفته و دست رسى آسان كودكان، نوجوانان و جوانان به آن ها در كنار وگوشه شهر و روستا، خانواده هاى مسلمان را با نگرانى شديدى روبه رو نموده است، ضرورى مى نمايد تا با تحقيق بيش تر در اين زمينه، گامى (اگرچه ابتدايى) در جهت شناخت ابعاد گوناگون تأثيرپذيرى انسان در امور جنسى و عوامل تأثيرگذار بر رفتار جنسى وى برداشته شود، و به گونه اى با اشراف والدين و مربّيان بر ساحت هاى رفتارهاى جنسى متربّى، زمينه بهترى براى ارشاد و هدايت او فراهم آيد. اين مقاله درصدد بررسى «تأثيرپذيرى جنسى انسان» و «عوامل تأثيرگذار بر رفتار جنسى»، بخصوص در كودكان، نوجوانان و جوانان، مى باشد.4

پيشينه بحث

«تربيت جنسى» كه بخشى از تربيت به مفهوم عمومى آن است، سابقه اى ديرينه دارد. به موازات دگرگونى هاى تربيت و مسائل تربيتى، تربيت جنسى نيز دست خوش دگرگونى بوده است. انديشمندان حوزه هاى علم و دين به مناسبت هاى گوناگون، به ويژه آن جا كه از غريزه جنسى سخن به ميان آورده اند، به تأثيرپذيرى انسان از عوامل مختلف و دگرگون شدن رفتارهاى جنسى او از اين عوامل اشاره كرده اند. اما اين كه چگونه و با چه شيوه اى با اين غريزه برخورد مى گردد، در مكاتب فكرى و دينى به تناسب اهداف، اصول و ارزش هاى برگزيده، پيشنهادهاى گوناگونى عرضه شده است.

ضرورت و اهميت اين پژوهش

انسان موجودى است كه در برابر افكار، انديشه ها و رفتارهايش مسؤول است. تأثيرگذارى غريزه جنسى بر افكار و خيالات و رفتارهاى انسان از امورى است كه قابل ترديد نمى باشد. نويسنده كتاب آيين تربيت در اين باره مى گويد: «غريزه جنسى يكى از غرايز نيرومند و حساس انسان مى باشد. اين غريزه براى انسان زندگى ساز است و در حيات روانى و جسمانى او تأثيرات