در پرتو ضيافت الهي

در پرتو ضيافت الهى

سيدحسين شفيعى دارابى

مقدّمه

در فرهنگ اسلامى، رمضان اين ماه ضيافت الهى; آغاز ماه هاى سال بوده1 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «اِذا سَلُمَ شَهرُ رمضانَ سَلُمتِ السّنَةُ»، قال(عليه السلام): «و رأس السّنة شهرُ رمضانَ.»2

سلامت «سال» در گرو سلامت آن است. اگر اين ماه انسان مواجه با آفت شود، تمام سال دچار آسيب خواهد شد.

قرآن و مجامع حديثى، فضايل فراوانى براى «ماه رمضان» بيان كرده اند كه در اين نوشتار كوتاه، به نقل برخى از آن ها بسنده مى شود:

1. ماه خدا: ماه رمضان تنها ماهى است كه نامش در قرآن آمده3 و مستقيماً به خداوند سبحان استناد دارد. امام رضا(عليه السلام)از حضرت على(عليه السلام)نقل فرمود: «روزى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)خطبه اى خواند و در آغاز آن فرمود: «ايُّها النّاسُ قَد اَقبَلَ اِليكم شهرُ اللّهِ...»;4 مردم، آگاه باشيد كه ماه خدا به سوى شما روى كرده است... .

از امام صادق(عليه السلام) نيز نقل شده است: پيامبر فرمود: «... شهرُ رمضانَ شهرُ اللّهِ عزَّ و جلّ...»;5 «ماه رمضان ماه خداى بزرگ است... .6

امام سجاد(عليه السلام) نيز در وقت وداع با ماه رمضان چنين فرمود:

«السّلام عليكَ يا شهرَ اللّهِ الأكبر، و يا عيدَ اوليائِه...»;7 سلام بر تو اى بزرگ ترين ماه خدا و اى عيد دوستان خدا.

2. برتر از تمام ماه ها: ماه رمضان به لحاظ ارزشى، با ساير ماه ها فرق دارد و بر آن ها برترى دارد. از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)نقل شده است: «انَّ شهرَكم هذا ليسَ كالشهور»;8 محقّقاً اين ماه شما همانند ديگر ماه هاى سال نيست.

از امام زين العابدين(عليه السلام) نيز چنين نقل شده است: «السّلامُ عليكَ مِن شهر لا تُنافسه الأيّآمُ»;9 سلام بر تو، ماهى كه هيچ ايّام ديگر شايستگى رقابت با تو ندارند. به ديگر سخن، هيچ زمان ديگرى با تو منافسه و رقابت نمى كند، تو پيشگامى و يازده ماه به دنبال تو اند.10

امام سجاد(عليه السلام) در سخن ديگرى در جهت تبيين وجه اين برترى مى فرمايد: «پس خداوند برترى ماه رمضان را بر ديگر ماه ها از اين راه نشان داده كه در اين ماه، محرّمات زياد و فضيلت هاى آشكار و مشهورى مقرّر شده است. و از اين رو، از باب بزرگداشت اين ماه، چيزهايى را كه در ديگر ماه ها حلال است، در ماه رمضان حرام شمرده و به خاطر تكريم آن، خوردنى ها و نوشيدنى ها را ممنوع فرموده است... و فضيلت يك شب از شب هاى اين ماه را بر فضيلت شب هاى هزار ماه ديگر ترجيح داده و نام آن را «شب قدر» نهاد...»11

3. ماه زينت بهشت: مأموران الهى براى ورود و فرا رسيدن ماه رمضان، بهشت را زينت مى كنند.12

4. ماه نزول قرآن: قرآن كه برترين كتاب آسمانى و بهترين سخن الهى است،13 در ماه رمضان و شب مبارك «قدر» نازل شده است.14 شب قدر طبق صريح آيه قرآن و گفتار نبوى، از هزار ماه برتر است.15 امام صادق(عليه السلام)فرمود: «و قلبُ شهر رمضانَ ليلةُ القدرِ.»16

5. ماه ضيافت الهى: رمضان تنها ماهى است كه از آن به عنوان ظرف مناسب براى مهمانى پروردگار از بندگان مؤمن ياد شده است.17 بدين روى، مى بينيم: در فرازى از خطبه اى كه رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) در آستانه ورود به «ماه رمضان» ايراد فرموده آمده است: «اَيُّها النّاسُ قَد اَقبلَ اِليكم شهرُ اللّهِ... هو شهرٌ دُعيتم فيه الى ضيافةِ اللّه...»;18 اى مردم، ماه خداوند به سوى شما روى كرده است...; ماهى كه شما در آن ماه به مهمانى پروردگار كريم دعوت شده ايد.

الف. مفهوم «ضيافت الهى»

نزد ارباب فن، اولين قدم در حوزه «ضيافت الهى» كسب فهم دقيق نسبت به معناى اين تعبير بلند عرفانى است. امام خمينى(قدس سره) در اين باره مى فرمايد: «... ما بايد حساب كنيم، ببينيم كه اين ضيافت چى بوده است، و ما چقدر راه يافتيم به اين ضيافت. در عين حالى كه همه عالم تحت رحمت الهى است و هرچه هست رحمت اوست و رحمت او به همه چيز واسعه است، لكن باب ضيافت يك باب ديگر است، دعوت به «ضيافت» يك مسئله ديگرى است.»19

ايشان در گفتار ديگرى فرمود: «من فكر مى كردم كه اين ضيافتى كه شما مؤمنين دعوت برش شديد كه "ضيافت اللّه" است اين چيست؟ دعوت شديم به "ضيافت..." "ضيافت" رفتن در حضور آن كسى است كه انسانى را دعوت كرده است. خدا دعوت كرده است، ما هم در اثر اين، در دنبال اين دعوت وارد مى شويم در اين ضيافت، آيا ما در اين ماه رمضان، در اين ضيافت وارد شده ايم؟... آيا در محضر حق تعالى، كه دعوت كرده است ما را، ما رفته ايم در اين محضر تا استفاده بكنيم؟ يا وارد نشده ايم؟...»20

به هر حال، بايد دانست كه «ضيافت الهى» با مهمانى هاى معمولى بسيار متفاوت است. بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، در تبيين اين تفاوت مى فرمايد: «خداوند دعوت كرده است ما را به اينكه شما بايد وارد بشويد در اين ميهمان خانه و اين ضيافت هم جز ترك، چيزى نيست; ترك هواها، ترك خودى ها، ترك منى ها. اين ها همه در اين ميهمان خانه است. همان طورى كه شهوات ظاهرى را بايد ترك بكنيم، از شهوات باطنى، كه بالاترين سدّ راه است براى انسان، بايد از اين ها جلوگيرى كنيم. تمام اين مفاسد كه در عالم حاصل مى شود، براى اين است كه در اين ضيافت وارد نشده اند، يا اگر وارد شده اند استفاده نكرده اند... كوشش كنيد كه اين دعوت را لبّيك بگوييد، راه به شما بدهند در اينجا، و اگر چنانچه راه يافتيد مسائل حل است...»21

نكته مهم اينكه فهم درست از اين ضيافت، موجب مى شود مهمان هاى پروردگار نه تنها از طولانى شدن ماه رمضان خسته نشوند، بلكه آرزويشان اين باشد كه تمام سال ماه رمضان باشد تا همواره از حضور در اين ميهمان خانه بهره گيرند. رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «لو يعلَمُ العبادُ ما فى رمضان َ لودّوا ان يكونَ رمضانُ السّنةَ.»22

سعيدبن جبير23 مى گويد: «از ابن عباس پرسيدم: پاداش كسى كه در ماه رمضان روزه بگيرد و حقّش را بشناسد چيست؟ ابن عباس پاسخ داد: ابن جبير، خودت را آماده كن تا پاسخى به تو بدهم كه تا به حال گوش هايت آن را نشنيده و بر قلبت خطور نكرده است... از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)شنيدم كه مى فرمود: «لو عَلمتم مالكم فى رمضانَ لزدتم للّهِ ـ تبارك و تعالى ـ شكراً»;24 اگر مى دانستيد در ماه رمضان چه منافعى براى شما در نظر گرفته شده است، هر آينه زياد خدا را شكر مى كرديد.

ب. همگانى بودن ضيافت الهى

در ضيافت الهى، به دليل نامتناهى بودن وجود پروردگار و گسترده بودن دامنه عطا و رحمت الهى، هيچ نوع محدوديت كمّى مطرح نيست; دعوت نامه براى همه مردم صادر شده و همگان به حضور در اين مهمانى فراخوانده شده اند. بدين روى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در زمان ابلاغ اين دعوت نامه مى فرمايد: «اى مردم، ماه خدا به شما رو كرده است...; ماهى كه شما در آن ماه به مهمانى پروردگار دعوت شده ايد.»25

امام خمينى(قدس سره) نيز در راستاى اين سخن بلند نبوى مى فرمايد: «خدا همه را دعوت كرده است به اين ضيافت، و اهل معرفت و كُمّل از اوليا در آن ضيافت وارد مى شوند و مى توانند، البته (افراد) نادرى مى توانند از عهده برآيند.»26

همّتى بايد، قدم در راه زنصاحب آن خواه مرد و خواه زن

غيرتى بايد، به مقصد ره نوردخانه پرداز جهان چه زن چه مرد

شرط راه آمد نمودن قطع راهبر سر رهرو چه معجر چه كلاه.27

ج. آداب ضيافت الهى

يكى از محورهاى مهم در حوزه ضيافت، توجه به آداب مربوط به آن است. اگر مهمانان، به درستى با اين آداب آشنا نباشند و يا به آن عمل نكنند، نتيجه مطلوبى از ضيافت نصيبشان نخواهد شد. برخى از اين آداب عبارتند از:

1. ترك هواهاى نفسانى

در آموزه هاى وحيانى، متابعت از «هواى نفس» و پيروى از خواهش هاى نفسانى، ريشه همه لغزش ها و مصيبت ها به حساب آمده است.28 بدين روى، رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «انّما سُمِّى الهوى لأَنَّه يَهوى بصاحبِه»;29 به خواهش هاى نفسانى، «هو» گفته اند; چون صاحبشان را به انحطاط و سقوط مى كشانند. پس بايد به مقابله با هواى نفس برخاست تا از شرّ آن در امان ماند.

اگرچه كسب موفقيت در اين عرصه و نجات يافتن از خطر هواى نفس، و چشم پوشيدن از خواهش هاى نفسانى در عرصه هاى زندگى منوط به تحمّل سختى هاى فراوان است، ولى حقيقتى دست يافتنى است. به هر حال، بايد يوسفوار در اين راستا حركت كرد و از خداوند مدد جُست. خوشبختانه ماه رمضان مناسب ترين زمان براى آغاز اين مبارزه و چيره شدن بر شياطين است; چه آنكه آن ها در اين ماه، در قيد و بند قرار دارند و بسته شده اند. رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در فرازهاى پايانى خطبه شريفه شعبانيه مى فرمايد: «... والشّياطين مغلولةٌ فاسألوا رَبّكم اَن لا يُسلّطُها عليكم...»;30... شياطين (در اين ماه) بسته شده اند. پس، از خداى خود بخواهيد كه آن ها را بر شما مسلّط نسازد.

در بخشى از سلام هاى امام سجاد(عليه السلام) به ماه رمضان نيز مى خوانيم: «السّلام عليكَ مِن ناصر أعانَ على الشيطانِ و صاحب سَهّلَ سُبُل الأحسان»;31 سلام بر تو اى رفيقى كه كمك كردى تا بر شيطان مسلّط شويم و اى دوستى كه راه هاى خوبى را بر ما آسان گرداندى.

به ديگر سخن، امام سجاد(عليه السلام)مى فرمايد: «انسان در اين ماه بر شيطان مسلّط مى شود و به خاطرات شيطانى گوش فرا نمى دهد. گويا مى فرمايد: تو براى ما دوست خوبى بودى كه توانستيم به كمك تو بر شيطان پيروز شويم. ما نه تنها در بُعد سلبى از دست شيطان نجات پيدا كرديم و كار بدى نكرديم، بلكه در بعد اثباتى هم پيروز شديم. راه هاى خير را خوب و به آسانى طى كرديم. اگر در غير ماه مبارك رمضان كار خير را به سختى انجام مى داديم، در اين ماه به آسانى انجام داديم. تو باعث شدى كه ما راه احسان را با سهولت طى كنيم.32

امام خمينى(قدس سره) در مقام توصيه به همه كسانى كه خواهان ورود به عرصه ضيافت الهى مى باشند، فرمود: «همه كسانى كه دعوت شدند به اين ضيافت، بدانند كه ضيافت خدا در اين نشئه، چشم پوشى از شهوات است و ترك آن چيزى كه قلب انسان، يعنى روح طبيعى انسان، بهش مايل است. آن ها را بايد ترك كنيد. اين ضيافت خداست و اين ضيافت سايه ضيافت هايى است كه در طول عالم وجود تحقق دارد، منتهى در عالم ماده، به اين صورت است كه ترك شهوات طبيعى است، شهوات جسمانى است، و در عالم مثال، ترك شهوات خيالى است، و در عالم بعد از مثال، ترك شهوات عقلانى است...; ضيافت اللّه به ترك اين چيزهاست; براى اينكه اين ضيافت، رفتن در حضور آن كسى است كه انسان را دعوت كرده است.33

«اگر ذرّه اى هواى نفس در انسان باشد، اين به مهمانى وارد نشده است. يا اگر وارد شده است، استفاده نكرده است. تمام اين جار و جنجال هايى كه در دنيا مى بينيد، براى اين است كه استفاده از اين ضيافت نكرده اند، در اين ميهمانى وارد نشده اند، دعوت خدا را قبول نكرده اند... ترك اكل و شرب كرديم، لكن آنكه بايد بشود نشده است... اگر مى بينيد در دنيا جنگ و جدال است و در بين شما هم ـ خداى نخواسته ـ نمونه اش هست، بدانيد در اين ضيافت وارد نشديد. ماه رمضان را ادراك نكرديد.»34

2. توجه به ورود ماه ضيافت

بيشتر انسان ها از نعمت هايى كه خداوند ارزانى آنان داشته است غافلند. در نتيجه، استفاده درست از آن ها نمى كنند. شايد بدين جهت است كه خداوند از انسان با وصف «كفور» و «كفّار» ياد مى كند.35 صاحبان چنين رفتارى ناپسند پس از زوال اين نعمت، متوجه عظمت آن مى گردند و براى از دست رفتن آن حسرت مى خورند، كه سودى ندارد.

بى ترديد، يكى از برترين نعمت هايى كه خداوند به بشريت عرضه داشته دعوت به مهمانى الهى در ماه رمضان است كه بيشتر مردم از عظمت آن غافلند و معرفتى نسبت به آن ندارند. تنها اولياى خاص الهى از آن آگاه و بر آن شاكرند و از درگاهش مسئلت مى كنند تا به آنان توفيق شناخت آن را نيز عطا فرمايد.

در فرازى از دعاى وداع امام سجاد(عليه السلام) با ماه رمضان، چنين مى خوانيم: «الحمدُ للّهِ الّذى جَعَلَ مِن تِلكَ السُّبُلِ شَهرهُ شهرَ رمضان، شهر الصّيام و شهرَ الأسلام و شهرَ الطّهورِ... اللّهُمَّ صَلِّ على محمد و آله وَاَلْهِمنا معرفةَ فضلِه و اِجلالَ حُرمته...»;36ستايش خدايى را سزاست كه يكى از راه هاى رضوانش را ماه خودش، يعنى ماه رمضان، قرار داد; ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت... خداوندا، بر محمّد(صلى الله عليه وآله)و آل او درود فرست و توفيق شناخت فضيلت اين ماه و بزرگداشت حرمت آن را به ما الهام فرما...»

اين سخن امام سجّاد(عليه السلام)در عين آنكه شكر درك ماه رمضان و تقاضاى توفيق معرفت آن از درگاه خداى متعال مى باشد، هشدار به آنانى است كه شاهد گذشت سال و ماه هستند، ولى از طلوع و غروب اين ماه عزيز غافلند.

به يقين، كسانى كه از ورود ماه رمضان بيگانه باشند، توفيق بهره گيرى از آن را نيز از دست خواهند داد. پس براى مصون ماندن از چنين آفتى بزرگ، شايسته است كه از آمادگى لازم براى ورود به ماه رمضان برخوردار باشيم.37

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايند: «كانَ رسولُ اللّه(صلى الله عليه وآله) اِذا دَخَلَ شهرُ رمضان يقولُ "اللّهمَّ اِنَّهُ قَد دَخلَ شهرُ رمضانَ"...»;38 پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)همواره هنگام ورود ماه رمضان، به خداوند عرضه مى داشت: پروردگارا، ماه رمضان فرا رسيد.

در باب سيره امام صادق(عليه السلام) نيز مى خوانيم: آن بزرگوار هم در وقت ورود ماه رمضان، به خداوند عرضه مى داشت: «اللّهمَّ هذا شهرُ رمضان المباركِ الّذى اَنزلتَ فيه القرآنَ... قَد حضَر...»;39 خدايا، ماه رمضان مباركى كه تو قرآن را در آن فرو فرستادى، فرا رسيد.

مرحوم شيخ جعفر شوشترى پس از نقل اين سخن امام صادق(عليه السلام)، چنين آورده است: «امام صادق(عليه السلام)نمى خواهد خدا را خبر كند بر آنكه ماه مبارك داخل شده، بلكه مى خواهد عرض كند كه اى خداى من، من مطلع شده ام به دخول ماه مبارك. تو هم عرض كن: اى خداى من، من مطّلع شده ام كه ماه مبارك داخل شده است.»40

3. شكر درك ماه ضيافت

صفت شاكر بودن بسيار زيبا بوده و مورد تأكيد قرآن و رهبران دينى است41 و از افراد سپاسگزار به نيكى ياد شده است.42بدين روى، بر دعوت شدگان و ره يافتگان به باب ضيافت الهى لازم است پس از طلوع ماه رمضان، به اسوه هايى همچون پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام)تأسّى كنند و روى به درگاه خالق متعال آرند و او را از اعطاى اين نعمت عظيم، سپاسگزار باشند.

ابن عبّاس مى گويد: «پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: "لَو عَلِمتم مالكم فى شهرِ رمضان لَزدتم للّهِ تعالى شكرا.»43

امام سجاد(عليه السلام) نيز هنگام خداحافظى با ماه رمضان، به خداوند عرضه مى دارد: «اللّهمَّ اِنّا اهلُ هذا الشهر الّذى شرّفتنابِه و وفّقتنا بمنّكَ له حينَ جَهِلَ الاشقياءُ وقتَه، و حُرموا لشقائهم فَضلَه»;44 خداوندا، ما اهل اين ماهى هستيم كه ما را بدان شرافت بخشيدى و با فضيلت، به ما توفيق درك آن را عطا نمودى، در حالى كه شقاوت پيشگان نسبت به وقت گران بهاى آن جاهل، و به خاطر شقاوتشان از فضل آن بى بهره اند.

در حالات سيّدبن طاووس45 آمده است: وى به دليل آنكه با الهام از برخى روايات، ماه رمضان را آغاز سال اهل سير و سلوك مى دانست، با درك ماه رمضان جديد، به سپاسگزارى خداوند روى مى آورد و مى گفت: «چگونه من نماز شكر نخوانم،

و حال آنكه پروردگار كريم، مرا از خطرهاى سال گذشته حفظ كرد و فرصتى در اختيارم قرار داد تا به استقبال سال جديد روم، و مرا از طريق بيمارى و غيره، از دست يابى به سعادت در اين ماه و عبادت در آن محروم نكرد.»46

4. رعايت حرمت ماه ضيافت

در برخى از روايات آمده است: «حدّ و مجازات پاره اى از
گناهان در ماه رمضان، به جهت ناديده گيرى حرمت آن،
تشديد مى شود.»
47 پس بر ضيوف الرّحمان لازم است حرمت ماه رمضان را نگه دارند و در جهت اداى حقّ او كوشا باشند.

امام سجاد(عليه السلام) مى فرمايد: «ولزِمنالَه الذّمامَ المحفوظ و الحرمةَ المرعيةَ، و الحقُّ المقضىّ...»;48 و بر ما لازم است كه عهد محفوظ و حرمت شايسته رعايت و حق ادا شدنى او را نگاه داريم.

بى ترديد، رعايت حرمت ماه ضيافت، سعادت و خوش بختى به دنبال خواهد داشت; همان گونه كه امام سجاد(عليه السلام) در خطاب به ماه رمضان فرمود: «وما اَسعدَ مَن رَعى حُرمتكَ بِك...»;49 و چه خوش بخت است كسى كه به خاطر تو، احترامت را نگه دارد!

در فراز ديگر از اين دعا، از درگاه خداوند اين گونه مى خواهد: خدايا، كسى كه به طور شايسته رعايت حقّ اين ماه را نموده و حرمت آن را به خوبى حفظ كرده و به شايستگى، حدود و احكام اين ماه را بجاى آورده و از گناهان در اين ماه خوددارى نموده و يا به گونه اى به قرب تو راه يافته كه حتماً از او راضى شده اى و رحمت خود را شامل حالش گردانيده اى، پس، از خزانه دانايى ات مثل آن را به ما هم عطا فرما و چندين برابر آن از فضل خويش برما ببخشاى، كه به راستى، فضل تو كاستى ندارد و خزينه هاى تو كم نمى گردند، بلكه افزون تر مى شوند و معادن احسان تو هرگز فنا نمى پذيرند، و به راستى بخشش هاى تو عطايى است خوش گوار.50

د. نمودهايى از رهاورد ضيافت الهى

يكى از محورهاى مهم در آيات و روايات در باب ضيافت الهى، توجه به رهاوردهاى مهم اين ضيافت بزرگ است.

بى ترديد، تبيين اين رهاوردها نقش مهمى در فزونى عشق افراد به ماه ضيافت، و تلاش مضاعف آنان در جهت استفاده بهينه از اين عطاى الهى ايفا خواهد نمود. در اينجا، از باب نمونه، برخى از آن ها بررسى مى شوند:

1. قرب الهى

برترين مقام معنوى انسان، نيل به مقام «وصل» و «قرب الهى» است.51 كسانى كه توفيق دست يافتن به چنين مقامى رفيقشان گردد، از منزلت والايى نزد پروردگار برخوردارند.52 و در عالم آخرت نيز صاحب جايگاهى خاص و متنعّم به نعمت هاى ويژه مى باشند53 و آب شربشان از چشمه مخصوصى خواهد بود.54

طبق آيات و روايات، رسيدن به مقام «قرب»، امرى است شدنى و ممكن،55 ولى مشروط به تحمّل رنج هاى خاص خودش است; مانند: بيدارى شب، پرهيز از گناه و دورى از لقمه هاى حرام.56

خوشبختانه آيات و روايات، راه كارهاى مشخصى براى اين منظور ارائه كرده اند.57 جامع همه آن ها انجام «عمل صالح» و تلاش در جهت اطاعت محض از فرمان پروردگار كريم است:

ـ (فَمَن كانَ يَرجوُا لِقاءَ رَبَّهِ فَليعمل عملا صالحاً)(كهف: 109); هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد، بايد عمل صالح انجام دهد.

ـ (مَن كانَ يرجُوا لِقاءَ اللّهِ فاِنَّ اَجلَ اللّهِ لآت.)(عنكبوت: 5) در اين آيه محذوفى در تقدير است: مَن كانَ يرجُوا لقاءَ اللّهِ فليُبادِرْ بالطّاعةِ قبلَ اَن يلحقهُ الأجلُ; هركس اميد لقاى پروردگار را دارد، بايد هرچه مى تواند از اطاعت فرمان او مضايقه نكند; زيرا زمانى كه خداوند تعيين كرده است، سرانجام فرا مى رسد.58

بدون هيچ ترديدى بايد گفت: يكى از برترين مصداق هاى «عمل صالح» و گام برداشتن در طريق اطاعت خالق متعال، گرفتن «روزه»، بخصوص روزه ماه مبارك رمضان، است. در حديث شريف قدسى پروردگار كريم مى فرمايد: «الصّومُ لى و اَنَا اَجزي به»;59 روزه مال من است و من شخصاً جزاى روزه دار را خواهم داد.

البته اگر كلمه «أجزى» به ضمّ همزه (أُجزى) قرائت شود، معناى اين حديث چنين است: روزه مال من است و من جزاى روزه دار هستم; يعنى روزه دار با اين عملش، به مقام قرب الهى مى رسد.

به عبارت ديگر، «باطن روزه، انسان را به "جنّة اللقاء"، كه به حساب نمى آيد، مى رساند.»60

امام خمينى(قدس سره) مى فرمايد: «ماه مبارك رمضان، كه ماه مبارك است، ممكن است براى اين باشد كه ماهى است كه ولىّ اعظم، يعنى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، ]به مقام قرب[ واصل شده و بعد از وصول، ملائكه را و قرآن را نازل كرده است.»61

2. استجابت دعا

يكى از وعده هاى الهى در قرآن، «اجابت دع»ى اهل دعا و نيايش است. پروردگار كريم از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) خواست به مردم خبر دهد: (قال رَبُّكُم ادعونى اَستَجِب لَكُم) (غافر: 60); پروردگار شما گفته است مرا بخوانيد تا دعاى شما را اجابت كنم.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) درباره حتمى بودن اين وعده الهى، مى فرمايد: «ما كانَ اللّهُ لِيفتحَ لعبد الدّعاءَ فيغلقَ عَنهُ الأجابةَ، اللّهُ اكرمُ مِن ذلكَ»;62 از ساحت قدس الهى دور است كه به بنده اى وعده اجابت دهد، ولى راه اجابت آن را به رويش ببندد، او كريم تر از اين است.

البته استجابت دعا متوقف بر شرايطى خاص و رعايت آدابى ويژه و عدم موانع است.63

از جمله امورى كه در اجابت دعا نقش مهمى ايفا مى كنند، موقعيت زمانى است. ماه ضيافت الهى بهترين زمان براى استجابت دعاست.

در فرازى از خطبه «شعبانيه» نبىّ اكرم(صلى الله عليه وآله) آمده است: «و دعاؤُكم فيه مستجابٌ»;64 دعاى شما در ماه رمضان به اجابت خواهد رسيد.

اميرمؤمنان(عليه السلام) نيز مى فرمايد: «عليكم فى شهر رمضانَ بكثرةِ الأستغفار و الدُّعاء... فيَدفعُ البلاءَ عَنكم»;65 بر شما لازم است در ماه رمضان، زياد استغفار دعا كنيد; زيرا بلا را از شما دفع مى كند.

نكته مهم اينكه ازپيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)نقل شده است كه: خداوند عده اى از فرشتگان را موكّل فرموده است كه براى روزه داران دعاكنند. سپس حضرت فرمود: «جبرئيل ـ سلام الله عليه ـ به من گفت: خداى سبحان فرمود: من فرشتگان را موكّل براى دعا كسى نكردم، مگر آنكه دعايشان را مستجاب مى كنم. براى اينكه دعاى فرشتگان را مستجاب كند، آن ها را موكّل فرمود كه براى روزه داران دعا كنند.»66

3. آزادى

در اسلام، چيزى به عظمت «آزادى» ارزش ندارد، و نعمتى بالاتر از آزادى و آزادگى و حريّت نيست، تا انسان، گرفتار شهوت و غضب و برده هوا نباشد، و زمامش را به دست هوسش نسپرد. معصومان(عليهم السلام) در بسيارى از كلمات به ما آموختند كه آزاد شويد.67

يكى از مهم ترين چيزهايى كه سبب به خطر افتادن اين عطيّه بزرگ الهى به بشر مى شود، ارتكاب معصيت و غوطه خوردن در شهوات و آلودگى به گناه است. انسان گرفتار شهوات و تمايلات نفسانى، انسانى آزاد محسوب نمى شود.

به همين دليل امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «مَن رفَض الشّهوات فصَار حُرّ»;68 اگر كسى شهوت را ترك كند، آزاد مى شود.

انبياى الهى مبعوث شدند تا بشريّت را از هر نوع اسارت نجات بخشند، و تمام غُل ها و زنجيرهاى اسارت آفرين را از پيش پاى او بردارند69 و او را از بندگى همه معبودهاى دروغين رها سازند.70

يكى از رايج ترين نوع اسارت در حيات بشرى، اسارت هواهاى نفسانى و غوطه خوردن در گرداب گناه است. ماه ضيافت الهى فرصت مناسبى است براى رهيدن از همه اسارت ها، بخصوص رهيدن از اين نوع اسارت.

رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «ايُّها النّاسُ انّ اَنفسَكُم مرهونةٌ بِأعمالِكم ففكُّوها بأستغفاركم»;71 مردم! شما آزاد نيستيد، در قفس هستيد و نمى دانيد كه در قفس هستيد; گناهانتان شما را در قفس زندانى كرده است. در ماه مبارك رمضان، با استغفار خود را آزاد كنيد.

انسان گنه كار بدهكار است و بدهكار بايد گرو بسپرد. در اينجا، خانه و زمين را به عنوان گرو قبول نمى كنند، اينجا جان را به گرو مى گيرند. آنكه بگويد من هرچه بخواهم مى كنم، هرجا بخواهم مى روم، و هرچه بخواهم مى گويم، او اسير است; آزاد نيست. آنكه گرفتار «هوس» و «آز» است، برده است، نه آزاد. ما اگر بخواهيم بدانيم بنده ايم يا آزاد راه دارد، و آن اينكه اگر به دلخواه خود عمل مى كنيم، معلوم مى شود در قفس «آز» هستيم، و اگر به خواسته خداى سبحان عمل مى كنيم، آزاد هستيم. آنكه «آزاد» است به غير خدا نمى انديشد. اين ماه، ماه آزاد شدن است، هر روز كه مى گذرد يك بند از بندهايى كه بافته ايم بايد بگسلد تا پايان ماه كاملا آزاد شويم.72

كسانى كه از ماه مبارك رمضان و سفره ضيافت الهى استفاده بهينه كرده اند و با برنامه ريزى دقيق، از لحظه لحظه آن بهره جسته اند، آزاد شده اند.

امام سجاد(عليه السلام) مى فرمايد: «السّلامُ عليك ما اكثرَ عتقاءُ اللّهِ فيك»;73 سلام بر تو اى ماهى كه چقدر بنده ها را خدا در اين ماه آزاد كرد.

انشاءالله همه ما در ماه ضيافت الهى براى رستن از هر قيد و بند غيرمقعول و غيرشرعى تلاش كنيم تا در زمره آزادشدگان در اين ماه عزيز قرار گيريم.


پى نوشت ها

1ـ امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «فعزّة الشّهور شهرُاللّهِ ـ عزّوجلّ ـ و هو شهرُ رمضانَ»; آغاز همه ماه هاى سال، ماه خداى متعال يعنى ماه رمضان است. (محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ق، چ دوم، ص 384.)

2ـ همان، ص 339 / شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، چ دوم، تهران، مكتبة الاسلاميه، ج 7، ص 225، باب 18 از ابواب احكام ماه رمضان، حديث 15.

3ـ بقره: 185.

4ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 356 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، ج 1، ص 230 / محمدتقى مجلسى، روضة المتّقين، فى شرح اخبار الائمّة المعصومين(عليهم السلام)، ج 3، ص 277 / سيد رضى الدين بن طاووس، اقبال، بيروت، مكتب الاعلام الاسلامى، 1414 ق، ج 1، ص 1 / شيخ بهائى، الاربعين، ص 84، حديث 9.

5ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 356.

6ـ آية اللّه جوادى آملى در جهت تبيين وجه اين انتساب مى فرمايد: «چون در اين ماه "صوم اللّه" مطرح است، چون روزه مال خداست و اين ماه، ماه روزه است، لذا ماه مبارك رمضان را "شهراللّه" مى نامند.» (عبدالله جوادى آملى، اسرار عبادت، ص 102).

7ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، ترجمه فارسى صحيفه كامله سجّاديه، قم، الهادى، 1376، ص 198 و 199، دعاى چهل و پنجم.

8ـ محدبن على صدوق، الامالى، ص 33.

9ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، ص 198 و 199.

10ـ عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص 314.

11ـ محسن غرويان وعبدالجواد ابراهيمى، پيشين، ص 187، دعاى چهل و چهارم.

12ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 338.

13ـ همان، ج 74، ص 114، 122 و 290 و ج 89، ص 19 / محمدبن يعقوب كلينى، فروع كافى، ج 8، ص 175 / شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 287 / زمر: 23.

14ـ قدر: 2 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 359 / محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، ص 186 و 187.

15ـ ر.ك: بقره: 185 / دخان: 3 / قدر: 1 / شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 7، ص 256.

16ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 386.

17ـ ناگفته نماند كه در كتب حديثى، از كسان ديگرى هم با عنوان «ضيف اللّه» (مهمان خدا) ياد شده است; از جمله: الف) كسى كه مشغول نماز واجب باشد. (ر.ك: محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 74، باب 21، ص 352، روايت 21); ب) كسى كه براى انجام مناسك حجّ و عمره به زيارت خانه خدا مشرّف شود. (همان، ج 77، باب 3، ص 64، روايت 4.)

18ـ محمدباقر مجلسى، ج 93، ص 356 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، ج 1، ص 230 / محمدتقى مجلسى، پيشين، ج 3، ص 277 / سيد بن طاووس، پيشين، ج 1، ص 1 / شيخ بهائى، پيشين، ص 84، حديث 9.

19ـ امام خمينى، صحيفه نور، ج 19، ص 15.

20ـ همان، ج 20، ص 87 و 86.

21ـ همان، ج 20، ص 210 و 211.

22ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 346.

23ـ سعيدبن جبير اسدى از جمله شخصيت هاى شيعى كوفى است كه در زهد و عبادت و در آگاهى به دو علم مهم اسلامى (فقه و تفسير قرآن) مشهور بوده است. وى از شاگردان ابن عباس بود. او از مدافعان راستين مكتب اهل بيت(عليهم السلام)و از ثابت قدمان در باب محبت آن بزرگواران به شمار مى آيد. اين شخصيت بزرگ شيعى سرانجام، در سن 49 سالگى، به جرم دوستى آل الرّسول(صلى الله عليه وآله)، در سال 95 هجرى توسط حجّاج بن يوسف ثقفى به شهادت رسيد. (شيخ عباس قمى، سفينة البحار، تهران، دارلأسوة للطباعة النشر، 1414 ق، ج 4، ص 155 و 156.)

24ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 351.

25ـ همان، ص 356.

26ـ امام خمينى، پيشين، ج 20، ص 87.

27ـ حسن حسن زاده آملى، نامه ها برنامه ها، قم، قيام، 1373، ص 23.

28ـ محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، بيروت، 1405 ق، ج 10، ص 373، ش 21063 و 21067.

29ـ همان، ص 374، ش 21069.

30ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 356.

31ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، ص 198، دعاى چهل و پنجم.

32ـ عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص 313.

33ـ امام خمينى، پيشين، ج 20، ص 86 و 87.

34ـ همان، ص 210 و 211.

35ـ ابراهيم: 34 / اسراء: 67 / حج: 66 / شورى: 48 / زخرف: 15.

36ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، دعاى چهل و چهارم، ص 187 و 189.

37ـ ر.ك: شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 7، ص 218، باب 17 از ابواب احكام ماه رمضان، باب «استحباب التّهيّؤ لدخول شهر رمضان».

38ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 94، ص 340.

39ـ همان، ص 329.

40ـ شيخ جعفر شوشترى، 23 مجلس سخنرانى هاى اخلاقى، قم، مؤمنين، 1377، ص 22.

41ـ الف. قرآن: بقره: 152 / آل عمران: 144 / نحل: 121 / نمل: 40 / لقمان: 12; ب. روايات: محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 68، باب 61، ص 18.

42ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 68، ص 53.

43ـ شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 7، ص 174، باب اول از ابواب احكام ماه رمضان، حديث 9.

44ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، ص 200 و 201، دعاى چهل و پنجم.

45ـ سيد رضى الدين بن طاووس، على بن موسى بن جعفر علوى حسينى (م 664 ق) مشهورترين مرد خاندان خود بود. كتاب لهوف در مقتل، اقبال در باب دعا و نيايش و الطّرائف فى مذهب الطّوائف در حوزه اعتقاديات از جمله تأليفات اين شخصيت شيعى است. (محمد معين، فرهنگ معين، ج 5، ص 85).

مرحوم شيخ عباس قمى از استادش محدّث نورى نقل مى كند: «از بخش هاى مختلفى از كتاب هايش، بخصوص از كشف المحجّة برمى آيد كه باب ملاقات او با امام زمان(عليه السلام) باز بوده است. (شيخ عباس قمى، پيشين، ج 5، ص 342) محدّث قمى از كتاب منهاج الصّلاح، مرحوم علّامه حلى نيز نقل مى كند: «سيدبن طاووس، عابدترين مردم زمان خود بود.» (همان).

46ـ سيد رضى الدين بن طاووس، پيشين، ج 1، ص 71.

47ـ شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 18، ص 474، باب 9 از ابواب «حدّالمسكر»، و ص 585، باب 12 از ابواب «بقيّة الحدود والتّعزيرات».

48ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، دعاى چهل و پنجم، ص 198 و 199.

49ـ همان.

50ـ همان، ص 202 و 203.

51ـ البته منظور از «قرب» در اينجا «قرب مقامى» است، نه «قرب مكانى»; چرا كه خداوند مكان ندارد. (ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 23، ص 206.)

52ـ «السّابقون السابقونَ اولئكَ المُقرَّبون.» (واقعه: 10 و 11)

53ـ «فَاَمّا مَن كانَ مَنِ المقرّبين فَروحٌ و ريحانٌ و جنّةُ نعيم.» (واقعه: 88 و 89)

54ـ «عيناً يَشربُ بها المقرّبون.» (مطفّفين: 28)

55ـ محمد محمدى رى شهرى، پيشين، ج 8، ص 106 ـ 115.

56ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 75، ص 380.

57ـ محمد محمدى رى شهرى، پيشين، ج 8، ص 113 ـ 115.

58ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 16، ص 210.

59ـ محمدتقى مجلسى، پيشين، ج 3، ص 326.

60ـ عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص 111.

61ـ امام خمينى، پيشين، ج 19، ص 171.

62ـ محمد محمدى رى شهرى، پيشين، ج 3، ص 253، ش 5582.

63ـ براى آشنايى با آداب و شرايط دخيل در اجابت و يا عدم اجابت دعا ر.ك: همان، ج 3، ص 257 ـ 268.

64ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 356.

65ـ سيد حسن شيرازى، حديث رمضان، قم، دارالهدى، 1044 ق، ص 198 و 199.

66ـ عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص 110 و 111 به نقل از: محمدتقى مجلسى، ج 3، ص 228.

67ـ عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص 18 و 313.

68ـ همان، ص 313 به نقل از: شيخ مفيد، امالى، مجلس ششم، حديث 14.

69ـ «الّذينَ يتَّبِعونَ الرّسولَ النّبىَّ الامّىَّ... و يَضعُ عنهم اصرهم و الاغلال الّتى كانت عليهم.» (اعراف: 157)

70ـ نهج البلاغه، خطبه 147.

71ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 93، ص 356.

72ـ عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص 18 و 19.

73ـ محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمى، پيشين، دعاى چهل و پنجم، ص 168 و 169.