سرمقاله


سرمقاله

فقط بايد تلاش كرد!

از ميان موضوعات فراوانى كه بشر تاكنون مورد تحقيق و بررسى قرار داده، ظاهراً جالب ترين آن ها انسان و طبيعت اوست. كافى است نگاهى به مقالات، كتاب ها، فيلم ها و برنامه هاى تلويزيونى بيندازيم تا متوجه شويم كه اغلب محققان، به انسان بيش از هر موضوع تحقيق ديگرى علاقه نشان داده اند.

دانش روان شناسى بيش از هر زمان ديگرى، در قرن اخير با استفاده از داده هاى علومى همچون فلسفه، مردم شناسى، زيست شناسى، فيزيولوژى، پزشكى، جامعه شناسى و... به تدريج به قوانينى در زمينه تكوين و تغيير رفتار آدمى دست يافته و در حال حاضر در بيشتر كشورها و مجامع علمى دانشگاهى و غير دانشگاهى جايگاه پر ارجى در حل و فصل مسائل فردى و اجتماعى به خود اختصاص داده است. اما به دلايل متعددى نمى توان يافته هاى فعلى اين علم را كافى، كامل و يا حتى همه آن ها را صحيح و عارى از خطا دانست.

به هر صورت، در زمينه روان شناسى در كشور ما به دو سنخ، كتاب و مجله برمى خوريم. بخشى از اين منشورات، تحقيقى و ويژه مطالعات دانشگاهى است و بخشى ديگر به منظور ترويج و نشر يافته هاى روان شناسى علمى و كمك به عامه مردم براى بهره گيرى از اين اصول در زندگى روزمرّه و حفظ سلامت و بهداشت روانى فرد و جامعه نگاشته شده اند. اما با نگاهى اجمالى به آن ها در مى يابيم كه بيشتر آن ها برگرفته از روان شناسى غربى است و گاهى نه تنها با آموزه هاى دينى، به ويژه دين اسلام هماهنگ و سازگار نيست، بلكه متضاد و گمراه كننده است. حتى بررسى متون روان شناختى، كه درصدد تبيين انسان و نيازهاى واقعى او و تأمين بهداشت روانى بوده است، مصون از خطا نمى باشند; چرا كه از آموزه هاى صحيح دين حنيف اسلام نشأت نگرفته اند. به عبارت ديگر، پس از گذشت چندين دهه از عمر روان شناسى جديد، هنوز پژوهش هاى جامع و عميق و بنيادين در زمينه شناخت اصول و قوانين حاكم بر روان انسان شكل نگرفته است.

با توجه به اين نقص و كمبود و با عنايت به فرمايش امام على(عليه السلام) كه فرمودند: «در شرق و غرب عالَم دستيابى به علم سودمند و مفيد براى سعادت همه جانبه بشر، فقط در گرو پيروى از هاديان واقعى يعنى پيامبر گرامى و اهل بيتش مى باشد.»1 مى توان با نگرشى جديد به تبيين اصول روان شناسى پرداخت. راهنمايان الهى با ابلاغ و دستورات خداوند به مردم درصدد تأمين سلامت جسمى و روحى آنان برآمده، خواهان رشد و رسيدن به كمال واقعى انسان ها بوده اند.

از سوى ديگر، بررسى اجمالى منابع اسلامى و تحقيقاتى كه انجام شده، نشان مى دهد استخراج يك الگوى كامل بهداشت و سلامت روان و تغيير رفتار از سيره پيامبر گرامى و ائمّه اطهار(عليهم السلام) كاملا امكان پذير است. تحقق اين مهم تنها تلاش هاى گسترده و سريع محققان به ويژه، روان شناسان مسلمان و آشنا با مبانى اسلامى را مى طلبد، تا هرچه زودتر بتوانيم به سرچشمه زلال وحى و مفسّران آن نزديك شويم و روز به روز بر كمالات فردى، اجتماعى و مادى و معنوى جامعه اسلامى، بل تمامى جوامع بشرى بيفزاييم. انشاءالله

دبير گروه


1ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 2، ص 92، ح 20.