جهاد و اهداف متعالي آن در سيره نظامي معصومان(عليهم السلام)

جهاد و اهداف متعالي آن در سيره نظامي معصومان(عليهم السلام)

علي امين رستمي (اميني)

مقدّمه

در هر كاري، شناخت هدف براي رسيدن به نتيجه مطلوب حايز اهميت است، به ويژه اگر كسي بخواهد طرحي نو ارائه دهد و دنبال هدفي جديد باشد كه تا پيش از آن كمتر سابقه داشته است. در امور نظامي هر كسي به لحاظ ذهنيتي كه از آن دارد هدفي را براي خود تبيين مي كند. اما اگر قرار باشد در وضع موجود تغيير داده شود و هدف عالي تر و در عين حال جديدي به دست آيد، لازم است ابتدا آن را براي مجريان به خوبي تبيين نمايد. در سيره نظامي معصومان(عليهم السلام) آنچه به عنوان هدف موردنظر است متفاوت با اهدافي است كه تا آن روز مردم براي رسيدن به آن با ديگران مي جنگيدند. از اين رو، بايد اين اهداف تبيين شوند تا نيروهاي اسلام بهتر آن ها را بشناسند و در آن وادي گام بردارند. بنابراين، مي توان گفت: هرجا شرايط فراهم بود معصومان(عليهم السلام) اقداماتي را در جهت تبيين هدف متعالي جهاد انجام مي دادند; گاهي در قالب خطابه اي در آغاز جنگ، با رنگ و بوي اخلاقي نيروها را از حال و هواي جنگ هاي جاهليت دور مي كردند; گاهي در وسط معركه قتال و زماني نيز پس از اتمام كارزار و در نحوه گزارش آن به پشت جبهه، اقداماتي در اين جهت انجام مي دادند.

در اين نوشتار، ابتدا جايگاه جنگ و جهاد در اسلام با استناد به شواهد تاريخي مورد بررسي قرار گرفته است تا ملاك ها و معيارهاي مشروعيت نبرد با ديگران در سيره معصومان(عليهم السلام) معلوم شوند و تفاوت ديدگاه اسلام با سنّت رايج جاهليت در اين امر مهم مشخص گردد. در ادامه، به اقدامات معصومان(عليهم السلام) براي تبيين اين اهداف مقدّس پرداخته خواهد شد و در دو محور، تبيين اهداف نبرد براي نيروهاي خودي و دشمن بحث خواهد شد.

جايگاه جنگ و جهاد در اسلام

جنگ و جهاد در اسلام با آنچه سلاطين و كشورگشايان انجام مي دهند، از ابعاد گوناگوني همچون فرمان دهي، شيوه جنگيدن و هدفي كه براي رسيدن به آن مي جنگند، تفاوت اساسي دارد.

گرچه چندين جنگ خونين در صدر اسلام به وقوع پيوست و رسول گرامي(صلي الله عليه وآله)به صورت مستقيم يا غيرمستقيم فرمان دهي آن را به عهده داشته اند، با وجود اين، قرآن آن حضرت را چهره رحمت جهاني معرفي مي كند و مي فرمايد: «ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.»1

تأمّل در اين معنا، چنين نتيجه مي دهد كه رحمت انبيا و اولياي الهي، مقدّم و غالب بر عضبشان است. به عبارت ديگر، رحمت و هدايت آنان، امام و رهبر غضب آن هاست. آنچه در سيره نظامي و جنگ آوري آنان مي بينيم غضب مقدّسي است كه مأموم هدايت و رحمت فراگير آن هاست و اين غضب صبغه رحمت دارد. نشانه اين فرهنگ در بينش نظامي معصومان(عليهم السلام) آن است كه تا حد امكان دست به اسلحه نمي برند و اگر دست به اسلحه بردند تا حد امكان سعي مي كنند كسي را نكشند و اگر مجبور به كشتن برخي شدند تا آنجا كه ممكن است افراد را عفو مي كنند. ولي درباره غالب فرماندهان نظامي در عالم، قضيه بر عكس است. در آنان زعامت از آن غضب است و رحمت در جنگ جزو استثنائات. بدين روي، در اولين فرصت، دست به اسلحه مي برند و تا مي توانند مي كشند و تا آنجا كه مقدور است پس از پيروزي، اسير مي گيرند.2 از اين رو، قرآن مي فرمايد: «سلاطين وقتي وارد سرزميني شوند فساد مي كنند و هر كه را در مقابلشان قرار گيرد از دم تيغ مي گذرانند و عزيزها را ذليل مي كنند و كار آن ها اينچنين است.»3

رسول گرامي(صلي الله عليه وآله) وقتي بر قريش غالب شد و با فتح مكه، جزيرة العرب را مسخر قدرت الهي خود نمود، خطاب به مغلوب شدگان فرمود: برويد همه شما آزاديد.4 در جريان جنگ احد نيز گرچه آسيب فراواني را متحمّل شد، وقتي با پيشنهاد نفرين مواجه گرديد، در حالي كه خون از چهره مبارك خود پاك مي كرد، دست به دعا برداشت و به درگاه خدا عرضه داشت: «خدايا! قوم مرا هدايت كن»;5 چرا كه مي دانست غالب آن ها جاهل و نادانند و هدف حضرت هدايت آن ها به راه حق است، نه پيروزي ظاهري بر آنان. اميرالمؤمنين(عليه السلام)نقل مي كند كه رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)در مقابل فشارها و اذيت ها مي فرمود: من براي رحمت برانگيخته شده ام. پروردگارا! امّت مرا هدايت كن; آنان جاهل و نادانند.6

عملكرد ويژه سپاه اسلام در جنگ

بنابر آنچه درباره تفاوت عملكرد فرماندهان جبهه اسلام با عملكرد كشورگشايان و پادشاهان گفته شد، نفس نبردها نيز معنايي متفاوت مي يابد. گرچه در اموري مانند بهره گيري از فنون نظامي، حفظ اسرار و ساير مسائل صرفاً نظامي، تفاوتي بين نبردها وجود ندارد، اما جبهه اسلام علاوه بر رعايت اصول كلي جنگ، بايد به مجموعه اي از آداب ويژه ملتزم باشد كه رعايت آن ها، هم در پيروزي آن مؤثر است و هم در اثبات حقّانيت جبهه اسلام اهميت ويژه اي دارد كه به برخي از اين اصول اشاره مي شود:

الف. اخلاص در عمل

در مكتب اسلام، ارزش جهاد به احياي ارزش هاي ديني و الهي است و رزمنده بايد تمام هدف خود را براي نيل به اين هدف به كار گيرد. به همين دليل، اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) «جهاد» را به قيد «في سبيل اللّه» مقيّد مي كند و از اين طريق، روش و مقصد رزمنده ديني را از غيرديني متمايز مي سازد و در وصيت نامه خود مي فرمايد: «اللّه اللّه في الجهادِ بِاَموالِ