سرمقاله


سرمقاله

عبرت آموزى از تاريخ

(قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ) (آل عمران: 137); قطعاً پيش از شما سنّت هايى [بوده] و سپرى شده است، پس در زمين بگرديد و سير و سياحت كنيد و بنگريد كه فرجام تكذيب كنندگان چگونه بوده است.

به راستى گذشته از كجا آغاز و به كجا ختم مى شود، ارتباط گذشته با زمان حال و آينده چگونه است؟ خميرمايه اوليه گذشته چيست، صورت و قالب آن كدام است؟ چگونه گذشته ماده اوليه آينده است و به آن شكل و قالب مى دهد؟ چرا بزرگان و ملت هاى متمدّن معتقدند كه به ميزان آشنايى ما از گذشته، به همان سان آينده براى ما فرح بخش و روشن خواهد بود و هرچه آشنايى و شناخت ما از گذشته بيشتر و دقيق تر باشد، زمان حال و آينده هم روشن تر و اميدبخش تر خواهد بود؟ چگونه عبرت آموزى از حوادث گذشته تاريخ، چراغ فروزانى است براى پيشگيرى از حوادث آينده؟ گذشته هر پديده را تاريخ آن پديده مى گويند; كيفيت پيدايش، نحوه رشد و نمو، چگونگى تغيير و تحول و سرانجام و سرنوشت آن. هر واقعه و يا حادثه اى در تاريخ، علل و عوامل، بستر و زمينه هاى پيدايش و فراز و فرودهايى دارد. مى توان با تحليل دقيق و موشكافانه آنها، و با شناخت علل، نقاط قوت و ضعف، تأثير و پيامدهاى آن بر جامعه، از بروز آثار سوء احتمالى آن در جامعه پيشگيرى كرد.

به راستى بيان اين همه وقايع و شرح حال انبيا گذشته در قرآن كريم با چه انگيزه اى صورت گرفته است؟ آيا هدف صرفاً اطلاع از شرح حال گذشتگان است؟! در انديشه قرآنى، هدف مطالعه تاريخ نه فقط دانستن وقايع گذشته، بلكه آگاهى از سنّت هاى تاريخى، چگونگى دگرگونى ملت ها و جوامع و علل انحطاط و عظمت تمدّن هاى پيشين است. آيه شريفه مى فرمايد: (لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ)(يوسف: 111); به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان عبرتى است.

حضرت على(عليه السلام) در وصيتى به امام حسن مجتبى(عليه السلام)مى فرمايند: «فرزندم، من عمر محدودى دارم و با امت هاى گذشته نبوده ام كه وضع و حال آنان را از نزديك مطالعه كنم. از اين رو، در آثارشان سير و در اخبارشان فكر كرده ام; تا آنجا كه مانند يكى از خود آنان شده ام. آنچنان كه گويى با همه آن جوامع از نزديك زندگى كرده ام ... پس تاريخ را مطالعه كن و در اخبار ملت ها و تحولاتى كه براى جامعه ها پيش آمده است، فكر كن تا مانند چشمى باشى كه از اول تا آخر دنيا، آن را مطالعه و مشاهده كرده است.»1

اجمالا، مورخان هدف و فوايد مطالعات تاريخى را چند چيز مى دانند:

1. عبرت آموزى از گذشته به عنوان چراغ راه آينده;
2. آشنايى با ميراث گذشتگان و هويت يك ملت و قوم;
3. شناخت علل عظمت و انحطاط جوامع و علم به قوانين و سنن حاكم بر زندگى بشر;
4. آشنايى با روح ملت ها;
5. آشنايى با عوامل پيش برنده تاريخ.2

با نگاهى گذرا به گذشته تاريخ ايران زمين، از صدر اسلام تاكنون، وقايع و حوادث بسيارى بر اين مرز و بوم گذشته است و اين تاريخ و ملت كهن، فراز و فرودهاى بسيارى داشته است. به راستى سرنوشت ابرقدرت بزرگ ايران و عثمانى به كجا انجاميد؟ دوران طلايى و درخشان ترين و پر فروغ ترين دوران ايران، عصر صفويه است، عوامل سقوط و اضمحلال صفويه كدامند؟ قاجار و پهلوى در بيش از يك سده حكمرانى بر ايران چه كردند؟ ظهور نهضت مشروطه، جنبش تنباكو، نهضت ملى شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامى در سال 57 و مانند اينها از وقايع بزرگ تاريخ معاصر ايران اسلامى است. علل ظهور و سقوط اين سلسله حكومت ها، نهضت ها، قيام ها و جنبش ها چه بوده است؟ روشن فكران وابسته در انحطاط اين نهضت ها چه نقش داشتند؟ علل شكست آنان چه بوده است؟ به راستى ما درباره گذشتگان چه قضاوتى داريم، همان گونه كه ما هرگز عوامل شكست نهضت مشروطه و يا جنبش تنباكو را نمى بخشيم، آيندگان نيز درباره ما همين قضاوت را خواهند داشت. بايسته است اندكى در گذشته خود تأمّل كنيم و از اين حوادث براى آينده توشه عبرت بگيريم. امروز ما در مقطع بسيار حساس تاريخ قرار داريم. اندكى غفلت، خسارت هاى جبران ناپذيرى بر اين مرز و بوم وارد خواهد ساخت و هرگز آيندگان اين كوتاهى و غفلت را از ما نخواهند بخشيد.


  • پى نوشت ها

    1ـ نهج البلاغه، نامه 31.

    2ـ موسى نجفى و موسى فقيه حقانى، تاريخ تحولات ايران، تهران، مؤسسه پژوهشى ـ فرهنگى چاپ و نشر نظر، 1384، مقدّمه.