بررسى وضعيت علوم انسانى در دانشگاه‏هاى ايران از منظر مقام معظم رهبري: چالش ها و راهكارها

  • warning: Missing argument 1 for t(), called in D:\WebSites\nashriyat.ir\themes\tem-nashriyat\upload_attachments.tpl.php on line 15 and defined in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\common.inc on line 936.
  • warning: htmlspecialchars() expects parameter 1 to be string, array given in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\bootstrap.inc on line 862.

بررسى وضعيت علوم انسانى در دانشگاه‏هاى ايران
از منظر مقام معظّم رهبرى
چالش‏ها و راه‏كارها

مرضيه مروتى*

محمدجواد مروتى**

چكيده

على‏رغم اهميت علوم انسانى و نقش بسزاى آن در احياى فرهنگ دينى ـ ملى و توسعه علوم و فناورى، اين علوم در دانشگاه‏هاى ما آن‏گونه كه لازم است مورد توجه قرار نگرفته و از جايگاه شايسته‏اى برخوردار نمى‏باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسى وضعيت علوم انسانى از منظر مقام معظم رهبرى است.

پژوهش به صورت نظرى و با روش سندكاوى انجام گرفته است. يافته‏هاى پژوهش حاكى از آن است كه مبانى مادى و ضد دينى، ماهيت غربى، الگوگيرى بى‏قيد و شرط از نظريه‏ها و توليدات غربى، ناديده انگاشتن جايگاه و منزلت نخبگان، دانش‏آموختگان، مؤسسات و توليدات علوم انسانى، مهم‏ترين چالش‏هايى هستند كه از ديدگاه مقام معظم رهبرى، علوم انسانى در دانشگاه‏هاى ما با آنها روبه‏روست. يافته‏ها همچنين نشان مى‏دهد كه استخراج مبانى اين علوم از دين، بومى‏سازى، نظريه‏پردازى، توليد علم و نوآورى‏هاى علمى و لزوم توجه كافى نسبت به جايگاه نخبگان، دانش‏آموختگان، مؤسسات و توليدات علوم انسانى، مؤثرترين راه‏كارها در مرتفع نمودن نواقص و بهبود وضعيت علوم انسانى از منظر رهبر فرزانه انقلاب مى‏باشد.

كليدواژه‏ها: علوم انسانى، چالش‏ها، بومى‏سازى، نوآورى، نظريه‏پردازى، توليد علم، مقام معظم رهبرى.

مقدّمه

علوم انسانى، انسان را مى‏سازد تا انسان جهان را بسازد. توسعه علوم و فناورى در بستر فرهنگى مناسب امكان‏پذير است و اين به نوبه خود نيازمند توسعه علوم انسانى در جامعه مى‏باشد. على‏رغم اهميت علوم انسانى و نقش بسزايى كه دراحياى فرهنگ دينى ـ ملى و توسعه علوم و فناورى دارد، اين علوم در دانشگاه‏هاى ما آن‏گونه كه لازم است، مورد توجه قرار نگرفته و از جايگاه شايسته‏اى برخوردار نمى‏باشد. در حالى كه دنياى غرب، پيوسته در مقام تجديدنظر در نظريه‏هاى موجود در علوم انسانى، بررسى نتايج آنها و ايجاد تعامل بين علوم انسانى و علوم تجربى بوده است، ما كمتر به ابعاد عملى اين علوم توجه كرده‏ايم و در بعد نظرى، تنها به تدريس متون غربى اكتفا نموده و حداكثر، حاشيه‏هايى بر آنها زده‏ايم. چرا ما ساختن انواع ابزار و... را براى جبران عقب‏ماندگى صنعتى تجربه كرده‏ايم، ولى حاضر نبوده‏ايم در علوم انسانى كه زمينه‏ساز فرهنگ عمومى و به دنبال آن توسعه كشور در همه زمينه‏ها از جمله علم و فناورى است، سرمايه‏گذارى و تلاش نماييم؟ بنابراين، وضعيت علوم انسانى و مهم‏ترين چالش‏هايى كه اين علوم با آنها روبه‏روست، موضوع اصلى اين مقاله است. مرتفع نمودن اين چالش‏ها نياز به توجه جدى همه اقشار به ويژه نخبگان جامعه دارد. بررسى و شناسايى اين چالش‏ها، امرى ضرورى است كه مى‏تواند نهادهاى آموزشى و فرهنگى به ويژه دانشگاه‏ها را در به كارگيرى راه‏كارهاى مناسب در جهت بهبود وضعيت علوم انسانى و به دنبال آن توسعه پايدار ايران اسلامى در همه عرصه‏هاى علمى، اقتصادى، اجتماعى، سياسى و... يارى رساند. با توجه به جامعيت علمى و اصالت نظرات رهبر فرزانه انقلاب اسلامى و تأكيدات معظمٌ‏له بر تبيين رسالت‏ها و راهبردها در اين زمينه، در اين مقاله تلاش شده است وضعيت علوم انسانى با تكيه بر ديدگاه مقام معظم رهبرى مورد مطالعه و بررسى قرار گيرد. در راستاى هدف ذكرشده، پژوهش حاضر بر آن است كه به سؤالات زير پاسخ دهد:

1. از ديدگاه رهبرى، مهم‏ترين چالش‏هايى كه علوم انسانى در دانشگاه‏هاى ما با آنها روبه‏روست كدامند؟

2. راه‏كارهاى مؤثر بر ارتقاى جايگاه علوم انسانى در دانشگاه‏ها، از ديدگاه رهبر فرزانه انقلاب اسلامى كدامند؟

پژوهش حاضر به صورت نظرى و با روش سندكاوى، انجام گرفته و براى گردآورى بيانات رهبر انقلاب اسلامى، از پايگاه اطلاع‏رسانى دفتر مقام معظم رهبرى استفاده شده است.

چالش‏هاى علوم انسانى در دانشگاه‏ها و راه‏كارهاى بهبود وضعيت آن

1. مبانى مادى و ضددينى علوم انسانى و لزوم استخراج مبانى دينى

آنچه با عنوان علوم انسانى در دانشگاه‏ها، مؤسسات آموزش عالى و مراكز پژوهشى جامعه ـ در غالب رشته‏ها ـ مطرح است، مشتمل بر نظريه‏ها و آرايى است كه بر اساس جهان‏بينى مادى و شرايط اجتماعى حاكم بر غرب تدوين شده‏اند و در بسيارى موارد نه تنها حلال مسائل نيستند، بلكه به دليل تعارض با جهان‏بينى دينى سبب پيچيده شدن و پيدايش مشكلات جدى مى‏گردند. رهبر انقلاب اسلامى با اشاره به وضعيت علوم انسانى در دانشگاه‏ها و گلايه در اين خصوص مى‏فرمايد: «مبناى علوم انسانى غرب كه در دانشگاه‏هاى كشور به صورت ترجمه‏اى تدريس مى‏شود، جهان‏بينى مادى و متعارض با مبانى قرآنى و دينى است، در حالى كه پايه و اساس علوم انسانى را بايد در قرآن جست‏وجو كرد.1 حضرت آيت‏اللّه خامنه‏اى با اشاره به تحصيل قريب دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوى كشور در رشته‏هاى علوم انسانى، تأكيد مى‏كند:

اين مسئله نگران‏كننده است. بسيارى از علوم انسانى مبتنى بر فلسفه‏هايى است كه مبانى آنها مادى‏گرى و بى‏اعتقادى به تعاليم الهى و اسلامى است و آموزش اين علوم موجب بى‏اعتقادى به تعاليم الهى و اسلامى مى‏شود و آموزش اين علوم انسانى در دانشگاه‏ها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مبانى دينى و اعتقادى خواهد شد.2

ايشان ضمن سازگار شمردن جهان‏بينى دينى و علم مى‏فرمايد:

ما مى‏بينيم كه در زمينه‏هاى مختلف، تحقيق، پژوهش و رسيدن به نظريه در دنياى مادى و دنياى غرب، مبناى قابل قبول و مورد اعتمادى نبوده؛ بخصوص در زمينه علوم انسانى، كه در علوم تجربى و در فناورى هم اثر خودش را نشان مى‏دهد. نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگى بشر، به عالم طبيعت و به عالم وجود، نگاهى است كه معرفت نوينى را در اختيار انسان مى‏گذارد. اين نگاه، زيربنا و قاعده و مبناى تحقيقات علمى در غرب نبوده. تحقيقات علمى در غرب، در ستيز با آنچه آن را دين مى‏پنداشتند، آغاز شده. البته آنها حق داشتند؛ دينى كه رنسانس عليه آن قيام كرد و خط فكرى و علمى دنيا را در جهت مقابل و مخالف آن ترسيم كرد، دين نبود؛ توهمات و خرافاتى بود با عنوان دين. دينِ كليسايى قرون وسطايى، دين و معرفت دينى نبود. بديهى بود كه عقده‏ها و گره‏ها در ذهن دانشمندان و نخبگان و زبدگان فكرى باقى بماند و برايش راه علاج‏هاى ضددينى و غيردينى پيدا كنند. لذا هنوز چگونگى كنار آمدن علم و دين براى آنها مسئله است؛ ليكن مسئله ما اين نيست. در جهان‏بينى ما، علم از دل دين مى‏جوشد و بهترين مشوّق علم، دين است. دينى كه ما مى‏شناسيم، جهان‏بينى دينى‏اى كه ما از قرآن مى‏گيريم، تصويرى كه ما از آفرينش و از انسان و از ماوراءالطبيعه و از توحيد و از مشيت الهى و از تقدير و قضا و قدر داريم، با علم سازگار است؛ لذا توليدكننده و تشويق‏كننده علم است. نمونه‏اش را شما در تاريخ نگاه كنيد؛ ببينيد حركت علمى در قرون اوليه اسلام بر اثر تشويق اسلام آنچنان اوج گرفت كه تا آن روز در دنيا بى‏سابقه بود ـ در همه زمينه‏ها

ـ و علم و دين با هم آميخته و ممزوج بود و دانش و تحقيق و فن در حد خود پيشرفت كرد. پايه و مبناى علوم انسانى‏اى كه امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعه‏شناسى و مديريت و انواع و اقسام رشته‏هاى علوم انسانى، بر مبناى يك معرفت ضددينى و غيردينى و نامعتبر از نظر كسانى است كه به معرفت والا و توحيدى اسلامى رسيده باشند.3

مقام معظم رهبرى، يكى از مسائل مهم و اصلى در قرآن‏پژوهى را، استخراج مبانى علوم انسانى مى‏دانند. ايشان با تأكيد بر لزوم استخراج مبانى علوم انسانى از دين، مى‏فرمايد:

اگر اين كار انجام شود پژوهشگران با استفاده از مبانى قرآنى‏وهمچنين‏استفاده‏از برخى پيشرفت‏هاى علوم انسانى، مى‏توانند بناى رفيع و مستحكمى را از علوم انسانى پايه‏گذارى كنند. البته آن‏وقت مى‏توانند از پيشرفت‏هاى ديگران، غربى‏ها و كسانى كه در علوم انسانى پيشرفت داشتند، استفاده هم بكنند، لكن مبنا بايد مبناى قرآنى باشد.4

رهبر معظم انقلاب در جايى ديگر اين‏گونه بيان مى‏دارد:

ما در اين زمينه‏ها بايد كار كنيم. در زمينه علوم تجربى بايد كار و تلاش كنيم. قدرت پيشرفت علمى و باز كردن راه‏هاى نو و گشودن افق‏هاى جديد را بايد در خودمان به وجود بياوريم؛ همت ما بايد اين باشد؛ توقع، اين است. خوشبختانه ما پيشرفت كرده‏ايم؛ به وضوح مى‏شود اين را ديد. اگر قرار بود در محيط غيردينى و ضددينى، علم پيشرفت كند، از لحاظ علمى لااقل پيشرفت مى‏كرديم. ما از لحاظ علمى، عقب‏مانده و عقب نگه‏داشته شده بوديم. بيش از پنجاه سال، تحرك و جوشش علمى در اين كشور كند بود؛ در بعضى از بخش‏ها تعطيل بود. موانعى كه به وجود آوردند، براى اين ملت مثل سمّ كشنده‏اى بود. باور را از ملت ما گرفتند. ملت و نخبگان و مغزهاى ما را به هر آنچه از بيرون اين مرزهاست، آنچنان دلبسته كردند كه اصلاً كسى اين مجال و اين جرئت و اين شجاعت را پيدا نكند كه فكر كند مى‏توان برخلاف آن حرف‏ها يا غير از آن حرف‏ها و آن نظريه‏ها، نظريه‏اى ارائه كرد. ما هنوز هم تا حدودى گرفتار آن حرف‏ها هستيم. البته اسلام به ما خودباورى داد و انقلاب به ما جرئت بخشيد. آنچه امروز مشاهده مى‏كنيم، نتيجه همين جرئت است؛ بايد اين جرئت را تقويت كرد و پيش رفت.5

2. غربى بودن محتواى علوم انسانى و لزوم بومى‏سازى

با آنكه برخى علوم انسانى منشأ ايرانى و اسلامى دارد، با رنگ و لعاب غربى دوباره تنظيم گرديده و به صورت علم درآورده شده است. برخى علوم ديگر نيز در غرب توليد شده است. اينها محتواى غالب علوم انسانى ما را تشكيل مى‏دهد. علاوه بر اين، بسيارى از رشته‏هاى علوم انسانى در كشور ما در بعد نظرى متوقف گرديده و به جنبه عملى و بومى‏كردن آنها كمتر توجه شده است. مقام معظم رهبرى با تأكيد بر اين مطلب مى‏فرمايد:

شكى نيست كه بسيارى از علوم انسانى، پايه‏ها و مايه‏هاى محكمى در اينجا دارد؛ يعنى در فرهنگ گذشته خود ما. ما در بخشى از رشته‏هاى علوم انسانى، قرن‏ها جلوتر از دنيا هستيم. خيلى جلوتر از كسانى هستيم كه امروز در اين رشته در دنيا سرآمد به حساب مى‏آيند. چرا اينها را دنبال نكنيم؟ در رشته‏هاى گوناگون علوم انسانى؛ ادبيات، فلسفه، تاريخ، هنر، ما خيلى سابقه داريم. بعضى از علوم انسانى ديگر هم هست كه اگرچه از غرب آمده، اما اگر درست دقت كنيم، خميرمايه آن، كه عبارت از عقلانيت و تجربه‏گرايى است، از تفكر و روح ايرانى ـ اسلامى است. اروپاى خرافاتى نمى‏توانست زيست‏شناسى و اقتصاد و مديريت و روان‏شناسى و جامعه‏شناسى را به اين شكل تنظيم كند. اين، سوغات تفكر علم‏گرايى و تجربه‏گرايى شرق و عمدتا ايران اسلامى بود كه رفت در آنجا و به اين تحول منتهى شد.6

ايشان غربى بودن علوم انسانى را يكى از چالش‏هاى مهم اين علوم در جامعه ما مى‏داند و مى‏فرمايد:

برخى از علوم انسانى توليدشده غرب است؛ يعنى به عنوان يك علم، وجود نداشته، اما غربى‏ها كه در دنياى علم پيشروى كرده‏اند، اينها را هم به وجود آورده‏اند؛ مثل روان‏شناسى و علوم ديگر. امروز غربى‏ها يك منطقه ممنوعه‏اى در زمينه علوم انسانى به وجود آورده‏اند؛ در همه بخش‏هاى مختلف؛ از اقتصاد و سياست و جامعه‏شناسى و روان‏شناسى بگيريد تا تاريخ و ادبيات و هنر و حتى فلسفه و حتى فلسفه دين. يك عده آدم ضعيف‏النفس هم دلباخته اينها شده‏اند و نگاه مى‏كنند به دهن اينها كه ببينند چه مى‏گويند؛ هر چه آنها گفته‏اند، برايشان مى‏شود وحى مُنزل؛ اين است كه بد و غلط است. مثلاً چند تا فكر داراى اقتدار علمى، در يك نقطه دنيا به يك نتيجه‏اى رسيده‏اند، اين معنايش اين نيست كه هر آنچه كه آنها فهميده‏اند، درست است.7

رهبر فرزانه انقلاب، بومى‏سازى را راهكار مناسبى در مرتفع نمودن اين مسئله معرفى نموده و مى‏فرمايد:

... هم براى سرجمع كردن، مدوّن كردن، منظم كردن و نظام‏مند كردن آنچه كه خودمان داريم، به يك تفكر و تجربه علمى احتياج داريم، هم براى مواد و پايه‏هايى كه آنها در اين علم جمع آورده‏اند، به يك نگاه علمى احتياج داريم. اما گرفتن پايه‏هاى يك علم از يك مجموعه خارج از محدوده مورد قبول ما، به معناى قبول نتايج آن نيست. مثل اين مى‏ماند كه شما يك كارخانه را وارد مى‏كنيد، آنها با اين كارخانه يك چيز بد درست مى‏كرده‏اند، حالا شما با آن كارخانه، يك چيز خوب درست مى‏كنيد؛ هيچ اشكالى ندارد. ما تلفيق بين علوم انسانى غربى و علوم انسانى اسلامى، اگر به معناى مجذوب شدن، دلباخته شدن، مغلوب شدن و جوّزده شدن در مقابل آن علوم نباشد، قبول داريم و اشكال ندارد. ببينيد در علوم انسانى، تفكر ايمانى و ميراث عظيم و عميق شما، به شما چه مى‏گويد. شما به مبانى خودتان نگاه كنيد؛ ما تاريخ، فلسفه، فلسفه دين، هنر و ادبيات، و بسيارى از علوم انسانى ديگرى كه ديگران حتى آنها را ساخته‏اند و به صورت يك علم در آورده‏اند ـ يعنى يك بناى علمى به آن داده‏اند ـ مواد آن در فرهنگ و ميراث علمى، فرهنگى و دينى خود ما وجود دارد. بايد يك بناى اينچنين و مستقل بسازيم.8

3. الگوگيرى بى‏قيد و شرط از نظريه‏هاى غربى و لزوم نوآورى و نظريه‏پردازى بومى

چالش ديگرى كه لازم است به آن اشاره كرد اين است كه ما در زمينه علوم انسانى بيشتر مصرف‏كننده بوده‏ايم تا توليدكننده؛ به گونه‏اى كه در بسيارى از دانشگاه‏ها و مراكز آموزشى و پژوهشى، تنها به ترجمه متون غربى بسنده شده و محتواى آن بدون هيچ قيد و شرطى پذيرفته شده است و اگر وضعيت به همين ترتيب ادامه يابد، دور از انتظار نيست كه علوم انسانى در دانشگاه‏ها، فرآورده‏هايى غيرمرغوب و مسموم براى جامعه توليد كند. مقام معظم رهبرى با انتقاد از شيوه ترجمه‏گرايى و الگو گرفتن بى‏قيد و شرط از نظريه‏ها و توليدات غربى علوم انسانى، مى‏فرمايد:

مسئله توليد علم فقط مربوط به علوم پايه، تجربى و... نيست، بلكه شامل همه علوم و از جمله علوم انسانى است. ما بخصوص در زمينه علوم انسانى، برخلاف آنچه كه انتظار مى‏رفت و توقع بود، حركت مناسب و خوبى نكرده‏ايم، بلكه مفاهيم گوناگون مربوط به اين علم را ـ چه در زمينه اقتصاد و چه در زمينه‏هاى جامعه‏شناسى، روان‏شناسى و سياست ـ به شكل وحى مُنزل از مراكز و خاستگاه‏هاى غربى گرفته‏ايم و به صورت فرمول‏هاى تغيير نكردنى در ذهنمان جا داده‏ايم و بر اساس آن، مى‏خواهيم عمل و برنامه خودمان را تنظيم كنيم! گاهى كه اين فرمول‏ها جواب نمى‏دهد و خراب درمى‏آيد، خودمان را ملامت مى‏كنيم كه ما درست به كار نگرفته‏ايم؛ در حالى كه اين روش، روشِ غلطى است. ما در زمينه علوم انسانى احتياج به تحقيق و نوآورى داريم. مواد و مفاهيم اساسى‏اى هم كه بر اساس آن مى‏توان حقوق، اقتصاد، سياست و ساير بخش‏هاى اساسى علوم انسانى را شكل داد و توليد و فراورى كرد، به معناى حقيقى كلمه در فرهنگ عريق و عميق اسلامى ما وجود دارد كه بايد از آن استفاده كنيم. البته در اين قسمت، حوزه و استادان مؤمن و معتقد به اسلام مى‏توانند با جست‏وجو و تفحص، نقش ايفا كنند. اينجا از آن جاهايى است كه ما بايد به توليد علم برسيم.9

از ديدگاه اسلام، علم فى‏نفسه يك حقيقت و معنى واحد است و همه دانش‏هايى كه در خدمت اسلام و مسلمانان باشند و به رشد و پيشرفت علمى، دينى و فرهنگى جامعه اسلامى كمك كنند، علوم دينى به شمار آمده و فراگيرى آنها مورد تأكيد و احترام اسلام است و آنچه مهم است خلوص نيت و الهى بودن انگيزه تحصيل است.10 رهبر معظم انقلاب اسلامى راهكار اين مسئله را نظريه‏پردازى و توليد علم برمى‏شمرند و مى‏افزايند:

آنچه كه من مى‏توانم به عنوان راهنمايى و راهبرد كلى به شما عرض كنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پيگير است. شما كه در دانشگاهيد، فعاليت شما فعاليت دانشگاهى است؛ بايد درس بخوانيد، تحقيق كنيد، به فكر نظريه‏سازى باشيد. ما در زمينه علوم انسانى احتياج داريم به نظريه‏سازى. بسيارى از حوادث دنيا حتى در زمينه‏هاى اقتصادى و سياسى و غيره، محكومِ نظرات صاحب‏نظران در علوم انسانى است؛ در جامعه‏شناسى، در روان‏شناسى، در فلسفه؛ آنها هستند كه شاخص‏ها را مشخص مى‏كنند. در اين زمينه‏ها ما بايد نظريه‏پردازى‏هاى خودمان را داشته باشيم و بايد كار كنيم؛ بايد تلاش كنيم؛ دانشجو بايد تلاش كند. به هر حال، در اين چيزهايى كه عقب هستيم، بايد خودمان را جلو ببريم و خودمان ابداع كنيم؛ ترجمه نكنيد.11

ايشان با انتقاد از برخورد منفعلانه با نظريه‏هاى غربى در مورد اقتصاد، جامعه‏شناسى، روان‏شناسى و علوم سياسى، خاطرنشان مى‏كند: «مفاهيم و مبانى اساسى حقوق، سياست، اقتصاد و ساير علوم انسانى در اسلام وجود دارد و استادان متعهد دانشگاه‏ها و علماى حوزه‏ها مى‏توانند با نظريه‏پردازى و نوآورى علمى در اين عرصه‏ها، به حركت عمومى كشور كمك كنند.»12 مقام معظم رهبرى همچنين با اشاره به انديشه‏هاى غربى علوم انسانى، مسئله توليد علم را شامل همه علوم از جمله علوم انسانى دانسته و مى‏فرمايند:

همين نهضت نرم‏افزارى و توليد علم كه بنده گفته‏ام، در دانشگاه شما و در رشته علوم انسانى، همين است كه هرچه مى‏توانيد بيشتر بياموزيد و تحقيق كنيد. البته همان‏طور كه گفتم، اساتيدى هستند كه فرآورده‏هاى انديشه‏هاى غربى در علوم انسانى، بت آنهاست. در مقابل خدا مى‏گويند سجده نكنيد؛ اما در مقابل بت‏ها به راحتى سجده مى‏كنند؛ دانشجوى جوان را دست او بدهى، بافت و ساخت فكرى او را همان‏طورى كه متناسب با آن بت خود اوست، مى‏سازد؛ اين ارزشى ندارد و درست نيست. بنده به اين‏طور افراد، هيچ اعتقادى ندارم. اين استاد هرچه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نيست، مضر است. امروز خوشبختانه ما دانشمندان جوانِ مؤمن و تحصيل‏كرده‏هاى باايمان داريم كه مى‏توانند يك حركت علمىِ فراگير و به معناى واقعى كلمه، در عرصه علوم انسانى به وجود آورند؛ از اينها بايد استفاده بشود. مواظب باشيد دچار آن بت‏پرستى نشويد؛ آن كسى كه در فلسفه، اقتصاد، علوم ارتباطات و سياست، همان حرفى كه از دهن يك متفكر غربى درآمده، آن را حجت مى‏داند؛ حالا گاهى اوقات آن حرف هم در خود غرب نسخ شده! از اين نمونه‏ها ما زياد هم داريم. يك مطلبى را چهل، پنجاه سال پيش، يك فيلسوف اجتماعى يا سياسى در غرب گفته و بعد آمدند ده تا نقد بر آن نوشته‏اند؛ اين آقا تازه به حرف آن پنجاه سال قبل دست يافته و به عنوان حرف نو، به داخل كشور مى‏آورد و با بَه‏بَه و چَه‏چَه آن را به خوردِ دانشجو و شاگرد و محيط خودش مى‏دهد؛ از اين قبيل هم داريم. چقدر براساس همين نظرات اقتصادى غربى، بانك جهانى و مجامع پولى و مالى جهانى به ملت‏ها و دولت‏ها برنامه‏ها دادند و چقدر از طرف خود غربى‏ها عليه آنها موارد نقض نوشته شده! باز هم كسانى را داريم كه همان توصيه‏ها را مى‏آيند عينا تكرار مى‏كنند و عينا همان نسخه‏ها را مى‏نويسند. اين غلط است. تحقيق علمى به معناى فقط فراگيرى و تقليد نيست؛ تحقيق، ضد تقليد است. اين كار، كار شماست.13

4. ناديده گرفتن جايگاه و منزلت نخبگان و توليدات علوم انسانى و لزوم توجه به آن

ناديده گرفتن جايگاه نخبگان، نبود آينده شغلى و پرداختن دانش‏آموختگان رشته‏هاى علوم انسانى به مشاغلى جز حوزه‏هاى تخصصى‏شان، كم‏توجهى نسبت به مؤسسات و مراكز دست‏اندركار پژوهش‏هاى علوم انسانى و در برنامه‏ريزى‏هاى كشورى و تخصيص بودجه، از جمله چالش‏هايى است كه علوم انسانى با آنها روبه‏روست. مقام معظم رهبرى نسبت به گزارش‏هايى در مورد تشويق و ترويج درس‏هاى با زيربناى غربى، كنارزدن استادان علوم انسانى با مبانى اسلامى در برخى از دانشگاه‏ها و تلاش براى حذف واحدهاى درسى مرتبط با علوم اسلامى ابراز نگرانى كرده و ضمن تأكيد بر لزوم برخورد با اين‏گونه مسائل در محيط‏هاى دانشگاهى مى‏فرمايد:

علوم برخوردار از تفكر و هدايت اسلامى نبايد در دانشگاه‏ها منزوى شوند و بدون ترديد دانشجويانى كه پايان‏نامه آنها مايه اسلامى دارد بايد در چنين محيط‏هايى مورد تكريم و احترام قرار گيرند و مسئولان ذى‏ربط نيز تدوين علوم انسانى بر پايه‏هاى تفكر و جهان‏بينى اسلامى را در اولويت كارهاى خود قرار دهند.14

افزايش كمّى و جهش واحدهاى دانشگاهى علوم انسانى و تعداد دانشجويان و دانش‏آموختگان از يك‏سو و كاهش شاخص‏هاى كيفى در آموزش‏هاى رشته‏هاى علوم انسانى از سوى ديگر، باعث شده است كه اين رشته‏ها در جايگاه اجتماعى واقعى خود قرار نگيرند. همين مسئله نيز سبب كاهش رغبت بيشتر دانش‏آموزان مستعد براى ادامه تحصيل در علوم انسانى شده است. ايشان در مورد معضل آينده شغلى و پرداختن دانش‏آموختگان رشته‏هاى علوم انسانى به مشاغلى جز حوزه‏هاى تخصصى‏شان مى‏فرمايد:

مسئله ديگرى كه در همين زمينه پرداختن به اين علوم ـ علوم پايه و علوم انسانى ـ مطرح است، مسئله ورودى،خروجى دانشگاه‏هاست كه اين هم يكى از آن وظايف سنگين وزارت علوم است. ما ببينيم كه واقعا دانشگاه‏ها چه كسانى را جذب كنند و براى چه رشته‏هايى جذب كنند، بعد خروجى ما از دانشگاه‏ها در چه رشته‏هايى باشد كه ما به آنها بيشتر نياز داريم؛ حالا يا نيازهاى گذرا كه نياز فعلى ماست، يا نيازهاى بنيانى. براى اين مسئله هم بايستى يك ترتيبى داده شود.15

نكته ديگرى كه در بيان چالش‏ها بايد به آن اشاره كرد، ارزيابى علوم انسانى در كشور توسط كسانى است كه به دليل عدم شناخت كافى نسبت به اين علوم، وضعيت علوم انسانى را با پيمانه‏هاى علوم پايه يا مهندسى مى‏سنجند و از چاپ نشدن مقالات علوم انسانى در مجلات علمى خارجى سخن مى‏گويند و هر چيزى را كه رنگ غربى به خود نگرفته است طرد، و مخالفان نظر خود را متحجر قلمداد مى‏كنند. رهبر معظم انقلاب اسلامى با تأكيد بر اين مطلب مى‏فرمايد:

ما در زمينه كارهاى تحقيقاتى و درج مقالات علمى خود در مجلات I.S.I گاهى دچار مشكلاتى مى‏شويم. البته حجم مقالاتى كه از ما چاپ شده، خوب است؛ اما من اطلاع دارم ـ بخصوص در زمينه علوم انسانى ـ كه بعضى از مجلات ISI، اصلاً مقاله محقق ما را چاپ نمى‏كنند؛ چرا؟ به خاطر اينكه با مبانى آنها سازگار نيست. بله، ممكن است ما درباره فلسفه، روان‏شناسى، تربيت و ديگر مباحث حرف‏هايى داشته باشيم؛ پژوهشگر ما تحقيقى كرده و به نقطه‏اى رسيده ـ همان چيزى كه ما مى‏خواهيم ـ و مرزى را باز كرده كه با خاستگاه اين دانش ـ كه غرب است و با ارزش‏هاى آن هماهنگ است ـ سازگار نيست؛ لذا مقاله را چاپ نمى‏كنند! اين هم پاسخ ساده‏لوحى بعضى‏ها كه خيال مى‏كنند دنياى ليبرال ـ دموكراسى به معناى واقعى كلمه باز است و هركس هرچه مى‏خواهد، مى‏تواند بگويد؛ نه، آنها حتى پژوهش علمى را هم با ميزان كار مى‏كنند! اين، از جمله چيزهاى هشداردهنده و عبرت‏انگيز است.16

رهبر فرزانه انقلاب با تأكيد بر لزوم شناسايى، جذب نخبگان و توجه به جايگاه آنها مى‏فرمايد: «استعدادهاى ما خوب است. جوان‏هاى ما خوبند؛ اگر همين كارهايى كه آقايان اشاره كردند ـ شناسايى و جذب استعدادها در زمان خود، هدايت صحيح اينها، به كار گرفتن اينها، سازمان‏دهى معنوى صحيح در زمينه نخبگان ـ صورت بگيرد، كه هم انجام شدنى است و هم ان‏شاءاللّه اراده‏اش وجود دارد.»17

اگر شماها ان‏شاءاللّه زبده شويد و در همين علوم انسانى، مثلاً تاريخ، جامعه‏شناسى و روان‏شناسى كه خودتان گفتيد، پيشرفت كنيد، حقيقتا بدانيد ارزش شما در جامعه و در سطح بين‏المللى، از يك پزشك پيشرفته يقينا كمتر نيست؛ بلكه بيشتر هم هست. شما الان نگاه كنيد، ببينيد در اين چهره‏هاى علمى معروف دنيا چند تا پزشك هستند، چند تا جامعه‏شناس يا مورخ وجود دارند. مى‏بينيد كه تعداد و برجستگى اين دومى بيشتر است. منتها بايد كار كنيد تا پيش برويد. به اين مقدارى كه الان شماها رسيده‏ايد، مطلقا قانع نباشيد. به نام نخبه و استعداد درخشان هم قانع نباشيد. شما با انتخابِ به عنوان نخبه، چه مثلاً با پذيرش در كنكور يا مدال آوردن در فلان المپياد يا فلان جشنواره، وارد يك جاده‏اى شده‏ايد. وضع فعلى شما اين است. چنانچه از حركت باز بمانيد، همين اول جاده مانده‏ايد و مثل اين است كه وارد نشده باشيد. اهميت كار شما اين است كه اين جاده را با هر چه سرعت بيشتر طى كنيد، پيش برويد و خسته نشويد تا ان‏شاءاللّه به آنجايى برسيد كه شايسته شماهاست.18

جمع‏بندى چالش‏ها و راه‏كارهاى مورد بررسى در جدول (1) ارائه شده است:

جدول (1): چالش‏هاى علوم انسانى در دانشگاه‏ها و راه‏كارهاى بهبود وضعيت آن از منظر رهبر فرزانه انقلاب

چالش‏ها

راه‏كارها

مبانى مادى و ضددينى علوم انسانى استخراج مبانى علوم انسانى از دين
ماهيت غربى علوم انسانى بومى‏سازى علوم انسانى
الگوگيرى بى‏قيد و شرط از نظريه‏ها و توليدات غربى علوم انسانى نظريه‏پردازى، توليد علم و نوآورى‏هاى علمى در علوم انسانى
ناديده انگاشتن جايگاه و منزلت نخبگان، دانش آموختگان، مؤسسات و توليدات علوم انسانى توجه كافى به جايگاه نخبگان، دانش آموختگان، مؤسسات و توليدات علوم انسانى

نتيجه‏گيرى

پژوهش حاضر، تصويرى كلى از وضعيت علوم انسانى را در دانشگاه‏هاى ايران نشان مى‏دهد. يافته‏ها حاكى از آنند كه علوم انسانى در دانشگاه‏هاى ما با مسائل و چالش‏هاى بسيارى روبه‏روست. از جمله اين مسائل مى‏توان به مبانى مادى و ضددينى، ماهيت غربى، الگوگيرى بى‏قيد و شرط از نظريه‏ها و توليدات غربى و ناديده انگاشتن جايگاه و منزلت نخبگان، دانش‏آموختگان، مؤسسات و توليدات علوم انسانى اشاره كرد. مقام معظم رهبرى ضمن برشمردن چالش‏هاى مذكور و تأثيرات نامطلوب و نگران‏كننده آنها، به ارائه راه‏كارهاى عملى در جهت بهبود وضعيت علوم انسانى مى‏پردازند. مهم‏ترين اين راه‏كارها از منظر ايشان، استخراج مبانى علوم انسانى از دين، بومى‏سازى علوم انسانى، نظريه‏پردازى، توليد علم و نوآورى‏هاى علمى در علوم انسانى و توجه كافى به جايگاه نخبگان، دانش‏آموختگان، مؤسسات و توليدات علوم انسانى مى‏باشد. از ديدگاه رهبر فرزانه انقلاب، دانشمندان و پژوهشگران علوم انسانى در كشورمان مى‏توانند با استخراج مبانى علوم از قرآن و به كارگيرى دستاوردهاى غربى در كنار آن، بناى رفيع و مستحكمى از علوم انسانى را پايه‏گذارى نمايند. در اين زمينه، ميراث عظيم و عميق فرهنگى و تفكرات دينى و ملى ما بايد در توليد علم و نظريه و به طور كلى ساختمان علوم انسانى مورد توجه قرار گيرد؛ علوم برخوردار از تفكر اسلامى نبايد در دانشگاه‏ها منزوى شوند؛ اساتيد و دانشجويانى كه تحقيقاتشان داراى مايه اسلامى است بايد در محيط‏هاى علمى و دانشگاهى مورد تكريم و احترام قرار گيرند و مسئولان ذى‏ربط نيز تدوين علوم انسانى بر پايه تفكر و جهان‏بينى اسلامى را در اولويت وظايف خود قرار دهند.

در همين زمينه، پيشنهادهاى ذيل ارائه مى‏گردند:

1. فراهم نمودن زمينه لازم براى نظريه‏پردازى و نقد و بررسى ايده‏ها تحت نظارت استادان فن؛

2. تبيين ضرورت هم‏انديشى در مسائل علمى و فرهنگى حوزه و دانشگاه؛

3. هماهنگ ساختن توليد علم و مأموريت حوزه و دانشگاه در راستاى تمدن‏سازى اسلامى؛

4. ايجاد مهارت تفكر انتقادى در سطوح مختلف آموزشى به ويژه آموزش عالى؛

5. توجه به اشتغال دانش‏آموختگان علوم انسانى به عنوان يكى از اساسى‏ترين استراتژى برنامه توسعه؛

6. تبيين اهميت علوم انسانى و تصحيح نگرش نادرست خانواده‏ها و نهادهاى كشور نسبت به اين علوم؛

7. جذاب‏سازى رشته‏هاى علوم انسانى براى دانش‏آموزان با استفاده از قرار دادن امتيازهايى در آن رشته‏ها و جذب دانشجويان مستعد؛

8. ايجاد تعادل بين پذيرش دانشجو و ميزان اشتغال در جامعه و متناسب نمودن ضريب افزايش پذيرش دانشجو با برنامه‏هاى توسعه؛

9. داير نمودن رشته‏هاى مشترك بين علوم انسانى، علوم تجربى و علوم مهندسى در دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالى؛

10. فراهم نمودن بستر مناسب براى توجه به اصل توليد علم به عنوان هسته اصلى ديدگاه رهبرى و خارج كردن حوزه و دانشگاه از هرگونه شك و ترديد در اين زمينه؛

11. ترويج آزادى تفكر، تبادل آراء، ايجاد رقابت ميان انديشه‏ها، تشكيل مناظره‏هاى قانونمند، كرسى‏هاى نظريه‏پردازى و اتاق‏هاى فكر دانشجويى همراه با احساس امنيت؛

12. تقدير بايسته از نخبگان، نظريه‏پردازان و نوآوران علوم انسانى و تبديل نظريه‏پردازى و توليد علم به يك ارزش عمومى؛

13. طراحى جايزه علمى سال براى نخبگان و دانشجويان مستعد رشته‏هاى مختلف علوم انسانى؛

14. سرمايه‏گذارى در جهت توليد آثار علوم انسانى توسط مراكز تصميم‏گيرى، اعم از دولت، مجلس، و شوراى عالى انقلاب فرهنگى؛

15. توجه بيشتر به استادان دانشگاه‏ها و ديدگاه‏هاى نخبگان در تصميم‏گيرى‏هاى علمى، پژوهشى؛

16. ايجاد امكانات لازم از جمله امكان تحصيل در سطوح عالى براى استعدادهاى جوان، توجه به استعدادهاى مناطق محروم و توجه به عدالت اجتماعى به عنوان زمينه پرورش حقيقى استعدادهاى جوان.


 

 

  • ··· منابع

    ـ شريفى، احمدحسين، آيين زندگى: اخلاق كاربردى، قم، دفتر نشر معارف نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها، 1384.

    ـ مطهّرى، مرتضى، ده گفتار، تهران، صدرا، 1369.

    www.leadear.ir


 

 

 

  • پى نوشت ها

    *- دانشجوى كارشناسى ارشد، دانشگاه شيراز. دريافت: 12/4/89 ـ پذيرش: 29/5/89. morovatim@yahoo.com

    **- دانشجوى دانشكده مهندسى دانشگاه شيراز. morovati@cse.shirazu.ac.ir

     1ـ ديدار با هزاران نفر از بانوان قرآن‏پژوه و فعال قرآنى، 28 مهر 1388.

    2ـ ديدار با جمعى از اساتيد و اعضاى هيئت علمى، نخبگان، و رؤساى دانشگاه‏ها و مراكز تحقيقاتى، 8 شهريور 1388.

    3ـ بيانات رهبر معظّم انقلاب اسلامى در ديدار با اساتيد دانشگاه‏ها، 26 آذر 1383.

    4ـ ديدار با هزاران نفر از بانوان قرآن‏پژوه و فعال قرآنى، 28 مهر 1388.

    5ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با اساتيد دانشگاه‏ها، 26 آذر 1383.

    6ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با نخبگان جوان، 12 شهريور 1386.

    7ـ ديدار با مسئولان، استادان و دانشجويان دانشگاه امام جعفر صادق عليه‏السلام، 29 دى 1384.

    8ـ همان.

    9ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با جمعى از استادان دانشگاه‏هاى سراسر كشور، 8 آبان 1382.

    10ـ مرتضى مطهّرى، ده گفتار، ص 146؛ احمدحسين شريفى، آيين زندگى، ص 59.

    11ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاه‏هاى شيراز، 14 ارديبهشت 1387.

    12ـ ديدار با استادان و فرزانگان علمى و دانشگاهى، 8 آبان 1382.

    13ـ ديدار با مسئولان، استادان و دانشجويان دانشگاه امام جعفر صادق عليه‏السلام، 29 دى 1384.

    14ـ ديدار با اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى، 19 آذر 1371.

    15ـ همان، 13 دى 1384.

    16ـ ديدار با وزير علوم و رؤساى دانشگاه‏ها، 17 دى 1383.

    17ـ در ديدار با اساتيد دانشگاه‏ها، 26 آذر 1383.

    18ـ در ديدار با نخبگان، 25 شهريور 1385.